افغانستان / فراز و نشیب های تاریخ

برگشتی به قیام سوم حوت در شهر کابل

تصویر آرشیوی
تصویر آرشیوی DR

امروز سوم حوت یا سوم اسفند ماه است، که مصادف با یکی از قیام های مهم و تعین کنندۀ مردمان کابل، برضد قشون سرخ روسیه میباشد.

تبلیغ بازرگانی

در سوم حوت سال 1358، یعنی سی و چهار سال پیش از امروز، در حالیکه بعد از یکی دو کودتای داخلی هواداران روس، اینبار خود روسیه ارتش سرخ خود را به افغانستان فرستاده بود، مردم کابل، قیام سراسری کردند و اصل عدم تسلیم به نیروهای نظامی خارجی را تثبیت کردند. برنامۀ امروز را به این واقعۀ تاریخی اختصاص داده، در آن گفتگویی داریم، با آقای عبدالباقی سمندر، فعال سیاسی.

با یاد آوری از اینکه این قیام ضد روس، منتج به یک نوع انقلاب اسلامی و انحرافات اضافی آن شد، از آقای سمندر این را میپرسم که آیا این قیام به این معنی نبود که مردم کابل، برای جلوگیری از افتادن به یک چاه، خود را به چاه دیگری انداختند؟ آقای باقی سمندر، از مقاومت مردم فرانسه در برابر فاشیسم یاد آوری میکند و میگوید که شاید فرانسوی ها این موضوع را بهتر درک کنند چون زمانیکه پاریس در اشغال نیروهای آلمانی قرار گرفت، مردم وارد مقاومت یا «ریزیستانس» شدند.

مقاومت افغانستان در مقابل تجاوز شوروی در منشاء یک حرکت خودجوش بود. در بیست و هفت دسامبر، یعنی در شش جدی نیروهای روس وارد افغانستان شدند و دو ماه بعد، یعنی در سوم حوت، این حرکت صورت گرفت. مردم در بامهای شهر فریاد الله اکبر را بلند کردند یعنی خدا بزرگ است و اصل معنی این فریاد این بود که شوروی بزرگ نیست، پکت وارسا بزرگ نیست، آقایان برژنیف و گرومیکو کاسیگین بزرگ نیستند. مردم بزرگ است و خدا بزرگ است. آنان یا این حرکت نشان دادند که از خود، شرف و حیثیت و خانواده و وطن خود دفاع میکنند.

اینکه بعداٌ چه شد و از این ماجرا چه کسانی سوء استفاده کردند، مسئلۀ دیگریست. احزاب جهادی که در پاکستان و ایران بوجود آمدند و به اصطلاح مجاهد در راه خدا شدند و بعد دیدیم که در سال 92، چه بلایی به سر شهر کابل آوردند.

در سوم حوت مردم از خود دفاع کردند، چونکه چندی پیش از آن، آقای حفیظ الله امین، عضو کمیتۀ مرکزی حزب، دوازده هزار زندانی کابل را در پلچرخی برده و یک شبه به قتل رسانیده بود. برگرداندن ببرک کارمل روی میلۀ تانک و برگشت اسد الله سروری، قاتل دوازده هزار نفر، باعث مقاومت مردم شد و این مقاومت برحق بود. چنانچه یک سال قبل از آن، در 24 حوت در هرات حرکت مشابهی صورت گرفته بود، و چندی بعد   قیام سوم حوت، بار دیگر مردم کابل در چنداول قیام کردند. حتا عساکر بالاخصار هم در ماه اسد همان سال دست به قیام زدند. یعنی کابل، هم پیش از آمدن روس ها و هم بعد از آمدن روس ها آمادۀ مقاومت بود. و کابل مقاومت کرد.

سه روز بعد از این قیام، سازمان امنیت افغانستان که به نام خاد یاد میشد، مجید را دستگیر کرد. عبدالمجید، رهبر سازمان آزادیبخش مردم افغانستان بود، که به نام «ساما» شهرت دارد. آنان زمانیکه مجید را دستگیر میکنند و به کشتارگاه میفرستند و میکشند، خیال میکنند که افغانستان تسلیم خواهد شد، اما نه. مبارزه تا زمانی ادامه پیدا کرد که خود شوروی از هم پاشید.

و اما اینکه افغانستان به کجا رفت، ناشی از این است که جنبش های مختلفی که خود را روی مردم افغانستان تحکیم کردند، جنبش را به کجراه و قهقهراه کشاندند. بالاخره حوادث سال های 92 تا 2011 رخ داد که طالبان از بطن آن تولد شدند.

در کنار این جنبش، گروه های ارتجاعی وجود داشتند که در آن زمان، عملاٌ توشط سازمانهای جاسوسی مانند سی آی ای تقویت میشدند. این شبکه های جاسوسی خارجی همچنان، در کشتن بوتو نقش داشتند و از ضیا الحق پشتیبانی کردند و پول و امکانات در اختیار او قرار دادند. آنان همچنان شاه ایران را برکنار کرده بجایش خمینی را سرکار گذاشتند. یعنی یک نوع کمربند سبز، دورادور افغانستان ایجاد کردند. رهبری امور مقاومت افغانستان را امریکایی ها به دست گرفتند و بعد ها آشکار شد که آنان با بن لادن و حکمتیار و فندمانتالیست ها همکاری کردند، و از آنان به شکل ابزار بر ضد شوروی استفاده کردند. در نهایت، تاوان آنرا هم خود امریکایی ها پرداختند. 9/11 نشان داد که همان نیروهای ارتجاعی دامنگیر خود امریکا شد. در واقعیت، این شکست مردم نه بلکه شکست سی آی ای بود.

گفتگو با عبدالباقی سمندر، فعال سیاسی

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید