دسترسی به محتوای اصلی
شاهرخ مسکوب ـ کلاس شاهنامه ـ پاریس

شاهرخ مسکوب، کلاس شاهنامه، گفتار ۳، تاریخ (بخش ۶)

فردوسی خاطره جمعی ما را سرود. خاطره جمعی تجربه دیرین و کهنسالی است که بیشتر در ضمیرناآگاه مردمی همزیست ریشه می دواند و چون نهری در اعماق روان است. به همین سبب ناپیدا، پخش و پراکنده و بی شکل است. فردوسی بخشی از این انبوه ناشناخته و بی صورت را برگزید و سازگار با روح زمانه، سامان پذیر و صورتمند کرد. شاهنامه کالبد خاطره جمعی ماست که در شعر صورت پذیر، دارای صورتی دیدنی، دریافتنی و «زیبا» شده است.

تبلیغ بازرگانی

در روزگار فردوسی روح زمانه بیداری ملی ایرانیان بود، بویژه بر بنیاد زبان و تاریخ، برای بنای هویت خود. برای همین شاهنامه به صورت حماسه ایستادگی ایرانیان در برابرهجوم ها وبحران های تاریخ ما در آمد. اما این حماسه تنها گزینش و سرایش خاطره جمعی بنا به روح زمانه نیست، وگرنه در زمان های دیگر از یاد می رفت. حاصل کار بسی فراتر از این، روح زمان های دیگر را نیز در برمی گیرد.

به خلاف تاریخ های رسمی (کلاسیک) که بیشتر آنها تا چندی پیش گاهشمار آمد و رفت گسسته سلسله ها و نمایش جنگ و خشونت بود، شاهنامه از سویی سرگذشت در هم پیوسته مردمی است در سه سلسله پادشاهی پیشدادیان، کیانیان و ساسانیان و از سوی دیگر نبرد و جانبازی دودمان های پهلوانی در راه آرمان های والای انسانی و ملی. در این بافتار، شاهنامه در روح ما تاریخ حقیقی تری است تا تاریخ واقعی یا سیاسی ایران که در واقع تاریخ زمان های گسسته درمکان های گسسته است. هر چه تاریخ رسمی بریده بریده و بی سامان بود، در عوض خاطره جمعی ـ از راه تاریخ حماسی و به یمن زبان فارسی ‌ـ در کنه ضمیرماریشه دارتر و استوارتر بود. و می دانیم که از قضا نقش فردوسی در ساحت زبان کم تر ازعرصه تاریخ نیست.

شاهنامه به یمن سخن، صورت زیبای خاطره جمعی ماست. زیبا به معنی هنری و زیباشناختی کلام، تجلی حقیقت متعالی است. وقتی خاطره جمعی چون تاریخ به شعر درآمد، گذشتهای خفته در خویش به منزله حقیقتی متعالی و زیبا در ما بیدار می شود. برای همین پایداری هویت ملی ما وهویت فرهنگی همه فارسی زبانان از جمله مدیون شاهنامه است.
در داستان های شاهنامه، با خواندن تاریخ، هر بار حقیقت متعالی و زیبایی را که ویژگی هر اثر والای هنری است، در روح خود می آزماییم و اینگونه بازیابی خاطره جمعی تؤام است با موهبت شادی فرخندهای که دیدار زیبایی به ما ارزانی می دارد، و لذت این شادی، اگرچه از گذشته می آید، دیگر از آن ماست که هستیم و آنها که پس از ما خواهند بود. بدین سان، فردوسی در شاهنامه، گذشته را از زیر آوار ایام بیرون کشید و آن را چون پرندهای به آسمان آینده پرواز داد.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.