اخبار
پیش از این در خبر ها
افغانستان
به قلم : شهلا رستمی
تاریخ انتشار مقاله 17/10/2009 به روز شده 17/10/2009 16:24 TU
درروز 6 اکتبر، در انستیتوی "جهان عربی" در پاریس نمایشگاهی گشایش یافت که شاهکارهای هنری در زمینه نقاشی، گراوور، مینیاتور، اسطرلاب، اشیاء پر بها، ظروف و اشیاء نایاب به دست آمده از شماری از کشورها و به ویژه ایران را به نمایش می گذارد.
این مجموعه حیرت انگیز که 471 قطعه را در بر می گیرد و تا روز 14 مارس 2010 در محل یاد شده درمعرض دید علاقمندان قرار خواهد داشت، متعلق به ناصر خلیلی، مجموعه دار ایرانی مقیم انگلستان است. این مجموعه دار هوشمند که اکنون یکی از ده ثروتمند بزرگ انگلستان است، در سال 1945 در اصفهان و در یک خانواده یهودی به دنیا آمد. اودرجوانی با 750 دلار در جیب به آمریکا سفر کرد وازراه معاملات املاک وسرمایه گذاریهای دیگر ثروت اندوخت و کم کم کار تشکیل مجموعه شگفت انگیزخود را آغاز نمود. او کلکسیونری است که تنها به آثارقدیمی و باستانی ایران، آثار درارتباط با اسلام کشورهای مختلف توجه نکرده بلکه آثار ژاپنی هم در مجموعه خود دارد. با این حال روشن نیست چرا نام این نمایشگاه را "هنرهای اسلام"، یا نامی گمراه کننده و مبهم انتخاب کرده است چرا که گرچه برخی از این اشیاء در ارتباط تنگاتنگ با اسلام، یعنی قرآن های ذیقیمت و قدیمی و در سبک های مختلف و نیز مدح پیامبر آن، قرار دارند و هدف و مصارفشان مذهبی بوده، شماری دیگر، نظیر صفحات شاهنامه، اشیاء قدیمی به دست آمده درنیشابور، داستان انجیل، تاریخ جهان و راهنمای سفر (اصفهان 1306-1307 میلادی) تنها شواهدی ازکارهنرمندان زمانشان و نیازهای انسانهای قرن های مختلف درقاره های مختلف هستند.
با خواندن بخشی ازکاتالوگ این نمایشگاه بازهم این ابهام از بین نمی رود و در حقیقت به توصیف هدفی بر می خوریم که بیشتر بازی با کلمات برای توجیه گونه گونی اشیاء به نمایش گذاشته است و نقش فرهنگ های پیشینه کشورهای باستانی و دستاورد آنها را برای کشورهائی که آن سابقه فرهنگی را ندارند محترم نمی شمرد. به عنوان مثال درجائی از قول دو سازمان دهنده این نمایشگاه، "اورلی کله مانت روئیز" و "اریک دل پون" می خوانیم : " در این سالهای آغازین قرن 21 ام که اسلام با عدم درک شماری روبرو شده، این نمایشگاه فرصت خوبی برای پایان دادن به پیش داوریها، به ویژه در فرانسه به شمار می آید. چرا که فرانسویان نمی دانند که هنر اسلامی که از چهار گوشه جهان می آید، اکثرأ غیر مذهبی، فیگو راتیو و چند فرهنگی است". در این صورت این پرسش پیش می آید که اگر هنری مربوط به دوران پیش از اسلام است و یا با عطف به نماد های آن دوران پرورش یافته آیا می توان آن را هنر اسلامی نامید؟
به هرحال مقوله هنراسلامی خود مقوله قابل بحثی است چرا که در تاریخ هنر همواره آثاری به یک مذهب نسبت داده می شوند که کاملأ مذهبی باشند. به عنوان مثال "هنر مسیحی" تنها آثار آفریده شده درارتباط با این مذهب را دربر می گیرد و آثارهنرمندان سبک های مختلف کشورهای مسیحی را نمی توان درآن گنجاند. و ظاهرأ "مایکل راجرز" تاریخ دان مشاور ناصر خلیلی نیز چندان تمایلی به تفکیک این آثار نداشته و یا شایدبرگزیننده آن موسسه "جهان عربی" باشد که به عادت همیشگی خود، میراث ایران پیش ازاسلام را نیزبه گونه ای در میان آثار دیگر شماری از نمایشگاههای خود می گنجاند و با افزودن نام اسلام و یا حتا عرب، این افتخار را نصیب خود می کند.
البته ناصر خلیلی، در یکی از مصاحبه هایش هدف از جمع آوری مجموعه عظیم 25000 قطعه ای خود را نزدیک کردن فرهنگ ها به یکدیگر و اینکه میخواهد با هنر به جنگ نادانی که سرچشمه همه جنگ هاست برود، توصیف می کند، اما این خواست احترام برانگیز نباید باعث گمراهی تماشاگر و تحریف یک فرهنگ به نفع فرهنگی دیگر باشد. به هر حال ناصر خلیلی پس از تقاضای دریافت پرسش ها ، علیرغم وقت تعیین شده، از مصاخبه با رادیوی ما سر باز زد وما نتوانستیم بپرسیم چه کسی این عنوان را انتخاب کرده است ؟ به جز این پرسش، پرسش های دیگر همگی پیرامون محتوای نمایشگاه طرح شده بود ، از جمله این که چگونه او توانسته پیرامون یک تم واحد شماری اثر به دست بیاورید چون شماری از این اشیاء ظاهرأ از منطقی خاص پیروی می کنند و در واقع دنباله دار هستند،مثل طر ح های مربوط به کاروان های حج و یا نقشه خانه کعبه.
این نمایشگاه، به ویژه از ورای خط قرآن ها اطلاعات بسیاری در مورد تحول خط در کشورهائی که با الفبای عربی می نگاشتند می دهد اطلاعاتی که برخی از این آثار، به ویژه آثار در ارتباط با مذهب، از زندگی دوران خودشان می دهند هم بسیار جالب است. به عنوان مثال در تابلوهای مربوط به زائران حج می بینیم زنان ، جز در تابلوی مربوط به مغرب، غایبند و یا نقشه خانه کعبه قرن شانزدهم بسیار دقیق تر از نقشه های قرن بعدی است.
نکته جالب دیگر نقش مهم هند در کپی کردن قرآن هاست... .
یکی از بخش های بسیارجالب این نمایشگاه درارتباط با حکومت ایلخانیان در ایران (1256-1303 ) و نوشتن داستان انجیل زیر عنوان تاریخ جهان است و در این جاست که می بینیم عنوان نمایشگاه با محتوای آن چندان هم خوانی نداردو ما نتوانستیم در یابیم که آیا این آثار، تنها نسخه های موجود در جهان هستند و آیا تاریخ دانان از وجود این آثار اطلاعی دارند ؟
"این-آی" موقعیتی خاص برای دیدن "ژولیت بینوش" بر صحنه
در دکوری که توسط "آنیش کاپور" هنرمند خلق شده، دکور ساده ای متشکل از یک دیوار بلند اما متحرک، دو هنرمند، "ژولیت بینوش" هنرپیشه فرانسوی و برنده جایزه اسکار بهترین نقش دوم هنرپیشه زن برای " بیمار انگلیسی" و "اکرم خان" طراح باله مدرن، به مدت یکساعت ونیم با رقص و نقش آفرینی در نمایشی زیر عنوان غریب "این-آی"، سفری پر تحرک به درون یک زوج، عشق، اوج و افول آن می کنند.
از ژولیت بینوش پرسیدم ابتکار خلق این نمایش از کی بود و چطور شد که او این تجربه خطیر را پذیرفته ؟
ژولیت بینوش : آن چه من می خواستم در این نمایش "این-آی" همراه با اکرم خان، یکی از بزرگترین رقصنده های معاصر، رقصنده کاتاک، یکی از رقص های سنتی هند، تجربه کنیم این بود که می خواستیم پلی بین بازی و رقص بزنیم.
پس من می تونم بگم که من در واقع بازی می کنم یعنی همه احساسات یک هنرپیشه را به کار می گیرم اما با رقص بازی خود را ارائه دهم. و این چیزی بود که برای من جالب بود من از خودم می پرسیدم آیا میتوانم با احساساتم به عنوان یک هنرپیشه برقصم و به سوی این پدیده تازه بروم به دنیای دیگری رخنه کنم ؟ پس طبیعتأ دست آورد تازه ای برای من داردو درهای دنیائی دیگر و فضای زمانی دیگری را برایم باز می کند. برایم جالب بود که تغییر زبان بدهم یعنی کلام را کنار گذاشته به زبان بدن روی بیاورم و این برایم بسیار هیجان آور بود. چرا که بدن زبان خود را دارد و من به هیچ وجه با این زبان آشنائی نداشتم. من هرگز نرقصیده بودم و آواز نخوانده بودم. در نتیجه بی پروا و با همه نیرو وارد این تجربه شدم. به خصوص این که کسی انتظار نداشت یک هنرپیشه 43 شروع کند به رقصیدن. اما من دلم می خواست به قوانین از پیش تعیین شده پشت پا بزنم. البته اگر 20 ساله بودم و به من چنین پیشنهادی می شد حتمأ می ترسیدم و نمی پذیرفتم. در حالی که در 20 سالگی انسان انرژی بیشتری دارد و بدن بهتر جواب می دهد ولی درنهایت فکر می کنم که امکانات بدن به درون انسان ربط پیدا می کند. به آزادی خواهی و طغیان درونی ربط پیدا می کند در نتیجه من توانستم این کار را امروز انجام بدهم ونه در 20 سالگی.
