دسترسی به محتوای اصلی
سیمای فرانسه

چه کسانی مسبب رشد تروریسم اسلامی در فرانسه هستند؟

صدا ۰۷:۴۲
امانوئل ماکرون در کنار رئیس جمهوری پیشین فرانسه نیکلا سرکوزی، وزیر کشور و نخست وزیر فرانسه در مراسم یادبود قربانیان تروریسم اسلامی در ادارۀ پلیس فرانسه سوم اکنبر 2019.
امانوئل ماکرون در کنار رئیس جمهوری پیشین فرانسه نیکلا سرکوزی، وزیر کشور و نخست وزیر فرانسه در مراسم یادبود قربانیان تروریسم اسلامی در ادارۀ پلیس فرانسه سوم اکنبر 2019. Reuters

در توسعۀ تروریسم اسلامگرایی هم مسلمانان فرانسه نقش داشته اند هم رهبران سیاسی این کشور. مسلمانان فرانسه به این خاطر که راه را بر نقد دین بسته اند و رهبران فرانسه به این خاطر که طی چهل سال گذشته در قبال رژیم‌های اسلامگرای مروّج خشونت و تروریسم سیاست مماشات و همکاری را در پیش گرفته‌اند.

تبلیغ بازرگانی

پنجشنبه سوم اکتبر چهار تن از کارکنان پلیس فرانسه توسط یکی از همکاران اسلامگرای خود در ساختمان ادارۀ پلیس پایتخت با ضربات چاقو به قتل رسیدند. در مراسم یادبود قربانیان این جنایت در محل حادثه رئیس جمهوری فرانسه امانوئل ماکرون "ملت فرانسه را به اتحاد و نبرد" با آنچه "هیدر اسلامگرایی" نامید فراخواند و گفت :

"به میان شما آمده ام تا اطمینان دهم که در این قضایا روشنگری کامل صورت خواهد گرفت و پس از انجام بازجویی ها و شناسایی مسببان، عدالت آنطور که شایسته است اجرا خواهد شد. و بالاخره به میان شما آمده ام تا این حقیقت سرسخت را با هم ببینیم، از آن درس بگیریم، تا به نام حکومت در مقابل شما متعهد شوم که از تکرار دوبارۀ چنین انحراف هایی جلوگیری خواهیم کرد. همکاران شما زیر ضربات یک اسلام منحرف و حامل مرگ به زمین افتادند و بر ماست که چنین اسلامی را ریشه کن کنیم. اینکه فردی متاثر از چنین ایدئولوژی ای بتواند در محلی کار کند که در آن اتفاقاً افراد خطرناک هدف پی گرد قرار می گیرند غیرقابل فهم و غیرقابل قبول است."

 رئیس جمهوری فرانسه در ادامه افزود که برای ریشه کن کردن چنین هیولایی "نهادها[ی دولتی] به تنهایی کافیت نمی کنند و کل ملت فرانسه باید متحد و تجهیز شود و دست به اقدام بزند." امانوئل ماکرون در پایان این اعتراف ضمنی به ناتوانی دولت در مقابل تهدید اسلامگرایی کل "ملت فرانسه" را به ساختن "جامعه ای هُشیار" فراخواند...

این اولین بار نیست که اسلامگرایی در فرانسه مرتکب جنایت شده و قربانی می گیرد. مدت هاست که میلیون ها شهروندِ نگرانِ فرانسوی از خود می پرسند : این جنایات تا کی ادامه خواهند یافت؟ تا کجا سرطان اسلامگرایی به امنیت، همزیستی و دموکراسی کشور لطمه خواهد زد؟ و بالاخره چگونه می توان این تهدید را ریشه کن کرد؟

بسیاری از فرانسویان نیز در واکنش به ناتوانی نهادهای دولتی در مقابل پیشرویی تروریسم اسلامی خواستار مراقبت و کنترل بیشتر و اتخاذ تدابیر تنبیهی پیشگیرانه هستند و به همین خاطر بیش از پیش به افکار، احزاب و سیاست هایی روی می آورند که چنین تدابیری را پیشنهاد می کنند یا در صدر وظایف خود قرار می دهند. در واقع، کم نیستند کسانی که امروز خواستار کنترل و مراقبت بیشتر بر مسلمانان هستند به طوری که شماری از روشنفکران مسلمان و لائیک نسبت به اشاعۀ خطر نوعی مک کارتیسم جدید هشدار می دهند.

با این حال، کم نیستند کسانی که – حتا در میان رهبران فرانسه – از این پس هرگونه تمایز میان اسلامگرایی و اسلام را بیهوده می دانند و می گویند نطفۀ بسیاری از بیرحمی ها و خشونت هایی که اسلامگرایی معاصر مرتکب می شود در خود مبانی اسلام نهفته است. به این ترتیب، یکی از نگرانی های مهم رهبران و روشنفکران فرانسوی قویاً به حاشیه رانده شده که در چهل سال گذشته کوشیدند از همسانی میان اسلام و مسلمانان از یک طرف و اسلامگرایی از طرف دیگر پرهیز کنند.

چنین نگرشی نه فقط ناعادلانه به نظر می رسد، بلکه نوعاً آبستن خطری بمراتب بزرگتر است که به تهدید دموکراسی و تحکیم پایه های یک جامعۀ مبتنی بر مراقبت دایمی بر ده درصد جمعیت – یعنی جمعیت مسلمان – و تدریجاً دیگر آحاد جامعه منجر خواهد شد. نهادینه شدن چنین نگرشی نه فقط مسلمانان را بیش از پیش به آغوش اسلامگرایان سوق خواهد داد، بلکه وضعیت اضطراری را در جامعه همیشگی خواهد کرد و خطر یک جنگ داخلی را نیز به آن خواهد افزود. به این ترتیب، آنچه در این بین آسیب جدّی خواهد دید مبانی یک جامعۀ کثرتگرا و دموکراتیک و در یک کلمه خود جمهوری فرانسه است

اما، در به وجود آمدن این وضع – توسعۀ اسلامگرایی – هم مسلمانان فرانسه نقش داشته اند هم رهبران سیاسی این کشور صرف نظر از اینکه به کدام اردوی سیاسی-فکری متعلق بوده اند.

مسلمانان فرانسه در توسعۀ بیرحمی های اسلامگرایی نقش داشته اند : زیرا، تنها واکنش آنان به این بیرحمی ها تاکنون عمدتاً به این گزاره محدود شده که "این اعمال ربطی به اسلام ندارد." اما، آنان با گفتن این سخن راه را بر هرگونه تأمل انتقادی در قبال دین و به تبع اسلام بسته اند و به همین دلیل غالباً نقد اسلام به مثابۀ دین یا نوعی نگرش و جهان بینی را مترداف "اسلام هراسی" یا صورت تازه ای از "نژادگرایی" علیه مسلمانان تلقی کرده اند.

اما، مسلمانانی که اسلامگرایی را بیگانه با اسلام می دانند غالباً همان هایی هستند که منابع مالی خود را از طریق دولت های عربستان و قطر تأمین می کنند که مبلغان و حامیان فکری و مادی اسلامگرایی معاصر و خشونت های فراگیر آن بوده اند.

همین ملاحظه را می توان در مورد رهبران سیاسی و اقتصادی فرانسه مطرح کرد : کسانی که سلفیسم را منشاء اصلی تروریسم اسلامی معاصر معرفی می کنند، اما برای باصطلاح "ساماندهی اسلام در فرانسه" با منشاء سلفیسم یعنی عربستان سعودی پیمان های همکاری امضا می کنند. کسانی که با عقد قراردادهای مهم نظامی با تاریک اندیش ترین رژیم های اسلامی معاصر، عربستان یا قطر، مقادیر قابل توجه ای سلاح در اختیار آنان می گذارند تا به وسیله شان از میان غیرنظامیان به ویژه در یمن دست دسته قربانی بگیرند. همین رویکرد را می توان به نوعی دیگر در موضع نه فقط حکومت فرانسه، بلکه همۀ کشورهای اروپایی در قبال رژیم اسلامی ایران مشاهده کرد که از منابع مهم ترویج خشونت و تروریسم طی چهل سال گذشته در منطقه و خارج از منطقه بوده است.

کم نیستند شهرداری هایی که در داخل خود فرانسه همین سیاست مماشات را برای جلب سرمایه های امیران ثروتمند قطر یا عربستان به مناطق محروم تحت کنترل خود در جمهوری فرانسه پیش گرفته اند و به این ترتیب بستر ترویج و اشاعۀ اسلامی را فراهم ساخته اند که با جمهوری و ارزش های آن و به ویژه با اصل جدایی دین از دولت (لائیسیته) بیگانه اند.

مبارزه برای ریشه کن کردن "اسلام انحرافی" (به تعبیر رئیس جمهوری فرانسه) نیازمند نقد اسلام به مثابۀ دین و پایان دادن به سیاست مماشات در قبال رژیم های تمامیت خواه و اسلامگرای منطقه اعم از سنی و شیعه است. تنها در چنین صورتی می توان قاطعانه با هر نوع رفتار و اقدامی که در ستیز با جمهوری و ارزش های آن است به مقابله برخاست و همزمان جوانان و نوجوانان را برای صیانت از دموکراسی و ارزش های مهم آن از جمله کثرتگرایی در مقابل تروریسم و خشونت اسلامی آموزش داد.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.