مرور هفته‌نامه‌های فرانسه

انتقاد یک رهبر اروپا از طرح «ایالات متحده اروپا»

هفته‌نامه اکسپرس در شماره این هفته خود گفت‌وگویی را با ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان، که زمانی جوان‌ترین نخست وزیر اروپا نام داشت، منتشر کرده است.

تبلیغ بازرگانی

سال گذشته ده‌ها هزار نفر از مخالفان آقای اوربان که وابسته به حزب راست میانه‌ مجارستان است، در اعتراض به تغییراتی که وی در قانون اساسی کشورش به وجود آورد، در بوداپست دست به راهپیمایی زدند.

همچنین کمیسیون اتحادیه اروپا نیز تغییرات انجام گرفته در قانون اساسی مجارستان را با مبانی و هنجارهای اتحادیه اروپا همخوان ندانست و با شکایت از دولت مجارستان به دادگاه اروپا، گفت که این تغییرات، تعهدات این کشور در قبال معاهدات اتحادیه اروپا را نقض می‌کند.

با این حال اکسپرس نوشته که تغییراتی که ویکتور اوربان در برخی از قوانین قانون اساسی مجارستان به وجود آورده بر اساس ریشه‌های دینی و تاریخ هزارساله این کشور بوده است. به عنوان نمونه، او ملیت بیش از سه میلیون مجاری را که در کشورهای همسایه مجارستان زندگی می‌کنند، پذیرفت.

اکسپرس در اولین پرسش خود به ویکتور اورهان می‌گوید: برخی شما را «ویکتاتور» (یعنی تلفیق ویکتور و دیکتاتور) می‌نامند، بعضی دیگر هم شما را با پوتین، چاوز، نیکلای چائوشسکو و حتی موسلینی مقایسه می‌کنند. شما این عدم محبوبیت را چگونه تحمل می‌کنید؟

ویکتور اوربان پاسخ می‌دهد: امیدوارم روزی هزاران لقب داشته باشم. من به این عدم محبوبیت از همان سال 1988 که حزب «فیدس» را تأسیس کردم عادت دارم. از آنجا که حزب من ضد کمونیسم بود در آن زمانی که قدرت حاکم در مجارستان دنباله رو اتحاد جماهیر شوروی بود، هدف بدترین حملات قرار گرفتم. منفور بودن سهم من شد و من با این وضعیت سازگار شدم. در سال 1998 که برای اولین بار به مقام نخست وزیری مجارستان رسیدم، سی و پنج سال سن داشتم و جوان‌ترین نخست وزیر اتحادیه اروپا بودم. سیاست من در آن دوران خیلی ساده بود: الگوبرداری از تمامی اصولی که موجب پیشرفت اروپای غربی شده بود. اما در انتخابات سال 2002 شکست خوردم و بعد از هشت سال که به قدرت بازگشتم، همه چیز تغییر یافته بود.الان دیگر تقلید از اروپای غربی مشکلات ما را حل نمی‌کند و باید رویکردهای جدیدی و راه‌حل‌های مبتکرانه‌ای اتخاذ کرد تا در راهی که دیگر شرکای اروپایی ما در آن هستند گیر نکنیم.

نخست وزیر مجارستان تأکید می‌کند: چیزی درباره سیاست آلمان، فرانسه یا یونان نمی‌گویم اما می‌خواهم به گونه‌ای دیگر عمل کنم.

سپس ویکتور اوربان درباره این که دقیقا مشکلاتش با اتحادیه اروپا از کجا ناشی می‌شود، می‌گوید: خط مشی‌ای که از سوی اتحادیه اروپا دنبال می‌شود،‌بیشتر شبیه سیاست‌های یک امپراتوری است تا یک سازمانی که بر اساس همکاری ملت‌ها تشکیل شده باشد. و این امر نه در منافع مجارستان می‌گنجد و نه به نفع تمدن اروپایی است. نخبگان اروپایی فکر می‌کنند که ما باید به سمت «ایالات متحده اروپا» پیش برویم، اما من جزو معدود رهبران اروپایی هستم که معتقدم ملت‌ها اساس اتحادیه را تشکیل می‌دهند، در صورتی که بقیه فکر می‌کنند که نگاه ملی روز به روز مشروعیت خود را از دست می‌دهد.

اکسپرس در واکنش به این سخنان نخست وزیر مجارستان از او می‌پرسد چگونه فکر می‌کند که اروپا تبدیل به یک امپراتوری شده، در صورتی که به نظر می‌رسد اروپا اکنون در ضعیف‌ترین وضعیت خود قرار دارد؟

ویکتور اوربان می‌گوید: امپراتوری به این معنی است که شما چیزی نیستند جز بخشی از یک واحد کل. در مورد اتحادیه اروپا باید گفت که برای تصمیم‌گیری در زمینه پیوستن به آن آزادی وجود دارد اما پیوستن به این معنی است که باید بسیاری از امتیازاتی که پیش‌تر وجود داشت را از دست بدهیم.

هفته‌نامه نوول ابزرواتور در کنار مطالب متنوع این هفته خود، طبق روال هر هفته یادداشتی را از رنه بکمن، یادداشت نویس این هفته نامه منتشر کرده است.

آقای بکمن در ستون خود که «نظاگر جهان» نام دارد، این هفته به نژادپرستی بودایی‌ها در کشورهایی چون برمه و سری لانکا پرداخته است.

بکمن نوشته است: مثل مسیحیت، اسلام و یهودیت، بودایی نیز که اغلب به عنوان مذهبی سازگار و مداراگر معرفی می شود می تواند منبعی برای ناسیونالیسم و فاشیسم و حتی تروریسم باشد.

سپس یادداشت نویس نوول ابزرواتور به کشورهای برمه و سریلانکا اشاره می کند و می نویسد این همان چیزی است که بودایی ها به نام دفاع از کشور و فرهنگشان در این کشورها انجام می دهند و در سال 2012 باعث شد 180 نفر از اقلیت مسلمان این کشورها که 5درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند کشته شوند و حدود 150هزار نفر نیز به تبعید اجباری روی آورند.

رنه بکمن به گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر اشاره می کند و می نویسد در ماه مارس گذشته یکی از شهرهای مرکز برمه صحنه دیگری از قتل عام مسلمانان بود که در آن حدود چهل نفر کشته شدند. در گزارشی که سازمان دیده بان حقوق بشر در ماه آوریل منتشر کرد از این کشتار به عنوان جنایت علیه بشریت و پاکسازی قومی نام برده شد.

به نوشته نوول ابزرواتور منشأ این کشتار جنبش 969 به رهبری ویراتو است که بر اساس تعالیم بودایی شکل گرفته است.

این هفته نامه همچنین به گروه‌هایی مانند شبه‌نظامیان بودایی اشاره می کند که به مساجد مسلمانان حمله ور می شوند و مراکز فرهنگی و تجاری مسلمانان و مسیحان را ویران می کنند.

اما در بحبوحه تحولات مصر پس از برکناری محمد مرسی از سوی ارتش مصر، هفته‌نامه لوپوئن در کنار گزارش خود از بحران مصر، گفت وگویی را با هانری لوران، منتشر کرده است که استاد کولژ دو فرانس است و اخیرا کتاب «تاریخ شرقی‌ها» را در فرانسه به چاپ رسانده است.

هانری لوران در ابتدای این گفت وگو در پاسخ به این که آیا بحران مصر ناشی از تقابل میان لائیک‌ها و اسلامگراهای اخوان المسلمین است، می گوید که وضعیت مصر پیچیده تر از این حرف‌هاست.

او می گوید که جنبش 30 ژوئن که مخالف دولت سابق محمد مرسی است، از گروه ها متعدد و جریانهای سیاسی مختلفی تشکیل شده؛ از آنها لیبرال ها گرفته تا سلفیهای رادیکال. میان این دو طیف هم میلیون‌ها مصری قرار دارند که تنها دلیل مخالفت و اعتراض آنها خشم از عملکرد دولت محمد مرسی است. مصر اکنون آزادی خود را به دست آورده و مثل همه انقلاب ها هم وضعیتش آشفته است.

سپس از کارشناس مسایل مصر به میزان محبوبیت اخوان المسلمین در این کشور اشاره می کند و می گوید که این حزب اسلامی در شهرهای بزرگ محبوبیت ندارد اما هنوز آرای خود را در برخی مناطق حفظ کرده است. اما مورخان مصر می گویند این کشور وقتی قدرتمند است که دولت مرکزی قوی وجود داشته باشد و وقتی دولت ضعیف باشد قدرت های حاشیه‌ای تقویت می شوند.

هانری لوران می گوید که در واقع بحران کنونی مصر، یک بحران قدیمی و همیشگی است. حاشیه همواره بر دولت مرکزی فشار می‌آورده حتی در دوران حسنی مبارک. اما مبارک برای غلبه بر آنها رهبران آنها را شناسایی می کرد و سعی می کرد از در همکاری با آنها وارد شود. بر اساس همین منطق می شود گفت که حوادث تروریستی اوایل دهه نود در مصر، لزوما بر اثر فشار نیروهای اسلامی نبود بلکه بیشتر می توان آن را فشار قدرت های محلی و حاشیه ای دانست.

این استاد دانشگاه سپس درباره احتمال وقوع جنگ داخلی در مصر می گوید اخوان المسلمین با طرح این موضوع که بهترین جایگزین برای سلفی ها هستند به دنبال قدرت مرکزی هستند و حتی بخش زیادی از آنها قبول کرده اند که دست به اسلحه نبرند. بنابراین مصر در موقعیت سوریه قرار ندارد و من انحرافی به سمت جنگ داخلی نمی بینم.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید