publicite publicite
Rechercher
Choisir langue

languages /

 

فرهنگ و هنر

"رنوآر در قرن بیستم"

به قلم : شهلا رستمی

تاریخ انتشار مقاله  03/10/2009 به روز شده  03/10/2009 13:37 TU

"رنوآر در قرن بیستم"

یکی از آثار رنوار

نمایشگاهی که زیر عنوان  "رنوآر در قرن بیستم" از روز 23 سپتامبر در "گران پاله" آغاز شده و تا روز 4 ژانویه 2010 ادامه خواهد داشت، با گردآوری حدود  صد تابلو، طرح و مجسمه های ناشناختۀ "پییر اوگوست رنوآر" (1841-1919 )، جنبۀ دیگری از هنر این نقاش بزرگ سبک امپرسیونیسم را نشان می دهد.

 در واقع "رنوآر" در سال 1913 در  72 سالگی، یک چرخش 180 درجه به کار خود داد و نه تنها به مجسمه سازی بلکه به هنر کلاسیک و تزئینی  رو آورد.

"رنوآر" در سال 1913 خود می گفت : "پنجاه سال طول کشید تا من به این نتیجۀ ناکافی برسم". این در حالی است که طی این سالها او به ویژه با تابلوهای زنان برهنۀ خود در یکی از نمایشگاههایش، همه را شگفت زده نمود.

گر چه این بخش از  آثار"رنوآر" باعث خشم شماری از "رنوآر" شناسان  شد اما این نمایشگاه، همانگونه که آخرین نمایشگاه آثار پیکاسو که در آن آثار وی در کنار آثار هنرمندان دیگری که از آنها الهام گرفته بود، قرار داده شده بود،حکایت از تأثیر  هنری این بخش از آثار  این نقاش قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم بر آثار پیکاسو، ماتیس، مایول و یا بونار دارد.

از ورای عکس های شخصی رنوآر، که در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده، پیرمردی را می بینیم که بسیار سرزنده بود و توسط تحسین کنندگانش احاطه  شده بود. از جمله می دانیم که "آپولینر" و "مال آرمه"، دو شاعر معروف آن زمان "رنوآر" را می پرستیدند و در راستای تشویق دولت به خریدن آثار او فعالیت می کردند. پیکاسو نیز از علاقمندان "رنوآر"بود و نه تنها شماری از نقاشی ها بلکه برخی از "اتود" های او را نیز خریداری کرده بود.

شادی قدیریان و جنگ

شادی قدیریان

شادی قدیریان، عکاس جوانی که از چند سال پیش با فتو مونتاژ های خود نظر ها را به خود جلب کرده، با آخرین آثارش که همگی به شکلی یاد آور جنگ  هستند، در چارچوب دو سالانۀ "عکس های دنیا" که هم اکنون در مقابل موزۀ "که برانلی" برپاست، در گالری "بودوئن لوبون" حضور دارد.

از شادی قدیریان، که ما را در گذشته بیشتر به مسائل زنان با فتو مونتاژهای خود و امتزاج سنت و مدرنیته عادت داده بود، پرسیدم نظر به اینکه جنگ، آنهم تقریبأ پس از گذشت بیست سال، دیگر موضوع تازه ای نیست در حالیکه موضوعات مربوط به مسائل زنان داغ تر هستند، چرا جنگ را انتخاب کرده و در همۀ اشیاء و مبل های خانه، اعم از سرویس ظرف، کمد لباس و حتا در درون یخچال هم حضور جنگ را می بینیم ؟

شادی قدیریان، عکاس

03/10/2009

از عکس و عکاسی صحبت رفت.

"خانۀ اروپائی عکس" نیز تا تاریخ 11 اکتبر نمایشگاهی را به آثار فتو ژورنالیست و خبرنگار ترک "آرا گولر" اختصاص داده که پیش از پیوستن به آژانس "ماگنوم" در سالهای 60، برای روزنامه های مهم کشورش گزارش تهیه می کرد.

او زیر عنوان " استانبول گمشده: سالهای 50-60 " عکسهای گشت و گذارش در کوچه های این شهر را به نمایش می گذارد.  عکسهائی که آدم های معمولی، مردان، زنان چادری و کودکان را بدون تلاش برای نشان دادن وضعیت اجتماعی شان در زندگی روزمرۀ آنها نشان می دهد.

"آرا گولر" که در سال 1940 دانشکدۀ اقتصاد را به خواست خانواده اش به پایان رساند، اما در انتخاب میان نقاشی، تآتر و سینما مردد بود، تصور نمی کرد کاری را که برای تفنن انجام می دهد، یعنی عکاسی، به عنوان حرفه برایش در آید. او در سال 1947 با روزنامۀ ترک "یعنی استانبول" به عنوان خبرنگار و با "حیات" به عنوان عکاس به همکاری پرداخت.

بعدها از همۀ گوشه ها ی کشورش عکس گرفت و تبدیل به یکی از چهره های مهم و مورد احترام عکاسی در ترکیه شد. او دیگر امروز تمایلی به سفر ندارد و از ورای عکس های بیشماری که گرفته به سفر ادامه می دهد.

http://www.mep-fr.org/actu_1.htm

"نی سحر آمیز" 2

گروه "ایسانگو پورتو بلو" از آفریقای جنوبی با روایت خاصی از "نی سحر آمیز موتزارت" از روز 8 تا 18 اکتبر بر صحنۀ تآتر شاتلۀ پاریس خواهد بود. گرچه این اپرا کاملأ با رعایت متن و پارتیشن موتزارت اجرا میشود اما از سازهای آفریقائی از جمله "ماریمبا" برای اجرای آن استفاده شده که برای گوش تماشاگران بسیار غریب خواهد بود.

در عین حال اپرائی می بینیم که همۀ خوانندگان و رقصندگان آن سیاهپوست هستند.

گفتنی است که تآتر "شاتله" فصل هنری خود را با همین اپرای "نی سحر آمیز "اما در سبک کلاسیک آن آغاز می کند و آن را "نی سحر آمیز" 1 نامیده است.

چهاردهمین فستیوال سینمای آلمان

فستیوال سینمای آلمان

با فیلم "خداحافظ لنین" ساختۀ "ولفگانگ بکر" در سال 2003، سینمای آلمان که از سال 1980 در رخوت فرو رفته بود، بیدار شد و جان گرفت. پس از آن سالی نیست که ما شاهد رسیدن یک یا چند اثر خوب سینمائی این کشور به سینما ها وفستیوال ها نباشیم . فیلم هائی چون "سقوط" ساختۀ "اولیور هیرش بیگل" (2005 )، "زندگی دیگران" فیلم تکان دهندۀ " فلوریان هنکل فون دونرز مارک" (2007)، "در آن سو" ساختۀ "فاتح اکین" (2007 )و "گروه بادر" ساختۀ "اولی ادل" (2008) باعث شده، از تاریخ 30 سپتامبر تا 6 اکتبر، سینما "آرلکن" در پاریس شماری از فیلم های ناب سینمای آلمان و از جمله بهترین فیلم های کوتاه ساخته شده توسط دانشجویان رشتۀ سینما را به نمایش بگذارد. در میان آنها می توان از "آلمان 09" نام برد که یک اثر دسته جمعی است و نگاه 13 سینماگر را به کشورشان بیست سال پس از سقوط دیوار برلن نشان می دهد

در همین مدت یعنی از روز 30 سپتامبر تا 6 اکتبر  نیز سینمای "روفله مدیسیس" به نمایش آثار "آندره ای تارکوفسکی" سینماگر خاص روسی می پردازد.

بازگشت "رابرت آلدریچ"

کارگردانی که در سال 1983 در سکوت کامل  از جهان رفت و آفرینندۀ شخصیت های مرد خشن و بی رحم بود، این روزها مورد توجه قرار گرفته، پس از فستیوال سینما آمریکای شهر "دوویل"، اکنون سینما تک پاریس تا روز 5 اکتبر به بزرگداشت او می پردازد. شماری سینمای "هنری-تجربی" نیز فیلم های وی را به نمایش گذاشته اند. مجله های سینما هم عقب نمانده اند و مجلۀ "پوزیتیف" 24 صفحه خود را به وی اختصاص داده است. برنامه های مربوط به این کارگردان مهم سینما ی هالیوود، در عین حال شخصیتی پیچیده را به ما می شناساند که، علاوه بر آثار خودش، در کنار بزرگترین حرفه ای های سینما فعالیت کرده است. به عنوان مثال در می یابیم که او دستیار "ژان رونوآر" در فیلم "مرد جنوبی"، "ویلیام ول من" در فیلم " بردگان پیروزی"، "ماکس اوفولس" در فیلم "در دام" و به ویژه "چارلی چاپلین" در "لایم لایت" بوده است.

باز هم در می یابیم که تنبلی "رابرت آلدریچ" را به دنیای سینما هدیه کرده است. او که در سال 1918 در خانواده پر نفوذی به دنیا آمد، بر خلاف خواست خانواده اش که نام او را در رشتۀ امور مالی و پولی در دانشگاه ثبت کرده بود، تنها به رقص توجه می کرد. سرانجام خانواده اش با استفاده از یک پارتی توانست کاری برای او در هالیوود پیدا کند و "رابرت آلدریچ" به مدت 12 سال همۀ مشاغل دست پائین را در آنجا آزمایش کرد. یعنی برخلاف سینماگرانی چون "جوزف لازی"، "الیا کازان"و "ادوارد دیمیتریک" که مدارس تآتر را به پایان رسانده بودند، او از کار در انبار تزئینات مربوط به سینما و مشاغلی از این دست می آمد. درهای شانس توسط تلویزیون،که در  پایان سالهای 1940 به تکنیسین های بسیاری نیاز داشت، برای او باز شد.

"رابرت آلدریچ" توانست شمار بالائی سریال تهیه کند و به تجربۀ بزرگی دست یابد. این تجربه باعث شد او بتواند در سال 1953 و در 35 سالگی اولین فیلم سینمائی خود را بسازد. بعد نوبت "اعلام خطر در سنگاپور" رسید که یک فیلم معمائی کوبنده از آب در آمد. فیلمی که نظر "برت لنکستر" را که به تازگی یک شرکت تولید فیلم ایجاد کرده بود، جلب نمود و از "رابرت آلدریچ" دعوت کرد که برای شرکت او فیلم بسازد. حاصل این همکاری از جمله فیلم معروف "ورا کروز" است که سناریوی آن تنها پنج دقیقه پیش از آغاز فیلم برداری به پایان رسید.

"رابرت آلدریچ" که به نشان دادن زندگی روز مره علاقمند بود مدتی به فیلم های سیاسی روی آورد و سپس به زنان پرداخت. فیلم هائی که خشونت به شکلی عمیق در آنها دیده می شد. تکان دهنده ترین آنها "چه به سر بیبی جین آمد" و "هیس هیس شارلوت عزیر" با بازی فوق العاده ی"بت دیویس" و "اولیویا دو هاویلند" بود.

 به خاطر این دو فیلم هم که شده باید سری به سینماتک فرانسه زد.  

زندگی های کوچک و گرفتاریهای بزرگ "مری و ماکس"

ماری و مکس

اولین فیلم بلند انیمیشن استرالیائی، "مری و ماکس"، ساختۀ "آدام الیوت" که اکنون بر پردۀ سینما هاست و جایزه بهترین فیلم را در فستیوال معتبر سینمای انیمیشن شهر "انسی" در فرانسه ربود، بدون شک یکی از شاهکارهای سینمای انیمیشن است. این فیلم، به دنبال "بالا" و "شماره 9" با طنز و واقعیتی که از شخصیت هایش می تراود و نیز صدای راوی، فیلیپ سیمور هوفمان، هنرپیشه بسیار خوب، بار دیگر ثابت می کند که سینمای انیمیشن می تواند تماشاگر را مجذوب و متأثر کند.

شخصیت های این فیلم که نه زشت هستند نه زیبا، نه قهرمانند و نه زندگی قابل توجهی دارند کاملأ جنبه ای جهانی پیدا می کنند. یکی از آنها یک دختر 8 ساله است که در ملبورن زندگی می کند و دیگری مرد چهل ساله ی تنهائی است که در نیویورک، با ترس های روانی خود دست وپنجه نرم می کند و روزگار می گذراند. این دو به شکل تصادفی به نامه نگاری با یکدیگر می پردازند و می بینیم که تنها نقطه های مشترکشان علاقۀ هر دو به شکلات و تنهائی مفرط آنهاست. یکی از نقاط قوی فیلم انتخاب رنگ هاست. در زندگی "ماکس هوروویتس" همه چیز، به جز منگوله کلاهش به رنگ سیاه و سفید و خاکستری است. در بخش های دیگر هم از  رنگ  به شکلی خاص استفاده می شود. موزیکی جذاب روند نزدیک شدن این دو موجود تنها و فراموش شده را همراهی می کند و برای تماشاگر لحظاتی لذت بخش فراهم می آورد.

عروسک های صامت در خدمت یک اقتباس

پییر و گرگ

فیلم عروسکی "پییر و گرگ" که در سال 2007 جایزۀ کریستال فستیوال "انسی" و در سال 2008 اسکار بهترین فیلم کوتاه انیمیشن را ربود، همزمان به روی پردۀ سینماها و به شکل "دی وی دی" توسط "آرته" به بازار آمده است.

در این فیلم ، "سوزی تمپلتن" فکر "سرگئی پروکفیف" آهنگساز  روسی و خلاق این "قصۀ موسیقیائی" را که هر شخصیت باید معرف یک ساز باشد، به دقت دنبال کرده است. کیفیت خوب انیمیشن هم به دادن حالت مناسب به چهره شخصیت ها کمک شایانی می کند.

دی وی دی این فیلم می تواند هدیه مناسبی برای کودکان و علاقمندان به موسیقی باشد.

فستیوالی خاص در شهری کوچک در جنوب مقدونیه

برادران منوکی

فستیوالی نادر در نوع خود، یعنی فستیوالی برای بزرگداشت فیلمبرداران و عکاسان سینما در شهر "بیتولا" در 110 کیلومتری "اسکوپیه" پایتخت مقدونیه، جمهوری وابسته به یوگسلاوی سابق که در سال 1991 به استقلال دست یافت  و در 15 کیلومتری مرز یونان قرار دارد ، از تاریخ 28 سپتامبر تا 3 اکتبر جریان داشت. این فستیوال که توسط انجمن کارکنان سینما در سال 1979 و به منظور بزرگداشت برادران "ماناکی" بر پا گذاشته شد، در این سی امین برگزاری خود نشان داد که مسئولان سینمای کشوری که بیش از دو میلیون جمعیت ندارد و در سال حداکثر 3 تا 5 فیلم تولید می کند، نمی خواهند از دیگر کشورهای بالکان عقب بمانند که سینمای تازه نفسی را طی سالهای اخیر به جهان ارائه داشته اند. از این رو دو بخش مستند که می رود سال آینده تبدیل به بخش مسابقه ای شود و بخش "دیدگاههای تازه" را به آن افزوده اند. از جمله فیلم هائی که در این بخش به نمایش در آمد و بسیار مورد توجه تماشاگران و فیلمسازان حاضر در فستیوال قرار گرفت، فیلم "دربارۀ الی" ساخته اصغر فرهادی بود که در سینماهای فرانسه نیز بسیار موفق بوده است. فیلم "دربارۀ الی" که هم اکنون در شماری فستیوال در سراسر جهان هم حضور دارد و نامزد جایزۀ بهترین فیلم خارجی جوایز اسکار از ایران شده، قرار است به زودی در بخش مسابقه ای فستیوال "ترایبکای دوحه" نیز شرکت کند. فیلم "کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد" ساختۀ بهمن قبادی نیز در این بخش حضور خواهد داشت.

باز برگردیم به فستیوال "برادران ماناکی" و کمی درباره این دو شخصیت بسیار مهم در صحنۀ پرتلاطم منطقه بالکان در اوائل و اواسط قرن بیستم هم چند کلمه ای بگوئیم.

"میلتون" و"یاناکی" ماناکی که در شهر سالونیکی در شمال یونان و به عبارت دیگر بخشی از آنچه مقدونیه تاریخی است و یکی از موارد اختلاف شدید میان یونان و مقدونیه به شمار می آید، متولد شده اند، در جوانی در "بیتولا" مستقر گردیدند. در آن زمان، بیتولا که در قرون چهارم پیش از مسیح توسط فیلیپ دوم پدر اسکندر بر پانهاده شد و از آن پس به چهارراه تلاقی فرهنگ های مختلف تبدیل گردید، شهری بود که به سبب حضور دو مدرسه نظامی ایجاد شده توسط دولت عثمانی و حضور دانشجویان این مدارس و نیز توجه خاص و کمک آتاتورک به آن از زندگی فرهنگی پر جوش و خروشی برخوردار بود.

گفتنی است که مصطفی کمال آتاتورک، پدر ترکیه جدید،خود در یکی از آنها آموزش دیده است.   

برادران ماناکی که یک مغازۀ عکاسی در این شهر داشتند، در سال 1905 دوربینی از سری 300 دوربین های "بیوپتیک" ساخت انگلستان خریدند و با آن، در آغاز، از مادر بزرگ 114 سالۀ خود در حیاط خانه شان فیلم گرفتند. آنها سپس از روی بالکن خانه شان از همۀ رژه های نظامی فیلمبرداری کردند.

برادران ماناکی سپس به گرفتن فیلم از منطقه بالکان پر تنش پرداختند و آرشیو به جا مانده از فیلم های آنها یکی از گنجینه های مهم تصویری برای درک رویداد های آن دوران به  شمار می آید.

فستیوال "برادران ماناکی" نیز برای بزرگداشت آنان  جایزۀ خود را دوربین  300 نام گذاشته و سه دوربین 300 طلائی، نقره ای و برنزی به بهترین های بخش مسابقه ای اعطاء می کند.

بد نیست یاد آوری کنیم که مقدونیه 500 سال تحت حمکفرمائی امپراطوری عثمانی قرار داشت و بیتولا نیز که تبدیل به مرکز تماس های فرهنگی گوناگون، ترک، یونانی، یهودی و غیره شده بود،  هم از توسعۀ چشم گیری برخوردار شد و هم از جنگ های بسیار آسیب دید. اما در عین حال در قرن پانزدهم و شانزدهم از ثبات سیاسی و توسعۀ اقتصادی مناسبی برخوردار گردید. در آن قرنها سلطان بایزید دوم و سلطان سلیمان بزرگ از بیتولا دیدار کردند و آتاتورک نیز به دلیل اقامتش در  آنجا و به ویژه عشق دختری اهل بیتولا، به این شهر بسیار کمک کرد و در بهبود وضع آن نقش شایانی ایفا نمود. از این رو همچنان از محبوبیت خاصی نزد مردم این شهر بر خوردار است و یکی از مدارس نظامی سالم به جا مانده از جنگ گذشته، تبدیل به موزۀ وی شده است. از همه جالب تر معماری کاملأ مخلوط بیتولا و سبک شهر سازی آن است که از هیچ قاعده ای تبعیت نمی کند. یعنی خیابانها و کوچه های موازی یا مثلثی بسیار کم یافت می شود و کوچه ها و خیابانها پیچ در پچ جلو می روند.

پخش فیلم "برای یک لحظه، آزادی"

یک لحظه برای آزادی

انجمن کلوب های فیلم جمهوری چک، تصمیم گرفت سه فیلم را که در فستیوال امسال شهر کارلوی واری به نمایش در آمده بودند پخش کند.

یکی از این سه فیلم "برای یک لحظه، آزادی" ساختۀ آرش ریاحی، کارگردان ایرانی مقیم اتریش است که در بخش "نگاهی دیگر" فستیوال یاد شده به نمایش در آمد. فیلمی که در بسیاری از فستیوال ها موفق بوده است.

این فیلم داستان ایرانیان و مهاجران دیگری است که به دلایل بسیار از کشورشان می گریزند تا به آزادی دست یابند. اما راه دشوار و پر خطر است و همه از مصائب آنها بهره برداری می کنند و برخی در ترکیه، در ازای پول، آنها را به دست مأموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی می سپارند. فیلم تماشاگر را با ترس، شکنجه و مرگ آنها همراه می سازد. فیلمی با موضوعی قوی و متأثر کننده اما دیالوگ هائی ضعیف و بازی های نه چندان متقاعد کننده.

 دو فیلم دیگر "شهری به نام وحشت"، یک فیلم انیمیشن، و "آکواریوم" ساخته آندره آ آرنولد" کارگردان انگلیسی است که درباره آن در برنامه هفته گذشته صحبت رفت.

مراسم نوروز و ثبت آن در میراث فرهنگی ناملموس یونسکو  

سر انجام پس از چهار سال انتظار، مراسم نوروز به عنوان میراث ناملموس جهان توسط یو نسکو به ثبت رسید.

تقاضا برای به ثبت رساندن مراسم باستانی نوروز به طور مشترک توسط کشورهای ایران، پاکستان، آذربایجان، قزاقستان، هند وترکیه داده شده بود در حالی که  نام دو کشور فارسی زبان افغانستان و تاجیکستان که نوروز را جشن می گیرند در میان امضاء کنندگان دیده نمی شود.

راه ابریشم

راه ابریشم

جعفر پناهی و فاطمه معتمد آریا

فستیوال سینما های آسیا

شانزدهمین فستیوال سینما های آسیا در شهر "وزول" در غرب فرانسه، تصمیم گرفت جایزۀ دوچرخۀ طلایی خود را به هنرمندان ایرانی به خاطر موضع گیری شجاعانه آنان در دفاع از آزادی و از جمله به جعفر پناهی و فاطمه معتمد آریا که پاسپورتشان مصادره شده، اهدا کند.

