زمینه‌ها و دیدگاه‌ها

انتقاد به آیت الله خامنه‌ای نشانگر شکاف بین نخبگان نظامی است؟

صدا ۲۴:۵۳

ماجرائی که پس از انتشار مقاله سردار حسین علائی از فرماندهان سابق سپاه به مناسبت سالگرد 19 دی در روزنامه اطلاعات آغاز گردید هنوز ادامه دارد.همانطور که میدانیم این مقاله با واکنش بسیار تند دوزاده تن از سرداران سپاه و هم رزمان سابق وی روبرو میگردد.در همین حال علی صنیع خانی یکی دیگر از فرماندهان سابق سپاه به حمایت از حسین علائی و انتقاد از 12 سردار سپاه برمی خیزد. عنایت به رویداد های چند روز گذشته در بادی امر این تصور را ایجاد می کند که نشانه های شکاف در بین نخبگان معتقد به ولایت مطلقه فقیه آشکار شده و جایگاه رهبری دیگر حتا جایگاه ایمنی که از انتقادهای خودی ها در پناه باشد، نیست.برای بحث و گفتگو در این باره، میهمانان میز گرد رادیویی امشب عبارتند از: آقایان علی علیزاده استاد فلسفه سیاسی در دانشکاه لندن،سراج الدین میردامادی روزنامه نگار مقیم فرانسهو علی اصغر حقدار نویسنده و پژوهشگر تاریخ اندیشه های سیاسی معاصر.  

تبلیغ بازرگانی

ماجرائی که پس از انتشار مقاله سردار حسین علائی از فرماندهان سابق سپاه به مناسبت سالگرد 19 دی در روزنامه اطلاعات آغاز گردید هنوز ادامه دارد.
مقاله سردار علائی در عمل مقایسه ای است بین وضع حاکم موجود با اوضاع آخرین ماه های زمامداری شاه. در واقع، حسین علائی در فضای حاکم کنونی شرایطی را می بیند که در آخرین ماه های نظام سلطنتی بر ایران حاکم بوده است و وی آنرا تلویحاً و شاید بهتربگوئیم تصریحاً در مقاله خود بیان می کند.

همانطور که میدانیم این مقاله با واکنش بسیار تند دوزاده تن از سرداران سپاه و هم رزمان سابق وی روبرو میگردد.در همین حال علی صنیع خانی یکی دیگر از فرماندهان سابق سپاه به حمایت از حسین علائی و انتقاد از 12 سردار سپاه برمی خیزد.
وی طی نامه ای خطاب به علایی و جعفر اسدی از فرماندهان سپاه می نویسد که " چرا ما باید از طرح این سئوالات توسط سرداران سپاه و فرماندهی از فرماندهان دوران دفاع مقدس وحشت داشته باشیم"؟

یک هفته پس از انتشار مقاله سردار علائی، عماد افروغ از چهره های دانشگاهی نزدیک به محافظه کاران و از مدافعان ولایت فقیه در برنامه" پارک ملت" در سیمای جمهوری اسلامی به استناد به نهج البلاغه طی سخنانی به نقد شرایط حاکمیت سیاسی حاضردر ایران پرداخته است. وی گفته: "هر عضوی از جامعه، باید بتواند رهبر را استیضاح کند و اگر رهبری پاسخ مناسب ندهد، خود به خود معزول است".
در همین حال و خصوصاً در روزهای اخیر ما شاهد گفتمان تازه ای از سوی حاکمیت نظام اسلامی هستم که در سخنان روز جمعه آیت الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان و حجت الاسلام سید محمد سعیدی در نماز های جمعه تهران و قم تبلور می یابد. هر دو آنان در خطبه های نماز جمعه می گویند که کاندیداهایی که به کانون های قدرت و ثروت نزدیک شوند نمایندگان مردم نیستند و از مردم می خواهند که به آنان رأی ندهند. بدین ترتیب حاکمیت نظام اسلامی ضمن آنکه میخواهد این موضوع را در افکار عمومی تلقین کند که هیچ ارتباطی با کانون های قدرت و ثروت ندارد، وجود جریان دیگری که به این کانون ها وابسته است را در مقابل خود نشان می دهد. بدین ترتیب، جریان سومی که علیرضا زاکانی از آن به عنوان "جریان فساد" نام می برد، ضلع سوم مثلث جریانات مقابل جبهه مشترک اصولگرایان را تکمیل می کند.
عنایت به رویداد های چند روز گذشته در بادی امر این تصور را ایجاد می کند که نشانه های شکاف در بین نخبگان معتقد به ولایت مطلقه فقیه آشکار شده و جایگاه رهبری دیگر حتا جایگاه ایمنی که از انتقادهای خود ی ها در پناه باشد، نیست.
خلاصه کلام آنکه این رویکرد می تواند مشروعیت ایدئولوژیک حاکمیت نظام را به چالش بکشد.

در همین حال، خواست آیت الله خامنه ای بر شرکت گسترده مردمی در انتخابات 12 اسفند، در حالی که جنبش سبز واکثریت نیروهای معتقد به اصلاحات و دیگر نیروهای ملی این انتخابات را تحریم کرده اند و تنها جناحی که عملاً در انتخابات شرکت می کند، جناح اصولگرایان است، این پرسش ایجاد می شود که آیا هر آنچه در روزهای اخیر روی داده است، یک صحنه پردازی، ساخته و پرداخته بوسیله خود حاکمیت بوده و تنها مصارف کوتاه مدت انتخاباتی دارد و یا حکایت از شکاف و ریزش واقعی از بدنه نظام اسلامی دارد.

