دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

"ترانزیت" ایرانیان تا کی ادامه خواهد داشت ؟

صدا ۱۸:۰۵

یکی از فیلم های مستند بخش پانزده ی کارگردانان 66 امین فستیوال کن، فیلمی بود به نام "ترانزیت" (اسکال)، ساخته کاوه بختیاری، که در آن شماری جوان ایرانی و یک دختر ارمنی را می بینیم که در آتن، پایتخت یونان، در پانسیونی در انتظار روز و یا لحظه ای زندگی را سر می کنند که قاچاقچیان چراغ سبز نشان بدهند و آنها را از مرز رد کنند.

تبلیغ بازرگانی

 این فیلم که تمامش در یک آپارتمان کوچک می گذرد که متعلق به امیر یک مهاجر دیگر ایرانی است، از لحظات دردناک انتظار گروهی صحبت می کند که روشن نیست برای چه دست به این سفر پر خطر و پر هزینه زده اند.

ماجراهائی که شخصیت ها تعریف می کنند و تصاویری که از گردش های کوتاه و پر خطر آنها در شهر گرفته می شود، ضرب آهنگ یک فیلم اضطراب انگیز به آن می دهد.
در عین حال دردناک بودن سوژه مانع از حضور طنز در آن نمی شود و این طنز تماشاگر را یاد آن می اندازد که در دشوارترین لحظات زندگی نیز اتفاقاتی رخ می دهد یا سخنانی زده می شود که مارا می خنداند.

گفتگو با کاوه بختیاری

 
فیلم "ترانزیت" که چند روز پیش، در چارچوب نمایش دوباره فیلم های بخش پانزده کارگردانان به نمایش درآمد و در نمایشش در کن هم شماری را به گریه انداخت، از ورای ماجرای جوان دیگری هم که اعتصاب غذا می کند و لبهایش را می دوزد، چون پنج سال در انتظار پاسخ کمیساریای عالی پناهندگان بوده، بر کاستی های این نهاد درامر رسیدگی به وضع پناهجویان، انگشت می گذارد.

از کاوه بختیاری پرسیدم چگونه شد که این موضوع نظر او را جلب کرد؟

سنای فرانسه باغ پرتقال خود را به روی هنرمندان می گشاید

سنای فرانسه بار دیگر به مناسبت فصل تابستان درهای باغ پرتفال خود را به روی هنرمندان می گشاید.
این کار که در چارچوب فصل فرهنگی مجلس سنا انجام می گیرد، با ترتیب دادن نمایشگاهی متشکل از آثار یک هنر مند آفریقای جنوبی و یک هنرمند فرانسوی آغاز می شود و تا روز 16 ژوئن ادامه خواهد داشت و سپس با نمایشگاههای دسته جمعی و انفرادی دیگر ادامه می یابد.
البته آثار شماری هنرمند هم در پاویلیون "داوویو" که در همین باغ لوکزامبورگ قرار دارد، به مناسبت این فصل هنری، به نمایش گذاشته خواهد شد که تا روز 22 سپتامبر ادامه می یابد.
Le pavillon Davioud
در کنار آنها از روز 19 تا 30 ژوئن، هنرمندان جهان که برای سازمان کمک به "نقص عضو داران" (هندی کپ اینترنشنال) آثاری را تهیه کرده اند، این آثار را به نمایش می گذارند.
این هنرمندان که 23 نفر هستند اثر خود را در پنج، ده، 20 و یا 50 نمونه درست کرده اند تا بتوان آنها را به نفع سازمان یاد شده فروخت. گفتنی است که "هند کپ اینترنشنال"، یکی از 6 انجمنی است که "کمپین بین المللی مبارزه با مین های ضد نفر" را به راه انداختند و درسال 1997 به این مناسبت جایزه نوبل صلح را بردند.
این انجمن در هر کجا که "زندگی بر روی دو پا" ممکن نباشد فعالیت می کند.
http://www.artactuel.com/musee-exposition/orangerie-du-jardin-du-luxembourg-247.html

فروش دو تابلوی "پیکاسو" برای کمک به کارهای بشر دوستانه
 

دو تابلوی "پیکاسو" نقاش بنام اسپانیولی، متعلق به "مارینا پیکاسو" نوه این نقاش از نخستین همسرش "اولگا خوخولوآ"، در روز پنج شنبه، در حراج "ساوثبیز" به مبلغ 5.2 میلیون یورو به فروش رفت. "مارینا پیکاسو" از این مبلغ ابراز تأسف کرد و گفت این فروش برای کمک های بشردوستانه انجام گرفته است و صرف کمک به کودکان و نوجوانان مشکل دار خواهد شد. علت این است که این زن 60 ساله، دوران کودکی سختی را گذرانده و خود پنج فرزند دارد که سه تای آنها را در ویتنام به فرزندی پذیرفته است.
او تجربه تلخ از دوران کودکی و پدر بزرگ خود دارد که از نوه های خود می خواست او را "استاد" صدا کنند و با خود خواهی ویرانگرخود به شدت آنها را آزار داده است.
"مارینا پیکاسو" که در خانه ای که نقاش در کن داشت زندگی می کند، سالها تابلوهای پدر بزرگش را وارونه به دیوار آویخته بود تا آنها را نبیند. 
نخستین تابلو، "پالت و سر گاو نر" (1943) به مبلغ 1.393.500 یورو و "زن نشسته با پیراهن خاکستری" (1938) به مبلغ 3.739.500 یورو به فروش رسیدند.
این تابلو ها پیش از فروش، در نیو یورک و مسکو به نمایش گذاشته شدند و سرانجام خریداران اروپائی آنها را به دست آوردند.
"مارینا پیکاسو" در نظر دارد تابلوهای دیگری را برای کمک به انجمن های مددکاری به حراج بگذارد. او که سالها در کارهای خیریه در ویتنام شرکت داشته میخواهد اکنون در خاک فرانسه فعالیت کند.

روشنفکران و هنرمندان مصری خواستار استعفای وزیر فرهنگ این کشور و اصلاحات در این وزارت خانه شدند

دهها روشنفکر و هنرمند مصری از روز چهارشنبه گذشته، برای اعتراض به آنچه که تلاش برای اسلامی کردن فرهنگ می نامند، در برابر دفاتر وزیر فرهنگ این کشور دست به تظاهرات نشسته زدند.
به گفته برخی از شرکت کنندگان، شماری از اعتراض کنندگان به درون دفاتر وزارت خانه نفوذ کرده در نظر دارند تا رفتن ویا استعفای وزیر فرهنگ نزدیک به برادران مسلمان (اخوان المسلمین)، به کار خود ادامه دهند.
"بها طاهر" نویسنده ای که در این تظاهرات نشسته در دفاتر وزیر شرکت دارد، می گوید : "این مکان متعلق به مردم مصر است و نه دولت."
"علا عبدالعزیز"، وزیر فرهنگ، در ماه مه و در چار چوب تغییراتی که در دولت مصر انجام گرفت به این سمت برگزیده شد. مخالفان او به وی خرده می گیرند که پس از رسیدن به این مقام شماری از روسای بخش های هنرهای تجسمی، کتاب و اپرای قاهره را برکنار کرده است.
اپوزیسیون لیبرال و لائیک، محمد مرسی، رئیس جمهوری و وزیران او را متهم به تلاش برای اسلامی کردن مصرو ترجیح دادن منافع اسلام گرایان به منافع کشور می کنند.
گفتنی است که از زمان به قدرت رسیدن محمد مرسی در سال 2012، از نظر سیاسی و اجتماعی اختلافات بسیاری به وجود آمده این کشور با تظاهرات گاه خونین و نیز مشکل اقتصادی روز افزون روبرو شده است.

 فاش کننده چگونگی ردیابی و کشتن "اسامه بن لادن" رئیس پیشین "سیا"

در پی تحقیقی که توسط بازرسی کل وزارت دفاع آمریکا انجام گرفت و یک گروه مستقل تحقیق این خبر را فاش ساخت، "لئون پانه تا"، رئیس پیشین "سیا" جزئیات بسیار محرمانه چگونگی ردیابی و کشتن "اسامه بن لادن" را در اختیار "کاترین بیگلو" کارگردان فیلم "عملیات نیمه شب" گذاشته است.
گفته می شود که پخش این خبر می تواند برای دولت اوباما مشکلات و انتقاداتی را به دنبال داشته باشد چون از یک سو خبرهای محرمانه را به یک کارگردان می دهند و از سوی دیگر به شدت با هرگونه نشت خبر مبارزه می کنند.
به ویژه این که "مارک بوآل" سناریست این فیلم در مراسم اعطای جایزه به واحدی که در عملیات شرکت کرده بود حضور داشته که درآن نام کسی که عملیات را رهبری می کرد هم داده شده است.
وزارت دفاع آمریکا این خبر را تکذیب می کند. در حالی که گروه فاش کننده این مطلب می گوید این وزارت خانه می بایستی یک ورژنی از این ماجرمنتشر کند اما روشن نیست چرا تاکنون این کار را انجام نداده است.  

فیلم "عملیات نیمه شب"، فيلم تازه كاترين بيگلو، كارگردان فیلم هرت لاكر (قفسه درد) و برنده اسكار، به هنگام نمایشش هم بحث بر انگیز شد.
بحث برانگیز از این رو که در آغاز، فیلم در تاریکی و با صداهای کسانی آغاز می شود که در دو برج نیویورک، در رخداد 11 سپتامبر، پیش از مرگ، در حال شیون هستند و سپس هنگامی که تصویر می آید، ما صحنه های شکنجه مظنونان به همکاری با القاعده را می بینیم. بنابراین شماری می گویند که فیلم به گونه ای به کار بردن شکنجه را توجیه می کند. در حالی که کاترین بیگلو می گوید او با رعایت نظم زمانی و با پژوهش های بسیاری که انجام داده سیر شکار رهبر القاعده را تا زمان کشتنش در فیلم دنبال کرده و شکنجه نیز یکی از مراحل این پیگرد بوده است.
به هر رو "عملیات نیمه شب"، فیلم دو ساعت ونیمه "کاترین بیگلو"، که به هیچ وجه عملیات پارتیزانی و چریکی را در بر نمی گیرد و در آن خبری از  جنگ نیست،  بیشتر بر لذتی تأکید می کند که جنگ به شماری می دهد. نکته جالب این جاست که بر خلاف فیلم هائی که درانها شکنجه توسط شکنجه گران هیولا وار و یا قوی اعمال می گردد، شکنجه گر شخصی است عادی و روشنفکر.
عملیات نیمه شب، در عین حال نشانگر یکی از ماجراجویی های سیاسی آمریکا است.
به هر رو، گویش سینمائی "کاترین بیگلو" و هوش بالای او سبب شده فیلم از جذابیت‌های فراوانی برخوردار باشد.
شاید بد نباشد بدانید که "کاترین بیگلو" صحنه پایان و خانه "بن لادن" را در اردن درست شبیه آن خانه ای ساخت که "بن لادن" در آن زندگی می کرد.  
شایسته یاد آوری است که همايون ارشادي، در این فیلم در نقش یک تروریست مورد بازجوئی ظاهر می شود.
به هر رو فیلم "عملیات نیمه شب" حکایت از توانائی "کاترین بیگلو" در کارگردانی دارد که یکی از بهترین فیلم های جنگی را ارائه می کند.

مرگ "استر ویلیامز"، پری دریائی هالی وود

"استر ویلیامز" قهرمان شنا وشیرجه و سپس ستاره هالی وودی سینمای آمریکا در سالهای 40 و 50 میلادی، در 91 سالگی در بورلی هیلز در گذشت.
او که در 17 سالگی قهرمان شنای آزاد 100 متر آمریکا شده بود برای شرکت در بازیهای المپیک سال 1940 برگزیده شد. اما این بازیها به دلیل جریان داشتن جنگ دوم جهانی لغو گردید. "آستر ویلیامز" به دلیل توانائی ورزشی و به ویژه شنای موزون و همچنین زیبائی جسمی مورد توجه هالی وود قرار گرفت و به سینما رو آورد. او همواره در نقش هائی ظاهر می شد که به شنا نیاز داشت. این فیلم ها و از جمله "جشن پریان دریائی" در سال 1944 و "دختر نپتون" در سال 1949، به دلیل شرایط سخت اجتماعی و شبح جنگ، بسیار مورد توجه قرار گرفتند چون مردم نیاز به رویا داشتند.
"استر ویلیامز" به هیچ وجه در خود توانائی بازی، رقصیدن و آواز در برابر دوربین را نمی دید واز این رو بسیار فروتن بود. این فروتنی و جسم سالم و ورزشکارش در تماشاگر تأثیر می گذاشت و سبب محبوبیت بزرگ او نه تنها در آمریکا بلکه در همه کشورهائی شد که چون ایران سینما در آنها جای خاصی داشت.
"استر ویلیامز" در سالهای 1960چندین برنامه برای تلویزیون تهیه کرد و مسابقات شنای المپیک سال 1984 در "لوس آنجلس" را برای شبکه تلویزیونی "آن بی سی" تفسیر نمود. 
"استر ویلیامز" همچنین برای مبارزه با "فشارهای جنسی" فعالیت می کرد چون خود در 17 سالگی با آن روبرو شده بود. او می گفت در آن سالها نمی شد در آن باره صحبت کرد چون دیگر همه درهای کار بر روی شخص بسته می شد.
"استر ویلیامز"، پری دریائی سینمای هالی وود، در روز 6 ژوئن در خواب درگذشت.

بزرگداشت "رنه کلمان" در سینماتک پاریس

از روز 5 ژوئن تا اول ژوئیه، سینما تک پاریس به بزرگداشت "رنه کلمان"، سینماگری می پردازد که از او فیلم هائی چون "مبارزه بر روی ریل"، "بازیهای ممنوع" و یا "آیا پاریس می سوزد" را دیده ایم.
این بزرگداشت و مرور بر آثار با نمایش فیلم تعمیر شده "روبروی خورشید" آغاز شد که "آلن دلون" در آن نقش آفرینی کرده بود و در روز 25 مه در فستیوال کن با حضور این هنرپیشه به نمایش در آمد.
"آلن دلون" در آن شب گفت : اگر این بخت را نداشت که در این فیلم بازی کند، شاید امشب نمی توانست در این مراسم باشد.
"رنه کلمان" پس از به پایان رساندن رشته معماری به سینما رو آورد و همراه با "ژاک تاتی"، سینماگر خاص دیگر، یک فیلم کوتاه پر طنز به نام "دست چپت را بپا" در سال 1936 ساخت.
در سالهای جنگ او چند فیلم برای بخش سینمائی ارتش ساخت و پس از پایان خدمت و ساختن چند مستند و کوتاه، فیلم مستند-داستانی "مبارزه بر روی ریل" را در سال 1945 ساخت. این فیلم در فستیوال کن چند جایزه گرفت. پس از آن نیز تم جنگ در شماری از فیلم های او از جمله "بازیهای ممنوع" حضور داشت. این فیلم نیز که موسیقی آن را گیتاریست بنام و خوب "نارسیسو یپس" ساخته بود، در سال 1952 جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی را ربود.
سپس نوبت "آیا پاریس می سوزد" در سال 1965 رسید که در ستایش آزادی این شهر از یوغ ارتش آلمان نازی ساخته شده بود.
"رنه کلمان" آنگاه به اقتباس از آثار ادبی پرداخت و سه تا از بهترین آثار خود، "آسوموار"، "سدی بر اقیانوس آرام" و "روبروی افتاب" را ساخت که "آلن دلون" نیز در آنها بهترین بازی خود را ارائه نمود.

www.cinematheque.fr

 
خانه " دايی‌جان ناپلئون" و تلاش برای جلوگیری از ویرانی آن

گروهی از روزنامه‌نگاران و حاميان ميراث فرهنگی در اعتراض به صدور مجوز شهرداری برای در هم کوبیدن  خانه تاريخی «دايی‌جان ناپلئون»، به محمدباقر قاليباف، شهردار تهران نامه نوشتند.
این گروه 80 نفره، به نوشته شرق،  در اين نامه از شهردار تهران که اين روزها سرگرم مبارزات انتخاباتی است، خواسته‌اند از تبدیل آن به یک مرکز تجاری و اداری جلوگيری کند. آنها در نامه خود می نویسند :

«در روزهايی که جنابعالی به‌سختی سرگرم مبارزات مربوط به انتخابات رياست‌جمهوری هستيد، يکی از مهم‌ترين اسناد هويت و اصالت شهر ما، تهران، در آستانه نابودی است. خانه-باغ بزرگ امين‌السلطان در خيابان لاله‌زار که ما تهرانی‌ها آن را به نام خانه دايی‌جان ناپلئون می‌شناسيم، برای تبديل به يک مجتمع بزرگ تجاری به مزايده گذاشته شده است. شايد چنين گفته شود که حفاظت از اين خانه در حوزه وظايف سازمان ميراث فرهنگی کشور است. ما نيز چنين می‌انديشيم و به قصور يا تقصير اين سازمان معترض هستيم اما گمان داريم که اگر چراغ سبز شهرداری تهران برای تبديل اين خانه ۱۰‌هزار متری به مجتمع تجاری نبود و اگر شهرداری سياست تبديل بافت تاريخی تهران به يک منطقه تجاری را در پيش نمی‌گرفت، امروز به ميراث فرهنگی اين شهر چوب حراج نمی‌خورد. سال گذشته گروهی از روزنامه‌نگاران و دوستداران ميراث فرهنگی در نامه‌ای به جنابعالی خواستار خريد و مرمت اين خانه از سوی شهرداری شدند که بی‌پاسخ ماند. اکنون که اميد نداريم پول ما شهروندان تهرانی در راه حفظ هويت و اصالت شهرمان هزينه شود، از شما می‌خواهيم که حداقل عدم فروش تراکم تجاری و اداری در جای اين خانه تاريخی را اعلام کنيد، تا بسازوبفروشان و دلالان زمين از اين نگين لاله‌زار چشم طمع برگيرند و اصالت شهر ما بيش از اين در پای منافع اقتصادی گروهی محدود قربانی نشود."
 

خانه و باغ دایی جان ناپلئون که در سال 1383 در فهرست میراث ملی به ثبت رسید، در آستانه خروج از این فهرست قرار گرفته تا به جای آن یک مجتمع تجاری وسیع در خیابان لاله زار ساخته شود.
خانه دایی جان ناپلئون تنها قطعه بازمانده از باغ های لاله‌زار است که در اصل خانه امین‌السلطان، صدراعظم ناصرالدین شاه بود که پس از ساختن سریال معروف  "دایی جان ناپلئون" بر گرفته از کتاب ایرج پزشگزاد،  توسط ناصر تقوایی، در این لوکیشن، به خانه دایی جان ناپلئون معروف شد.
به گزارش مهر، "این خانه با نه هزار متر مربع مساحت در خیابان لاله زار، بن بست اتحادیه قرار دارد و در مالکیت خانواده اتحادیه است، در سال ۱۲۶۱ شمسی، هنگامی ‌که باغ بزرگ لاله‌زار برای احداث خیابانی به همین نام تقسیم و فروخته شد، بخشی از آن به میرزاابراهیم خان پدرعلی‌اصغر خان اتابک (امین‌السلطان) رسید و با مرگ ابراهیم خان، پسرش بخش‌های دیگری از زمین‌های مجاور را خرید و به آن اضافه کرد.
نوادگان امین‌السلطان در دوره‌های بعد زمین پدری را تفکیک کردند و فروختند. سینما جهان، سینما شهرزاد، یک پارکینگ و یک مجتمع تجاری در بخشی از این زمین‌ها ساخته شده‌اند.
رحیم اتحادیه در سال ۱۲۹۵ شمسی این زمین را از وارثان امین‌السلطان خرید و با تفکیک آن به ۳۰ سهم، آن را میان فرزندان خود تقسیم کرد.

همزمان با ثبت این اثر در فهرست میراث ملی در سال ۱۳۸۳ ، سازمان میراث فرهنگی برای خرید این خانه با خانواده اتحادیه وارد مذاکره شد و توافق‌هایی برای واگذاری این باغ به دولت به قیمت چهار میلیارد تومان به میان آمد اما در نهایت این معامله به سرانجام نرسید.
در حال حاضر تعدادی از مالکان، بخش عمده باغ را از باقی وارثان خریده‌اند و می‌خواهند با خارج‌کردن آن از فهرست میراث ملی که امکان ساخت و ساز و ایجاد تغییر در باغ و بنا را فراهم می‌کند، تغییراتی در آن ایجاد کنند.
چنانچه، همانگونه که پیش بینی شده، خانه دایی جان ناپلئون خراب شود و  در زمین آن یک مجتمع تجاری بسیار بزرگ ساخته شود، آخرین باز مانده های  بافت تاریخی لاله زار از بین می رود.

"چوکرو" رو به کوبا می آورد

"چوکرو"، خواننده ایتالیائی، که از یک خانواده روستائی کمونیست می آید، از سالها پیش آرزو داشت به کشور قهرمانان انقلابی، کوبا، برود. او از جمله به "چه گوارا" فکر می کرد که به باور وی معرف فلسفه و تعمقی خاص در مورد زندگی است و می خواست جهان را تغییر دهد. کسی که برای "چوکرو" یک اسطوره به شمار می آمد. او توانست در سال 1993 به این آرزو جامه عمل بپوشاند . در آن سال ازاو دعوت شده بود به فستیوال "سیگار برگ" در کوبا برود. ّبدین مناسبت "چوکرو" توانست با دنیای هنر و ادبیات کوبا آشنا شود و مجذوب این کشور گردد. او همچنان شماری موزیسین کوبائی را گرد آورد تا به کمک آنها هم موسیقی کوبائی را اجرا کند و هم به برخی از اثار خود رنگ وبوی کوبائی ببخشد.
حاصل این تجربه صفحه ای شد به نام "لا سسیون کوبانا"، که پیش از حضور وی در کنسرت چند روز پیشش در پاریس ،راهی بازار شده بود.
گر چه "چوکرو" را نمی توان در یک سبک زندانی کردو ما در گذشته همکاری او را با "لوچیانو پاواروتی"، خوانده اپرا هم دنبال کرده بودیم،اما این خواننده سبک "بلوز" و "راک"، با این تجربه یعنی استفاده از موسیقی و ریتم های کوبائی، برگ دیگری به کارنامه هنری اش می افزاید.

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.