دنیای اقتصاد، اقتصاد دنیا

چرا قانون حذف یارانه ها با شکست روبرو خواهد شد؟

صدا ۰۶:۰۳
محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران
محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران فارس

محمود احمدی نژاد به عواملی اشاره می کند که به اعتقاد او ضامن موفقیت اجرای قانون حذف یارانه ها بوده اند. کنکاش در این عوامل نشان می دهد که برخلاف نظر رییس جمهوری اسلامی شکست این طرح حتمی است و آثار آن نه در دو سه روز پس از اجرای قانون که در میان مدت نمودار خواهند شد.

تبلیغ بازرگانی

دو هفته پس از اجرای قانون حذف یارانه ها رییس جمهوری اسلامی ایران، محمود احمدی نژاد، مدعی شد که اجرای این قانون با موفقیت همراه بوده و سه عامل اساسی شروط موفقیت اجرای این قانون را تأمین کرده اند : اولین عامل موفقیت به اعتقاد محمود احمدی نژاد حجم بالای فعالیت کارشناسانه ایست که در تدوین و اجرای این قانون به کار رفته است. عامل دوم به گمان او اعتماد و همدلی میان دولت و مردم است که اجرای این قانون را بسیار تسهیل می سازد و عامل سوم موفقیت اجرای قانون حذف یارانه ها از نظر رییس جمهوری اسلامی خصلت عادلانۀ خود این طرح است که اقبال و حمایت عمومی را در پی داشته است.
البته، به این سه شرط محمود احمدی نژاد عامل چهارمی را نیز افزوده که موفقیت اجرای قانون حذف یارانه ها را تماماً تضمین کرده است و آن عبارت از این است که اصلاً مجری و هدایت کنندۀ این قانون به گمان محمود احمدی نژاد امام دوازدهم شیعیان است.
البته، این اولین بار نیست که رهبران ایران می کوشند عقاید مذهبی را در راه دنیا و امور دنیوی هزینه کنند. اینکه صرف چنین هزینه ای، آنهم بر سر طرحی چنین پُرمخاطره چقدر جایز است، خود حدیث دیگری است که در این مجال قابل طرح نیست.
با این حال، با اتکا به همین سه شرط مهم مورد استناد رییس جمهوری اسلامی ایران می توان گفت که چرا داوری او نه تنها عجولانه و مبالغه آمیز است، بلکه برخلاف رأی وی محکومیت این طرح به شکست را از قبل اعلام می کند.
گفتیم، نظر رییس جمهوری اسلامی ایران در مورد شروط موفقیت قانون حذف یارانه ها عجولانه و مبالغه آمیز است، به این خاطر که در عمل ما نه با چیزی به نام "طرح" هدفمند کردن یارانه ها، که در اصل با قانونی روبرو هستیم که نتیجۀ ماه ها کشمکش میان مجلس و دولت و ماه ها تأخیر در اجرای آن است. این قانون بدون توجه به تجارب و اولویت ها و نیازهای اقتصادی تهیه و تصویب شده و آنچه در عمل از آن باقی مانده و اکنون به اجرا گذاشته شده است آزادسازی قیمت هاست که قادر به تأمین درآمدهای مورد نیاز دولت هم نخواهد بود.
زیرا، دولت اعلام کرده که یارانۀ نقدی هر فرد در ماه ٤٠ هزار تومان است و قصد دارد به دهک های کم درآمد ١٠٪ بیشتر نیز یارانه پرداخت کند. به این ترتیب، مبلغ کل یارانه هایی که دولت باید در سال بپردازد ٣٠ هزار میلیارد تومان است. یعنی : در واقع ٥٠٪ کل درآمدی که دولت در نظر دارد از محل حذف یارانه ها به دست آورد. با این حال، کل درآمدی که دولت از محل حذف یارانه های بنزین به دست خواهد آورد ٦٥٧٠ میلیارد تومان است که فاصلۀ زیادی با ٦٠ هزار میلیارد تومان دارد. خلاصه اینکه کل مبلغی که دولت می تواند از طریق حذف همۀ یارانه ها جمع آوری کند بالغ بر ١٥ هزار میلیارد تومان خواهد بود که در میانه راه دولت را نخست به کاهش مبلغ یارانه های نقدی و سپس به توقف پرداخت آن مجبور خواهد کرد.
در این حال، غالب اقتصاددانان وضعیت کنونی ایران را که علاوه بر کسادی و رکود مزمن با نرخ بالای بیکاری و تورم روبروست بدترین شرایط ممکن برای اجرای قانون حذف یارانه ها می دانند.
در این بین عامل دیگری که ضریب مخاطرات اجتماعی قانون حذف یارانه ها را بالا می برد دقیقاً نبود هر نوع رابطۀ مبتنی بر اعتماد میان دولت و جامعه است. بدتر حتا : نظام جمهوری اسلامی ایران دست کم بعد از دهمین انتخابات ریاست جمهوری با شکافی بی سابقه میان قدرت و مردم، با بحران حقانیت سیاسی روبروست که می تواند تبعات اجرای قانون حذف یارانه ها را به فرصت تعمیق و گسترش شکاف میان حاکمان و محکومان تبدیل کند.
به بیان دیگر، دولت دارد با حذف یارانه ها، یعنی با آزادسازی و افزایش قیمت ها به مقبولیت و حقانیت صدمه دیدۀ خود ضربۀ سنگینی وارد می کند. آنچه تاکنون این رابطۀ بحران زده را بعضاً مصون از مخاطرات اجتماعی نگه می داشت بازتوزیع رانت نفتی در قالب غالباً یارانه های سوخت بود که با حذف شان زمینه برای سرباز کردن نارضایی های بیشتر فراهم می گردد.
افزون بر این قانون حذف یارانه ها به دو دلیل اقدامی است ناعادلانه زیرا، اولاً خود چنین طرحی ماهیتاً غیراجتماعی و غیرعالادنه است و ثانیاً اجرای آن در نبود کمترین نظام و ساختار حمایتی از ضعفا و فقرا صورت می پذیرد. در اینجا نیز باز بر خلاف نظر محمود احمدی نژاد تاکنون هم گروه های اجتماعی مرفه از رانت نفت بهره مند می شدند و هم گروه های فقیر و کم درآمد، گیرم گروه های پردرآمد بیشتر از یارانه های بنزین و گازوئیل بهره مند می شدند و گروه های کم درآمد از یارانه های نفت سفید و گاز طبیعی سود می بردند. اکنون با حذف این یارانه ها کل رابطۀ سنتی دولت و جامعه در حال دگرگون شدن است، بی آنکه نه جامعه و نه دولت برای چنین دگرگونی آمادگی لازم را داشته باشد.
یکی از مشکلات این طرح پی آمدهای اجتماعی آن است که باز برخلاف تصور مقامات دولتی نه در دو سه روز پس از اجرای طرح، بلکه در میان مدت صورت خواهد گرفت و عمدتاً خود را از خلال اعتراض های عمومی نمودار خواهد کرد. اما، اشکال این اعتراض های عمومی متنوع، پیچیده و عمدتاً غیرقابل پیش بینی خواهند بود که از افزایش بزه و اعتیاد تا گسترش نافرمانی مدنی را در برخواهد گرفت. آنچه بر شدت و دامنۀ این پی آمدها خواهد افزود فشارها و تحریم های بین المللی است که گلوگاه اقتصاد ایران، صنعت نفت و گاز را فشرده، و در عین حال امکان تطبیق را از صنایع کشور با تغییر قیمت های سوخت سلب کرده است.

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید