بررسی روزنامه های فرانسه

تردید غربی ها در صداقت جمهوری اسلامی

@fotolia

تردید یا ناباوری، نخستین واکنش مطبوعات فرانسوی در برابر تحولات سیاسی اخیر ایران است. تحولاتی که اینک تحت عنوان "نرمش قهرمانانه" شهرت یافته است. روزنامه‌های لیبراسیون و فیگارو هر دو با توجه به چرخشی که حداقل در ظاهر سیاست خارجی ایران شکل گرفته، می‌نویسند که دولت‌های غربی به دشواری می‌توانند به ایران اعتماد کنند.

تبلیغ بازرگانی

روزنامۀ لیبراسیون در شمارۀ روز شنبه، در مطلبی به قلم ژان‌پیر پرن، تحت عنوان "گشایش روحانی: استراتژی نامطمئن" می‌نویسد دنیای غرب که در رویارویی با ایران "مارگزیده" شده است، نمی‌تواند به آسانی اختلافات سیاسی قدیمی خود را با ایرانی‌ها فراموش کند.
ژان‌پیر پرن که حداقل از آغاز انقلاب، تحولات سیاسی ایران را دنبال می‌کند می‌نویسد: "انگار که دوباره به حوالی سال ٢٠٠٠ و به روزهایی برگشته باشیم که محمد خاتمی تلاش می‌کرد به هرترتیب از انزوای سیاسی بیرون بیاید".
نویسنده به خوانندۀ فرانسوی و نه چندان آشنا با ایران یادآوری می‌کند که اما از دوران خاتمی تاکنون، پروندۀ اتمی و هشت سال حکومت "نمایشی و تهدیدآمیز احمدی‌نژاد" همه داده‌ها را دگرگون کرد، ولی به هرحال، "پرانتز اسلام‌گرایی عوام‌زده" بسته شد و حالا حسن روحانی آمده است تا دوباره دیپلماسی را به راه اندازد.
به نوشتۀ تحلیل‌گر لیبراسیون روحانی گام نخست را به سوی آمریکا و عربستان سعودی برداشته است. در عین حال دفتر ریاست جمهوری فرانسه هم اعلام کرده که روز سه‌شنبۀ آینده در نیویورک، میان روحانی و فرانسوا هولاند ملاقاتی صورت خواهد گرفت.

ژان پیر پرن سپس به وضعیت فاجعه‌بار اقتصاد ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد که حسن روحانی به این موضوع کاملاً آگاه است و از پیامدهای مدیریت فضاحت‌بار دولت قبلی و همچنین از سنگینی تحریم‌ها به خوبی خبر دارد… "او می‌داند که وضعیت اضطرای است و باید هرچه زودتر به سوی دولت‌های غربی دست دراز کند. به همین دلیل هم سیاستی خوش‌آمدنی پیش گرفته که شاید اوج آن پیام (توئیت) تبریک عید به یهودیان و سپس آزادی زندانیان سیاسی –ازجمله نسرین ستوده- بود".

اما همۀ اینها، به عقیدۀ روزنامه‌نگار لیبراسیون، صرفاً اقدامات نمادین است... "واقعیت اینست که در مورد سوریه یا پروندۀ اتمی، روحانی هر کاری که بکند با مخالفت جدی اسلام‌گرایان رادیکال (اصولگرایان) مواجه خواهد شد"...
اینجاست که تردیدها و بدبینی‌های کهنه بازمی‌گردند و از جمله باعث می‌شوند که "واشنگتن با وجودعلاقۀ زیاد به تغییر سیاست تهران، همچنان مشکوک بماند".
به نوشتۀ ژان پیر پرن، اوباما بدون شک به خاطر دارد که در آغاز ریاست جمهوری‌اش در سال ٢٠٠٨، به سوی ایران دست دراز کرد، اما این ابتکار عمل با شکست مواجه شد... "او به خوبی می‌داند که ایران همچنان تعداد دستگاه‌های سانتری‌فوژ را افزایش می‌دهد و فراموش نکرده که تهران به واسطۀ حزب‌الله و با ارسال مشاور و اسلحه، به رژیم بشار اسد کمک می‌کند"...

