اخبار
پیش از این در خبر ها
افغانستان
به قلم : عزیز رویش، نویسنده و پژوهشگر سیاسی
تاریخ انتشار مقاله 02/11/2009 به روز شده 02/11/2009 15:26 TU
دور دوم انتخابات، درس ها و عبرت های دموکراسی
دموکراسی نظامی است که از افکار عامه تغذیه می کند. دست کم در تیوری چنین است و قاعدتاً باید در عمل نیز چنین برداشت شود. از همین جاست که دموکراسی را «حکومت مردم، بر مردم، توسط مردم» لقب داده اند.
قوت و ضعف دموکراسی نیز به قوت و ضعفی بستگی دارد که در افکار عامه می توان ملاحظه کرد. هر کشوری که افکار عامه آن حساس تر، جدی تر و پربارتر باشد، دموکراسی اش نیز شفاف تر، مردمی تر و پذیرفتنی تر است. بالعکس، هر کشوری که افکار عامه اش فاقد حساسیت و جدیت باشد و در آن جرقه ای از معنی و مسئولیت و آینده نگری دیده نشود، دموکراسی اش نیز به طور واضح به «موبوکراسی» تغییر شکل یافته و به نام دموکراسی شاهد حکومت رجالگان و عوامفریبان می شویم.
افغانستان کشوری است که فقط چند سالی است از شر استبداد تاریخی رهایی یافته یا دست کم چند سالی است فرصت یافته تا غیر از استبداد تاریخی چیز دیگری را هم تجربه کند. این فرصت، فرصت میمونی است. تغییر، تحول و رشدی را که در همین فرصت اندک شاهد هستیم، با هیچ بخشی و یا حتی با تمام آنچه در تاریخ گذشته این کشور داشته ایم قابل مقایسه نیست.
دومین انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان نیز یکی از همین تجارب عظیم را به همراه داشت. مردم چیز خاصی را هنوز نمی دانند که نمایانگر درک و دریافت روشن شان از همه ماجرا باشد. بااینهم، شاهد شدند که بزرگ ترین مرجع قدرت سیاسی در کشور شان، به خاطر شایبه تقلب و تخلفی که به نام او در انتخابات صورت گرفته بود، مورد بازخواست قرار گرفت و برغم اینکه خود رضایت داشت یا نداشت، از زبان خودش اعلان کرد که این پیروزی دموکراسی است و پیروزی قانون است و حاکمیت قانون در کشور تمثیل می شود. معنای دیگر این حرف آن است که وی خود طعم دموکراسی و حاکمیت قانون را بیشتر و پیشتر از دیگران در کشورش چشیده است.
مردم هنوز هم از تجارب خویش می آموزند
افکار عامه یا از آموزش های نظری شکل می گیرد و یا از تجارت عملی. در افغانستان آموزش های نظری خاصی نداریم. سطح سواد پایین است. بحث های مفهومی هنوز هم در کشور ما مهجور است. مفاهیمی از قبیل «وحدت ملی»، «منافع ملی»، «حاکمیت ملی»، «استقلال»، «تمامیت ارضی»، «حاکمیت مردم»، «شریعت»، «رابطه خدا و مردم»، «استبداد دینی»، «سنت»، «مدرنیته» و امثال این حرف ها هنوز هم در افغانستان جای پای جدی نیافته اند. بنابراین، نمی توان گفت که افکار عامه از ناحیه بحث های روشنفکری تأثیر زیاد می پذیرد. اما در جنبه دیگر، یعنی در عرصه تجارب عملی، افغانستان از دستاوردهای گرانبهایی برخوردار است. حد اقل در سی سال اخیر، این کشور گونه های مختلفی از نظام های سیاسی را شاهد بوده است که پیهم بر سرنوشت آن تسلط یافته و بهای حاکمیت خود را نیز از زندگی و حیات مردم به طور سنگینی اخذ کرده است. حاصل این تجارب عملی است که افکار عامه را در شرایط فعلی به سود دموکراسی به عنوان نظامی که حد اقل بازخواست و حساب و کتابی در آن وجود دارد متمایل می سازد.
انتخابات، حادثه ای آموزنده بود
حادثه ای که در انتخابات اخیر اتفاق افتاد، یکی از برجسته ترین دستاوردهای عملی مردم بود. در این حادثه، مردم در ابتدا به طور محسوسی دچار فریب و اغواگری های سیاستمداران موبوکرات شدند. حتی آواز تهدید و ارعاب نیز در میدان دموکراسی به گوش مردم طنین انداخت. مردم با هراس از پروسه های انتقال قدرت در تاریخ گذشته خویش، هنوز هم این واهمه را داشتند که نکند به نام دموکراسی گرفتار انارشیسم و هرج و مرج تازه ای شوند....
اما در نهایت هیچ کاری نشد. انتخابات سپری شد. شایبه تقلب و تخلف نیز عام شد. بررسی و پیگیری قانونی صورت گرفت. همه چیز آشکار شد و در نهایت نیز، حسابگیری به عمل آمد و انتخابات به دور دوم کشانده شد. افکار عامه از این حادثه شاهد درس ها و عبرت های زیادی گردید. شاید اگر این حادثه اتفاق نمی افتاد، باور مردم نسبت به دموکراسی خط معکوس را طی می کرد. شاید در انتخابات پارلمانی سال آینده و یا در انتخابات ریاست جمهوری پنج سال بعد، تجدید کردن اعتماد مردم نسبت به دموکراسی دشوار می شد. اما این حادثه، ورق را به گونه ای دیگر چرخش داد. مردم دیدند که در دموکراسی، همچون هر نظام سیاسی دیگر، امکان تقلب و تخلف وجود دارد. اما آنچه این نظام را از نظام های دیگر متفاوت می سازد همین است که در اینجا امکان بازخواست و بازپرس وجود دارد، ولو این بازخواست و بازپرس دیر اتفاق افتد یا زود.
دور دوم انتخابات بحث های نیکویی را برانگیخته است
کشانده شدن انتخابات به دور دوم، به تنهایی تغییر خاصی را در ذهن مردم گوشزد نمی کند که گویا در نتیجه رأی دوباره مردم برملا خواهد شد. اما این امکان در ذهن مردم قوت گرفته است که می شود به بهبودی وضعیت امیدوار بود. بحث هایی که در نتیجه این حادثه در میان مردم باز شده است، بحث های راهگشا و امیدبخشی است. چرا انتخابات به دور دوم کشانده شد؟ ... آیا واقعاً تقلب و تخلفی صورت گرفته بود یا نه؟... نقش نیروهای بین المللی در کشف و بازخواست این تقلب چه بوده است؟ ... نقش جامعه مدنی افغانستان در این حادثه چه بوده است؟ ... مطبوعات و رسانه ها در کل این حادثه چه نقشی داشته اند؟ ... فضای رقابت های انتخاباتی و جدیت کاندیداها در برابر هم چقدر در افشا و بازخواست این تقلب مهم بوده است؟ ... زمامداران و سیاستمداران افغانستان از این حادثه باید چه عبرتی بگیرند؟...
یکی از نکته های جالب مقایسه ای است که در ذهن مردم نسبت به این انتخابات و انتخابات مشابهی که در کشور همسایه ما، ایران، برگزار شد، صورت می گیرد. این سوال به طور جدی در میان مردم راه باز کرده است که چرا با وجود انتقادات گسترده در ایران، امکان بازرسی تقلب و تخلف میسر نشد؟ شکی نیست که در افغانستان عده زیادی هستند که همچون خود مردم ایران باور کرده بودند که در انتخابات ایران آقای احمدی نژاد امکان برندگی نداشت. بااینهم، چرا کسی نتوانست از تقلب و دستکاری های او در امر انتخابات جلوگیری کند؟ ... چرا کسی نتوانست دخالت سپاه و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی را مانع شود؟... چرا برجسته ترین چهره های سیاسی و مذهبی ایران در سایه این انتخابات به سادگی حذف شدند و مورد هتک و اهانت قرار گرفتند؟...
«تجربه مردم» باید به «شعور مردم» تبدیل شود
به نظر می رسد در تبدیل کردن تجارب مردم به شعور آنان، روشنفکران و آگاهان جامعه همیشه نقش حیاتی دارند. مردم تجربه می کنند، اما اگر تجربه مردم به شعور و آگاهی تبدیل نشود، و یا به تعبیری دیگر، اگر تجربه های مردم از گونه یک واقعیت به گونه یک حقیقت وارد ذهن آنان نشود، امکان تکرار شدن تجربه زیاد می شود و تکرار تجربه مردم را به نوعی جبرنگری می کشاند که گویا هیچ راهی برای برون رفت از این تجارب وجود ندارد. اما وقتی آگاهان جامعه نقش خود را در تفسیر تجربه های مردم بازی کنند و نگذارند که تجربه های مردم در عالم واقعیت گیر مانده و از تبدیل شدن آنان به مفاهیم ذهنی جلوگیری شود، آنگاه مردم به سادگی می توانند راه رشد خود را باز کنند. به طور مثال، مردم باید متوجه شوند که در حادثه ای که در انتخابات امسال افغانستان اتفاق افتاد، چه چیزی به عنوان دستاورد و پیروزی مردم است که باید نسبت به آن آگاه شوند و همان یکی را محکم بگیرند و نگذارند که توسط سیاستمداران دماگوگ و یا موبوکرات مسخ شوند و به لجن و فساد کشانده شوند.
کابل، در آستانه دور دوم انتخابات امسال، باز هم تکانه تازه ای را شاهد شده است. این تکانه تأثیرات خود را بر افکار عامه باقی خواهد گذاشت. مردم، باز هم در انتخابات اشتراک می کنند، به خصوص که برخی ها حس می کنند که بازی انتخابات در دور جدید خود جدی تر و معنادارتر نیز شده است. به نظر می رسد راهی که پس از این انتخابات باز می شود راه نیکو و پرثمری خواهد بود و تجربه های گرانبهاتری را در عرصه دموکراسی به ارمغان خواهد آورد.
مقالات ویژه
06/02/201015:28 TU
27/01/201011:29 TU
26/01/201013:38 TU
28/01/201013:07 TU
03/01/201007:26 TU
چارلز داروین، متولد 1809 دیدگاه ما را از انسان و جایگاهش در عالم، برای همیشه دگرگون کرده است. صد و پنجاه سال پس از انتشار کتابش منشاء انواع تئوری تحول او، بنیان علم زیست شناسی باقی مانده است.
08/01/201017:12 TU
چارلز داروین در سن پنجاه سالگی با انتشار کتاب" تئوری انواع" انقلابی در علم بیولوژی و نگاه انسان به جایگاهش در جهان ایجاد کرد، نوۀ اراسموس داروین، پزشک و اندیشمند انگلیسی و فرزند رابرت وارینگ داروین، پزشکی صاحب نام بود.
08/01/201017:12 TU
02/01/201017:35 TU
28/12/200913:47 TU
18/12/200910:36 TU