دسترسی به محتوای اصلی
پژواک جامعه

بخاطر اعتراض به نابرابری های اجتماعی نباید کینه ورزی را تقدیس کرد

صدا ۰۹:۵۰
توسط : بیژن برهمندی
۱۵ دقیقه

تنها چند ساعت پس از مرگ دختری که رانندگی اتومبیل پورشه را بعهده داشت، ده هزار کامنت در اینستاگرام او ظاهر شد و شاید در سراسر جهان تنها کسی باشد که تازه پس از مرگش دوازده هزار نفر به دنبال کنندگانش در اینستاگرام افزوده شد. دنبال کنندگان کنجکاوی که عمدتاً بقصد ابراز نفرت نسبت به او و همتایان ثروتمندش نام نویسی کرده بودند.

تبلیغ بازرگانی

اگر کسی ادعا کند که تصادف یک اتومبیل "پورشه" با درخت های یکی از خیابان های شمال شهر تهران و مرگ دو جوان سرنشین این اتومبیل، یکی از داغ ترین خبرهای یک هفته ی گذشته در رسانه ها و شبکه های اجتماعی در ایران بوده است باید اعتراف کرد که ادعای بی جائی نیست.

نکته بظاهر کوچکی که این خبر ساده مخصوص صفحه حوادث جراید را ، این چنین به یک حادثه داغ اجتماعی تبدیل کرده است، شاید اتومبیل گرانقیمت این دو قربانی حادثه باشد که خبر را با این پیام همراه کرده است که این دو نو جوان مقتول به اقشار بسیار ثروتمند جامعه تعلق داشته اند.

به گزارش رسانه ها تنها چند ساعت پس از مرگ دختری که رانندگی اتومبیل پورشه را بعهده داشت، ده هزار کامنت در اینستاگرام او ظاهر شد و شاید در سراسر جهان تنها کسی باشد که تازه پس از مرگش دوازده هزار نفر به دنبال کنندگانش در اینستاگرام افزوده شد. دنبال کنندگان کنجکاوی که عمدتاً بقصد ابراز نفرت نسبت به او و همتایان ثروتمندش نام نویسی کرده بودند.

جملاتی همچون " از جمعیت دزدها یکی کم شد " گرفته تا واژه هائی مثل غارتگر، چپاولگر و بچه رانت خوار و نیز فحش های رکیک در این واکنش ها چنان به وفور دیده می شوند که دوستان نزدیک این دختر جوان حساب کاربری خود را مسدود کردند تا رد پائی از خود در این دادگاه مدعیان خشمگین نداشته باشند.

این نفرت قبلاً هم در میان جوانان طبقه متوسط کشور دیده شده بود.
چند ماه پیش در اینستاگرام صفحه ای درست شد بنام " ریچ کیدز آو تهران " که محلی برای پز دادن و نمایش زندگی لوکس بچه پولدارهای پایتخت باشد. در غرب، بویژه در آمریکا برنامه های تلویزیونی متعددی - همچون برنامه خواهران کارداشیان - برای نمایش دائمی زندگی پر ثروت و جلال ستارگان رواج دارد که جوانان فراوانی را مجذوب خود می کند و بر خلاف نمونه ایران، آنان را به ستایش از ثروت و شکوه وا میدارد.

صفحه اینستاگرام بچه پولدارهای تهران چنان فضای پر کینه و نفرتی ایجاد کرد که پلیس سایبری ناجا ( معروف به پلیس فتا ) مجبور به مداخله شد و ادامه فعالیت این صفحه را ممنوع اعلام کرد.

یک بررسی - البته سر دستی - نشان می دهد که این پرخاشجوئی ها بیشتر با واژه هائی علیه فساد، رانت خواری، چپاول بیت المال و سوء استفاده های مالی همراه هستند و تعرض کنندگان خود را در مقابل " مافیای قدرت و ثروت" می یابند.

همین دیروز (یکشنبه ششم اردیبهشت ) وزیر کشور در مقابل مجلس اسلامی از رواج فساد در کمیته امداد خبر داد که 27 هزار خودروی وارداتی - از جمله پورشه و لگزوز - به کشور اورده اند بدون این که به گمرک مالیات بدهند. به ادعای وزیر کشور تنها در سال گذشته آنها 20 میلیارد تومان از این راه به جیب زده اند.

حادثه تصادف پورشه آن چنان ابعادی به خود گرفت که روز گذشته آیت الله خامنه ای نیز به صحنه آمد و طی سخنانی خطاب به نیروی انتظامی " جوانان سرمست غرور و ثروت " را بباد انتقاد گرفت و آنان را " مظاهر نا امنی روانی " در جامعه توصیف کرد.

رهبر جمهوری اسلامی بی آنکه کمترین اشاره ای به منشاء غرور و ثروت این جوانان و چرائی رفاه نا متعادلشان بکند و علل خشم شاهدان عینی این مظاهر قدرت و ثروت را مورد باز کاوی قرار دهد از نیروی انتظامی خواست که با این مظاهر مقابله کند و برای ابعاد مختلف نا امنی برنامه داشته باشد.

در گفتگوئی با مهرداد درویش پور استاد دانشگاه و جامعه شناس مقیم سوئد، وی عقیده دارد که این حادثه زنگ خطری است که میزان شدت یابی شکاف طبقاتی و نفرت ناشی از آن را نشان می دهد.

او می گوید یکی از دلایل خشم مردم آن است که این حکومت از ابتدا خودرا حکومت مستضعفین معرفی کرد که می خواهد جلوی صاحبان ثروت را بگیرد. اما نه فقط رهبر کشور خودش با 95 میلیارد دلار پول یکی از ثروتمندترین شخصیت های جهان است، بلکه رواج رانت خواری و سوء استفاده از امکانات و چپاول ثروت های ملی باعث شده است که مردم آشکارا احساس فریب خوردگی و در نتیجه خشم می کنند . خشمی که در واکنش های اخیر نقش داشته است.

بعقیده مهرداد درویش پور، در کنار آن نفرت طبقاتی، در کنار این خشم ناشی از فریب خوردگی ما با یک پدیده دیگر هم روبرو هستیم.

در جامعه ای که بر اثر سی و چند سال سرکوب و تحقیر، نوعی خشونت گسترش پیدا کرده است و ناهنجاری اجتماعی به یک فرایند گسترده تبدیل شده، بعقیده درویش پور این نوع خشم های کور و کینه توزانه، بیش از آنکه یک واکنش مثبت علیه نابرابری در جامعه باشد، بخشی از یک فرهنگ نهادینه شدن خشونت است.

او می گوید بکار بردن این درجه از خشونت کلامی در اثر مرگ دو نفر ربطی به عدالت خواهی ندارد.
بعقیده درویش پور این نوع کینه ورزی همان سیاستی است که خود حکومت هم بخشاً در نهادینه کردنش نقش داشت و به رواج نوعی ویرانگری و تخریب ثروت و سرمایه انجامید.

او می گوید به خاطر معترض بودن به نابرابری های اجتماعی نباید کینه ورزی و خشم کور را تقدیس کرد و با رفتارهای ویرانگر همراهی نشان داد.

گفتگو با مهرداد درویش پور، جامعه شناس و استاد دانشگاه در سوئد
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.