مقالۀ لیبراسیون نتیجه می‌گیرد که "پس اوباما ناچار است دولت جدید ایران را بیازماید" و ببیند که آیا قابل اعتماد هست یا خیر. و برای آمریکایی‌ها و غربی‌ها مهم‌ترین آزمایش بدون تردید رفتار ایران در قبال پروندۀ اتمی است.
اما مشکل از نظر ژان پیر پرن اینجاست که اگر غربی‌ها به روحانی پاسخ مثبتی ندهند، رقبایش خواهند گفت که "او هم بهتر از احمدی‌نژاد نیست"... پس به عقیدۀ روزنامه‌نگار لیبراسیون "غربی‌ها هم باید بسیار محتاطانه عمل کنند: آنها باید روحانی را یاری دهند، بدون این که عقب‌نشینی کنند"...

روحانی و گورباچف

روزنامۀ راست سنتی فرانسه، فیگارو هم مقاله‌ای را به "پایان یخ‌بندان میان تهران و واشنگتن" اختصاص داده است.
فرستادۀ ویژۀ فیگارو به واشنگتن، خانم لور ماندویل خبر می‌دهد که در محافل سیاسی این شهر غوغا و جوش و خروشی است: در گرماگرم زورآزمایی باراک اوباما با ولادیمیر پوتین بر سر سوریه، ناگهان تهران به سوی او دست دراز کرده و برای نخستین بار از زمان قطع روابط میان دو کشور (١٩٧٩) امکان ملاقات غیررسمی میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا پیش آمده است.

به عقیدۀ روزنامه‌نگار فیگارو اگر چنین رویدادی رخ دهد، مسلماً بازی سیاسی آغاز شده توسط ولادیمیر پوتین را مختل خواهد کرد: روسیه که در بحران سوریه ابتکار را در دست گرفت و برای نزدیک شدن به دولت جدید ایران نیز به سرعت اقدام کرد، باید در صورت ملاقات اوباما- روحانی با حسرت شروع دوبارۀ دوران روابط شیرین ایران و آمریکا را نظاره کند: "حسن روحانی به شدت محبوب خواهد شد و اوباما هم فرصتی برای ترمیم سیاست خارجی خود خواهد یافت"...

روزنامۀ فیگارو به مقاله‌ای اشاره می‌کند که حسن روحانی در نشریۀ واشنگتن‌پست منتشر کرد و برخی جملات روحانی را شاهد می‌آورد که در رئیس‌جمهوری اسلامی صریحاً رهبران جهان را فرا می‌خواند که "از فرصت استفاده کنند". در واقع او به رهبران سیاسی می‌گوید "تا وقتی من هستم، می‌شود کارهایی کرد، عجله کنید"....
اما روزنامۀ فیگارو هم مثل سایر رسانه‌های غربی، در بخش دوم مقاله به موضوع تردید و بی‌اعتمادی می‌رسد و می‌نویسد که کارشناسان و مسئولان سیاسی غرب مصمم‌اند که در این میان فریب نخورند. فیگارو از یکی از مشاوران پیشین اوباما نقل می‌کند که "هنوز نکات مثبت یا جذاب آنقدر نیست که امکان کاهش تحریم‌ها را فراهم کند".
موقعیت کنونی کاخ سفید درقبال ایران، نویسندۀ مقاله را به یاد دوران میخاییل گورباچف می‌اندازد. خانم ماندویل می‌نویسد: "وقتی گورباچف روی کار آمد، دولت رونالد ریگان هم میان امید و بدبینی مانده بود. اما بعد معلوم شد که گشایش در سیاست شوروی واقعی بود که در نهایت به سقوط دیوار برلین انجامید"...

بخش آخر مقالۀ فیگارو به آینده و ابهامات پیش رو نظر دارد: آیا فقط با رفع تحریم‌ها، ایران از بن‌بست کنونی خارج خواهد شد؟ چه نوع امتیازاتی ممکن است میان تهران و واشنگتن رد و بدل شود؟
به گفتۀ یکی دیگر از مشاوران اوباما، "در خاورمیانه، پیشرفت‌های دیپلماتیک فقط با فشار زیاد حاصل می‌شود... در مورد سوریه تهدید حملۀ نظامی اثر کرد و در مورد ایران، تحریم‌هایی که در عرض پنج سال به تدریج ساخته شد".
آخرین جملۀ مقاله اما فرض بسیار بدبینانه‌ای را مطرح می‌کند: "اگر ایران و روسیه در خفا کار آمده باشند و همۀ این بازی را فقط برای به دام انداختن آمریکا و زمین‌گیر کردنش آغاز کرده باشند چه؟"...
این نوع بدبینی در آغاز کار میخاییل گورباچف نیز به شدت در اروپا رایج بود. بسیاری از کارشناسان جناح راست هشدار می‌دادند که گورباچف با خنجری در آستین دست به سوی غرب دراز کرده است.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید