خبر نوشتاری

"من از مردها متنفرم": کتاب جنجال‌برانگیز یک فمینیست فرانسوی

بعد از بروز جنجال پیرامون کتاب خانم پُلین هارمانژ، ترجمۀ انگلیسی آن نیز منتشر شد
بعد از بروز جنجال پیرامون کتاب خانم پُلین هارمانژ، ترجمۀ انگلیسی آن نیز منتشر شد © dr

کتاب "من از مردها متنفرم" پس از یک دوره بی‌تفاوتی رسانه‌ها، به سرعت به یک کتاب پرفروش تبدیل شد. اگرچه تحریک‌آمیز بودن عمدی لحن کتاب یکی از دلایل توجه ناگهانی رسانه‌ها است، اما این نوع متون در عین حال از گرایش تازه‌ای در حوزۀ فمینیسم خبر می‌دهد که می‌توان آن را فمینیسم عوام‌گرا یا پوپولیستی نام گذاشت.

تبلیغ بازرگانی

چند ماه بعد از انتشار کتاب "من از مردها متنفرم*"، کتاب دیگری تحت عنوان "هزینۀ مردانگی**" به تازگی در فرانسه منتشر شده است. هر دو کتاب، به رغم تفاوت‌های عمده، مبلغ نوعی فمینیسم افراطی است که در چند سال اخیر باب شده است. البته کتاب "من از مردها متنفرم" صرفاْ ادعانامه‌ای علیه جنس مرد به طور کلی است اما کتاب "هزینۀ مردانگی" روشی استدلالی دارد و بر برخی مشاهدات تاریخی و اجتماعی متکی است.

اکثر پژوهشگران حوزۀ فمینیسم می‌پذیرند که این کلمه دربرگیرندۀ گرایش‌ها و پدیده‌های اجتماعی بسیار متفاوت و گاه متضاد است. در اولین جستجوی اینترنتی به فارسی، ذیل مدخل "فمینیسم"، بلافاصله چند نوع فمینیسم جلب توجه می‌کند: "فمینیسم رادیکال، فمینیسم ماتیکی، فمینیسم اسلامی، فمینیسم بی‌خدا، فمینیسم لیبرال"... (ویکیپدیا)

اما در چند سال اخیر، شکلی از فمینیسم افراطی در فرانسه باب شده که بسیار متفاوت از تندروی‌های متکی بر اندیشه‌های انقلابی است (دهۀ ۱٩۶٠).

توجیه مرد ستیزی

پیام نویسندۀ ۲۶ سالۀ فرانسوی، خانم پُلین هارمانژ، در کتاب "من از مردها متنفرم" به طور خلاصه اینست که انتقاد از مردها باید به یک موضوع عادی و قابل قبول تبدیل شود. به عقیدۀ او، مردستیزی موجه است و به هیچ وجه  قابل مقایسه با زن‌ستیزی نیست.

اما خانم لوسیل پِتاوَن، مورخ ۳۵ سالۀ فرانسوی، کتاب "هزینۀ مردانگی" را با توجه به نقش منفی مردان در جامعه شروع می‌کند: ٨۴درصد حوادث رانندگی یا ٩۷درصد خشونت‌های جنسی کار مردهاست. ٩٠درصد محکومان در دادگاه‌های فرانسه مرد هستند و ٨۶درصد اتهامات قتل متوجه مردهاست...

همۀ این رفتارهای ضداجتماعی سالانه میلیاردها یورو هزینه‌ ایجاد میکند که در کشوری چون فرانسه اساساً بر دوش دولت است. به گفتۀ خانم پِتاوَن همۀ این ضررها و هزینه‌ها، نتیجۀ "فرهنگ مردانگی" است که ایدئولوژی غالب در جوامع کنونی است. او به طنز سؤال می‌کند: پس آیا بهتر نیست که همگی مثل زن‌ها رفتار کنیم؟

بازار کتاب و مجادلات پرمشتری

کتاب "من از مردها متنفرم" کمتر به استدلال‌های تاریخی نظر دارد. خانم پُلین هارمانژ که عمداً لحنی تحریک‌آمیز گرفته است، ظاهراً بیشتر به دنبال جلب توجه بازار بوده است. کتاب "من از مردها متنفرم" چند ماه قبل با تیراژ پانصد نسخه توسط یک بنگاه بسیار کوچک منتشر شد اما چندان موفقیتی نیافت. ولی پس از مدتی، عنوان این کتاب خشم یکی از کارمندان عالیرتبۀ وزارت برابری زن و مرد را برانگیخت. در فرانسه وزارتخانه‌ای وجود دارد که بسته به دولت‌ها کوچک و بزرگ می‌شود اما به طور کلی تضمین برابری حقوق اجتماعی را بر عهده دارد.

کارمند عالیرتبۀ این وزارتخانه که از تیتر "تحریک‌آمیز" کتاب به شدت رنجیده بود، تهدید به شکایت کرد. این شکایت هیچگاه عملی نشد ولی در عوض، تبلیغات زیادی به نفع کتاب به راه انداخت. در نتیجه، یک شرکت نشر بزرگ (Seuil) حقوق کتاب را خرید و طی دو ماه نخست، ۲۲ هزار نسخه از آن را به فروش رساند.

بخشی از موفقیت تجاری این کتاب شاید اصلاً به این دلیل باشد که شایعۀ "سانسور" آن ناگهان اوج گرفت، در حالی که وزارت برابری و هیچ مرجع دیگری، هیچگاه نظری در مورد کتاب صادر نکرده است. کارمند عالیرتبه نیز که زمانی قصد شکایت داشت، صرفاً نظرات شخصی خود را دنبال کرده بود. او در توجیه نظرش می‌گوید: "چه عنوان کتاب و چه محتوای آن، ستایش مردستیزی است و طبق قوانین فرانسه هر نوع تحریک برای دامن زدن به کینه، جرم تلقی می‌شود"...

فمینیسم افراطی یا عوام‌گرا؟

خانم پُلین هارمانژدر مقدمۀ کتاب خود می‌نویسد: "اتهام مردستیزی روشی برای ساکت کردن است؛ روشی برای سرپوش گذاشتن بر خشمی که البته گاه به خشونت می‌انجامد، اما قابل توجیه است، زیرا خشم ظالم علیه مظلوم همیشه مشروعیت دارد". به عقیدۀ او کسانی که مردستیزی را به عنوان اتهام مطرح می‌کنند فقط می‌خواهند "ساز و کار ظلم جنسی را که از طریق فرهنگ و قدرت اعمال می‌شود، پنهان کنند".

پُلین هارمانژ احساسات ضدمرد خود را طیف گسترده‌ای توصیف می‌کند که از "بی‌اعتمادی تا دشمنی" را در برمی‌گیرد و "معمولاً به بی‌صبری از حضور مردان در محافل زنانه می‌انجامد".

در پاسخ به این پرسش که "آیا ضدمرد بودن به همان اندازۀ زن ستیزی زیان‌آور نیست؟"، خانم پُلین هارمانژ می‌گوید که این دو مفهوم را نباید با هم مقایسه کرد. او می‌گوید: "فراموش نکنید که زن‌ستیزان حتی از آدمکشی و بمب‌گذاری استفاده می‌کنند"، در حالی که مردستیزی معمولاً قربانی نمی‌گیرد. به گفتۀ خانم هارمانژ "همۀ مردان تجاوزکار نیستند اما همۀ تجاوزکاران مرد‌ هستند... ریشۀ بی‌اعتمادی و تنفر ما در همین نکته نهفته است"...

اما لوسیل پِتاوَن، نویسندۀ "هزینۀ مردانگی" تأکید می‌کند که "مردها خشن به دنیا نمی‌آیند. مشکل، تربیت و آموزش است. باید با تغییر روش تربیت پسرها، از فرهنگ زیان‌آور مردانگی فاصله گرفت".

نزدیک به صد سال قبل، زیگموند فروید که با احتیاط فراوان در بارۀ فمینیسم اظهار نظر می‌کرد، در ارتباط با نقش تعلیم و تربیت می‌گفت: "فراموش نکنیم که مردها در دامان زنان بزرگ می‌شوند".

*Moi, les hommes je les déteste

**Le coût de la virilité

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید