مقاله ویژه

جنگ بیژن زنگنه و سپاه بر سر نفت (3): وضعیت موجود

با قطع شدن پیمان‌های میلیاردی نان و آب دار و بدون نظارت و حسابرسی، سپاه ظاهراً اجرای "ماموریت ملی" در نفت را تا اطلاع ثانوی پایان یافته تلقی میکند. زنگنه طی اولین رویارویی با سپاه بر سر نفت، نبرد جایگزینی عوامل خود را با کارگزاران سپاه برده است ولی برای برنده شدن در جنگ نفت نیازمند پیروزی‌های دیگر بخصوص در جبهه سیاست خارجی است.

تبلیغ بازرگانی

 پس از تکمیل کادر اداری و جانشین ساختن عوامل دولت پیشین و سپاه در نفت با تیم تازه‌ای از همکاران خود (بجز احمد قلعه بانی مدیرعامل کنونی نفت که طی چند روز آینده برکنار خواهد شد)، بیژن زنگنه وعده داده است که تولید نفت را تا میزان 4.2 میلیون بشکه در روز افزایش دهد و همچنین چهار فاز توسعه پارس جنوبی را تا پایان سال جاری شمسی (حدود شش ماه آینده) به تولید برساند. تحقق این هدف حتی در صورت برداشتن موانع سیاسی و حتی در دوسال آینده بسیار دشوار خواهد بود.

 
حدود نه ماه قبل (دسامبر سال 2012) جواد اوجی مدیر عامل شرکت گاز اظهار داشت که تا دو سال بعد، تولید گاز ایران به 1.4 میلیون مترمکعب در روز افزایش خواهد یافت. تولید کنونی گاز ایران به سختی به 500 میلیون متر مکعب در روز می‌رسد، حال آن که ظاهرا بمنظور راه اندازی فازهای مختلف پارس جنوبی طی هشت سال گذشته دولت‌های نهم و دهم 46 میلیارد دلار هزینه (سازی) کرده اند.

بعد از رضا کسایی زاده، مدیر عامل سابق شرکت ملی صادرات گاز که هنگام تصدی از افزایش تولید و صادرات گاز سخن می‌گفت و بعد از برکناری از توقف تولید و فروش ارزان و مصرف بی‌رویه گاز، جلیل خبره که در تغییرات درون سازمانی از مدیرعاملی شرکت "صدرا" کنار گذاشته شده، از تبانی 300 میلیارد تومانی (گروهی) برای خرید شرکت صدرا یاد کرد و پاسدار غلامحسین خواجه علی که از مدیر عاملی شرکت "سپانیر" (پیمانکاران بزرگ نفت) کنار گذاشته شده به روشنی اعتراف کرد که "طی هفت سال گذشته یک متر مکعب به تولید گاز ایران افزوده نشده." او همچنین تاکید کرد: "تا پیش از لغو تحریمها حتی یک فاز تازه در پارس جنوبی به تولید واقعی نخواهد رسید."

وعده های مشابه

وعده زنگنه برای افزایش تولید در نفت وگاز، در ظاهر بی شباهت به وعده‌های مدیران نفت در زمان دولت احمدی‌نژاد نیست. اگر چه زنگنه، برای عبور از موانع موجود گام‌هایی کوچکی برداشته است. دعوت از شش شرکت بزرگ نفتی برای بازدید از ایران، نوعی "روابط عمومی" و ایجاد فرصت برای گفتگوی مستقیم با نمایندگان شرکت‌های نفتی بزرگ است که از پنج سال پیش تاکنون به کار در ایران خاتمه داده اند.

گام دیگر بیژن زنگنه، وعده اصلاح پیمان‌های نفتی ایران (بیع متقابل) و دادن امتیاز‌های بیشتر بخصوص در دریای خزر به شرکت‌های خارجی است. سهم کنونی ایران در جذب سرمایه‌های خارجی، اقتصاد انرژی و تولید نفت و گاز از آب‌های خزر صفر است. به دلیل تفاوت طبیعت قراردادهای نفتی قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان و مشارکت شرکت‌های خارجی در تولید کشورهای یاد شده، هیچیک از شرکت‌های بزرگ آماده سرمایه گذاری در طرح‌های اکتشاف و تولید ایران بر اساس بیع متقابل (که در عمل قرارداد های پیمانکاری بشمار می‌روند) نخواهد شد.

ایران بخصوص در شرایط بحرانی کنونی، و بمنظور افزایش قدرت رقابت با کشورهای همسایه در جذب سرمایه خارجی نیازمند تغییر ماهیت قراردادهای نفتی است و نه اصلاح آنها. مانع بزرگتر از طبیعت قراردادها، تحریم‌های خارجی است. افزایش تولید نفت و به بهره برداری رسیدن طرح‌های تولید گاز ایران تا پیش از برداشتن تحریم‌های یکجانبه آمریکا و اروپا عملی نخواهد شد. بخصوص که شرکتهای پیمانکاری داخلی نیز در حال جمع کردن بساط خود از نفت و پرداختن به کارهای دیگر شده اند.

سپاه و شرکت های پیمانکاری

شرکت صدرا متعلق به سپاه پاسداران و بزرگترین پیمانکار نفت بشمار میرود. این موسسه که بمنظور ساخت و تعمیر کشتی و نفت‌کش ده سال پیش از انقلاب تاسیس شد و در بوشهر آغاز بکار کرد، بعد از انقلاب در ردیف موسسات مصادره ای قرار گرفت و به تدریج فعالیت‌های آن در زمینه های ساخت سکوی‌های نیمه شناور، کشیدن خط لوله و تاسیسات بندری گسترش یافت.

بانک ملی در سال 1382، 35 درصد سهام این شرکت را به مبلغ 407 میلیارد تومان خریداری کرد و شش سال بعد سهام خریداری شده را با افزودن 20 در صد سهام دیگر با تحمل یک زیان نجومی از دارایی‌های عمومی (شش برابر کمتر از بهای خرید)، به مبلغ 76 میلیارد تومان در اختیار سپاه پاسداران (قرارگاه خاتم) قرار داد. در این مورد جلیل خبره که پیشتر صدرا را اداره می‌کرد اعتراف میکند که برای تبانی خرید صدرا به قیمت 300 میلیارد تومان با او مذاکره شده بود!
در جریان جنگ نفت و در یک حرکت تهاجمی، سپاه ظاهرا بدون رفتن به بورس و با صدور "حکم سرداری"، 62 درصد از سهام شرکت صدرا را به یک شرکت ساختمانی بنام "آباد راهان پارس" واگذار کرده است.

نکتۀ ناگفته در این فروش غیرعادی سهام صدرا، نقش شرکت یادشده در اجرای طرح‌های در دست اجرای نفت و گاز و تعهدات جاری آن است. نکته دیگر بدهکاری‌های مالی شرکت صدرا به سیستم بانکی و به پیمانکاران دیگر است که تا 1400 میلیارد تومان (20 برابر سرمایه ای که برای خرید آن ظاهرا پرداخت شده) برآورد شده است.

با یک نگاه ساده، سپاه موسسه ای را که در حال سوددهی بوده از بانک ملی با یک هفتم قیمت روز خریده و امروز آنرا در حال ورشکستگی و بدهی‌های مالی 20 برابر سرمایه اسمی به قیمت نامعلوم به یک شرکت ساختمانی واگذار میکند. سازمان بازرسی جمهوری اسلامی که رییس آن به مقام وزارت دادگستری در دولت "تدبیر و امید" حسن روحانی رسیده ظاهرا کمترین انحرافی در از میان رفتن صدها میلیارد دارایی‌های عمومی نمی بیند.

شرکت نفت سپانیر - متعلق به سپاه (قرارگاه خاتم) و از بزرگ‌ترین پیمانکاران نفت و گاز ایران- نیز با شرایطی مشابه صدرا، در مسیر تغییرات مدیریتی قرار گرفته است. با آمدن تیم مدیریتی تازه به حوزۀ نفت، سپاه علاقه خود را برای ادامه طرحهای پیمانکاری نفت از دست داده است. مانند هر سود جوی فرصت ‌طلب دیگر، سپاه دارایی‌های موجود در شرکت‌های متعلق به خود را نقد کرده و تعهدات کاری و مالی خود را در شکل بدهی‌های صدرا و سپانیر و دهها شرکت صوری و ورشکسته وابسته به دامن دولت و تیم تازه مدیریت نفت نهاده است.

با قطع شدن پیمان‌های میلیاردی نان و آب دار و بدون نظارت و حسابرسی، سپاه ظاهراً اجرای "ماموریت ملی" در نفت را تا اطلاع ثانوی پایان یافته تلقی میکند. زنگنه طی اولین رویارویی با سپاه بر سر نفت، نبرد جایگزینی عوامل خود را با کارگزاران سپاه برده است ولی برای برنده شدن در جنگ نفت نیازمند پیروزی‌های دیگر بخصوص در جبهه سیاست خارجی است.  

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید