گفتگو ها
مطبوعات فرانسه
اخبار
بین المللی
افغانستان
تاریخ انتشار مقاله 09/05/2008 به روز شده 10/05/2008 16:49 TU
علامتی وجود نداشت که نشان دهد چنین اتفاقی خواهد افتاد. البته در آمریکا تظاهرات ضد جنگ ویتنام بود و خبر داشتیم.. از اتفاقات دانشگاههای سوربن و نانتر چند روزی گذشته بود که متوجه شدیم در دانشکدۀ ماهم وضع غیر عادیست.وضعی که به اعتصاب کشید و برپایی آتلیه ها برای درست کردن آفیش ها و پوستر ها.
چیز جالبی که از آن روز ها به یادم مانده است، همبستگی میان آدم ها و عدم خشونت بود. شاید به خاطر اینکه نسل جنگ دیده همبستگی را هنوز فراموش نکرده بود. من در دانشکدۀ هنر های زیبا خزانه دار کمیتۀ اعتصاب بودم . یک سبد بزرگ گذاشته بودیم و هرکس می آمد و پولی در آ ن می انداخت. همه چیز خوابیده بود و ما برای درست کردن پوستر ها احتیاج به پول داشتیم.
یک روز یک مرسدس بنز شیک کنار در دانشکده ایستا د و یک نفر یک اسکناس هزار فرانکی ، که آن زمان پول زیادی بود، توی سبد انداخت. او هنرپیشه سینما، فرانسیس بلانش بود. دانشجو ها همه موافق این حرکت بودند. حرکتی که خود انگیخته بود. احزاب سیاسی بعداً وارد جریان شدند.
در دانشکدۀ هنر های زیبا، صد و پنجاه سال بود که سیستم هیچ تغییری نکرده بود. سلسله مراتب شدیدی بر قرار بود. وقتی میخواستیم از پروژه امان دفاع کنیم در صف اول رئیس کل ،که اصطلاحاً به او ارباب می گفتیم، می ایستاد و صف بعد استاد مسئول و همین طور به ترتیب ردۀ اداری یا دانشگاهی می ایستادند و در صف های آخر دانشجویان قرار می گرفتند. سیستم متحجری بود و دانشجویان می خواستند این وضعیت را عوض کنند.
در آن روز ها رؤیا و تخیل همه جا موج میزد. اما رفته رفته ، به اجبار واقعیت ها خودشان را نشان دادند. و در معماری و هنر ، واقعیت جلای رؤ یا را از بین می برد. به همین دلیل هم بعد ها آنچه در معماری تحقق یافت ، آن چیزی نبود که ما در رؤیا هایمان می پروراندیم. بعد از ماه مه، دانشکدۀ هنر های زیبا که مرکز یت بسیار قوی در زمینۀ هنر و معماری داشت، با سیاست عدم تمرکز دولت و اصلاحات بعدی به چند قسمت تقسیم شد و بخشی از آن به حومه رفت.
بهمن پاکروان،آرشیتکت و نقاش