اخبار
پیش از این در خبر ها
افغانستان
به قلم : ناصر اعتمادی
تاریخ انتشار مقاله 27/09/2009 به روز شده 19/10/2009 13:13 TU
حضور غیرمنتظرۀ انبوه مخالفان در آخرین راهپیمایی روز قدس نشان داد بحران حقانیت سیاسی که بعد از دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران ابعاد بی سابقه ای به خود گرفته به راحتی حل شدنی نیست. این بحران اما همزمان است با پایان سکوت ایران در مورد دومین تأسیسات غنی سازی اورانیوم خود در حوالی قم و تهاجمات گسترده ای که بعضاً به مناسبت برملا شدن این تأسیسات به ابتکار آمریکا و دیگر کشورهای غربی علیه برنامۀ اتمی ایران تشدید شده و ظاهراً تا همینجا توانسته برای اولین بار طی دو سه سال اخیر روسیه را در اعمال "مجازات های دردآور" علیه ایران، چنانکه رئیس جمهوری آمریکا گفته، با غرب همراه کند.
دامنۀ این همسویی اما، فراتر از این رفته : رئیس جمهوری آمریکا اینبار در اجلاس گروه بیست که عملاً جایگزین ساختارهایی قدیمی گروه هفت یا گروه هشت کشور صنعتی جهان شده، نمایندگان کشورهای حاضر در اجلاس را که دو سوم جمعیت جهان را تشکیل می دهند، فراخواند تا در اقدامی همبسته و هماهنگ ایران را وادار به چشم پوشی از فعالیت های حساس اتمی اش کنند. همین دو داده – بحران حقانیت سیاسی رژیم اسلامی در داخل و بحران اتمی ایران در صحنۀ بین المللی - کافی است تا نشان بدهد که جمهوری اسلامی روزهای چندان آسوده ای پیش رو ندارد. اگر چه ناظران بعضاً بر این باور بوده اند که تضعیف رژیم اسلامی که ناشی از تعمیق بحران حقانیت آن در داخل است مالاً تهران را بهعقب نشینی و مصالحه با غرب بر سر پروندۀ اتمی اش وادار خواهد کرد، برخی دیگر معتقدند که حکومت ایران برای پاسخ ندادن به بحران حقانیتش چاره ای جز تشدید بحران مناسبات خود با غرب حول برنامۀ اتمی اش ندارد.
از اینرو بررسی رفتار و رویکرد حکومت ایران در مواجهه با این دو بحران موضوع زمینه های و زمانه های این هفته است در گفتگو با آقایان سعید رضوی فقیه، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل ایران، بهمن نیرومند، نویسندۀ مقیم آلمان و فرخ نگهدار فعال سیاسی مقیم انگلستان. آقایان با تشکر از شرکت شما در این گفتگو، اجازه بدهید بحث را با این پرسش از آقای رضوی فقیه آغاز کنیم : نشانه های ضعف در رژیم اسلامی چقدر جدی است و چه تاثیری می تواند بر رویکرد خارجی آن بگذارد.
سعید رضوی فقیه : مهمترین چالش های رژیم اسلامی بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری زیرسئوال رفتن مشروعیت مردمی و مشروعیت دینی این نظام بوده تا آنجا که این حکومت در این سی سال هم خود را مردمی ترین حکومت جهان تلقی کرده و هم اسلامی ترین حکومت جهان. از یک طرف، تظاهرات خیابانی گسترده علیه حکومت یا دست کم بخش های مهمی از آن نشان داد که جمهوری اسلامی دیگر پشتیبانی مردمی خود را ندارد. از طرف دیگر اقدام های خلاف شرع این حکومت به ویژه در زندان ها مشروعیت دینی این نظام را در نزد روحانیان طراز اول و مراجع تقلید بسیار متزلزل کرد. از این رو تلاش گستردۀ رژیم در دو سه ماه اخیر ترمیم این مشروعیت های از دست رفته بوده است. حضور آقای احمدی نژاد در نیویورک و اعلام جنجالی وجود تأسیسات اتمی دوم فقط این است که با ایجاد یک بحران بین المللی جدید جمهوری اسلامی بتواند بحران های داخلی خود را تحت الشعاع قرار بدهد. و بخصوص بتواند آن دسته از بدنۀ رژیم را که تحت تاثیر رویدادهای اخیر متزلزل شده دوباره تحت چتر رژیم به رهبری آیت الله خامنه ای متحد کند و در عین حال آن بخش از مخالفان سنتی رژیم اسلامی را از خلال بحران های بین المللی جمهوری اسلامی منزوی سازد.
ار اف ای : آقای بهمن نیرومند اگر رژیم اسلامی برای عدم پاسخگویی به بحران حقانیتش در صدد تشدید بحران مناسباتش در صحنۀ بین المللی حول برنامۀ اتمی خود است، آیا این رویه تأمین کنندۀ انتظار و منافع آن برای حفظ وضع موجود هست؟
بهمن نیرومند : من کاملاً با آقای رضوی فقیه موافق هستم. به نظر من هم نه امروز که در گذشته نیز کوشش رژیم جمهوری اسلامی همواره این بوده که با ایجاد تنش و بحران بین المللی نظر مردم را از واقعیت جامعۀ ما دور کند. و رهبران ایران همواره بر این نظر بوده اند که مردم ترجیح می دهند که حکومتی را که مورد تأئیدشان نیست در مقابل تهدید ها و احتمالاً حملات خارجی پشتیبانی کنند. ولی اینبار مسأله کاملاً متفاوت است. اینبار مردم به طور میلیونی در مقابل این رژیم قرار گرفتند و رژیم هم تمام ملاحظات گذشته را کنار گذاشته و با زور اسلحه با مردم ناراضی مواجهه شده است. همانطور که آیت الله منتظری گفته و مورد اشاره آقای رضوی فقیه هم بود، دیگر هیچ نوع حقانیتی برای این رژیم نمانده است : چگونه ممکن است که رژیمی علیه میلیون ها مسلمان اسلحه بکشد آنها را شکنجه و زندان کند به دختران و پسران جوان تجاوز کند و عده ای را به قتل برساند و بازهم ادعای ایمان به اسلام و اعتقاد به عدالت داشته باشد؟ در زمینۀ بین المللی هم تاکتیک های ایران برای وقت کُشی و پیشبرد همزمان برنامۀ اتمی اش ارزش و کارآیی خود را از دست داده است و جامعۀ بین المللی هم کاملاً مصمم در مقابل ایران ایستاده است.
اراف ای : به نظر می رسد که زیست از خلال بحران یا با ایجاد بحران خصیصۀ رژیمی اسلامی باشد که در این سی سال از آن به عنوان "رژیمی استثنایی" نیز یاد شده است. آقای فرخ نگهدار آیا این رویه امروز هم می تواند کارساز باشد یا بالعکس حکومت ایران را با مشکلات تازه ای روبرو خواهد ساخت؟
فرخ نگهدار : در دوره های قبل وقتی که رژیم اسلامی ایران فرافکنی می کرد – نظیر دورۀ جنگ با عراق – موفق می شد نوعی بسیج ملی را به وجود آورد و به این اعتبار نوعی تکیه گاه ملی تقویت شده را برای خود ایجاد کند. این رویۀ تا اوایل دورۀ احمدی نژاد نیز ادامه داشت. در دورۀ اخیر به ویژه در سه ماهۀ اخیر اکثریت قاطع مردم نسبت به رژیم اسلامی نوعی بحران اعتماد پیدا کرده اند. شعار "رأی من کجاست؟" بارزترین مصداق این بحرانی بی اعتمادی به رژیم است. در رویدادهای بعدی، با شروع دادگاه های نمایشی افکار عمومی کمترین اعتمادی به رژیم نکرد مبنی بر اینکه مثلاً اعترافات دستگیرشدگان گویای واقعیت بوده است. پس از آن موضوع تجاوزها و کشتارها و شکنجه ها در زندان ها مطرح شد و دولت سراسیمه شروع به انکار کردن کرد و باز انکارهای دولت به هیچ وجه اعتماد عمومی را برنانگیخت. وقتی دولت ایران نمی تواند در داخل کشور اعتماد عمومی را احیاء کند و بحران بی اعتمادی به خود را از میان بردارد، در صحنۀ بین المللی هم در زمینۀ تلاش ها برای اثبات ماهیت صلح آمیز فعالیت های اتمی اش شکست می خورد. نیک که بنگریم به دلیل همین بی اعتمادی عمومی داخل کشور به رژیم است که افکار عمومی و رهبران بین المللی به رژیم اسلامی ایران اعتمادی نمی کنند.