من فکر می کنم دن یک پدیده جادوئی است . اگر بخواهیم به بدنمان گوش کنیم می توانیم آن را تغییر دهیم. اگر به صدای آن گوش کنیم به بهترین وسیله تبدیل می شود البته بدن می تواند به دشمن انسان هم تبدیل شود. اما اگر با آن همراهی کنیم و حس هایش را بفهمیم می تواند تبدیل به گنجینه ای بی نظیر شود.
چرا این نمایش "این-آی" نام گرفته ؟
ژولیت بینوش : این عنوان کمی مرموز است چرا که ما دو نفر روی صحنه هستیم. اکرم و من. در عین حال دیگری به من امکان می دهد به ژرفای درونم سفر کنم. وقتی که دیگری وجود ندارد، میل به وجود نمی آید و از این رو انسان نمی تواند با درون خود نیز آشنا شود. به همین علت است که شماری ترجیح می دهند تنها زندگی کنند ودائم از نظر درونی تکان نخورند. اما با دیگری بودن تحمل غیر و احترام گذاشتن به دیگری را ممکن می کند. و "این-آی" عبور از درون، ملاقات با درون از طریق دیگری است.
این نمایش خاص که برای اولین بار یک هنرمندی را که هرگز نرقصیده و در 43 سالگی به خود این شهامت را می دهد که این زمینه را هم تجربه کند و کسی که تمام عمرش را به رقصیدن گذرانده و این بار می بایست بیشتر نقش یک بازیگر تآتر را ایفا کند، در برابر یکدیگر قرار می دهد، در آغاز در تآتر ملی لندن به روی صحنه آمد و پس از سفر به شماری از کشور ها از روز 6 اکتبر در تآتر"مارینی" در پاریس به روی صحنه آمده که تا روز 18 اکتبر ادامه خواهد داشت.
گفتنی است که نمایشگاهی از آثار نقاشی "ژولیت بینوش" هم به نام "این- آیز" (چشم های درون) که شامل 68 اثر می شود که 34 تای آن تصویر کارگردانانی است که نقش هایش را هدایت کرده اند و 34 تای دیگر تصویر شخصیت هائی را تشکیل می دهند که درقالبشان فرو رفته درگالری "آرکوریال" برگزار شده بود.
"ژولیت بینوش"به تازگی به نقاشی روی نیاورده همواره به هنگام بازی در فیلم ها هم نقاشی می کند. او کشیدن این پرتره ها را به سفارش "کاهیه دو سینما" آغاز کرد. کتابی از این پرتره ها توسط انتشاراتی "پلاس ده ویکتوآر" منتشر شده هم اکنون به بهای 30 یورو در کتابفروشی ها به فروش می رسد.
سینماتک فرانسه نیز در ماه نوامبر ودسامبر گذشته به منظور بزرگداشت این هنرمند مرور بر فیلم هائی نمود که ژولیت بینوش طی 25 سال گذشته در آنها نقش آفرینی کرده بود. سینماتک فرانسه از روز 7 تا 28 اکتبر به مناسبت 40 سالگی آرشیو فیلم فرانسه، به نمایش برگزیده ای از آثاری می پردازد که تعمیر شده و به ندرت دیده شده اند.
این سینماتک از روز 14 اکتبر تا 28 مارس 2010 هم، زیر عنوان "چراغ جادو"، به تاریخچه سینما و نشان دادن تجربه هائی که از سالهای 1659 یعنی اواسط قرن هفدهم با نور چراغ و یا چراغ جادوئی انجام می گرفت و تا کنار گذاشته شدن آن در سال 1920 می پردازد. تجربیاتی که به ظهور سینما انجامید.
"لومیر 2009"، اولین فستیوال میراث سینمائی فرانسه
ازروز 14 اکتبر و به مدت 5 روز، فستیوالی در شهر لیون، اولین شهری که برادران لومیر در آن سینما را تجربه کردند و سپس به دیگران شناساندند، به ابتکار "تییری فرمو"، مدیر هنری جشنواره کن، برگزار خواهد بود.
درشب افتتاح این جشنواره که به فیلم های قدیمی تعمیر و دیجیتالی شده آرشیو سینما اختصاص دارد، 5000 میهمان توانستند با عینک های مخصوص به دیدن فیلم هائی بنشینند که دیجیتالی و برخی هم رنگی شده اند.
درمیان این میهمانان بیش از پنجاه کارگردان، هنرپیشه، تهیه کننده، آهنگساز و تکنیسین سینما دیده می شدند. ازجمله آنها، علاوه بر برادران داردن، کلودیا کاردیناله، امیر کوستوریچا وشماری دیگر، مرجان ساتراپی، نویسنده و کارگردان ایرانی بودکه به معرفی برخی از فیلم های "کلینت ایستوود" پرداخت که قرار است جایزه "لومییر" را برای همه آثارش دریافت کند.
فستیوال سینمای جوان شهر "سن کانتن"
27 امین فستیوال بین المللی فیلم شهر "سن کانتن"، "سینمای جوان"، که کار خود را از دیروز، جمعه، 16 اکتبر آغاز کرد تا 24 اکتبر در این شهر ادامه دارد.
در شب آغاز این جشنواره فیلم "آواز گنجشگها" ساخته مجید مجیدی به نمایش در آمد و امشب و روز دوشنبه 19 اکتبر فیلم "فوتبال زیرچادر" ساخته آیت نجفی، که در فستیوال برلن سال 2007 هم به نمایش درآمد، نشان داده خواهد شد در بخش مسابقه ای این فستیوال شرکت دارد.
شمار فیلم های خوب در این جشنواره ویژه کودکان و نوجوانان بسیار بالاست.
جایزه "پیکتت" چیست ؟
جایزه بسیار ارزنده "پیکتت" که همه ساله به عکس هائی در ارتباط با توسعه پایدار داده می شود، در روز 22 اکتبر اعطاء خواهد شد. در میان 300 عکاسی که بر روی این موضوع کار کرده اند، ضمیمه هنری روزنامه لوموند پنج عکس از پنج عکاس جهان را برگزیده و به چاپ رسانده که در میان آنها نام عباس کوثری با عکسی به نام "در جبهه" دیده می شود. یادآوری می کنم که هم اکنون عکس هائی از عباس کوثری در چارچوب دوسالانه "فتوکه" بر روی ساحل رودخانه سن، به نمایش گذاشته شده اند. جایزه "پیکتت" که امسال برای دومین بار اعطاء می شود همراه است با 100.000 فرانک سویس یا 60.000 یورو.
هنر در خدمت کمک به گرسنگان
دیروز، جمعه، روز جهانی مبارزه با گرسنگی بود. پدیده ای که یک میلیارد نفر را در جهان دربر می گیرد و تقریبأ هیچ کشوری از آن بری نیست. در همین حال باخبر شدیم که در همین روز مکانی به نام "خانه هنر" در تهران با رونمائی 90 اثر از سه نسل نقاشی ایران گشایش یافته که هدفش نه تنها آوردن هنر به میان مردم، بلکه کمک به کودکان گرسنه است.
ازخانم مریم فخیمی، مدیر هنری این خانه هنر خواستم در مورد این هدف و چگونگی رسیدن به آن توضیحات بیشتری بدهد :
با سپاسگذاری ازمریم فخیمی وآروزی موفقیت برای خانه هنر، خبردار شدم که در نخستین ساعات گشایش «خانه هنر»، همه نگارخانه ها در طول شش ساعت، مملو از جمعیتی از هنرمندان نامی و جوان ایران بوده است. آیدین آغداشلو، علی گلستانه، پرویز کلانتری، ساعد باقری، جمشید لیثی، یعقوب امدادیان، حسین ماهر، عطاالله امیدوار، حمید پازوکی، مریم سالور، فرح اصولی، گیزلاوارگا سینایی، حسینعلی ذابحی، منوچهر نیازی، علی اکبرصادقی، قباد شیوا، حسین محجوبی، طاها بهبهانی، بابک اطمینانی، محمدرضا اصلانی، حمید فرخ نژاد، امیرعابدی، شهرزاد مهدوی و...، همچنین برخی از مدیران ارشد سازمان ملل متحد، ازجمله حاضران در مراسم افتتاحیه بودند.
دردومین جمعه پس ازگشایش خانه هنر - اول آبان- مراسم دیگری تدارک دیده شده است که به قدردانی از نمایندگان رسانه ها و نشریاتی اختصاص دارد که در زمینه اطلاع رسانی با برنامه جهانی غذا سازمان ملل متحد فعال بوده اند.
راه ابریشم
30/01/201016:46 TU
23/01/201016:28 TU
16/01/201015:49 TU
09/01/201015:17 TU
04/01/201006:48 TU
26/12/200913:32 TU
19/12/200917:05 TU
05/12/200917:35 TU
28/11/200913:09 TU
28/11/200914:06 TU