بررسی هفته‌نامه‌های فرانسه

"امانوئل ماکرون" در همه جا

روی جلد مجله هفتگی "لوپوئن"، ٢۵ مه ٢٠۱٧
روی جلد مجله هفتگی "لوپوئن"، ٢۵ مه ٢٠۱٧ DR

"امانوئل ماکرون" رئیس جمهوری تازه فرانسه، کماکان روی جلد و شماری از صفحات درونِ پاره‌ای از هفته‌نامه‌ها را به خود اختصاص داده است. 

تبلیغ بازرگانی

هفته نامه لوپوئن می پرسد، آیا او خواهد توانست در برابر سندیکای کارگری (ثِ ژِ تِ) و چپ رادیکال ایستادگی کند؟ و در کنار آن می‌افزاید: مشت از هر سو کوبیده خواهد شد.

هفته نامه اُبس می‌نویسد: او از هیچ آزمایشی نمی‌ترسد.

اکسپرس که صفحه روی جلد خود را به "نیکلا هولو" وزیر تازه محیط زیست اختصاص داده، در درون خود در مطالب بسیاری رئیس جمهوری تازه را میکاود.

هفته نامه ابس، در مطلبی می‌نویسد: با گزینش نخست وزیری هوادار "آلن ژوپه" نخست وزیر پیشین راستی، "امانوئل ماکرون" ضریه محکم و تندی وارد آورد چون می‌خواهد در انتخابات پارلمانی اکثریت چشمگیری را بدست آورده و یک "بیگ بنگ" بزرگ سیاسی به وجود آورد.
در یکی از مطالب خود، این هفته نامه می نویسد، گرچه هنوز همه چیز تازه است و زمان مقایسه رئیس جمهور تازه با دیگران فرا نرسیده، اما همه فهمیدند که "ماکرون" با همه فرق دارد. او نَه همچون "ژیسکار دِستن " است که شبیه پادشاهان بود، نَه چون "میتران" سیاستِ مکارانه را دنبال می کند، تنبلی "شیراک" را ندارد، به شلوغی "سارکوزی" و نامفهومی "هولاند" نیست؛ او می خواهد همچون "ژنرال دوگل" سال ١٩۵٨ باشد. اما نوآوری و پیاده کردن تئوری، در عمل چندان کار ساده‌ای نیست؛ تشکیل دولت به نخست وزیری "ادوار فیلیپ" و همچنین تعیین کاندیداها برای انتخابات پارلمانی، از این دشواری حکایت می کنند. از این رو علیرغم ۶۶ درصد آرایی که به دست آورد، باید خیلی زود دست بکار شود و از داد وستدهای پشت پرده که بیشتر به یک خوراک قدیمی شبیه هستند تا به یک آشپزی مدرن، بپرهیزد.

هفته نامه اکسپرس، در مطلبی همراه با عکس کابینه دولت، می‌نویسد: «موج نو».
این هفته نامه می‌افزاید اگر بر این باورید که اعضای این کابینه حرفه ای‌های دنیای سیاست هستند، اشتباه می کنید، چرا که کابینه دولت "ماکرون" یک ویژگی تاریخی دارد و آن این است که ١١ تن از ٢٢ عضو آن از جامعه مدنی می‌آیند. البته نباید نادیده گرفت که برخی از آنها در کابینه چند وزیر کار کرده‌اند، اما با آنچه "ماکرون" در سخنان انتخاباتی خود می‌گفت هماهنگی دارند که «باید به کارشناسی افراد اهمیت داده شود، نَه به سرشناسی آنها».
با این وجود، نظر به این که در هر قانونی یک استثنا هم وجود دارد، استثنا شامل نامیدن "نیکلا هولو" شخصیت سرشناس در زمینه پاسداری از محیط زیست به سِمت وزیر مشاور برای محیط زیست می‌شود؛ مقامی که شماری را نگران خوی وی و هوا و هوس این هوادار محیط زیست کرده است. به زودی هم شاهد این خواهیم بود که شماری نماینده بی‌تجربه و برخاسته از جامعه مدنی به پارلمان برسند. بنابراین امسال بهترین ضمانت برای سیاستمدار شدن نوپائی در این زمینه است.

اکسپرس سپس روی تجربیات حرفه ای چند وزیر انگشت می گذارد که از درون جامعه مدنی می‌آیند و می نویسد به زودی دو برنده نوبل شیمی و فیزیک "ایرن ژولیو-کوری" و " ژان پرن"، مسئولان وزارت آموزش عالی و پژوهش‌های علمی خواهند بود.
از سوی دیگر نباید فراموش کرد که شماری آرمان‌گرا در گذشته، خشنود وارد دولت‌ها شدند و دلزده و ناامید از آنها بیرون آمدند؛ از جمله آنها "لئون شوراچنبرگ" سرطان شناس و "هارون تازیف" زمین‌شناس و کارشناس آشش‌فشان‌ها بودند که خود را یک عروسک خیمه شب بازی خواندند و از کار خود ابراز تأسف کردند.

افرادی که از جامعه مدنی می‌آیند نمی‌دانند چه مدت به آنها نیاز خواهد بود و یا چه مدت خودشان دلشان خواهد خواست به کار ادامه دهند. آنها ایده‌آل‌های بزرگ در سر دارند اما ناگهان با دنیای خشنی، با کدهای مشخصی روبرو می شوند که در آن نمی‌توان هر کاری را انجام داد. وزرائی که سابقه سیاسی دارند ار مشروعیت مردمی برخوردارند، اما غیرحرفه‌ای‌ها تنها برگزیده عالی مقام هستند و این دائم به آنها گوشزد می‌شود.

هفته نامه

، می پرسد: آیا "ماکرون" همان مردی است که از آسمان برایمان رسیده؟ و پاسخ می‌دهد: به هر رو دیدیم که چگونه یک دولت کارآ تشکیل داد که ممکن است همچون دولت‌های آلمانی کمی خشک و بدون جلا باشد اما هیچ ربطی به دولت‌های پیشین ندارد که اعضایشان تنها از روی معیارهای رسانه ای و یا توازن‌های سیاسی برگزیده می‌شدند.

در کتابی به نام "ناپلئون و دو گل، دو قهرمان تاریخی فرانسه"، "پاتریس گنیفه" تاریخ نگار می‌نویسد: هنوز در فضای فرانسه نام این دو قهرمان که در زمان خود شخصیت‌هائی از آسمان‌رسیده به شمار می‌آمدند موج می زند؛ و گرچه امروز در همه‌جا جوامع کوچک و طبقه بندی شده افزایش می یابند، اما این دو نام که در حال رنگ باختن هستند هنوز شنیده می‌شوند. و گرچه ما ضرب آهنگ تند نوائی را که در ماه‌های اخیر می‌شنیدیم، به موسیقی عزا تشبیه کردیم، اما هفته‌های آینده می‌توانند این توهّم را دور کنند؛ چنانچه "ماکرون" بتواند از خود کارائی نشان دهد، تصمیم بگیرد، تغییرات بوجود آورد و به هرزروی‌ها پایان دهد؛ از جمله در جاهائی که فراقانونی عمل می‌شود.

در مطلب دیگری، لوپوئن به این اشاره دارد که آیا باید درد را از میان برداشت؟
این هفته نامه می نویسد: در بیست سال اخیر تلاش برای از بین بردن درد، باعث نمایان شدن یک پدیده جهانی اعتیاد دارویی به مشتقات تریاک شده است. حال برای مبارزه با درد، استفاده بیش از پیش این داروها باعث افزایش مرگ ومیر در جهان شده است، تا جائی که در اروپا و آمریکا یکی از دلایل نخستینِ مرگ کسانی شده که از سرطان و یا بیماری‌های عفونی تازه پیداشده رنج می برند.
نبود درد در بیماری‌هائی چون "جُزام" و "سیفیلیس"، می‌تواند به بریدن عضو بیانجامد؛ چرا که درد هشدار دهنده است و می تواند سلول‌های دفاعی را بیدار کند و آنها را به مبارزه با عفونت وادارد. حال گرچه لازم است درد یک شکستگی را تسکین بدهیم، اما آیا باید به هر بهایی که شده همه دردهای معمولی را آرام بنمائیم؟ 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید