مقاله ویژه

انجمن های کمک به مهاجران و مسئلۀ ادغام در فرانسه

متن توسط : عزیز احمد فرد
۱۵ دقیقه

ما طی این سالهای اخیر مسایل مربوط به مهاجرت را از زوایای مختلف تحت پوشش قرار دادیم. از سفر پر از خطر تا مشکلات نام نویسی و انتظار در مرزها، از رسیدن ها و نرسیدن ها تا اخراج شدن ها، این مسایل همیشه تلخ و منفی بوده اند. ولی مهاجرت یک جانب مثبت هم دارد که عبارت از همبستگی مردمان کشورهای که هدف مهاجرت هستند، با مهاجران میباشد. این همبستگی هم وجود دارد و در سطوح مختلف به چشم میخورد.

تبلیغ بازرگانی

در فرانسه انجمن های فراوانی وجود دارد که به مهاجران کمک میکنند. آنان همزمان سعی میکنند وضع این مهاجران را درک کنند تا بتوانند به آنان کمک های مفید ارائه کنند، کمک های که در نهایت به این منتهی شود که مهاجران در جامعۀ فرانسه برای خود جایی پیدا کنند و در این جامعه ادغام شوند. در بررسی این موضع امروز گفتگویی دارم با «الفرد زیمر»، عضو انجمن «مراپ» و همچنان با خانم «ژاکلین ستدلی»، که در انجمن «سیماد» کار میکند.

* * *

آقای زیمر میگوید «مراپ» به معنی «جنبش ضد راسیسم یا نژاد پرستی و برای دوستی میان مردمان» است. و این قسمت آخری اسم این انجمن هم مهم است. «سیماد» یکی دیگر از این انجمن ها است که به کسانی که در فرانسه درخواست پناهندگی میکنند، کمک میکند. بخش مهم کار آنان تهیه کردن پروندۀ متقاضیان پناهندگی برای «اوفپرا» است. اوفپرا، نام تشکلی است که تصمیم گیری در مورد درخواست پناهندگی آنان را در دست دارد. پناهجویان در اکثر موارد به زبان فرانسه وارد نیستند و لازم است در این مورد به آنان کمک شود.

انجمن های دیگری هم وجود دارند مانند «شبکۀ آموزش بدون مرز» که از کودکانی که در فرانسه درس میخوانند پذیرایی میکند. در اکثر موارد این کودکان و خانوادۀ آنان در خیابان ها زندگی میکنند. آنان تلاش میکنند کسانی را پیدا کنند که در نزدیکی مدرسۀ این کودکان زندگی میکنند تا آنان را در خانۀ خود جا بدهند. انجمن دیگری به نام «آلارم فون» هم وجود دارد، که یک شبکۀ تلفونی تشکیل داده است تا مهاجران بتوانند به آنان زنگ بزنند و محلی را که در آن حضور دارند بگویند. آنان مسئولینی را که برای این کار، وظیفه و امکانات دارند در جریان میگذارند، تا به آنان کمک کنند.

انجمن دیگری به نام «آمسد» هم است، که هدف آن بیشتر دوستی میان مردمان است. آنان جوانان را به نقاط مختلف جهان میفرستند تا با مردمان مختلف و مشکلات آنان آشنا شوند. سازمان های دیگری هم مانند «نوبورد» هستند که در کاله فعالیت دارند.

از آقای زیمر میپرسم که بسیاری از این سازمان ها و انجمن ها در برابر فعالیت های رسمی حکومت برخورد انتقادی دارند. مهمترین انتقاد های آنان چیست ؟

آقای زیمر میگوید که انتقاد آنان بالای «اوفپرا»، سازمان حکومتی که مسئولیت قبول یا رد کردن درخواست پناهجویان را به عهده دارد، این است که آنان در بعضی موارد، مسئولیت آماده ساختن پروندۀ درخواست پناهجویی را به یک انجمن سپرده اند. نتیجۀ این کار این است که انجمن های دیگری که در آن رضاکاران زیادی فعالیت دارند، با مشکلات مالی سردچار هستند، چون، به این ترتیب، کمک های پولی حکومت به آنان تعلق نمیگیرد.

مسئلۀ دیگر این است که اگرچه در اعلامیۀ حقوق بشر، حق و آزادی تحرک و آزادی مهاجرت ذکر شده است ولی حق و آزادی جابجا شدن در فرانسه در آن تصریح نشده است. به این ترتیب، مسئولین مانع جابجا شدن آنان میشوند و این باعث میشود که آنان در خیابان ها سرگردان باشند. این درست نیست. موضع ما این است که ما خواهان آزادی سیر و سفر هستیم و همچنان خواهان آزادی جابجا شدن.

سوال بعدی در بارۀ عملی کردن این اصول در شرایط فعلی است. ما در سالهای گذشته، به دلیل جنگ سوریه، در برابر یک موج بی سابقۀ مهاجرین قرار گرفتیم. از سوی دیگر، با شبکه های جدید اجتماعی، که توسط انترنت ایجاد شدند، موج همیشگی مهاجرت هم قوی ترشده است. آیا اصلاً این اصول هنوز هم قابل اجراء هستند ؟

او میگوید که اول باید این را بگوییم که مهاجرن به دلایل مختلف مهاجرت میکنند. جنگ، فقر، فقدان امیدواری، حتا ازدیاد گرمای زمین هم میتواند باعث مهاجرت شود. گاهی آنان از چنگ دیکتاتور ها فرار میکنند و سوالی را که میشود مطرح کرد این است که چه کسانی از دیکتاتور ها پشتیبانی میکنند ؟ و چه کسانی با فروش اسلحه جنگ را دامن میزنند ؟ این ها سوالاتی هستند که باید مطرح شوند، چون حکومت های هم هستند که کاملا تخریب شدند، مانند حکومت عراق، که با دخالت ایالات متحده از بین رفت. حالا سوریه هم در این هدف گیری قرار دارد. در افریقا، بطور مثال، کنگو کینشاسا، هم اینچنین است. در نتیجه تعداد زیادی از مردمان دنیا، در حالت نا امیدی قرار دارند و در جستجوی رفتن به اروپا هستند. ولی اکثر کسانی که مهاجرت میکنند، یا در یک شهر کشور خود آنان و یا هم در کشور های همسایه ساکن میشوند. از میان آنان یک بخش بسیار کوچک، وارد اروپا و بخصوص وارد کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا میشوند.

از آقای زیمر میپرسم که آیا این موج جدید مهاجرت و بخصوص اوج گرفتن تعداد مهاجران، به یک پدیدۀ تاریخی که در اروپا شناخته شده است، یعنی «ترک دهات» شباهت ندارد ؟ چونکه اگر منطق ماجرا چنین باشد، باید با آن طور دیگری برخورد کرد ؟

او میگوید که وضع مهاجران امروز نسبت به «ترک دهات» در قرن های گذشته فرق دارد. در آن زمان کودکان دهاتی را به رفتن به شهر ها تشویق میکردند و امکانات کار پیدا کردن در شهر را به رخ آنان میکشیدند. به آنان میگفتند که حالا دیگر کشاوزری خانوادگی تمام شده است و آنان میتوانند در شهر ها پول بیشتری به دست بیاورند. در عین زمانی که این دو مسئله متفاوت هستند، جوانب مشترک هم دارند. در حال حاضر ما در دوران جهانیت قرار داریم. ما میدانیم که در جاهای دیگر دنیا چه میگذرد. شرکت های غول پیکر چند ملیتی هم سرنوشت دنیا را در دست خود گرفته اند. در نتیجه تردد اشخاص نسبت به گذشته آسان تر شده است.

 با در نظر داشت این که «ترک دهات» در نهایت باعث انقلاب صنعتی شد و در پیشرفت جوامع مفید واقع شد، آیا میتوان تصور کرد که این مهاجرت ها هم در نهایت مفید باشند ؟

آقای زیمر میگوید که به نظر او، انقلاب صنعتی قبل از ترک دهات و یا لااقل همزمان بود، چون آنان به بازو و همچنان مغز، برای صنعت ضرورت داشتند و دهاتی ها هم به این موضوع علاقمند بودند. حالا هم بسیاری از مهاجرانی که به اروپا میایند، تجربۀ کاری دارند. مشکل در بسیاری موارد در زبان است. آنان زبان کشور خود و اکثراً انگلیسی را بلدند ولی فرانسوی را نه. به همین دلیل میخواهند به بریتانیا بروند. ولی در کاله، مانع آنان میشوند. و انگلستان هم نمیخواهد تعداد زیاد مهاجر را بپذیرد. در نتیجه آنان که در فرانسه هستند، در فرانسه میمانند. آلمان تعداد زیادی از مهاجران را پذیرفت، چون آلمانی ها برای ادامه دادن به صنعت خود، به مهاجران ضرورت دارند. صنعت آلمان نسبت به فرانسه بیشتر و نیرومند تر است. یعنی گشاده رویی آلمانی ها به دلیل یک ضرورت عینی است. در فرانسه اوضاع طور دیگریست، چون صنعت در این کشور از بین رفته است. ولی آلمان صنایع خود را، لا اقل تا حدی، حفظ کرده است. کسانی که دکتر یا مهندس هستند و یا هم میتوانند، مثلا، زبان خارجی را تدریس کنند، هنوز هم به خوبی استقبال میشوند. البته کسانی هم هستند که در هراسند و میگویند که آنان با مردم اینجا در رقابت قرار خواهند گرفت. ولی این همیشه راست نیست.

