دسترسی به محتوای اصلی
مقاله ویژه

افزایش ممنوعیت های اجتماعی و مرگ رویای کودکانه

DR

من یازده هستم، آرزویم این است که هیچ وقت بزرگ نشوم. آدم بزرگ ها همیشه همیشه غمگین هستند. آدم بزرگ ها خیلی ناراحت هستند و هر کاری که ما می کنیم از ما ایراد می گیرند.

تبلیغ بازرگانی

"علی محمد" کلاس پنج دبستان است و در ایران در خانواده مرفهی زندگی می کند. اما رویایی برای بزرگ شدن ندارد و معتقد است که،" آدم بزرگ ها چون گرفتاری دارند غمگین هستند و حوصله ندارند."
وقتی از او پرسیدم منظورت از گرفتاری چیست؟
گفت:« یعنی این که کاری برای بزرگترها پیش آمده باشد و یا این که "چک برگشتی" داشته باشند»!

 یک جامعه شناس: کودکان آئینه هر جامعه ای هستند
"سعید پیوندی" جامعه شناس، معتقد است که کودکان، تمام اتفاقات اطراف شان را در گفتار، کردار و نقاشی های شان انعکاس می دهند و آنان آئینه ی جامعه ای هستند که در آن زندگی می کنند.
این جامعه شناس در مورد نقش جامعه در شکل گیری رویا و آرزوهای کودکانه می گوید:« جامعه درابعاد مختلف، چه در شکل نهادی رسمی یعنی مدرسه یا سایر نهادها و چه درمحیط خانواده و رسانه ها و همین طور در محیط های دیگر اجتماعی به طور فعال مشارکت می کند و به این ترتیب در بوجود آوردن دنیا و فضای کودکانه و ساخت رویا و آرزوی کودک نقش خیلی، خیلی اساسی دارد.»
او در ادامه اشاره دارد به این که، کودک به دلیل این که نمی تواند مانند بزرگ ترها نگاهی عینی نسبت به مسائل داشته باشد، به ناچار دنیای خود را با رویاها و آرزوها یش شکل می دهد.
"پیوندی" همچنین معتقد است که رویاهای کودکانه غالبا در اشکال مختلفی مانند شعرهای ساده، نقاشی یا اشکال دیگر که همگی بازتابی است از وضعیت جامعه، بیان می شود.
این جامعه شناس می گوید:«وقتی به سراغ جامعه ای می رویم که در حال جنگ است، می بینیم که نقاشی ها و نوشته های کودکان مملو از مسائلی است که مربوط به جنگ می شود و یا جامعه ای که بسیار خشن است و در آن خشونت زیاد است، مسائل خشونت آمیز در این رویاها و دنیا ی خیالی کودکانه مطرح می شود.»
 او همچنین می گوید:« کودکانی هم که در جامعه ای زندگی می کنند که در آن به انسان ها احترام گذاشته می شود و بچه ها محیط زندگی شادی دارند و یا این که در خانواده شاد و مرفه زندگی می کنند، اثر آن کاملا در روحیات و دنیای خیالی این کودکان و رویاهاشان انعکاس داده می شود.»
"پیوندی" در پاسخ به این که، نسل حاضر در حال رشد در ایران، نسبت به آینده جامعه خود چه نگاهی دارد ؟ گفت:« دراین رویاها و خیالات و دنیای کودکانه به نوعی آینده جامعه هم می تواند وجود داشته باشد وکودکان تا اندازه ای آئینه این جامعه محسوب می شوند. می توان گفت، بچه هایی که چیزهای رویایی در آینده نمی بینند یا رویاهای بلند پروازانه درمورد آینده ندارند، دنیای کودکانه آنها "مه آلود" یا "غمگین" و "خاکستری" است و این کودکان چه دربُعد شخصی و چه در بُعد رابطه شان در آینده، با مشکلات و گره های اساسی روبرو خواهند شد.»
او معتقد است، از آنجایی که این کودکان به آینده اعتماد ندارند و آینده خود را هم باور ندارند، بنا براین آرزویی هم برای ورود به آینده ندارند.
این جامعه شناس در خصوص جامعه بدون آرزو می گوید:« در یک جامعه بدون آرزو مجاری تنفسی لازم، برای رشد و پرواز به دورترها می میرد.»
" پیوندی" همچنین به نقش رسانه ها ومحیط های آموزشی اشاره دارد و می گوید:« مدرسه بعد از محیط خانواده اولین نهاد رسمی است که کودک با آن سر وکار دارد، بنا براین نقش مدرسه در روند جامعه پذیری و بوجود آوردن دنیای کودکان، بسیار اساسی است. بویژه آن که بچه ها از طریق مدرسه یاد می گیرند خودشان را درغالب نوشته یا خواندن یا سایر اشکالِ فعالیت های فکری و شناختی، بیان کنند.»
وی در ادامه گفت:« به همین  دلیل هم آنچه که درمدرسه می گذرد و آن نوع روابط تربیتی که در مدرسه وجود دارد نقش بسیار مهمی در بوجود آوردن دنیای خیالی و رویاهای کودکانه دارد.»
این جامعه شناس با اشاره به این که در مدارس ایران پیام شادی برای کودکان وجود ندارد گفت:« ازآنجایی که پیام اصلی مدارس در ایران، غمگین است و بیشتر از آن که به حال و آینده مربوط باشد به گذشته برمی گردد وهمچنین، بیشترین شخصیت هایی که به بچه ها ارائه می شود کسانی از گذشته هستند و بیشترین حوادثی که ارائه می شود، حوادث دردناک تاریخی منفی و شهادت است در نتیجه می توان گفت که کودکان در محیطی نه چندان شاد و مطلوب برای پرورش ذهنی و پروبال دادن به رویاهاشان بزرگ می شوند، به همین دلیل هم مدارس در ایران یک نقش جامعه پذیری منفی در بچه ها ایجاد می کنند و در کشتن آرزوها و رویاهای کودکانه نقش اساسی دارند.»
او همچنین معتقد است که رسانه ها هم در ایران، دست کمی از مدارس ندارند ومی گوید:«رسانه ها چیز زیادی برای دنیای کودکان ارائه نمی کنند در نتیجه اگر خانواده نتواند به شکلی این کمبودهای آموزشی را جبران کند، می توان گفت که بچه ها دوران کودکی نه چندان شاد و غمگینی را پشت سر می گذارند.»
این جامعه شناس در ادامه می گوید:« آسیبِ مرگ رویای کودکی در آینده به شکل های افسردگی، فرار از جامعه وپرخاشگری در جامعه نمود پیدا می کند.»
 
دکتر مکارمی: فشارهای اجتماعی می تواند زخم روانی در کودک ایجاد کند
دکتر"حسن مکارمی"روانکاو بالینی و پژوهشگر دانشگاه سوربن درفرانسه می گوید:« هر یک از ما حاصل سه متغییر هستیم. یکی آنچه با خود از نسل های پیش بدنیا می آوریم و در ما، زاده می شود و دیگرپنج سال اولی است که در دامان خانواده پرورش پیدا می کنیم که پایه ناخود آگاه ما را می سازد و درنهایت آن بخش از زندگی است که در اجتماع و مدرسه می گذرد.»
او معقد است، فشارهایی که افراد خانواده در جامعه متحمل می شوند را درفضای خانوده به کودک منتقل می کنند.
"مکارمی" می گوید:«فشارهای اجتماعی می تواند تا حدی جلو برود که کودک را دچار زخم روانی کند و این زخم روانی گاه هرگز از زندگی کودک خارج نمی شود.»
  ین روانکاو بالینی در خصوص رویای کودکانه می گوید:« رویاهای کودک باعث آموزش او می شود چرا که واقعیت های بیرونی برای کودک سنگین است به طور مثال، مرگ و بیماری برای کودک غیر قابل قبول است به همین دلیل سعی می کند با رویا و آرزو خودش را به شکلی در مقابل آینده محافظت کند.»
پژوهشگر دانشگاه سوربن در ادامه خاطر نشان کرد:«علت اساسی این است که کودک به اندازه کافی ابزار برای محافظت از خودش ندارد به همین دلیل در تمام جوامع خانواده ها از کودک محافظت می کنند.»
 "مکارمی" گرانی را یکی از دلایل مرگ رویا در کودکان می داند و می گوید:«گرانی معادل کمبود و کمبود معادل بحران است و این بحران امروز در زندگی کودکان ایران، تاثیر زیادی دارد که اثرات آن را در طول یک نسل خواهیم دید.»
  

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.