دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

حافظ ناظری و نخستین بخش سمفونی رومی "بُعد یازدهم"

صدا ۱۸:۳۰

به تازگی نخستین بخش از "سمفونی رومی: بُعد یازدهم" ، ساخته حافظ ناظری، آهنگساز، نوازنده و خواننده وارد بازار شد که در هفته های گذشته در رسانه های مختلف درباره آن سخن به میان آمده بود.

تبلیغ بازرگانی

این آلبوم که زیر عنوانش به فارسی «بُعد یازدهم» و به انگلیسی "ناشناخته" آمده تولید کمپانی سونی است و
در ایران توسط موسسه «آوای هنر» پخش شده است.
در این آلبوم که برای ساخت و تولیدش، حافظ ناظری ده سال وقت صرف کرده، با ترکیب موسیقی ملی ایران و موسیقی کلاسیک غرب، گونه‌ی تازه ای از موسیقی را معرفی می کند که می‌توان آن را «موسیقی کلاسیک معاصر ایرانی» خواند
در آلبوم «بُعد یازدهم»، نوازنده های سرشناس دنیا از جمله ذاکر حسین نوازنده توانای ساز «طبلا» ، با حافظ ناظری همکاری می کنند. در آن همچنین صحبت از همراهی بیش از 35 برنده جایزه "گرامی" موسیقی می رود
در آغاز گفتگو با حافظ ناظری، از او خواستم علل برگزیدن چنین نامی را برای آلبوم خود توضیح دهد چرا که این آلبوم علیرغم استفاده از واژه سمفونی، شکل سمفونی ندارد، یعنی از 4 (و گاه 5) موومان تشکیل نشده بیشتر فرم "پوئم سمفونیک" را داراست که برای ارکستر سمفونیک، احتمالأ با یک کر و تک خوان و بر پایه یک متن ادبی ساخته می شود.

گفت‌و‌گو با حافظ ناظری

حافظ ناظری می گوید : نام این پروژه نمادی است از آمیزش فرهنگ شرق و غرب. واژه‌ی سمفونی به عنوان سمبل فرهنگ موسیقایی غرب برگرفته از واژه‌ی سمفونیا و مولانا به عنوان اسطوره و سمبل فرهنگ مشرق زمین است. با وجود اینکه ماهیت و ساختار اصلی این گونه‌ی جدید موسیقی بر پایه‌ی اصالت‌های موسیقی ملی ایران است، اما از لحاظ ارکستراسیون، هارمونی، الگوهای ریتمیک و ترکیبات ملودیک و همنوایی، با آن متفاوت است. این موسیقی نه صددرصد شرقی است، نه صددرصد غربی.
حافظ ناظری (زاده 1358)، فرزند شهرام ناظری آهنگساز و خواننده ایرانی، یادگیری موسیقی را از سه سالگی نزد پدر آغاز کرد. او افزون بر نوازندگی سه تار و دف ، سازی را هم با الهام از ساز سه تار و به نام حافظ (با الهام از نام حافظ شیرازی) ساخته‌است.
حافظ ناظری فارغ التحصیل رشته آهنگسازی و رهبری ارکستر از کشور آمریکاست.

فیلم‌های بخش مسابقه ای فستیوال کن اعلام شدند

فیلم های دوبخش مسابقه ای اصلی و نوعی نگاه و همچنین غیر مسابقه ای ، سانس های ویژه و "سانس های نیمه شب" 67 امین فستیوال بین المللی فیلم کن، در روز 17 فوریه، توسط "تیری فرمو"، مدیر هنری این فستیوال اعلام شدند.
در این مراسم که ژیل ژاکوب، رئیس نامور آن نیز حضور داشت که آخرین سال ریاست خود را می گذراند و از سال آینده تنها رئیس افتخاری آن خواهد بود.
سال آینده "پییر لسکور"، 68 ساله و مدیر پیشین "کانال +" به جای "ژیل ژاکوب" رئیس افسانه ای فستیوال کن کار خود را در ماه ژوئیه آینده آغاز می کند. "ژیل ژاکوب" خود در خواست کناره گیری از سمتش را کرده بود.

مدیر هنری فستیوال با گفتن این که برای برگزیدن فیلم های این بخش ها 1800 فیلم را دیده اند، افزود تا این لحظه 18 فیلم برای بخش مسابقه ای اصلی و 19 فیلم برای بخش "نوعی نگاه" برگزیده شده اند که به احتمال زیاد تا روز آغاز به شمارشان افزوده خواهد شد.
"تیری فرمو" در سخنان خود به این اشاره کرد که فیلم های برگزیده کن هم کارگردانان بنام و هم سینماگران جوان را مورد توجه قرار داده است.
از این رو در بخش مسابقه ای اصلی در کنار کسانی چون "گدار"، "کن لوچ"، "کروننبرگ"، "برادران داردن" و "مایک لی"، نام "آلیس روهواکر" ایتالیائی دیده می شود که با دومین فیلم خود در این بخش شرکت دارد.
گفتنی است که در بخشی که بخش اصلی نامیده می شود و همه بخش های یاد شده را در بر می گیرد، فیلم های 28 کشور شرکت داده شده اند.
در بخش مسابقه ای اصلی، چهار فیلم از فرانسه (اولیویه آسایاس، برتران بونللو، میشل آزاناویسیوس و ژان-لوک گدار)، پنج فیلم از آمریکای شمالی (سه کانادائی : دیوید کروننبرگ، اتم اگویان و زاویه دولان – دوفیلم آمریکائی : تامی لی جونز و بنت میلر) ، دوفیلم از انگلستان (کن لوچ و مایک لی) ، یک فیلم ایتالیائی (آلیس روهواکر)، یک فیلم بلژیکی (برادران داردن)، یک فیلم ترک (نوری بیلجه جیحان) ، یک ژاپنی (نائومی کوازه)، یک آرژانتینی (دامین سیفرون)، یک موریتانیائی (عبدالرحمن سیساکو) و یک روسی (آندره ی ایزویا گنتسیف) گنجانده شده اند.
گفتنی است که هیات داوران این بخش قرار است در روز دوشنبه معرفی شود اما رئیس آن خانم "جین کمپیون"، کارگردان استرالیائی پیش تر معرفی شده بود.
  ریاست هیات داوران بخش نوعی نگاه هم با "پابلو تراپرو"، کارگردان آرژانتینی خواهد بود.

عباس کیارستمی ریاست هیات داوران بخش فیلم های کوتاه و "سینه فونداسیون" کن را بر عهده خواهد داشت.
خانم "نیکول گارسیا"، هنرپیشه و کارگردان فرانسوی، به ریاست هیأت داوران "دوربین طلائی" بر گزیده شده است که به نخستین فیلم کارگردانان حاضر در بخش های مختلف فستیوال کن داده می شود.
فستیوال کار خود را با نمایش فیلم فرانسوی "گریس موناکو" ، ساخته "اولیویه داهان" در روز 14 مه آغاز می کند. این فستیوال تا روز 25 مه ادامه خواهد داشت.
گفتنی است که کن لوچ، برنده نخل طلا در سال 2006، در دفعات بسیار در جشنواره کن حاضر شده است.
" برادران داردن"، که با دو فیلم «رزتا» و «بچه»، دوبار نخل طلای کن را به دست آوردند امسال با فیلم «دو روز و یک شب» بار دیگر برای ربودن سومین نخل خود در مسابقه قرار گرفتند.
"زاویه دولان"، کارگردان خاص کانادائی که 25 ساله است و در 20 سالگی با نخستین فیلم خود نظرها را در بخش "پانزده کارگردانان" به خود جلب کرد، برای نخستین بار به بخش مسابقه ای وارد می شود.
" میشل هازاناویسیوس"، کارگردان فرانسوی، که با فیلم «هنرپیشه» اسکار بهترین فیلم را از آن خود کرد، با فیلم «جست‌وجو»، به شکار نخل طلا خواهد رفت.
نبود ویا کمبود زنان سینماگر که همواره یکی از موارد انتقاد از مسئولان کن بوده، امسال تا حدودی جبران شده و فیلم های بخش اصلی، حکایت از حضور 15 سینماگر زن دارند که دو تای آنان در بخش مسابقه ای اصلی گنجانده شده اند.
دیگر این که شماری فیلم که بیشتر آنها را مستند ها تشکیل می دهند، در بخش "نمایش های ویژه" شرکت دارند.
این فیلم ها در پیوند با مسائل روز بین الملی ساخته شده اند که یکی از آنها "میدان" ساخته کارگردان بسیار خوب اهل "روسیه سفید"، " سرگئی لوژنیتسا" ست که از تنش اوکرائین سحن می گوید. دیگری فیلمی است به نام "آب نقره ای"، ساخته "اسامه محمد"، کارگردان سوری که اوضاع بد این کشور را به تصویر می کشد و سر انجام "پل های سارایوو"ست که توسط 13 کارگردان و از جمله "ژان-لوک گدار"ساخته شده است . این فیلم سرنوشت این شهر را از روز ترور "آرشی دوک فرانسوآ فردیناند" در سال 1914 بازگو می کند که سر آغاز جنگ نخست جهانی بود.
فستیوال کن امسال برای آفیش 67 امین برگزاری خود، "مارچلو ماسترویانی"، هنرپیشه ایتالیائی را بر گزید.
"مارچلو ماسترویانی"، هنرپیشه مورد علاقه "فدرکو فلینی"، بدین ترتیب جانشین زوج "پل نیومن" و جوآن وود وارد" می شود که سال گذشته بر آفیش کن نقش بسته بودند.

مایکل دوگلاس جوانان را تشویق یه کنترل سلاح ها می کند

"

مایکل دوگلاس، هنرپیشه آمریکائی در روز سه شنبه گذشته از همه جوانان خواست تا با استقاده از شبکه های اجتماعی، به کنترل سلاح در جهان کمک کنند.
او این فراخوان را به مناسبت چاپ جزوه ای توسط سازمان ملل متحد برای آگاه کرده دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان داد.
در این جزوه همه ابتکاراتی که این جوانان می توانند برای رسیدن به این هدف انجام دهند برشمرده شده است. از جمله آنها "اطلاع گیری"، "ابرازنگرانی"، "تشکیل یک کلوب"، "امضای تومار" و یا ایجاد یک کمپین بر روی "توتیر" است.
مایکل دوگلاس" در سخنان خود به جوانان گفت که آنها از قدرت بزرگی برای بهتر ساختن دنیا برخوردارند. . او افزود که امروزه این شبکه های اجتماعی هستند که افکار عمومی را تحت تآثیر فرار می دهند.
مایکل دوگلاس" با اشاره به تنش سوریه، آفریقای مرکزی و اوکرائین، به همه کسانی که خواستار صلح هستند گفت که ابتکار عمل افراد می تواند بر سلاح و جنگ غلبه کند.
او گفت بدین دلیل نسبت به سلاح های اتمی حساس شده که خانواده پدرش "کرک دوگلاس" اهل روستائی در "روسیه سفید" بودند که به "چرنوبیل" نزدیک است. تجربه دیگر هم بازی در فیلم "سندروم چینی" بوده که از صانحه ای در یک نیروگاه اتمی سخن می گفت.
مایکل دوگلاس" که از سال 1993 به عنوان پیامبر صلح برای سازمان ملل متحد فعالیت می کند، همواره در همه کمپین های مبارزه با سلاح شرکت می کند.
از جمله این که کمی پیش از نشست "جی 8" در ایرلند در سال 2013، او همراه با "رابرت دنیرو" و "مورگان فریمن" ویدئوئی ضبط کرده بودند که در آن از اعضای این نشست خواسته می شد که به ساخت سلاح های اتمی پایان دهند.
نماینده عالی سازمان ملل متحد برای خلع سلاح، خانم "آنگلا کین"، می گوید که هزینه های نظامی در جهان 4.4 میلیارد دلار در روز است اما صلح پولی ندارد.

گلشیفته فراهانی و فیلم "پپرلند شیرین من"

آخرین فیلم "هینر سالم"، کارگردان کرد عراقی،به نام "پپرلند شیرین من" که در بخش نوعی نگاه فستیوال کن سال گذشته شرکت داشت و شاهد دومین همکاری او با "گلشیفته فراهانی" است، به روی پرده سینما ها آمد.
این فیلم که در کن با استقبال بسیار حضار در مراسم نمایش رسمی آن روبرو شد، مشکلاتی دارد، که به دلیل بیگانگی شماری از غربیان با سنت های سرزمین های دور دست و در اینجا، کردستان، ظاهرأ توسط آن ها احساس نمی شود.
یکی از مشکلات فیلم در این جاست که باز هم "هینر سالم" ، از گلشیفته فراهانی همان بازی و حرکات را می گیرد که در فیلم "اگر بمیری می کشمت" گرفته بود و این احساس را به وجود می آورد که این فیلم نیز دنباله آن است. در حالی که ما نقش افرینی بسیار خوب وتوانمند گلشیفته فراهانی را درفیلم "سنگ صبور" عتیق رحیمی دیده بودیم.
"هینر سالم" که با نخستین فیلمش "ودکا لمون"، که کپی بسیار موفقی بود از سبک "امیر کوستو ریچا"، کارگردان افسار گسیخته بوسنیائی، درشماری از فستیوال ها جایزه ربود و مطرح شد، پس از آن دیگر نتوانست فیلم یکدستی بسازد. او گر چه با فیلم های دیگرش چون "صفر کیلومتر" و "اگر بمیری می کشمت" شماری هم جایزه دریافت کرد، اما به نظر نمی رسد راه و سبک خود را یافته باشد.
فیلم "پپرلند شیرین من"، که حتا نامش هم چندان پرمعنا نیست و تنها نام دکه ای است در یک منطقه دور افتاده در کوههای کردستان، که شاید اشاره ای باشد به برخی از فیلم های آمریکائی، با صحنه ای بسیار خنده دار از مراسم نخستین اعدام در منطقه خود مختار کردستان، پس از سقوط صدام حسین، آغاز می شود. این صحنه علیرغم گویائی بسیار و دردناک بودن موضوع آن، که می توانست در صحنه های دیگر فیلم دنبال شود و فیلم را در رده فیلم های کمدی تلخ از مسائل اجتماعی قرار دهد، پس از چند سکانس، راه گم می کند و جای خود را به یک ملودرام با سناریوئی بسیار ضعیف می دهد.
در فیلم "اگر بمیری می کشمت" دختری تنها به خارج فرستاده می شودو پس از این که دختر نمی خواهد با پدر نامزد از دست رفته اش ازدواج کند، ماجراها بسیار بالا می گیرد و مردان خانواده با تهدید به مرگ دختر سرکش تماشاگر را می ترسانند. اما ناگهان این تهدید ها فروکش می کنند!! در "پپرلند شیرین من"، باز هم یک دختر جوان کرد در حالی که شماری برادر و مدعی دارد، تنها برای آموزگاری به روستائی دور دست فرستاده می شود و پس از در گل نشستن اتوبوس، مسافت درازی را در طبیعت تنها طی می کند. سپس فرمانده پلیس یا امنیت آنجا، که از دست غر زدنهای مادرش و همسرانی که می خواست برایش جور کند، در رفته با او رابطه عاشقانه برقرار می کند بدون این که از وی بخواهد به همسری او درآید. پسران خانواده از راه می رسند و تهدید میکننداما هیچ اتفاقی نمی افتد ....
"هینر سالم " ظاهرأ می خواهد از کردها که محور اصلی همه فیلم هایش را می سازند، یک تصویر شسته وروفته و صیقل داده شده از آنها بدهد و به هرترتیب که شده کرد ها را غیر متعصب و با رفتاری اروپائی مآب نشان دهد. چیزی که با واقعیت های سنتی این منطقه وروحیه مردانش هم خوانی ندارد.
چرا که آمارها حکایت از شمارنه چندان ناچیز قتل های ناموسی در کردستان، همچون در شماری از کشورهای پیرامون این منطقه، دارند که ادامه آن دامن گیر کرد های مقیم اروپا هم می شود .

"وودی آلن" در "شاگرد ژیگولو"

"

وودی آلن"، "جان تارترو"، "شارون استون" و "ونسا پارادی"، همگی در فیلمی به نام "شاگرد ژیگولو"، کمدی ساخته "جان تارترو گرد آمده اند تا استعاره ای از رابطه های امروز انسانها را ارائه دهند.
فیلم، همانگونه که از نامش بر می اید یا نمی آید، چون "ژیگولو" بر خلاف معنائی که در زبان فارسی پیدا کرده، به معنای جوانی است که با زنهای مسن رابطه برقرار می کند و از این راه زندگی خود را تآمین می کند و تنها اختلاف آن با روسپی گری این است که جوان می تواند تنها به یک نفر خدمت کند و در ازای آن پول و یا سرپناه داشته باشد، به چنین ماجرائی اشاره دارد.
"شاگرد ژیگولو" داستان دو دوستی است که در بخش یهودی نشین و به ویژه یهودی های متعصب بروکلین زندگی می کنند. "وودی آلن"، در نقش کتابفروشی که همسرش سیاه پوست است وفرزند بسیار دارد و "جان تارترو" در نقش یک گلفروش تنها، هر دو به دلیل ناتوانی در پرداخت فاکتور های خود و نیز ورشکستگی کتابفروشی تصمیم می گیرند کاری انجام دهند. در آنجاست که "موری" (وودی آلن)، دوست جوانترش را متقاعد می کند که به شکار زنان جوان ثروتمندی برود که نیاز به یک "بوی اسکورت" یا یک همراه مرد دارند. "موری" نقش "پا انداز" را بر عهده می گیرد و "جان تارترو" در نقش "فیورآوانته" در خدمت چند زن پولدار در می آید.
در این میان، "موری" با زنی از جامعه یهودیان متعصب آشنا می شود که شوهر خاخامش مرده و او شش فرزند دارد. در اینجاست که "موری" (وودی آلن) همان شگرد ها و جملات و منطق خود را برای کمک به رهائی این زن از دردهای جسمی و فشار جامعه متعصب پیرامونش، به کار می بندد و او را متقاعد به رفتن نزد یک ماساژ دهنده (فیوراوآنته) می کند. زن که حتا در زندگی زناشوئی اش هیچ لذتی نبرده، تنها با ماساژ و این که سرانجام کسی پوستش را لمس کرده، از گره های روحی و جسمی اش رها می شود.
فیلم "شاگرد ژیگولو" رنگ و بوی خود آثار "وودی آلن" را دارد، که مدتهاست در فیلم کس دیگری بازی نکرده و به گفته "جان تارترو" همواره برخی از اصطلاحات خود را نیز در حین فیلمبرداری در فیلم گنجانده است. این فیلم در عین حال از تنهائی افراد حتا در صورت همسر داشتن و نیز از فشاری که به زنان در همه مذاهب وارد می شود، صحبت می کند. و گرچه خسته کننده نیست و طنز و اشاره هائی ظریف به مسائل زندگی دارد، گاه از نفس می افتد. تنها پایان خوب فیلم است که آن را از یک کمدی بسیار معمولی می رهاند.
گفتنی است که این پنج امین فیلم "جان تارترو" به عنوان کارگردان است و گرچه سناریوی این فیلم را هم خودش نوشته اما با "وودی آلن" بر روی آن بسیار کار کرده اند تا هر کدام بتوانند آن چیزی را که می خواهند از آن در بیاورند.
"جان تارترو" که در سال 1991، جایزه بهترین بازیگر مرد را برای فیلم "بارتون فینک" در فستیوال کن ربود، همواره بین فیلم مولف و فیلم های پر هزینه و تولیدات در رفت و آمد است. آخرین آنها "اگزودوس" ساخته "رایدلی اسکات" است که در پایان سال جاری به روی پرده سینما ها خواهد آمد.

"شیگرو بان" برنده جایزه "پریتسکر"

"شیگرو بان"، آرشیتکت ژاپنی، جایزه "پریتسکر" سال 2014 را که برابر جایزه "پولیتزر" برای ادبیات است، ربود.
او به هنگام دریافت جایزه اش با فروتنی بسیار گفت " باور ندارد هنوز به آن سطحی که باید رسیده باشد."
"شیگرو بان" که با اسکلت های کارتونی و و مواد بسیار معمولی کار می کند، از این رو شناخته شده است که برای قربانیان فاجعه های طبیعی و یا خشونت سرپناه می سازد.
سر آغاز این کار وی در سال 1995 و پس از زمین لرزه "کوبه" در ژاپن بود که بیش از 6000 قربانیان به جا گذاشت.
"شیگرو بان" می گوید از وضع بی سرپناهان شوکه شده بود و از این رو تلاش کرد به کمک آنها بشتابد. بدین منظور او سرپناههای موقتی به کمک لوله هائی از مقوای ضد آب ساخت و بر روی آنها سقفی از چادر ویا پلاستیک کشید.
این آرشیتکت که در ژاپن و نیویورک دفتر دارد، می گوید در فرانسه به دلیل اختلاف فرهنگی ژرف کار دشوار است. این دشواری را او با برگزیدن یک شریک فرانسوی دور زده است.

 

 

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.