از آقای الفرد زیمر در بارۀ مسلمان ساختن کشور فرانسه میپرسم. با در نظر داشت این که تعدد خارجی ها، بخصوص مسلمانان، در فرانسه، باعث شده است که در بعضی نواحی، مردم بر اساس سنن اسلامی رفتار کنند، و زنان از مجامع غایب شوند، از او میپرسم که با این مسئله چه کار میشود کرد ؟ علاوه بر این واقعیت، یک تئوری هم به گوش میرسد که زیر نام «تعویض بزرگ» ادعا دارد که دست های نا مرئی در پشت پرده در حال عوض کردن مردمان فرانسه است. بر اساس این تئوری، در طی چند دهۀ آینده، تقریبا همۀ نفوس فرانسه با عرب ها، سیاه پوستان، و خارجیان دیگر تعویض میشوند.

آقای زیمر در این باره میگوید که  زمانیکه در جنگ جهانی دوم مسلمانان در چهار چوب ارتش فرانسه علیه فاشیسم میجنگیدند، کسی مخالفت نداشت. برعکس، در آن زمان شرایط را برای آنان مساعد میساختند که بطور مثال به فرایض دینی خود برسند. ولی حالا، باید توجه کرد که بعد از اینکه دوران استعمار به پایان رسید و مشکلاتی که این کشورها با آن مواجه شدند، که گاهی نتیجۀ استعمار بود، با رژیم های سیاسی که برای آنان خواست های مردم اهمیتی نداشت و تنها به فکر خواست های خود بودند، بسیاری از مردم مجبور به مهاجرت شدند. آنان به فرانسه و یا هم کشور های دیگر اروپا آمدند و در بعضی نقاط، تعداد آنان زیاد شد. تا اینجا مسئله ای نیست. ولی در ادامه همه چیز بستگی به این دارد که آنان چگونه زندگی میکنند. اگر انان تحت تاثیر عربستان سعودی و قطر و یا طالبان و یا حتی رژیم ترکیه قرار بگیرند، مشکل ایجاد میشود. و تنها مسئلۀ پوشش و لباس نیست.

از ایشان میپرسم که در بارۀ پناهجویانی که در شهر پاریس به نام الله گدایی میکنند چه فکر میکند ؟ آیا بهتر نیست در کشوری مانند فرانسه، که کشور اسلامی نیست، به نام انسانیت و مهربانی انسانی گدایی کنند ؟

آقای زیمر میگوید که، این که در آغاز زندگی مهاجران دنبال هموطنان خود هستند یک چیز نورمال است. ولی بعد از یک مدتی آنان آهسته آهسته وارد جامعه میشوند و به تدریج اوضاع تغیر میکند. البته یک اقلیتی هم است که نمیخواهد زبان فرانسوی را بیامورد و آموختن سنن فرانسوی را در تضاد با سنت های خود تلقی میکند. در میان ترک ها گاهی این نوع برخورد وجود دارد. این، البته در مرحلۀ اول برای خود آنان منفی است. در مرحلۀ بعدی، کسانی مانند مارین لوپن، که رهبر حزب افراطی جبهۀ ملی است، از این حالت برای ضدیت با حضور خارجی ها سوء استفاده میکنند.

قوانین فرانسه در مسئلۀ طرز لباس پوشیدن حرفی نداردو تنها برهنگی کامل ممنوع است و مخفی کردن صورت. مسئلۀ «بورکینی» که چندی قبل در فرانسه سرو صدا ایجاد کرد بی معنی است. هرکسی آزاد است هر طوری خواسته باشد لباس بپوشد تنها با شرطی که گفتم.

قوم گرایی، در میان یهودیان مسیحیان کاتولیک یا پروتستانت، و دیگران وجود دارد و کسی چیزی نمیگوید. اگر آنان قوانین کشور را مراعات نکنند، مشکل ایجاد میشود ولی در غیر این صورت هیچ مسئله ای نیست. در خیابان ها به نام الله گدایی کردن ممنوع نیست. این کار میتواند باعث تعجب شود، ولی اشکال قانونی ندارد. در مدارس، کسی حق ندارد برای مذاهب تبلیغ کند، ولی صحبت و گفتگو در بارۀ این مسایل آزاد است. یک معلم حق ندارد مزین به یک صیلب کلان درس بدهد، ولی بیشتر از این، ممنوعیت وجود ندارد.

این سخنان آقای زیمر باعث میشوند که از او در مورد لایسیته فرانسوی بپرسم، و اینکه آیا دست آورد های را که فرانسه در این زمینه در زمانیکه در مقابل کلیسای مسیحی قرار داشت، میتوان به اسلام و در برابر مسلمانان اجراء کرد یا اینکه بحث لایسیته، در برابر اسلام دوباره باید از سر آغاز شود ؟

آقای زیمر با یاد آوری از شرایط فعلی که احزاب مختلف بالای اسلام و مسلمانان فشار میاورند، میگوید که در هر صورت این قانون، یعنی قانون لایسیته وجود دارد و به نظر آنان ضرورت به تغیر ندارد. چون این قانون در عین زمان جدایی کلیسا ها از حکومت را تضمین میکند که میتواند جدایی مساجد را از حکومت ها هم در بر بگیرد، آزادی مذهب و برگزار کردن مراسم مذهبی را هم در بر دارد. یعنی حکومت در عین زمان، هم آزادی مذاهب را تضمین میکند و هم جدایی بین مذاهب و حکومت را. معنی آن این است که حکومت پولی برای کشیش های مسیحی، راهبان یهودی و ملاهای مسلمان نمیپردازد. البته این قانون یک استثنای جغرافیایی دارد. در استان «الزاس» و در «موزل»، به دلایل تاریخی، این قانون عملی نمیشود. آنان تحت یک قانون دوران ناپلئون، که به نام «کونکوردا» یاد میشود، قرار دارند. 

قانون لایسیته زمانی ایجاد شد که بین حکومت و نهاد های مذهبی تنش و کشش وجود داشت. نهاد های مذهبی میخواستند در امور مربوط به حکومت دخالت کنند، بخصوص در آموزش و معارف. این قانون در آن زمان به دعوای که میان حکومت و مذهب مسیحی وجود داشت پایان داد. در حال حاضر این مشکل میان حکومت و مسیحیت حل شده است، ولی با اسلام میتواند دوباره عرض اندام کند. ولی در عمق، همان مشکل است. یعنی باید آزادی دین و آزادی عقیده را قبول کرد و در نوع پوشش هم باید مردم آزاد باشند. این آزادی میتواند برای کودکان محدود شود ولی در دانشگاه ها، آقای زیمر میگوید که نباید با طرز لباس پوشیدن مسلمانان مخالفت کرد، بلکه باید آزادی آنان را در انتخاب نوع پوشش قبول کرد.

* * *

از خانم ژاکلین ستدلی، عضو انجمن «سیماد» میپرسم که با در نظر داشت سخنانی که گاهگاهی شنیده میشود، آیا «موتور» ادغام کردن خارجان در جامعۀ فرانسه خراب شده است ؟ او میگوید که برای این اشخاص بسیار سخت شده است، که خود را در جامعۀ فرانسه ادغام کنند. آنان مشکلات زیادی در راه خود دارند. قبل از همه، بسیاری از مهاجران زمانیکه به فرانسه میرسند، زبان فرانسوی را بلد نیستند. همچنان، نمیدانند که برای آموختن زبان به کجا بروند.ما آنان را راهنمایی میکنیم ولی در بسیاری موارد آنان بسیار در حالت تشویش قرار دارند. گاهی هم حالت آنان بدتر از این است و آموزش زبان در این حالت برای آنان اولویت ندارد.

مشکل دوم، داشتن آدرس برای مکاتبات است. ما در «سیماد» در بسیاری موارد با کسانی کمک میکنیم که درخواست آنان رد شده است. گاهی درخواست پناهندگی به این دلیل رد میشود که آنان از کشورهای که در آن جنگ جریان دارد نیستند. گاهی هم به کسانی کمک میکنیم که درخواست پناهندگی نداده اند. برای آنان سعی میکنیم موادی از قانون را پیدا کنیم که توسط آن بتوانند اجازۀ سکونت در فرانسه را به دست بیاورند.

