دسترسی به محتوای اصلی
سیمای فرانسه

هویت جامعۀ فرانسه را مبارزۀ طبقات می‌سازد

صدا ۰۷:۵۵
امانوئل تود، جمعّیت‌شناس فرانسوی
امانوئل تود، جمعّیت‌شناس فرانسوی BR

"امانوئل تود" نویسنده و جمعیت شناس معروف فرانسوی به تأسی از اثر معروف مارکس در بارۀ فرانسه، به تازگی کتابی منتشر ساخته با عنوان "مبارزۀ طبقاتی در فرانسۀ سدۀ بیست و یکم" که در بیش از ۳۶٠ صفحه توسط انتشارات Seuil در پاریس منتشر شده است. موضع کتاب این است که مسئلۀ اصلی جامعۀ امروز فرانسه نه افزایش نابرابری، بلکه کاهش سطح زندگی از جمله سطح زندگی بورژوازی فرانسه است و علت این امر در وهلۀ نخست یورو، واحد پول اروپا، و سیاست های ریاضت اقتصادی اتحادیۀ اروپا است.

تبلیغ بازرگانی

"امانوئل تود" در کتاب خود "چهار طبقۀ جدید اجتماعی" در جامعۀ امروز فرانسه را از هم متمایز می کند. او می گوید : در سطح فوقانی "آریستوکراسی دولتی-مالی" قرار گرفته که روی هم یک درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهد. به گفتۀ "امانوئل تود" این آریستوکراسی دولتی-مالی" از سوی آلمان و آمریکا لگدمال می شود ولی انتقام این لگدمال شدن را از مردم فرانسه می گیرد.

دومین طبقۀ اجتماعی که "امانوئل تود" از آن یاد می کند "خرده بورژوازی" مرکب از "کادرها و حرفه های عالی روشنفکری" است که در روی کار آمدن امانوئل ماکرون نقش کلیدی داشته است. "امانوئل تود" از طبقۀ سوم اجتماعی جامعۀ امروز فرانسه به عنوان "اکثریت پراکنده (اتمیزه)" یاد می کند که ۵۰ درصد جمعیت کل کشور را تشکیل می دهد و دربرگیرندۀ کشاورزان، کارکنان ماهر، پیشه وران، حرفه های میانی و غیره است. و بالاخره چهارمین طبقۀ اجتماعی جامعۀ امروز فرانسه، از نظر "امانوئل تود"، پرولتاریا، یعنی طبقۀ کارگر و کارگران غیرماهر است که روی هم ۳۰ درصد جمعّیت امروز جامعۀ فرانسه را تشکیل می دهد. "امانوئل تود" می گوید که در قیاس با دیگر طبقات اجتماعی، تنها پرولتاریای فرانسه است که می فهمد منشاء مشکلات لیبرالیسم اقتصادی و واحد پول اروپا، یورو، است، هر چند به گفتۀ "تود" نقص بزرگ این طبقه این است که غالباً خشم خود را روی مهاجران سرشکن می کند.

جمعّیت شناس فرانسوی با اشاره به جنبش های جدید جامعۀ فرانسه، از جنبش "جلیقه زردها" تا اعتراض های جاری علیه تغییر قانون بازنشستگی، می گوید : تا امروز یکی از مؤلفه های مهم جامعۀ فرانسه "اضطراب اقتصادی" بود و همه می کوشیدند با اتکا به آموزش عالی و ادغام در بازار کار عمیقاً گزینشی با این اضطراب تا مرحلۀ بازنشستگی کنار بیایند. به همین خاطر برای غالب فرانسویان، تا امروز دست کم، بازنشستگی به منزلۀ نوعی پناهگاه و شروع دوره ای از آرامش و پایان یافتن اضطراب های اقتصادی بوده است.

"امانوئل تود" سپس می افزاید اکنون آنچه از نظر عموم فرانسویان در پس تغییر قانون بازنشستگی نهفته است ادامۀ "اضطراب اقتصادی" تا لحظۀ مرگ است. او بعید ندانسته که اعتراض های جاری علیه تغییر قانون بازنشستگی به بحرانی بزرگ تر و حتا عقب نشینی دولت بانجامد، زیرا، به گمان "تود"، داوی که در پس این رویارویی نهفته، کهولت و مرگ است که در کنار گرسنگی دو تراژدی دیگر زندگی آدمی به شمار می روند.

"امانوئل تود"، رئیس جمهوری فرانسه و اقدام های او را برانگیزندۀ دایمی مبارزات طبقاتی و ثمرۀ نگاه تحقیرآمیز وی به عنوان نمایندۀ خرده بورژوازی در قبال مردم توصیف کرده است. تمام "نبوغ" رئیس جمهوری فرانسه، به گفتۀ "امانوئل تود"، برانگیختن ناخواستۀ همبستگی های جدید میان آحاد جامعۀ امروز فرانسه بوده است. او گفته است که رئیس جمهوری فرانسه از خلال تغییر قانون بازنشستگی و افزایش عوارض سوخت نخست واکنش و سپس اتحاد جامعه (ولو علیه دولت) را برانگیخت.

جمعّیت شناس فرانسوی معتقد است که برخلاف تصور رایج، پدیدۀ امانوئل ماکرون و روی کار آمدن او نتیجۀ سرمایه های بزرگ مالی نیست. روی کار آمدن ماکرون، به گفتۀ جمعّیت شناس فرانسوی، حاصل حمایت گستردۀ خرده بورژوازی چپ وابسته به دستگاه های دولتی به ویژه آموزگاران بوده است که از پایه های مهم انتخاباتی حزب سوسیالیست فرانسه به شمار می روند.

در آخرین انتخابات ریاست جمهوری فرانسه، ۲۴ درصد آموزگاران پیمانی، بین ۳۳ تا ۴۵ در صد معلمان دبیرستان ها و ۵۰ درصد اساتید دانشگاه ها به امانوئل ماکرون رأی دادند.

مسئله این است که این خرده بورژوازی وابسته به دستگاه های اداری پس از تلاش دولت برای تغییر قانون بازنشستگی از خلال اعتصاب های سراسری به صف مخالفان و کارگران معترض خطوط آهن کشور پیوسته است. به گمان "امانوئل تود"، در حال حاضر جامعۀ عمیقاً پراکندۀ فرانسه تنها به تهاجمات "کاست حکومتی" از خود واکنش نشان می دهد، بی آنکه واکنش های اجتماعی به جهت گیری و طرح سیاسی روشن و قابل تشخیصی بدل شوند.

جمعّیت شناس فرانسوی می افزاید که هدف اصلی رهبران کنونی فرانسه که همگی از مدارس عالی الیت در قدرت فارغ التحصیل شده اند، نه بهبود وضعیت عمومی مردم، که مدیریت کاهش سطح زندگی است که نتیجۀ واحد پول اروپا، یورو، به شمار می رود. "تود" یورو را به "زندان پولی" تشبیه کرده که به گمان او مانع از دستیابی به یک راه حل برای جلوگیری از تداوم کاهش سطح زندگی است. "امانوئل تود" معتقد است که بر خلاف تصور رایج بورکراسی دولتی در فرانسه نه لیبرال، بلکه بالعکس عمیقاً دولتگرا است، به همان نسبت که یورو یک واحد پولی دولتگرا است و هدف هر دو سیادت بر بازار و شکستن جامعۀ مدنی است.

"امانوئل تود" می افزاید که در فرانسه مشکل نه نئولیبرالیسم، بلکه دولت است و پیروزی امانوئل ماکرون مُهر تأئیدی بر استقلال فزایندۀ دولت نسبت به احزاب سیاسی و جامعۀ مدنی در این کشور است. "امانوئل تود" با اشاره به اثر معروف کارل مارکس، هجدهم برومر، می گوید : مارکس به درستی در این اثر این استقلال دولت را تجزیه و تحلیل می کند و نشان می دهد که چگونه شخصیت دست چندمی نظیر لوئی بناپارت به امپراتور فرانسویان بدل می گردد. امانوئل تود می گوید که نقائص نظام انتخاباتی فرانسه که به پیروزی امانوئل ماکرون منجر شد دستگاه عالی دولتی را از هر گونه نظارت جدّی آزاد کرد.

"امانوئل تود" همچنین تحلیل مارکس را دربارۀ کشاورزان فرانسوی سدۀ نوزدهم الهام بخش تحلیل خود از "اکثریت پراکندۀ" جامعۀ امروز فرانسه می داند و می افزاید : همانند سدۀ نوزدهم امروز نیز طبقۀ متوسط پراکنده و فقیر شدۀ فرانسه ۵۰ درصد جمعیت جامعه را نمایندگی می کند و دربرگیرندۀ تودۀ ناهمگنی از تجار خرده پا، کارکنان ماهر، کشاورزان و حرفه های میانی، پرستاران و مهندسان است که همگی با جنبش "جلیقه زردها" احساس همبستگی می کنند. اما، به گفتۀ "تود"، تودۀ اصلی این جمعّیت نامتجانس را پرولتاریا فرانسوی تشکیل می دهد که میان جنبش "جلیقه زردها" و تمایل به راست افراطی "لوپنیست" در نوسان است.

جمعّیت شناس فرانسوی در پایان نتیجه می گیرد که هویت فرانسه مبارزۀ طبقاتی است. اما، مبارزۀ طبقاتی، از نگاه "تود"، نقطۀ مقابل خشونت است مادام که سازوکار دموکراسی امکان گفتگو و سازش حول داوهای بزرگ اقتصادی را فراهم می‌سازد.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

برایگان دانلود کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.