دسترسی به محتوای اصلی
عمومی

آشتی میان "تزار" و "سلطان"

ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه در دیدار با همتای ترک خود رجب طیب اردوغان
ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه در دیدار با همتای ترک خود رجب طیب اردوغان REUTERS/Sergei Karpukhin
متن توسط : شهلا رستمی
۶ دقیقه

مسائل گوناگون چون ساختن زندان‌های تازه در فرانسه، اردوگاه دائمی برای یک نسل از پناهندگان در کنیا و دیدار رجب طیب اردوغان از روسیه، سرعنوان و مطالب مهم روزنامه های امروز چاپ پاریس را تشکیل می دهند.

تبلیغ بازرگانی

روزنامه فیگارو در مطلبی پیرامون نخستین سفر رئیس جمهوری ترکیه به بیرون از این کشور پس از کودتای نافرجام 15 ژوئیه، زیر عنوان "آشتی میان تزار و سلطان"، می نویسد : چند ماه پیش، پوتین واردوغان در آستانه جنگ قرار داشتند اما امروز قصیده های عاشقانه در شهر "سنت پترزبورگ" سر می دهند که شهر رمانتیک پادشاهان روسیه است.
فیگارو می نویسد البته فاصله میان نفرت و عشق کم است به ویژه این که یک سر آن آتش فشان "اردوغان" و سر دیگر "کوه یخ" (پوتین) باشد. اما پس از دشمنی، تلاش به کودتا انجام گرفت و شرایط جنگ در سوریه متحول گردید.

دیگر این که یکی در رویای دوران تزارها و دیگری در سودای سلاطین به سر می برند. واز این رو می توان گفت که هرگز در صحنه بین الملل دو رهبر این چنین به هم شبیه نبوده اند و چنانچه شباهت فیزیکی می داشتند، می توانستیم آنها را دوقلو به شمار بیاوریم. چرا که هر دو از عمر درازی در قدرت برخوردارند، به یک نسل تعلق دارند و هر دو عاشق ورزش اند: یکی فوتبال را دوست دارد و دیگری جودو. هر دو ملی گرا و خود کامه هستند. هر دو نوستالژی دوران گذشته را در سر دارند و رویای سیاسی شان بر زنده کردن شکوه از دست رفته گذشته یعنی شکوه امپراتوری عثمانی و دوران تزار ها و شوروی پیشین متمرکز است. هر دو عوام فریب و مستبد هستند و به راحتی حقوق بشر و دمکراسی را زیر پا می گذارند. اپوزیسیون راخفه می کنند، روزنامه ها را می بندند و دستگاه عدالت را به فرمانبرداری واداشته اند.

برای آنها تنها زور، گردن کلفتی و هورمون مردانگی مهم است. آنها همچنین در هنر حربه سازی از مذهب ویا مذهب ها در خدمت سیاست استاد شده اند، به انتقاد حساسیت دارند وهیچ اپوزیسیونی را بر نمی تابند. هر دو پارانوئید هستند و از این رو به ساختن دشمنان خیالی تمایل دارند. هر دو نیازی بزرگ به به رسمیت شناخته شدن در صحنه بین الملی دارند و بدشان نمی آید که قدرت را تا پایان عمر در دست داشته باشند. اما یک شباهت دیگر، که همه رهبران جهان را به حسرت وا داشته، محبوبیت پیگیر آنان طی سالها و علیرغم انتقادات است. ترک ها همچون روس ها از این دو رهبر برای بازگرداندن احترام کشورشان سپاس گذارند.

مطلب فیگارو همچنین به حساسیت این دو رهبر نسبت به رفتار غربیان در برابر آنان و همچنین حمایت پوتین از اردوغان در پی کودتا پرداخته می نویسد : رئیس جمهوری ترکیه این حمایت را فراموش نخواهد کرد به ویژه این که شایعه ها حکایت از این دارند که سرویس های اطلاعاتی روسیه اردوغان را در جریان کودتا قرار داده اند. حال باید دید ایا این اتحاد استراتژیک نیست چرا که روسیه و ترکیه طی قرن های گذشته بسیار با یکدیگر جنگیده اند. دیگر این که ترکیه عضو پیمان آتلانتیک است و با این سازمان و آمریکا دهها سال همکاری کرده است. سیاست روسیه و ترکیه در برابر سوریه در تضاد کامل است و بعید به نظر می رسد که هیچ یک از این دو از سیاست خود، یعنی حمایت و یا برون رفت بشار اسد از حکومت، دست بردارد. مشکل دیگر کردهای شمال سوریه و تلاش آنان برای تشکیل یک کشور کرد است. به هر رو می توان گفت که وضع سوریه در دل گفتگوهای این دو رهبر قرار خواهد داشت.

روزنامه اقتصادی " لز اکو" می نویسد این آشتی می تواند ترکیه را کاملأ به سوی روسیه سوق دهد و این ضربه ای برای ناتو خواهد بود که ترکیه عضو مشکل ساز آن به شمار می آید. اما رقابت های دو کشور در دریای سیاه و خاورمیانه ونیز تنش سوریه موانع بزرگی هستند که رهبران دو کشور تلاش خواهند کرد برای پاسداری از منافع خویش، به گونه ای بر آنها غلبه کنند.

"هومانیته"، زیر عنوان "اردوغان در همه جبهه ها" می نویسد اردوغان که جناح راست افراطی و سوسیال-دمکرات را در مشت خود دارد، گرچه با نزدیکی به روسیه می خواهد تغییر دراتحادهایش را نشان دهد، اما چون کماکان عضو ناتوست، به نظر می رسد این نردیکی بیشتر برای فشار بر دوستان غربی اش انجام گرفته باشد تا دست او را باز بگذارند.

لیبراسیون در مطلبی به گفتگوی اردوغان با روزنامه لو موند اشاره دارد که در آن بر غربیان خرده گرفت که به جای همدردری با وی در برابر بمباران پارلمان و سرویس های اطلاعاتی، از او انتقاد کردند. او همچنین به 53 سال مذاکره با اتحادیه اروپا برای ورود به این اتحادیه اشاره می کند که هدفش خواری این کشور بوده است.

لوموند بیشتر به نبرد حلب پرداخته چهره دیگر قیام را در این شهر تشریح می کند که جهادیون جدا شده از القاعده، یعنی اعضای "فتح الشام" اصلی ترین بهره مند آن هستند.

لوموند همچنین مطلب بزرگی را به اعدام شهرام امیری، کارشناس اتمی ایران اختصاص داده می نویسد هنوز نمی دانیم چرا 6 سال پس از دستگیر شدنش و یک سال پس از امضای توافق اتمی، شهرام امیری اعدام شده است؟

لوموند همچنین در صفحات بحث و تحلیل های این روزنامه، در مطلبی به قلم "سهیر التاسی"، مخالف دولت سوریه، از دخالت های ایران در سوریه سخن می گوید و می نویسد که ایران در حال ایجاد یک منطقه شیعه نشین زیر نفوذ خود در منطقه است. او می گوید : شمار فرماندهان پاسداران کشته شده در نبردحلب حکایت از اراده رهبر جمهوری اسلامی ایران برای پرداخت بهای بالای این دخالت در حلب دارد.

روزنامه مسیحی "لا کروآ" به انتشار کتابی به نام "آتاترک" اشاره دارد که توسط "شکرو هانی اوغلو"، استاد دانشگاه پرینستون، به انگلیسی نوشته شده و در آن زندگی نامه این چهره مهم ترک را که به 600 سال حکومت سلطان ها پایان داد و جمهوری ترکیه را برپاگذاشت، به قلم می کشد. او نشان می دهد که آتاترک یک خیالباف نبود بلکه توانست اسلام را با نگهداشتن ارزش های پایه ای اش باز سازی کند و آن را با مدرنیته همخوان سازد.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.