برای بحث و گفتگو در این باره، میهمانان میز گرد رادیویی امشب عبارتند از:
آقایان علی علیزاده استاد فلسفه سیاسی در دانشکاه لندن،
سراج الدین میردامادی روزنامه نگار مقیم فرانسه
و علی اصغر حقدار نویسنده و پژوهشگر تاریخ اندیشه های سیاسی معاصر
.

سراج الدین میردامادی اظهار میدارد که روند ریزش در نظام اسلامی پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 آغاز شده بود. این ریزش پس از انتخابات بحرانی در این سال، ابعاد بسیار وسیع تری به خود گرفت و خصوصاً ریزش ها بیشتر از نیروهای ایدئولوژیک صورت پذیرفت که ضمن اعتقاد به بنیان های جمهوری اسلامی، مسئولیت های عمده سیاسی را در جمهوری اسلامی به عهده داشتند.در واقع بنیان های فکری و آرمان های آنان در تعارض و تناقض با عملکرد حاکمیت وقت نظامی اسلامی قرار گرفته بود.
سراج الدین میردامادی این ریزش ها را در دوگروه عمده تقسیم بندی می کند. نخست، گروهی که مشروعیت ناکارآمدی نظام را به زیر پرسش می برند. دوم ، گروهی که ضمن به زیر پرسش بردن ناکارآمدی نظام، مشروعیت ایدئولوژیک و بنیانی نظام را به چالش می کشند. سراج الدین میردامادی اظهار میدارد که افرادی مانند عماد افروغ و حسین علایی در سطح نا کارآمدی نظام انتقاد و گلایه می کنند. در حالی که نوریزاد و دیگران، امثال او، مشروعیت ایدئولوژی نظام را افزون بر ناکارآمدی آن به چالش می کشند.وی اعتقاد دارد که ریزش های گروه دوم بیش از سایرین به حاکمیت نظامی اسلامی ضربه میزنند...

علی علیزاده اعتقاد دارد که این نامه ها و مقالات نشانگر عمیق شدن شکاف بین نخبگانی است که در نظام اسلامی در قدرت بوده اند.
آنچه اکنون می بینیم به سطح آمدن اختلافات و تناقض هایی است که از خرداد سال 1388 در جامعه ابعاد گسترده ای به خود گرفته است. با این وجود افرادی از سپاه و نیروهای امنیتی که طی این دوسال قادر نبوده اند تا روند مشروعیت زدایی نظام را مشاهده نمایند، اصولاً نمی توانند با خواندن مقالات و نامه هایی همچمون مقاله حسین علایی هشیار شده و خط مشی خود را تغییر داهند.
علی علیزاده همچنین اعتقاد دارد که اشتیاق نشان دادن به چنین مقاله ای از سوی اپوزیسیون و آنرا نشانه ای برای فروپاشی نظام دانستن معنایی ندارد.
علی علیزاده می گوید که برای فرو پاشی و یا به عقیب راندن یک نظام مقتدر و غیر مردمی باید عوامل چندگانه ای فراهم آید.
اول آنکه اکثریت مردم به ناکارآمدی نظام پی ببرند.دوم به زیر پرسش بردن مشروعیت نظام بوسیله مردم. سوم بسیج طبقات مختلف اجتماعی خصوصاً طبقات متوسط و پایین در مقابل نظام حاکم و آخر شکاف بین نخبگان قدرت سیاسی، نظامی و امنیتی حاکم.
علی علیزاده اعتقاد دارد که نظام حاکم از سال 1388 عملاً مشروعیت خود را از دست داده است.اما در زمینه شکاف بین نخبگان، این شکاف صرفاً بین نخبگان سیاسی نظام روی داده است و نه در میان نخبگان نظامی و امنیتی نظام اسلامی. وی ادامه میدهد که تمرکز جنبش سبز بیشر بر روی بحران مشروعیت نظام به تنهایی نمی تواند عقب نشینی حاکمیت را توجیه کند...
علی اصغر حقدار می گوید که مقاله حسین علایی ارزشی چندانی ندارد و اصولاً چنین مقالات و نامه هایی نمی توانند ربطی به موضوع مشروعیت ایدئولوژیک نظام حاکم داشته باشند.

وی اعتقاد دارد که سپاه با علم آنکه فروپاشی ناشی از شیوه رهبری آیت الله خامنه ای نظام را تهدید می کند و این نظام شانس زیادی ندارد که در بلند مدت بر پا بایستاد، نگاهی به آینده دارد.
وجود چنین انتقاد هایی راه را برای نظامیانی که به دنبال تأمین منافع خود در چارچوب یک الیگارشی نظامی-امنیتی و اقتصادی هستند هموارتر می کند.
وی تأکید می کند که این مقاله ها هیچ ربطی نمی توانند با فروپاشی نظام داشته باشند و تنها به منزله موضوعی است برای مشغول کردن ذهن یک سری آدم های خوش باور که شاید فکر می کنند که نظام اسلامی با این مقاله و نامه ها عقب نشینی کرده و در برابر آنان کوتاه خواهد آمد...
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید