اخبار
پیش از این در خبر ها
افغانستان
به قلم : شهلا رستمی
تاریخ انتشار مقاله 14/11/2009 به روز شده 14/11/2009 16:16 TU
از ماه اکتبر عکس و عکاسی ایران در بسیاری از نقاط معتبر پاریس حضور دارند و این گونه به نظر می آید که میخواهند جای خالی سینمای ایران را پر کنند. به هر حال باز هم سخن از تصویر، دید هنرمندان ایرانی و حضورپر رنگ آنها در این زمینه هنری است.
حضور عکاسان ایرانی از ورای گالری های مهم در بزرگترین بازار عکس ، "پاریس- عکس" که از روز 19 تا 22 نوامبر در "کاروسل لوور" برگزار خواهد بود، حکایت از اهمیتی دارد که پس از سینما و نقاشی به عکاسی ایران داده می شود.
دراین رویداد مهم 89 گالری و 13 ناشر از 23 کشور جهان حدود 500 اثر عکاسان مختلف را به نمایش می گذارند. رویدادی که امسال 7 کشور دیگر و از جمله ایران را برای اولین بار در جمع خود پذیرفته است.
میهمان ویژه امسال "پاریس- عکس"، ایران و چند کشور عربی هستند، که زیر عنوان "جریانهائی در صحنه عکاسی عرب و ایرانی" و با حضور 8 گالری، از جمله "گالری عصار"، عکس هائی از محمد غزالی و صادق تیر افکن و شماری عکاس دیگر ؛ گالری "ب 21" از دوبی کار های رضا ارامش و رامین حائری زاده ؛ گالری "راه ابریشم" عکس های گوهر دشتی، بهمن جلالی و کتایون کرمی را به نمایش می گذارند. این رویداد امکان می دهد که تماشاگر علیرغم سهم بزرگ بخش مستند در این عکس ها، با عکس هائی که در آنها میز آنسن انجام گرفته، عکس های دستکاری شده، رپرتاژهای تخیلی و نیز برداشت های کانسپچوآل و زیبائی شناختی عکس های دیگر آشنا شود.
درگالری "اسپئوس" چه می گذرد
در کنار رویداد "پاریس- عکس"، پس از 165 سال تاریخ عکس ایران، "فتو که"، نمایشگاه شادی قدیریان، نمایشگاه عکس های مستند 30 سال اخیر ایران در موزه "لامونه، نمایشگاه عکس عباس عطار، نمایشگاه عکس شیرین نشاط و حضور چند هنرمند عکاس در حراجی های هنری ، از تاریخ 17 نوامبر تا 17 دسامبر، نمایشگاه عکسی زیرعنوان "صدای دیدن" آثار ده عکاس ایرانی را در گالری "اسپئوس" در پاریس به نمایش می گذارد.
از مهروا آروین، صاحب گالری "مهروا" که خود نیز عکاس است و نامش در میان این عکاسان دیده می شود پرسیدم این عکس ها را بر پایه چه معیارهائی انتخاب کرده است؟
پس از مهروا آروین ونمایشگاه "صدای دیدن" به سراغ رویداد دیگری در زمینه عکاسی در گالری "وو" برویم.
چگونه می توان "جان" را در عکس ها یافت ؟
عتیق رحیمی، نویسنده و سینماگر افغان، در نقش برگزیننده عکس هائی برای نمایشگاهی در گالری معروف "وو" در پاریس ظاهر شده است. در این نمایشگاه که "جان" نام گرفته، شماری از عکس های متعلق به کلکسیون گالری "وو" در ارتباط با موضوع "بدن" دست چین شده از تاریخ 13 نوامبر تا روز 9 ژانویه 2010 در معرض دید عموم قرارخواهد داشت. از عتیق رحیمی پرسیدم چگونه شد که این دعوت را برای راه اندازی این نمایشگاه پذیرفته و چرا نام "جان" را برای آن برگزیده است ؟
درانتظار ورود عتیق رحیمی به دنیای موسیقی،همانگونه که او آرزویش را بیان کرد، سری به دوسالانه پوستر در تهران بزنیم.
پوستر و گرافیک ایران
سومین دوسالانه پوستر ایران از روز 27 مهر آغاز شد و در روز 20 آیان به پایان رسید. نظر به استقبالی که از این دو سالانه به عمل آمد، یک هفته به مدت آن اضافه شد تا شمار بیشتری از آن دیدن کنند. این دوسالانه امسال از دوسالانه بین المللی گرافیک جدا شده است.
از قباد شیوا، گرافیست به نام ایرانی، که قرار بود این دوسالانه را مدیریت کند اما از این کار منصرف شد پرسیدم به چه دلیل ؟
"در آغاز" یک دگردیسی
"در آغاز" ساخته "زاویه جیانولی"، که در 62 امین فستیوال "کن" به نمایش درآمدو با کمال تأسف هیچ جایزه ای حتا برای بهترین بازیگرمرد هم علیرغم بازی بسیار دقیق و زیر پوستی "فرانسوآ کلوزه" نبرد، فیلمی است که انسان را میان اسطوره و زندگی کاملأ زمینی افراد معمولی به شکل خارق العاده ای تاب می دهد.
"در آغاز" که بر پایه یک داستان واقعی ساخته شده، داستان مردی است که از زندان آزاد شده، جا و کسی ندارد، همسر سابقش با مردی دیگر زندگی می کند که میخواهد پسر او را به فرزندی بپذیرد. او در آغازبه هر دری برای یافتن کار می زند اما موفق نمی شود. در نتیجه، با کلاهبرداری های مختلف کمی پول به دست می آورد وسپس طرح یک کلاهبرداری عجیب را می ریزد. بدین معنا که ساختن اتوبانی را در یک منطقه پرت آغاز می کند که در آن بیکاری به دلیل بار بستن شرکت های مختلف و رفتنشان به کشور هائی که در آن هزینه های کارفرما ارزان تر است، بسیار بالاست.
او موفق می شود که این تکه از شاهراه را، با هزاران مکافات و با خرج کردن همه پولی که از راه کلاهبرداری به دست آورده بود، به پایان برساند و وقتی دستش رو می شود، دوباره به زندان باز می گردد. و پس از آن دیگر کسی از سرنوشت او خبری ندارد.
به گفته "زاویه جیانولی"، حتا قاضی دادگاه هم، که کلاهبرداران بسیاری دیده و هیچ احساس ترحمی برای آنها ندارد، تحت تأثیر این شخصیت قرار گرفته است چرا که مسئله او پول نبوده و میخواسته به انسانهائی که با این کار به زندگی امیدوار شده بودند کمک کند. کارگردان فیلم که در زمان تحقیق در مورد این ماجرا در زندان "کلاهبردار" را ملاقات میکند، می گوید او برعکس کلاهبرداران واقعی که سخنوران خوبی هستند، شخصیتی خجالتی وساکت داشت و به دقت به حرف دیگران گوش می کرد. از همه مهمتر این که او از وظیفه خود صحبت می کرده است.
همانگونه که در آغاز گفتم این فیلم به دلیل بازی خوب "فرانسوآ کلوزه" در نقش این کلاهبردار و نقش کوچک "ژرار دو پاردیو"، هنرپیشه به نام فرانسوی درنقش یک کلاهبردار دیگر والبته بازی بسیار طبیعی شخصیت های دیگر و ضرب آهنگ خوب آن، فیلمی چشمگیر از آب در آمده است. داستان آن نیز که قصه بحران اقتصادی، سرخوردگی ها و بی عشقی ها و به ویژه کاپیتالیسمی را روایت می کند که از انسانها بردگان مضطربی ساخته است، با تماشاگر نگران امروزی بسیار خوب رابطه برقرار می کند و در عین حال می فهماند که افراد، بد به دنیا نمی ایند و حتا یک کلاهبردار هم می تواند در شرایط خاص تبدیل به یک قهرمان شود.
از "زاویه جیانولی"، در سال 2005 فیلم بسیار مفرح "وقتی من خواننده بودم" را با بازی فوق العاده دقیق "ژرار دوپاردیو" در بخش مسابقه ای فستیوال کن دیده بودیم. او درسال 1998 جایزه نخل طلای فیلم های کوتاه را برای فیلمش "مصاحبه" ربوده بود. گفتنی است که مدتها بود که "ژرار دوپاردیو" به خود زحمت ایفای این گونه نقش ها و این بازی را نداده بود و "فرانسوآ کلوزه" هم توانسته به کمک این کارگردان بهترین نقش دوران بازیگری خود را ایفا کند.
"علف های وحشی" یا رویاهای پراکنده یک سینماگر
"آلن رنه" ،کارگردان 86 ساله فرانسوی که پس از نوزده سال به فستیوال "کن" بازگشت، با "علف های وحشی" فیلمی را ارائه داشت که نیم ساعت اولش جذاب است اما کم کم ظاهرأ رشته داستان از دست کارگردان خارج می شود وبخش دوم و پایان بی نهایت ضعیف آن تماشاگر را ناخشنود از سینما بیرون می راند.
داستان این فیلم که بر گرفته از رمانی است به نام "اتفاق"، ماجرای دزدیده شدن کیف دستی یک زن توسط یک جیب بر و سپس پیدا کردنش توسط یک مرد مسن در پارکینگ یک فروشگاه بزرگ را به تصویر می کشد. این ماجرا به درازا می کشد و عشقی تشریح ناپذیر به وجود می آورد. "علف های وحشی" که فیلمی است درباره تمنای تمنا، یا جستجوی تمنا، می تواند ماجرای زندگی بسیاری باشد که دیگر میلی به چیزی ندارند و یک اتفاق معمولی در آن ها تمایل به زیستن به وجود می آورد. این فیلم گرچه علاقمندان به آثار "آلن رنه" را به سینما ها خواهد کشاند و آنها تعریف هم خواهند کرد، اما اگر کسی قرار باشد طی این روزها تنها به دیدن یک فیلم برود آن فیلم "علف های وحشی" نمی تواند باشد. در عین حال نباید فراموش کرد که "آلن رنه" از سینماگران بسیار مطرح فرانسه است که آثاری فراموش نشدنی به این سینما ارائه کرده است.
"آلن رنه" که در سال 1980 جایزه ویژه داوران "کن" را برای فیلم خود "عموی ساکن آمریکا" ربوده بود، در 12 سالگی اولین دوربین کداک خود را برای عید کریسمس از پدرش دریافت کرد. او در سال 1943 مدرسه سینما را به پایان رساند و به ساختن فیلم ها ئی در مورد نقاشی و هنر پرداخت. در سال 1954 جایزه "ژان ویگو" را برای فیلم "مجسمه ها هم میمیرند" ربود و در سال 1956 همین جایزه را برای "شب ومه" مستند تکان دهنده ای در مورد دستگیری یهودیان و اعزام آن ها به اردو گاههای مرگ ربود.
نامه "آلبرتو باربرا" برای رفع ممتوعیت خروج سه هنرمند سینمای ایران
در واکنش به ممنوع الخروج شدن جعفر پناهی، فاطمه معتمدآریا و مجتبی میرتهماسب، آلبرتو باربرا مدیر موزه ی ملی سینما و مدیر هنری جشنواره ی فیلم تورینو و مدیر هنری قبلی جشنواره ی فیلم ونیز، نامه ای را به تاریخ 12 نوامبر خطاب به محمدمهدی عسگرپور مدير عامل خانه سينما منتشر نمود.
در این نامه او می نویسد : "در طول مدت کاری خودم، بارها از تهران و جشنواره ی فیلم فجر دیدن کردم و از لذت آشنایی با فیلمسازان مطرح ایرانی برخوردار شدم. در نتیجه به خود این جرأت را می دهم که بگویم در طی دو دهه ی پیش، در شناساندن بیشتر سینمای ایران در خارج از آن کشور، و ترویج و حمایت فیلم های آن به شکل های مختلف و از راه جشنواره ها و تقدیر هایی که ترتیب دادم، نقش داشته ام.
خبر تصمیم اخیر مبنی بر ممانعت از سفر چند شخصیت سینمائی مطرح همچون جعفر پناهی، فاطمه معتمدآریا و مجتبی میرتهماسب به خارج از کشور باعث نگرانی و ناباوری من شد. من عضو هیات داوران "جشنواره ی فیلم کن"ی بودم که به جعفر پناهی جایزه ی "دوربین طلایی" را برای اولین فیلم او، بادکنک سفید، اعطا کرد. چند سال بعد از آن، این افتخار را داشتم که فیلم دایره ی پناهی را برای بخش مسابقه ی جشنواره ی فیلم ونیز دعوت کنم، جایی که جایزه ی "شیر طلایی برای بهترین فیلم" را دریافت کرد.
سهم مسلم آقای پناهی در موفقیت جهانی سینمای ایران عمده و بی چون و چراست. ایران به حق می تواند به دستاوردهای بین المللی ایشان افتخار کند. از سوی دیگر، هرگونه محدودیت جدید برای آزادی سفر و کار ایشان لزوماً به کاهش غنا و اعتبار صنعت فیلم ایران منجر، و همزمان باعث افزایش شک و شبه در مورد رويکرد دولت جمهوری اسلامی ايران خواهد شد. صمیمانه امیدوارم به امکان تجدید نظر در این موضع توجه فرموده، نسبت به رفع هرگونه محدودیت از ایشان و همکاران شان اقدام نمایید. به تمامی اين دلايل، متواضعانه به بصيرت و بينش شما متوسل شده ام".
رنگ های مختلف جاز در پاریس
فستیوال جاز مراکز فرهنگی کشورهای خارجی، به نام "رنگهای جاز"، در پاریس که از روز 14 تا 27 نوامبر برگزار می شود، امسال میزبان 13 کشور خواهد بود. و گرچه کره جنوبی و سویس امسال در آن شرکت ندارند، در عوض هلند، پرتغال و ترکیه به این جمع پیوسته اند. ترکیه با گروه "دیار دیار" در این فستیوال شرکت می کند. "رنگهای جاز"، در سال 2002 برپا گذاشته شد و همانگونه که از نامش بر می آید هدفش شناساندن هنرمندانی است که در خارج از کشورشان یا کم شناخته شده اند ویا تقریبا ناشناس هستند. شرکت کنندگان که از میان بهترین های کشورشان برگزیده شده اند، جازی را معرفی خواهد کرد که نشانگر ویژگی آنهاست.
جایزه "کنستانتن" برای "امیلی لوآزو"
دختری در میان نه کاندیدای دیگر هشتمین برگزاری جایزه "کنستانتن" در روز دوشنبه گذشته، موفق شد این جایزه مهم را که به بهترین خواننده تازه کار سال داده می شود، برباید. این خواننده 34 ساله که چندان هم جوان نیست و در اصل نوازنده پیانوست، این جایزه را درحالی دریافت می کند که دومین آلبومش به نام " سرزمین وحشی" که به سبک "فولک"نزدیک است، علیرغم کیفیت بالای آن، به موفقیتی که انتظارش می رفت دست نیافت. این صفحه، همراه با قطعات دیگری که قبلأ پخش نشده بود، بار دیگر در انتظار کنسرت "امیلی لوآزو" در سالن معروف المپیا در روز 8 دسامبر، راهی بازار شده است.
راه ابریشم
30/01/201016:46 TU
23/01/201016:28 TU
16/01/201015:49 TU
09/01/201015:17 TU
04/01/201006:48 TU
26/12/200913:32 TU
19/12/200917:05 TU
05/12/200917:35 TU
28/11/200913:09 TU
28/11/200914:06 TU