ار اف ای : آقای رضوی فقیه بحران بی اعتمادی نسبت به رژیم اسلامی چه در داخل و چه در خارج از کشور ای بسا نمودار خلاء قدرت در ایران باشد. پرسش این است : برای اینکه این خلاء قدرت به فروپاشی اجتماعی نیانجامد طرفداران دموکراسی و آزادی در ایران چه وظایفی پیش رو دارند؟
سعید رضوی فقیه : در شرایط فعلی رهبران جنبش اعتراضی در ایران باید به چند نکته حیاتی در تداوم این جنبش توجه داشته باشند. اول اینکه باید صورتبندی روشن و مشخصی برای شعارهای این جنبش در نظر بگیرند. یعنی اینکه باید اهداف مشخصی را ترسیم و به مردم ارایه بکنیم که ممکن و قابل تحقق باشند و با شرایط جامعۀ ایران همخوانی داشته باشند. دوم اینکه باید دربارۀ سازماندهی این جنبش متکثر اعتراضی در ایران اندیشه ای بکنیم. و مسألۀ سوم مشخص کردن یک نیروی رهبری کنندۀ قابل اعتماد برای این جنبش است. متأسفانه و با گذشت سه ماه از اعتراضات مردم، رهبران اعتراض ها به صورت منفرد عمل می کنند. اگر این سه نیاز تأمین نشود، ممکن است خلاء قدرت در ایران به فروپاشی اجتماعی بیانجامد...
ار اف ای : آقای فرخ نگهدار به نظر می رسد که اوضاع امروز ایران شباهت ملموسی داشته باشد با نهضت مشروطه که در آن نیروهای مدافع یک دموکراسی عُرفی صرف نظر از اینکه مذهبی بودند یا غیرمذهبی اهداف واحدی را دنبال می کردند. پرسش این است که این امکان امروز چگونه می تواند در ایران به نیروی مادّی تبدیل شود و مشخصاً آیا بخش های مغفول ماندۀ قانون اساسی جمهوری اسلامی، چنانکه آقای میرحسین موسوی می گوید، می تواند پلاتفرم چنین وحدتی به شمار برود؟
فرخ نگهدار : با این موافق هستم که باز چرخشی در مناسبات نیروهای فرهنگی و فکری جامعۀ ما اتفاق افتاده است. همانطور که در جنبش مشروطیت و نهضت ملی شدن نفت در ایران می دیدیم نیروهای مخالف مذهبی و غیرمذهبی چندان به طور منفک از هم اقدام نمی کردند. یکی از مشخصه های جنبش سبز این است که این سد و جدایی را که بعد از کودتای بیست و هشت مرداد شکل گرفت و با ظهور و استقرار حکومت اسلامی به اوج رسید از میان برداشته است. برای اولین بار بعد از نهضت مشروطه و نهضت ملی به رهبری دکتر مصدق از نو موضوع های استبداد و آزادی نیروهای سیاسی جامعه ما را تقسیم می کند. این یک تحول بسیار مثبت است که در جامعۀ ما اتفاق افتاده است. امروز اکثریت جامعۀ ما این دو گرایش – گرایش های دینی و سکولار - را در درون خود حمل می کند و مسأله اش تقویت عناصر جمهوریت و مردمسالاری است. من اصلاً آینده را اینطور نمی بینم که سپاه پاسداران و دولت احمدی نژاد بتوانند قدرت خود را تثبیت بکنند...
ار اف ای : آقای رضوی فقیه به نظر می رسد که اینبار از نظر اصلاح طلبان جامعۀ مدنی در بهترین حالت ابزاری برای چانه زنی در بالا نیست و در نتیجه جایگاه تعیین کننده ای در بینش آنان یافته است. پرسش این است که اصلاح طلبان با نماد این جامعۀ مدنی که اعتراضات مردمی جاری است چه می خواهند بکنند و تا کجا مطالبات طرح شده از سوی آقای موسوی و دیگر اصلاح طلبان منطبق است با انتظارات جنبش اعتراض مدنی مردم؟
سعید رضوی فقیه : در شرایط کنونی تنها پناهگاه رهبران اصلاح طلب که از قدرت رانده شده یا مورد غضب و قهر صاحبان قدرت قرار گرفته اند مردم و جامعۀ مدنی است. یعنی همین شبکه هایی است که آقای موسوی از اهمیت شان صحبت کرده و باید شکل بگیرد. متأسفانه جمهوری اسلامی در طول حیات سی ساله اش جامعۀ مدنی ضعیف ایران را روز به روز ضعیف تر و لاغرتر کرده است. از طرف دیگر، آقایان موسوی، کروبی، خاتمی و دیگران هوشیارانه پایۀ مطالبات خود را احیای اصول فراموش شدۀ قانون اساسی جمهوری اسلامی قرار داده اند. زیرا، ما با نفی قانون اساسی بخش مهمی از طرفداران خودمان را در سطح جامعه از دست می دهیم. با نفی کامل جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن ما شکافی در همین بدنۀ جنبش اعتراضی موجود و نیز سطوح بالاتر آن ایجاد می کنیم. بنابراین ما اگر مبنای مطالبات خود را احیای آن بخش از اصول فراموش شدۀ قانون اساسی که ناظر بر رعایت حقوق اساسی افراد است قرار دهیم هم به بخشی از خواسته های خود می رسیم و هم وحدت و یکپارچگی این جنبش را حفظ می کنیم. از طرف دیگر، نفی این قانون اساسی مستلزم این است که ما متن یک قانون اساسی دیگر را پیشاپیش در دست داشته باشیم و به نظر من هیچ توافقی میان مخالفان جمهوری اسلامی بر سر این قانون اساسی جایگزین وجود ندارد. بنابراین بهترین راه همین است که مبنای مطالبات خودمان را احیای اصول فراموش شدۀ قانون اساسی موجود قرار دهیم که در صورت احیای این اصول می توانیم گام های بعدی را برای احقاق دیگر حقوق فراموش شده برداریم.
اراف ای : به دلیل تنگی وقت سئوال مشترکی داریم از آقایان بهمن نیرومند و فرخ نگهدار : توصیه شما برای حفظ سرزندگی جامعۀ مدنی امروز که با جنبش اش مناسبات قدرت را تا حدودی به سود اصلاح طلبان حفظ کرده چیست؟
بهمن نیرومند : با عرض معذرت برخلاف آنچه آقای رضوی فقیه گفتند، من معتقدم که برغم سرکوب شدیدی که در این سی ساله به خصوص علیه جامعۀ مدنی ایران وجود داشته، این جامعۀ مدنی روز به روز گسترش پیدا کرده است. این میلیون ها نفر معترضی که به خیابان ها سرازیر شدند، یک باره خلق نشده اند. این ها نتیجۀ تلاش سالیان طولانی همین جامعۀ مدنی است. البته، با آقای رضوی فقیه موافقم که در دورۀ هشت سالۀ آقای خاتمی خیلی کم بها داده شده به جامعۀ مدنی و یکی از دلایل شکست آقای خاتمی هم همین کم بها دادن به جامعۀ مدنی بود. ایشان آنطور که شایسته بود از نهادهای جامعۀ مدنی پشتیبانی نکرد و اجازۀ رشد یافتن به آنها را نداد. امروز هم مهمترین عامل همین نهادهای جامعۀ مدنی هستند. این ها هستند که ستون فقرات این جنبش اعتراضی جاری را تشکیل می دهند. به همین خاطر است که باید تقویت شان کرد. در واقع، حق با آقای میرحسین موسوی است وقتی که می گوید پیکرۀ این جنبش اجتماعی از همین نهادها ساخته می شود و از اساساً از خلال مجموعۀ این نهاهاست که باید حرکت اجتماعی امروز پیش برده شود. نکته دوم این است که بسیاری از مشکلاتی که چه امروز و چه در دورۀ اصلاحات با آنها مواجهه بوده ایم ناشی از همین قانون اساسی جمهوری اسلامی است. این قانون اساسی در واقع دارای یک تضاد جوهری است میان حکومت اسلامی و جمهوری و این تضاد در سرتاسر این قانون اساسی منعکس شده است. شما اگر بخواهید مبنای مطالبات خود را قانون اساسی قرار دهید باید بگوئید با شورای نگهبان چه می خواهید بکنید با نقش رهبر جمهوری اسلامی چه می خواهید بکنید. این ها دخالت مستقیم در تصمیم گیری مجلس، ریاست جمهوری و رأی مردم و انتخابات و دیگر سطوح مملکت دارند. من نمی فهمم این تأکید دائم بر قانون اساسی چه دلیلی دارد. مردم نباید امروز خود را مشغول این بکنند که قانون اساسی جمهوری اسلامی آری یا نه. این مسألۀ امروز ما نیست. مسألۀ ما همان خواسته هایی است که مردم در خیابان ها مطرح کردند. یعنی : رعایت آزادی های اساسی...
ار اف ای : آقای فرخ نگهدار شما چه فکر می کنید؟
فرخ نگهدار : من موکداً می گویم که آنچه ما می گوئیم و می کنیم کاملاً قانونی است و در مقابل آنچه حکومت می کند نقض تمامی حقوق و تعهداتی است که در قبال مردم دارد. متمرد از قانون در ایران رهبری جمهوری اسلامی و منصوب وی آقای محمود احمدی نژاد است. این ها هستند که حقوق ملت را که در قانون اساسی هم تصریح شده زیر پا می گذارند. نکته بعدی که می خواهم بگویم این است که ما باید حق بحث و گفتگو پیرامون قانون اساسی را ضمن التزام به آن از حاکمان طلب کنیم. این قانون اساسی را من قبول ندارم و بسیاری از اقشار اجتماعی هم قبول ندارند. این قانون اساسی بر اساس تبعیض نوشته شده است و باید حق گفتگو دربارۀ آن را بخواهیم و تضمین بکنیم.
زمینه ها و زمانه ها
14/02/201015:31 TU
07/02/201015:50 TU
31/01/201016:48 TU
25/01/201012:40 TU
25/01/201012:37 TU
پنج تن از نواندیشان دینی بیانیۀ تکمیلی جهت "بهینه" کردن حداقل پیشنهادات بیانیه هفدهم میرحسین موسوی ارایه کرده اند. با این حال، نه فقط هر دو بیانیه در مورد حداقل مطالبات زنان ایران که بعضاً به نماد و واقعیت جنبش جاری بدل شده اند، سکوت اختیار نموده اند، بلکه حتا در طرح حداقل ها نیز بسیار از آنچه مردم در خیابان ها می خواهند عقب مانده اند. بررسی این ناسازه موضوع زمینه ها و زمانه های این هفته است.
10/01/201010:53 TU
05/01/201010:12 TU
21/12/200908:48 TU
14/12/200909:06 TU
06/12/200916:59 TU