معمولا از زمانی که ما با آنان کمک میکنیم که به ادارات دولتی درخواست خود را بفرستند تا اینکه به آنان جواب داده میشود، ماه ها طول میکشد. کسانی که حق درخواست پناهندگی را ندارند میتوانند به دلایل دیگر کارت اقامت را به دست بیاورند. بیماری، دلایل خاص و شخصی و مسایل دیگر میتوانند در این جا مفید واقع شوند. ولی در هر صورت به دست آوردن کارت اقامت بسیار سخت است. ماه ها طول میشکد و در طی این زمان، آنان اجازۀ کار ندارند. گاهی هم که کارت اقامت را به دست میاورند، بازهم حق کار کردن به آنان داده نمیشود.

شرایط سختی هم وجود دارند. در صورت مریضی، بطور مثال، شرط این است که آنان در کشور خود امکانات معالجه را نداشته باشند. همچنان، مدت انتظار طولانی است. در اصل ادارۀ دولتی باید طی چهار ماه جواب بدهد. ولی گاهی چهار ماه سپری میشود ولی جواب نمی آید. در این صورت ما یک بار درخواست مجدد میکنیم. اگر باز هم جواب نیامد، درخواست بعدی را به نام انجمن میفرستیم. کسانی که به دلیل مریضی به فرانسه میایند، در برابر کابوس روند اقامت، در بسیاری موارد بیمار تر از قبل میشوند.

این حالت تلخ است ولی واقعیت دارد. آنان به فرانسه می آیند بدون اینکه بدانند به کدام در بزنند. خوشبختانه انجمن های دیگری هم وجود دارند که در تغذیه و در لباس به آنان کمک میکنند. ولی مشکل این است که تا زمانیکه کارت اقامت ندارند، از کمک های اجتماعی هم بی بهره میباشند. یگانه استثنی، کمک های صحی حکومت است، که آن هم بعد از سه ماه اقامت به آنان تعبق میگیرد. ولی باید ثابت کرد که آنان سه ماه در فرانسه زندگی کرده اند.

با در نظر داشت اینکه، مسئولین سیاسی این استثنی را هم مورد بحث قرار داده و میخواستند آنرا بردارند، از خانم ژاکلین ستدلی میپرسم که آنان چه نظری دارند و آیا آنان با این همه مشکلات در حالت مخالفت با تدابیر حکومتی نیستند ؟

او میگوید که این حالت برای آنان سخت است. آنان سعی میکنند به مهاجرانی که به آنان رجوع میکنند امیدواری بدهند. به آنان محلاتی را که در آن میتوانند غذای گرم به دست بیاورند و یا پوشاک به آنان داده میشود، نشان میدهند. چونکه آنان حق ندارند از کمک های معمولی به مردمان فقر مستفید شوند، چون این کمک ها برای کسانی که اسناد هویت و اجازۀ اقامت دارند محدود شده است. برای آنان سخت است، چون گاهی آنان کسانی را در برابر خود دارند که نیاز واقعی به کمک دارند. گاهی خانواده ها با کودکان در این حالت قرار میداشته باشند. گاهی همزمان با کمک و تلاش برای راهنمایی آنان، از خود سوال میکنند، چه خواهد شد ؟ کار آنان به کجا خواهد رسید ؟

در بسیاری از موارد آنان بخت محدودی برای به دست آوردن اجازۀ اقامت دارند و گاهی برای یک مدتی آنان با این انجمن در تماس میباشند و بعد، دیگر خبری از آنان نیست، بدون این که اعضای انجمن از سرنوشت آنان آگاه شوند. آنان میتوانند اخراج شده باشند، و یا مخفی زندگی کنند. تعداد کسانی که بعد از تلاش و ناکامی برای به دست آوردن کارت هویت، مخفی میشوند هم بسیار زیاد است. گاهی آنان بعد از چند سال حضور در فرانسه، بخصوص اگر دارای کودک باشند، میتوانند دوباره درخواست کارت اقامت کنند. یک قانونی که منسوب به «مانوئل والس» است، به خارجیان بدون اسناد، که پنج سال در فرانسه زندگی کرده اند، و فرزندان آنان به مدرسه میروند، اجازه میدهد که کارت اقامت بگیرند. انجن «سیماد» در بعضی موارد موفق شده است به خارجیان کمک کند تا با استفاده از این قانون، درخواست کارت اقامت کند. در بعضی موارد این درخواست به نتیجه هم رسیده است.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید