زمینه‌ها و دیدگاه‌ها

پیامدها و چالش‌های انتخابات بیعت‌گونه ریاست جمهوری در ایران

صدا ۲۷:۴۱
۳۴ دقیقه

هفته ای که به پایان رسید ، نقطه عطفی بود در تاریخ ٣٤ ساله نظام جمهوری اسلامی. شورای نگهبان در شامگاه سه‌شنبه با رد صلاحیت علی اکبر هاشمی رفسنجانی و اسفندیار رحیم مشایی و احراز صلاحیت ٨ تن از نامزدها که اکثریت آنان به حلقه تنگ حاکمیت نظام اسلامی وابسته اند، حاکمیت گام بلندی را در مسیر تکمیل فرآیند اقتدارگرایی و انحصارگرایی مطلق برداشت. هرچند رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی دور از انتظار نبود، اما رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی بسیاری از ایرانیان را شگفت‌زده کرد.برای بحث و گفتگو پیرامون کم و کیف این انتخابات که برخی به آن عنوان "شبه انتخابات" داده‌اند، میهمانان میز گرد رادیویی بر نامه "زمینه ها و زمانه ها" عبارتند از: آقایان رضا علیجانی- نویسنده، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی مقیم فرانسه و مجید محمدی- روزنامه نگار و پژوهشگر مسائل ایران مقیم آمریکا. 

تبلیغ بازرگانی

با حذف هاشمی رفسنجانی و جلوگیری از شرکت او در انتخابات ریاست جمهوری، چهره واقعی نظام اسلامی حاکم بر ایران آشکار گردید. مسلم گردید که این نظام، دیگر کوچک‌ترین حرکت مردمی و آزادی‌خواهی را را برنمی تابد و تلاش می‌کند آن را در نطفه خفه کند.

شور و شوق مردمی و امید بستن مردمان به آینده‌ای بهتر، نظام حاکم را که در دست نیروهای افراطی گرفتار آمده، سخت به وحشت می اندازد.
گر نیک بنگرییم، به سهولت میتوان تبلور ساختار مسلط مافیای نظامی-امنیتی را در نظام حاکم تشخیص بدهیم.

می توان گفت که نظامی که اکنون بر ایران حاکمیت دارد، نظام جدیدی است که با نظام اسلامی ساخته و پرداخته آیت‌الله خمینی به شدت فاصله گرفته است.

نظام کنونی، نظامی است افراطی و سخت انحصار گرا؛ نظامی که تحملش به شدت کاهش یافته و حذف تمامی نیروهای منتقد و معترض را در دستور کار خود دارد.
نظامی که اکنون بر کشور حاکم است بر حلقه تنگ نیروهای افراطی خود در ساختارهای نظامی-امنیتی تکیه دارد و به شدت از بسیاری از پایگاه های سنتی نظام جمهوری اسلامی فاصله گرفته است.

حذف هاشمی در چهارچوب روحانی‌زدائی این نظام جدید، نمی تواند سرآغاز روندی باشد که معدود روحانیونی که هنوز در مدار قدرت باقی مانده اند، تهدید کند؟ ادامه این روند، آیت الله علی خامنه ای را در آینده ای نه چندان دور به سوی انزوا نخواهد کشید؟

سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

این شعری است که هاشمی رفسنجانی در نامه سرگشاده خود به آیت الله خامنه ای در چهارشنبه بیستم خرداد ماه سال 1388 و در گرماگرم انتخابات ریاست جمهوری دهم نوشت و از او به عنوان یار و همسنگر قدیمی خود خواست تا پا درمیانی کرده و ضمن آنکه انجام یک انتخابات سالم و حداکثری را که باعث تحکیم وحدت و اعتماد عمومی است تضمین کند، اجازه ندهد که فتنه‌گران سخنان او را برای نادیده گرفتن قانون به نفع خود تحریف کنند.

نتیجه را همه میدانند. جریانی که هاشمی رفسنجانی در آن هنگام به عنوان "جریان فتنه" در این نامه سرگشاده به رهبری از آن سخن می گوید، در پشت محمود احمدی نژاد موضع گرفته اند و در نهایت با تقلب و تخلف انتخاباتی کاندیدای مورد نظر خود را به کرسی ریاست جمهوری میرسانند. نه تنها به اعتراضات میلیونی مردم در باره نبود سلامت انتخابات وقعی نمی‌نهند، بلکه با کشتن، ضرب و شتم و بازداشت‌های گسترده، به این اعتراضات مردمی پاسخ میدهند و این جریان اعتراضی را جریان فتنه نام میدهند.

جالب اینجاست که آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی درست بر خلاف آنچه هاشمی رفسنجانی به عنوان یار و همسنگر قدیمی اش از او تقاضا کرده عمل می کند و در مراسم نماز جمعه بعد از انتخابات، محمود احمدی نژاد را نه تنها تأیید و تنفیذ میکند بلکه به عنوان شخصی که بیش از دیگران با سلایق او وفق و سازگاری دارد معرفی می کند.

باری، چهار سالی که گذشت یکی از دوره های تاریک تاریخ کشورمان محسوب میگردد. نه تنها آزادی‌های کم گذشته به شدت محدود گردید و پویایی نسبی اجتماعی موجود در جامعه ایرانی به ایستایی گرائید، بلکه اقتصاد ملی تحت رژیم تحریم‌های غرب از یک سوی و ناکارآمدی مدیریت اقتصادی و سیاسی حاکم بر کشور به شدت ضربه دید. رشد اقتصادی متوقف گردید و به منفی گرائید، قیمت ها با تورم بیش از 40 در صدی بیش از 300 در صد افزایش یافت. بیشترصنایع و بنگاه های تولیدی کشور تعطیل و به صورت نیمه تعطیل درآمد. بیکاری به شدت افزایش یافت و به موازات آن آسیب‌های اجتماعی نیز به شدت گسترش یافت. خزانه کشور خالی گردید و دولت در برابر پیمانکاران داخلی و بانک‌ها به شدت بدهکار گردید.

هاشمی رفسنجانی، یک روز پس از دریافت خبر رد صلاحیتش در شورای نگهبان، در جمع ستاد انتخاباتی‌اش در باره اقتصاد کشور سخنانی را بیان کرد که بسیار درناک و تکان دهنده است.
هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، سخنان وزیر بازرگانی و رئیس کل بانک مرکزی را که در یکی از جلسات اخیر مجمع گفته شده بازگویی می کند:

به گفته مسئولان اقتصادی کشور، ایران بیش از 500 هزار میلیارد تومان به بانک ها و پیمانکاران بدهکار است و پولی در خزانه ندارد تا تعهداتش را پرداخت دهد، اگرهم پولی به عنوان ذخایر ارزی کشور در بانک های خارج ازکشور مانده، قابل انتقال به داخل نیست.

هاشمی گفته که ایران برای احتراز از تحریم های مالی- بانکی غرب، با خوش بینی و خوش خیالی، پیش تر ارزهای خود را از بانک‌های کشورهای غربی خارج کرده و به چین انتقال داده است. چینی ها این ارزها را نه تنها به سرعت و با کم کردن هزینه انتقال، به "یوان" تبدیل کرده اند بلکه از انتقال حتی "یوان" به ایران ممانعت می کنند. در چنین شرایطی وقتی ایران از چین میخواهد که اگر پول نمی دهد حداقل در ازای پولش کالا خریداری کند، چینی‌ها به ایران پاسخ می دهند که فقط کالاهایی را که آنها تعیین می کنند میتوانند به ایران بفروشند و نه کالایی که ایران تقاضا می کند.

هاشمی می گوید که چگونه هند نفت ایران را با قیمتی بسیار کمتر از قیمت‌های جهانی وارد می کند و برای پرداخت وجه آن حتی با "روپیه" طفره میرود.

سخنان هاشمی، شرایط خطیر و اسفناکی را که اقتصاد ایران درآن غوطه ور است، بیان می کند.

هاشمی، در چنین شرایطی برای فردی که بتواند سکان شکسته اقتصاد ایران را به دست بگیرد آرزوی توفیق می‌کند.
با این وجود، هاشمی رفسنجانی می گوید که آنها نمی‌فهمند و نمی‌دانند که در چه مخمصه‌ای افتاده اند و برون‌رفت ایران از این شرایط بحرانی تا چه اندازه مشکل است...
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید