بررسی هفته نامه‌های فرانسه

آیا "عوام‌گرائی دمکراتیک" ممکن است؟

légende ?
légende ? crédit ?

شوکی که انتخابات آمریکا به افکار عمومی وارد کرد و در پی آن غافلگیری از انتخابات مقدماتی احزاب راست و میانه فرانسه به وجود آمد، همچنان خوراک مقاله های هفته نامه های فرانسه است، که به ویژه دور دوم انتخابات یاد شده، که امروز برگزار می شود، می تواند برای انتخابات ریاست جمهوری اینده سرنوشت ساز باشد.

تبلیغ بازرگانی

هفته نامه "لوپوئن"، مطالب بسیاری به "فرانسوآ فیون"، نخست وزیر پیشین اختصاص داده، که با به دست آوردن 44% اراء همه را شگفت زده کرد و نیکلا سارکوزی،ر ئیس جمهوری پیشین را، که با تحقیر اورا همکارش می خواند، از مسابقه بیرون راند. سردبیر این هفته نامه، پس از تکیه بر شخصیت این کاندیدا، که هیچ گاه قولی جز ریاضت کشی به فرانسویان نداده ، هیچ پرونده ای و اتهامی در موردش وجود ندارد وبا سرسختی از برنامه هائی که دارد به ویژه در زمینه سیاست خارجی دفاع می کند، می نویسد با این حال نتیجه دور دوم چندان قابل پیش بینی نیست. بدین معنا که "الن ژوپه"، علیرغم فاصله ای که در دور نخست با وی پیدا کرد، چندان بی دست و پا نیست و می تواند این تاخیر را جبران کند. به ویژه این که علیرغم درخواست سارکوزی از هوادارانش به دادن رای به "فرانسوآ فیون"، این درخواست می تواند تأثیر وارونه داشته باشدو به ضرر کاندیدای بخت دار تمام شود.

اکسپرس در مقاله ای به قلم "کریستیان مارکاریان" بیشتر به مواضع کاندیدا "فیون" در زمینه سیاست خارجی می پردازد که همواره در دست نخبگانی بوده که کارشناس مسائل مهم جهانی به شمار می آمدند. او می نویسد ، نخست وزیر پیشین که در گذشته از تصمیم های مهم در زمینه سیاست خارجی کنار گذاشته شده بود، می خواهد از بری ماندن خود از بسیاری از ماجرا جوئی های گذشته استفاده کرده، راههای دیگری را از جمله برای سوریه، اوکرائین، تروریسم در خاورمیانه ، مبارزه با یورش خشن اقتصادی چین، موج پناه جویان به اروپا و سیاست های حمایتی اقتصادی ، ارائه کند. در واقع "فیون" ، بدون افتادن در دام ابتذال، همه بن بست هائی را نشان می دهد که فرانسه دچارش شده ، چون ناتوان است، کنار گذاشته شده و کسی صدایش را نمی شنود. و در زمینه سیاست خارجی است که باپیش چشم داشتن کارنامه ناموفق سارکوزی در لیبی و در سوریه عمل می کند چرا که در گذشته دستهایش بسته بود و از این رو مواضعش با مواضع "آلن ژوئه" بسیار متفاوت می شود.

هفته نامه "ابس" سه مقاله بسیار آموزنده را به واژه و مفهوم "پوپولیسم" (عوام گرائی) اختصاص داده که در یکی از آنها دیدِ "وندی براون"، استادعلوم سیاسی در داشگاه "برکلی" و کنشگر چپ در آمریکا مطرح می گردد که از "ممکن بودن پوپولیسم دمکراتیک" سخن می گوید.
او در واکنش به انگیزه های رای دهندگان به "ترامپ" به مفهوم "دمکراسی زدائی" می پردازد که از سالها پیش مطرح می کرد. "وندی براون" می گوید: منظور از "دمکراسی زدائی"، تأثیر لیبرالیسم نو بر اصول، ارزش ها و کنش های دمکراتیک است. نئولیبرالیسم منطقی است که بر پایه آن همه زندگی و سرنوشت ما تابع اصول و ارزش های بازار می شود. بدین گونه، فرد چیزی جز یک مهره و یا یک سرمایه انسانی کوچک به شمار نمی آید. همه جامعه و حتا دمکراسی در خدمت بازار در آمده اند و در این راه همه ارزش ها ی اساسی خود چون آزادی، برابری وبرادری را از بین برده اند. دمکراسی تبدیل به زمینه ای چون زمینه های دیگر شده که در آن برنده وبازنده وجود دارد؛ برندگان به قدرت بیشتری دست می یابند و بازندگان باید خودشان فکری برای خود بکنند.

"وتدی براون" در پاسخ به این که ایا یک "پوپولیسم" چپ و راست وجود دارد، می گوید : نه همیشه. چون این "پوپولیسم" می تواند رفتار بانک ها و شرکت های بزرگ را مورد انتقاد قرار دهد در حالی که آن را به شکلی در هم وبا رفتار های غیر دمکراتیک بیان می کند. اما موجی که "اشغال وال استریت" نام گرفت از این مثتثنی می شود چرا که در آغاز، هدف این جریان اعتراض به گروگان گرفتن دمکراسی در آمریکا توسط بانک ها و شرکت ها، شرکت های تآمین کننده منابع مالی احزاب سیاسی و فساد در میان مردان سیاسی بود. اما این موج پس از تبدیل شدن به اعتراض به نظام مالی به طور کلی، گسترده تر شد و خواستار حکومت خود مردم بر خودشان گردید. بنابراین جریان "اشغال وال استریت" را می توان اعتراضی عوام گرا اما بسیار دمکراتیک نامید.

"یان بوروما"، تاریخ دان هم در مطلبی دیگر به افزایش موج "عوام گرائی" در این سو و آن سوی اقیانوس اطلس اشاره داشته می نویسد : کابوس می تواند دوباره تکرار شود . او می گوید : هر جنبشی که می گوید نماینده مردم است، ضد دمکراسی است چون "مردم" وجود ندارد. جامعه تشکیل شده از شمارِ بالائی از افرادو طبقات گوناگونی که منافعشان، خواه و نا خواه، گاه به شکل طبیعتی در تضاد با یکدیگر قرار می گیرد. . از این رو تنها دمکراسی است که می تواند این تضاد ها و مبارزات را با سازش کاریهای صلح آمیز حل کند. حال اگر بگوئیم که مردم، به دلیل این که ملت را تشکیل می دهند، تبدیل به یک مجموعه یکدست می شوند که هدف ها و خواست هایشان یکی است، به محض آن که کسی با آن مخالفت کند و دیدی دیگر نسبت به این "مردم گرائی" داشته باشد، بی درنگ "دشمن خلق" خوانده می شود.. حال چون دیدیم اکثر کسانی که به "ترامپ" رای دادند در آمدی بیش از ۵۰ هزار دلار در سال دارند، می توانیم از یک "پوپولیسم ثروتمند" سخن بگوئیم ؛ نه ثروتمندان سنتی بلکه ثروتمندان نوکیسه
به هر رو موج فزاینده "پوپولیسم" همه کینه ها را متبلور می کند و تبدیل به خوراکی برای کینه های بعدی می شود.
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید