دسترسی به محتوای اصلی
مقاله‌ها و پژوهش‌ها

"حق مرگ و حق زندگی"

۵ دقیقه

دیوان حقوق بشر اتحادیۀ اروپا امروز جمعه ۵ ژوئن تصمیم دادگاه عالی اداری فرانسه را تأئید کرد که پیشتر موافقت خود را با توقف مداوای "ونسان لامبر" اعلام کرده بود : جوان ۳۸ ساله ای که از هفت سال پیش در کماء فرو رفته و تنها با اتکاء به کمک های پزشکی به زندگی نباتی اش ادامه می دهد.

تبلیغ بازرگانی

رأی دیوان حقوق بشر اتحادیۀ اروپا واکنش تُند و فوری بستگان، به ویژه پدر و مادر "ونسان لامبر" و وکلای آنان را موجب شد که تصمیم دیوان حقوق بشر اروپا را صدور حکم مرگ برای "ونسان لامبر" توصیف کرده اند، هر چند نامبرده سالهاست هر گونه قدرت تصمیم گیری را از دست داده است.

"ژان پایو"، یکی از وکلای پدر و مادر "ونسان لامبر" گفته است که با رأی دیوان حقوق بشر اروپا از این پس هر فردی که هوشیاری خود را از دست داده باشد، دیگر از پشتیبانی معاهدۀ حقوق بشر اروپا برخوردار نیست و این معاهده تنها شامل افراد سالم و هوشیاری می شود که خود قادرند شخصاً در مقابل این دیوان اقامۀ دعوا کنند.

اگر چه وکلای پدر و مادر "ونسان لامبر" تصمیم دیوان حقوق بشر اروپا را نقض فاحش بدیهی ترین حق انسان یعنی "حق زندگی" دانسته اند، "اریک کاریژر" پزشک معالج پیشین "ونسان لامبر" تصمیم دیوان حقوق بشر اروپا را منصفانه و جسورانه و به منزلۀ گامی بزرگ برای بشریت توصیف کرده است.

"اریک کاریژر" رأی دیوان حقوق بشر اروپا را نه نقض "حق زندگی"، بلکه نشانۀ عشق و دلبستگی عمیق به کسی خوانده که در ضعف و شکنندگی مطلق به سر می برد و هر گونه قدرت تصمیم گیری در مورد سرنوشت خود را از دست داده است.

فرای مورد منحصر بفرد "ونسان لامبر"، رأی دیوان حقوق بشر اروپا پرسش هایی در مورد "حق زندگی" برمی انگیزد و ملاحظاتی دربارۀ موضوعی را موجب می شود که از آن با عنوان "حق مرگ داوطلبانه" یاد می شود.

ممکن است رأی دیوان حقوق بشر اروپا عاری از ابهام نباشد. چنین ابهامی شاید در وضعیت خود "ونسان لامبر" ریشه داشته باشد که از هفت سال پیش در کماء فرو رفته و هوشیاری خود، یعنی قدرت تصمیم گیری خود را تماماً از دست داده است. از این منظر، می توان رأی دیوان حقوق بشر اروپا را نوعی پایان حیات مدیریت شده تلقی کرد که در شکل گیری آن خود بیمار ظاهراً نقشی نداشته است، هر چند برخی بستگان "ونسان لامبر" تأکید می کنند که وی پیش از فرو رفتن در کماء از پیش خواستار پایان دادن به زندگی اش شده بود، در صورتی که بیماری اش لاعلاج باقی بماند.

در سال ۱۹۷۵ "ژورژ کانگییم" (Georges Canguilhem) پزشک و فیلسوف معروف فرانسوی از حق آگاهانه یا داوطلبانۀ مُردن یا پایان دادن به زندگی خویش دفاع کرده و گفته بود که این حق بعضاً بر این خودآگاهی مبتنی است که آدمی بدون انتخاب و تصمیم شخصی پا به عرصۀ زندگی می گذارد و در نتیجه می تواند با تصمیم گیری در مورد لحظه و شرایط مرگ خود بر هستی و زندگی اش اعمال اراده کند. " کانگییم" در ادامۀ همین استدلال گفته بود که پزشکان وظیفۀ اخلاقی دارند که این حق بیمار هوشیار را به رسمیت بشناسند که البته بیماری اش لاعلاج است و دردهایش غیر قابل تسکین و به همین دلیل خواستار پایان دادن داوطلبانه به زندگی خود است.

"کانگییم" تصریح می کرد که این تصمیم پزشکی صرفاً جنبۀ فردی دارد و بر اعتماد و تفاهم بیمار و حس مسئولیت پزشک استوار است. با این حال، او با قانونی شدن یا عمومیت یافتن "حق مرگ" مخالف بود و آن را ناقض اعتماد بیماران به مناسبات پزشکی می دانست. "کانگییم" تأکید می کرد که قانون نمی تواند برای خود وظیفۀ میراندن انسان را تعیین کند، زیرا، با این کار بستر انحرافاتی را فراهم می سازد که بیشتر به جنایت شباهت دارند.

بی سبب نیست که نه فقط "حق مُردن" یا "حق بهره مندی از مرگ" را نقطۀ مقابل "حق زندگی" توصیف کرده اند، بلکه آن را نهایتاً مسئله ای سیاسی دانسته اند که اجرا یا تحقق اش نهایتاً به ارادۀ دولت ها بستگی دارد.

اما، خود این تلقی شاید بر بدفهمی دربارۀ خود مفهوم زندگی یا "حق زندگی" استوار باشد. زیرا، "زندگی" اساساً بدون "مرگ"، یعنی بدون پایان زندگی، بی معناست و مرگ نه نقطۀ پایان زندگی که همزاد و ای بسا شرط موجودیت آن است. در واقع، آنچه می توان و باید با آن مخالفت کرد نه مرگ، بلکه خشونت و بی عدالتی، یعنی محرومیت از امنیت و مراقبت های پزشکی در لحظات تنهایی و دشواری های ناشی از پایان "مهلت" زندگی است. به دیگر کلام، نمی توان پذیرای زندگی ای بود که مرگ را برنمی تابد.

همانقدر که حق زندگی فرد محترم است، حق او برای پایان دادن به زندگی نیز باید به رسمیت شناخته شود. از این منظر، خودکشی به حقی نانوشته می ماند، زیرا، زندگی تکلیف نیست. فردی که خودکشی می کند نسبت به نظر یا ممنوعیت قانون در قبال اقدام اش بی تفاوت است. آنچه فرد می تواند از جامعه طلب کند، نه اجازۀ خودکشی، بلکه بهره مندی از وسایل و امکاناتی است که مرگ خودخواسته را تسهیل می سازند، هنگامی که فرد به دلیل بیماری ای لاعلاج و دردها و مشکلات ناشی از آن به تنهایی نمی تواند به مرگی شرافتمندانه، محترمانه و انسانی دست یابد.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.