اخبار
بین المللی
افغانستان
تاریخ انتشار مقاله 25/07/2009 به روز شده 25/07/2009 16:31 TU

میر حسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی گزینه های جبهۀ اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری آینده است.
(عکس: رویترز)
نویسندگان نامه، پس از اشاره به بازداشت ها و خشونت ها، تذکر می دهند که شیوه های بازجویی کنونی، "یادآور دوران ستم شاهی" است. آنها می افزایند: "اسفبارتر این که دستگاههای امنیتی مصرانه در پی اثبات فرضیههای خیالپردازانه و سراپا اشتباه خود برای معرفی فعالان بعنوان عوامل وابسته به بیگانه و محرکان انقلاب مخملی هستند و از همین رو به شیوههای غیرقانونی، غیراخلاقی و غیرشرعی اعتراف گیری توسل جستهاند. دستگاههای تبلیغاتی دولتی و بویژه صدا و سیما نیز در این پروژه شرکت کرده و با پخش اعترافهای نمایشی، سعی در اثبات اینگونه اتهامات واهی دارد..."
این نامۀ سرگشاده از "دستگاههای ابداع توطئه" ای انتقاد می کند که حتی "عضویت در ستادهای تبلیغاتی را جرمی نابخشودنی مینمایانند"، و سپس با نگرانی از اعمال شکنجه، ادامه می دهد: "براستی اعمال شکنجههای مکرر در مورد کسانی که زیر لوای اسلام زندگی میکنند با توسل به کدام اصل قانونی، شرعی و انسانی توجیهپذیر است؟ و چگونه میتوان با سکوت در قبال این همه خشونت و سبعیت، داد از رحمانی بودن نظامی سرداد که شریعت محمدی را راهنمای خویش قرار داده است؟ این روزها دریافت اخبار نگرانکننده دربارۀ سلامت جسمی و روانی بسیاری از بازداشتشدگان، بر دامنۀ نگرانیها افزوده است".
در قسمت بعدی، نویسندگان نامه به ارائۀ راه حل می رسند و می نویسند: "تنها راه برون رفت از این وضعیت، اقدام قاطع و شفاف نسبت به توقف فرایند امنیتی ساختن فضای پس از انتخابات، کوتاه کردن دست عوامل غیرمسئول، آزادی تمامی بازداشتشدگان و بازگرداندن روند رسیدگی به اتهامات به مجاری قانونی است".
نویسندگان، مراجع تقلید را مستقیماً خطاب قرار می دهند و از آنها می خواهند که "پیامدهای زیانبار اتخاذ شیوههای قانونگریزانه را به دستگاههای ذیربط خاطرنشان ساخته و آنان را نسبت به اشاعۀ بیدادگری در نظام جمهوری اسلامی برحذر دارید"...
علاوه بر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی، شخصیت هایی چون عباس عبدی، مرتضی الویری، هاشم آغاجری، محسن آرمین، علیرضا بهشتی شیرازی، سید محمدرضا حسینی بهشتی (فرزند آیت الله بهشتی)، و...این نامۀ سرگشاده را امضا کرده اند.
***************************
گفتگو: شاهرخ بهزادی
در باره این نامه سرگشاده که میتواند به نوعی به چالش کشیدن نهاد رهبری جمهوری اسلامی ایران باشد، با "قاسم شعله سعدی"، استاد علوم سیاسی مقیم ایران گفتگوئی انجام داده ایم. از وی پرسش میکنیم که آیا بر شمردن مراجع تقلید بعنوان تنها مرجع و ملجاء ملت ایران در شرایط کنونی، چالش عمده ای برای مقام رهبری نیست؟ وی میگوید که قطعاً همین طور است.
وی میگوید که نقطه نظرهای متفاوتی در این زمینه وجود دارد. در واقع نامه نوشتن به این مراجع به نوعی، شکایت و گله کردن از آقای خامنه ای به همقطاران وی میباشد. هر چند که امروز مراجع مانند سابق در یک فرآیند طبیعی به مرجعیت نرسیده اند. برخی از آنها نزدیک به دولت و حکومت هستند و از جایگاهی که بطور سنتی برخوردار بودند، بعضاً بر خوردار نیستند، اما صرف نوشتن این نامه یک چالش جدی برای آقای خامنه ای بوده است. خصوصاً اینکه بخشی از آخوند های محافظه کار با این مسائل اخیر موافق نبودند. بعضی از علمای معروف انتقادات شدیدی از عملکرد دستگاه حاکم کرده اند.بعنوان مثال آقای دستغیب از موضع آقای رفسنجانی حمایت کرده،وتلویحاً به آقای خامنه ای گفته که شما حق ندارید که ایشان را شماتت کنید. یا آقای جوادی آملی و بعضی از علمای دیگر مثل آقای صانعی که بطور روشن نظرات خود را بیان داشته و نهایتاً آقای منتظری که فتوا داده و تلویحاً گفته که ولایت کنونی جائرانه است. این نظرات موجب گشته که جبهه جدیدی از بین همقطاران آقای خامنه ای در برابر وی گشوده شده ، و حل آن برای آقای خامنه ای بسیار مشکل بنظر میرسد.تمامی این اقدامات ونظرات موجب تقویت موضع اصلاح طلبان شده، لذا این نامه سرگشاده در ابعاد مختلفی قابل توجه بوده و بکی از ابعاد اساسی آن نشانگر آنست که بحران انتخابات ریاست جمهوری در ایران همواره حاضر بوده و مختوم نشده است.در واقع تمامی این موضع گیریها و نظرات، از جمله پیشنهاد رفراندوم آقای خاتمی، مبین آنست که وضع موجود در جمهوری اسلامی قابل قبول نبوده و الزاماً باید تغییر داده شود. نهایتاً اینکه وضع حاکم بر جمهوری اسلامی به چالش کشیده شده است.
از " قاسم شعله سعدی" پرسش میکنیم که امر و دستخط مقام رهبری در مورد برکناری آقای مشائی بیش از 5 روز در انتظار تصمیم محمود احمدی نژاد رئیس جمهور بر زمین مانده بود.این بی توجهی به مقام رهبری را چگونه ارزیابی میکنید؟
وی می گوید که نخستین باری نیست که دستور آقای خامنه ای اجراءنمیشود. وی میگوید که چند سال پیش آقای خامنه ای خواستار آزادی یک زندانی شده بود. فکر میکنم که این زندانی سیاسی آقای هاشم آغاجری بود. در این باره آقای بادامچیان در قوه قضائیه بدلیل وجود فتواهای دیگر از اجرای خواست رهبری به نحوی خودداری میکرد. اکنون با توجه باینکه عده ای تلاش میکنند که بگویند که موضع ایشان فصل الخطاب است، لیکن در واقع، موضع واقعی آقای خامنه ای بسیار تضعییف شده است. موضع آقای احمدی نژاد نیز در برابر آقای خامنه ای خارج از این قاعده نبوده و در واقع آقای مشائی پس از 7 روز که از حکم آقای خامنه ای میگذرد استعفا داده و رئیس جمهور هم استعفای ایشان را پذیرفته است. این صراحتاً به معنی بر کناری در اجرای حکم آقای خامنه ای تلقی نمیشود.
خبر
20/11/200916:46 TU
20/11/200916:41 TU
20/11/200916:06 TU
20/11/200914:11 TU
20/11/200916:44 TU
20/11/200915:04 TU
20/11/200910:14 TU
20/11/200908:16 TU
20/11/200907:52 TU
20/11/200906:54 TU