دسترسی به محتوای اصلی
کتاب‌ها و اندیشه‌ها

اوکمینه منوری، زن مردانه پوش افغان

صدا ۱۰:۰۱
توسط : واسع محسن

« دخترم، تو یک بچه پوش خواهی شد*»، نام کتابی است که به تازگی از سوی انتشارات میشل لافون در فرانسه و به‌زبان فرانسه منتشرشده است.ستیفنی لو برن، گزارشگر فرانسوی، در این کتاب قلمش را به اوکمینه منوری، زن مردانه پوش افغان به عاریت میدهد تا از زبان او حکایت کند چگونه خانواده اوکمینه، هنگامی که او کودکی بیش نیست، تصمیم می گیرد برای پر کردن جای خالی یک فرزند پسر، برای فرار از بی حرمتی نداشتن یک فرزند نرینه و برای کار در مزرعه و کمک به خانواده، هویت دخترانه - زنانه اوکمینه را با ظاهر پسرانه عوض کند.

تبلیغ بازرگانی

 در افغانستان، شماری از خانواده های افغان، به آسانی تن به چنین رسمی میدهند زیرا مطمئن هستند که به مجرد اولین علایم بلوغ، آنگونه که مجریان دین حکم می کنند، این دختران بچه پوش به هویت اصلی خود باز می گردند و زندگی عادی زنانه را از سر می گیرند.

بر خلاف انتظار، اوکمینه منوری هنگام جوانی حاضر نیست بار دیگر کسی برایش هویت تعیین کند.

او بچه پوش میماند و با لباس و نام مردانه حکم الله، بجنگ نابرابری اجتماعی زن و مرد، بجنگ ارتش سرخ و طالبان می رود و در سالهای بعد از یازدهم سپتامبر دو هزار و یک هم به عضویت شورای ولایتی ولایت خود، خوست، در می آید.

« دخترم ! تو یک بچه پوش خواهی شد »، شرح زندگی اوکمینه منوری، زنی است که زندگی زنانه را فدای آزادی خود کرده است.

گفتگوی زیر با اوکمینه منوری، هفته گذشته با همکاری خانم یله نا، از بخش فرانسه رادیو بین المللی فرانسه و در اصل بزبان پشتو انجام شده است. :

اوکمینه تو الان کجا و مشغول چه کاری هستی؟

من الان همراه با عده ای از نمایندگان و همکاران شورای ولایتی خوست در کابل هستم. ما آمده ایم تا برای ساختن میدان هوایی و چندین پل در خوست و محلات آن از دولت بودجه بگیریم. ما میخواهیم برای شهر خوست یک میدان بین المللی بسازیم....

تو عضو شورای ولایتی خوست هستی، آیا میخواهی به فعالیت های خود ادامه بدهی و مثلا در انتخابات پارلمانی شرکت کنی؟

بلی من فعالیتهای خود را ادامه خواهم داد و تصمیم دارم در صورتی که قانون کنونی انتخابات مشکلی ایجاد نکند، در انتخابات آینده شورای ولایتی بازهم خود را کاندید کنم. بلی، بعضی وقت ها آرزو می کنم کاش میتوانستم از این هم جلوتر بروم اما برای این کار مدرک تحصیلی لازم است و من مدرک تحصیلی ندارم و بیسواد هستم.

آیا برای عضویت در شورای ولایتی کسی از تو مدرک تحصیلی نخواسته است؟

تا هنوز که کسی از من مدرک تحصیلی نخواسته است.

تو فکر می کنی این رسم بچه پوش یا لباس مردانه برای زنان باید ادامه پید کند یا اینکه باید تغییر یابد ؟

من زندگیم را با همین لباس مردانه ادامه خواهم داد. حالا این لباس مردانه لباس من شده است. من قبلا میخواستم لباس زنانه بپوشم اما من با همین لباس مردانه به عضویت شورای ولایتی انتخاب شدم، با همین لباس مردانه به آمریکا سفر کردم تا از حقوق زنان دفاع و در برنامه های مربوط به زنان شرکت کنم.

گذشته از این، ولایت ما یک منطقه کوهستانی است و کسی نمیتواند در اینجا بدون لباس مردانه گشت و گذار کند. من برای بهبودی وضعیت زنان باید تا آخر عمرم با همین لباس ادامه بدهم.

به نظر می رسد تو راه خود را انتخاب کرده ای اما در مورد دختران و زنان دیگر که بچه پوش هستند چه فکر می کنی؟ آنان چه کار باید بکنند؟

یکعده از زنان بچه پوش قبلا تغییر عقیده داده اند و دوباره با لباس زنانه به زندگی زنانه برگشته اند و یا هم خانه نشین شده اند. یکعده می گویند که می ترسند، از تروریستها مثلا و عده ای هم می گویند در صورت ادامه دادن این رسم مرتکب گناه می شوند. من تنها زنی هستم که هنوز هم بچه پوش مانده ام و با لباس مردانه زندگی می کنم.

آیا فکر می کنی روزی این رسم بچه پوش در افغانستان از میان برداشته شود؟

من تعهد کرده ام که روزی این رسم تغییر کند. من البته آرزو داشتم مثل شما لباس مردانه به تنم نباشد و بتوانم برای زنان خدمت کنم. اما برای تغییر این رسم زمان زیادی لازم است، باید برای زنان امنیت وجود داشته باشد. من این شجاعت را دارم و از کسی نمی ترسم. من حتی در زمان مجاهدین هم با همین لباس مردانه زندگی کرده ام. با همین لباس مردانه، جهاد کرده ام و حالا هم با همین لباس ادامه میدهم....

تو در شورای ولایتی در چه بخشهایی فعال هستی؟

من در شورای ولایتی هم برای مردان و هم برای زنان کار می کنم. اما تلاش دارم برای بهبود وضعیت زنان بویژه برای زنان تنها و بی سرپرست، بیوه و معیوب و ایجاد مکاتب و کارگاههای آموزشی برای آنان بیشتر فعالیت کنم.

در شورای ولایتی رابطه ات با مردان چگونه است؟ با تو همکاری می کنند ؟

در اصل مردان باید احترام زنان را داشته باشند اما در ولایت ما مردان فقط 20 در صد حق به زنان قائل هستند و هشتاد در صد دیگر را نادیده می گیرند. من چون عضو شورای ولایتی هستم بمن احترام دارنداما این مساله را درباره زنان دیگر در نظر نمی گیرند.

و همسایه ها و مردم منطقه، آنان با تو چگونه رفتار می کنند؟

مردم با من رویه بسیار خوب دارند زیرا من خدمات زیادی برای آنان انجام داده ام. من در جهاد شرکت کرده ام و زمین شخصی خود را برای ساختن مدرسه برای دختران و پسران منطقه در اختیار دولت گذاشته ام.... شخصا سرمایه گذاری کرده ام تا دختران بتوانند به مکتب بروند و درس بخوانند....

تو میگویی سواد نداری. پس نامه و درخواستی را که برایت می نویسد ؟

من کمی خواندن و نوشتن در خارج یاد گرفته ام، اما باندازه کافی تجربه دارم . من حتی به افراد باسواد مشورت میدهم چگونه مشکلات خود را حل کنند. در مورد نامه و درخواستی هم ما در شورای ولایتی دو نفر کارمند داریم که این چیز ها را برای ما می نویسند.

چه آرزویی برای افغانستان داری؟

آرزوی من این است که کشور های بین المللی و ملل متحد به کمکهای خود به افغانستان ادامه بدهند تا مردم ما، زنان و مردان در عرصه های مختلف به پای خود بایستند. سی و پنج سال جنگ همه چیز، جاده ها، مکاتب، شفاخانه ها... همه چیز را در افغانستان ویران کرده است. ما هیچ چیز نداریم

اما تو میدانی که کمکهای بین المللی تا ابد ادامه نخواهد یافت ؟

در صورتیکه این کمکها قطع گردد ما خدا داریم، دین خود را داریم. ماه سی و پنج سال در افغانستان جنگیدیم و اگر هیچ چیز هم برای خوردن نداشته باشیم باز هم نیروی دین اسلام در ما باقی خواهد ماند.

بغیر از نیروی دین، چه چیز دیگری را برای آبادی کشورت ضروری میدانی؟ مردم چه باید بکنند؟

مردم برای آبادی کشور خود باید خواندن و نوشتن بیاموزند، تفنگ را بزمین بگذارند و قلم در دست بگیرند، فرزندان خود، دختران و پسران خود را به مدرسه بفرستند. افغانستان باید با نیروی مردم ، و نه بیگانه ها، بپای خود بایستد.

اوکمینه، تو که عروسی نکرده ای و تنها زندگی می کنی؟ در مورد زندگی خودت، در مورد اینکه شوهر و بچه نداری چه فکر می کنی؟

باید بگویم که زندگی در تنهایی پایان خوشی ندارد اما خوشبختانه پدرم زمین برایم میراث گذاشته، برادرانم ، عزیزان من با من هستند. من اگر بچه دار بودم نمیتوانستم بمردم خدمت کنم. اینجا کسانی هستند که بدلیل زندگی خانوادگی، هر روز دیر سر کار می آیند. آنچه من برای مردم انجام میدهم معنی اش این است که مردم برای من همه چیز هستند، شوهر، بچه ، همه چیز.... این راهیست که خودم انتخاب کرده ام.

آیا گاهی از این وضعیت خود، احساس ناراحتی می کنی؟

نه، نه. هیچوقت. تنها آرزوی من این است که افغانستان بپای خود بایستد. من هیچ ماراحتی دیگری ندارم.....

- اوکمینه منوری، ازت سپاسگذارم.

* کتاب مشترک اوکمینه منوری و ستیفنی لوبرن در اصل با تیتر « من یک بچه پوش هستم » و  تیتر کوچک« یک روز پدرم بمن گفت: دخترم تو یک پسر خواهی شد» منتشر شده است. تیتر « دخترم،  تو یک بچه پوش خواهی شد» را تهیه کننده این برنامه برای کتاب انتخاب کرده است.   

 
دخترم، تو یک بچه پوش خواهی شد
اوکمینه منوری با همکاری ستیفنی لوبرن
انتشارات میشل لافون، 210 صفحه
پاریس، مارس 2013.
 

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.