30/01/201016:46 TU

راه ابریشم

"چراغ جادو" و فیلم های رنگ شده

"سینماتک فرانسه" تا روز 28 مارس، در نمایشگاهی به نام "چراغ جادو و فیلم های رنگ شده"،  به کمک پروژکتورهای قدیمی، گنجینه خود و موزه فوق العاده سینمای شهر "تورینو"را به علاقمندان نشان می دهد.

23/01/201016:28 TU

راه ابریشم

بهمن جلالی

دنیای عکس ایران در سوگ

بهمن جلالی، هنرمند عکاس، عصر روز جمعه، 25 دی ماه برابر با 15 ژانویه در تهران، در 65 سالگی، در گذشت. سخن در مورد چنین هنرمندی که با عشقی وافر از عکاسی ایران و لزوم نگهداری میراث عکاسی این کشور صحبت می کرد، چندان آسان نیست. چرا که در سخنان او عشق، تأثر، خشم، ناتوانی و امیدواری درهم می آمیخت.

16/01/201015:49 TU

راه ابریشم

رضا دقتی و جایزه اسکار عکاسی که به مردم ایران و ندا آقا سلطان تقدیم شد

رضا دقتی در سخنان خود به هنگام دریافت جایزه خود گفت : "ما صدای کسانی هستیم که بی صدایند. ما اینجا هستیم تا جهان چشمانش را روی دردها و جنگ ها نبندد. من این جایزه را به کسانی تقدیم می کنم که در نبرد برای جهانی بهتر حتا از دادن جان خود نیز دریغ نکردند..."

09/01/201015:17 TU

راه ابریشم

فیلم من و ملکه80

وضع سینمای ایران در سالی که به پایان رسید

در حالیکه کشورهائی چون فرانسه و آمریکا علیرغم بحران اقتصادی از سال پرباری برای سینما برخوردار بودند، سینمای ایران، به جز چند مورد نتوانسته، به دلایل بسیار، از آن رشدی که سزاوارش است برخوردار شود. به چه دلیل ؟

04/01/201006:48 TU

راه ابریشم

نگاهی به رویدادهای هنری در آستانه سال نو

همزمان با جشن های نوئل یا کریسمس و در آستانۀ سال جدید میلادی شهر پاریس هم رخت نو بر تن کرده ودر گوشه و کنار آن آذین های مختلف به چشم می خورد.

26/12/200913:32 TU

راه ابریشم

آواتار

"آواتار" یا انسانیت و حفظ محیط زیست در سه بعد

این گرانترین فیلم تاریخ سینما، فیلمی سه بعدی از جیمز کامرون، درآستانه جشن های کریسمس و سال نوی مسیحی مور استقبال بسیاری از تماشاگران قرار گرفته به طوری که برخی از سینما های چند سالنی، دو سالن خود را همزمان به نمایش فیلم آواتار اختصاص داده اند.

19/12/200917:05 TU

راه ابریشم

نمایشگاه در موزۀ لوکزامبورگ

بازی نور و رنگ

موزه "لوکزامبورگ" در پاریس برای اولین بار آثار هنرمند خلاق آمریکائی " لوئیس کامفورت تیفانی"(1848-1933 ) را تا 17 ژانویه 2010 به نمایش می گذارد.

05/12/200917:35 TU

راه ابریشم

مایلز دیویس

"ما مایلز را می خواهیم" در شهرک موسیقی پاریس

شصت سال پس از اولین ورود "مایلز دیویس" ، ترومپت نواز معرف جاز به پاریس، و اجرای کنسرتی به همراهی "چارلی پارکر" و "سیدنی بشت" در سالن "پلییل"، شهرک موسیقی پاریس یک نمایشگاه بسیار کامل از زندگی هنرمندی بر پا کرده تا نشان دهد "مایلز هنوز زنده است".

28/11/200913:09 TU

راه ابریشم

از بیزانس تا استانبول

ترکیه و اروپا، نمایشگاه از بیزانس تا استانبول، پلی بروی دو قاره

نمایشگاه گران پاله،" از بیزانس تا استانبول، پلی بروی دو قاره"، نمایشگاهی بسیار جالب با سیصد شئی که از موزه های استانبول، فرانسه و کشورهای دیگر جهان می آیند و از روز 10 اکتبر تا 25 ژانویه، در جریان است، تاریخچۀ شهری را ترسیم می کند که هشت قرن پیش از میلاد مسیح بر پا نهاده شد.

28/11/200914:06 TU

Annonce Goooogle
Annonce Goooogle