خبر - نوشتاری

اقتصاددان مطرح آمریکایی: جهان پسا کرونا جهان بهتری خواهد بود

ژوزف اویگن اشتیگلیتس استاد اقتصاد دانشگاه آمریکائی کلمبیا، رئیس اقتصاددانان بانک جهانی در سال های ۱۹۹۷تا ۲۰۰۰ و برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۱
ژوزف اویگن اشتیگلیتس استاد اقتصاد دانشگاه آمریکائی کلمبیا، رئیس اقتصاددانان بانک جهانی در سال های ۱۹۹۷تا ۲۰۰۰ و برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۱ AFP - THOMAS PETER

ژوزف اویگن اشتیگلیتس استاد اقتصاد دانشگاه آمریکائی کلمبیا، رئیس اقتصاددانان بانک جهانی در سال های ۱۹۹۷تا ۲۰۰۰ و برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۰۱ در گفت‌وگوئی با روزنامه وینرتسایتونگ، چاپ اتریش، پیش بینی کرده است که انسان با توجه به آگاهی فزاینده خود نسبت به انرژی های پاک در دوران پساکرونا در جهان بهتری خواهد زیست. وی در مصاحبه دیگری با خبرگزاری فرانسه با اعمال ریاضت اقتصادی در دوران پسا کرونا نیز مخالفت ورزیده است.

تبلیغ بازرگانی

خبرنگار وینرتسایتونگ گفت و گوی خود با برنده نوبل اقتصاد را با این پرسش آغاز می کند که "پیشنهاد شما برای تجهیز شرکت ها برای رویکرد به انرژی های سبز چیست؟"

با شیرینی و تازیانه به سمت جهان سبز

اقتصاددان آمریکائی پاسخ می دهد: "خیلی ساده است، با روش شیرینی و تازیانه. یا شرکت ها خودشان را با ضرورت های نو انطباق می دهند و جایزه می گیرند و یا تن به این کار نمی دهند و در این صورت با وضع مقررات به تدریج برای چرخش سبز تحت فشار قرار می گیرند".

وی می افزاید: "اعمال مقررات شرکت ها را به سمت درست هل می دهد. اما اجازه بدهید درباره روش شیرینی و تازیانه کمی توضیح بدهم: چرخش به سمت جهان سبز نیازمند مشوق های درست است. پشتیبانی مالی، تشویق با جوایز، مشوق های مالیاتی، سرمایه گذاری در تحقیقات، سرمایه گذاری در تکنولوژی های سبز و سرمایه گذاری در سیستم های زیرساختی مدرن. چرخش سبز جهان به همه این چیزها نیازمند است".

از دید اشتیگلیتس، رویکرد جهان به انرژی های پاک یک چالش بزرگ اجتماعی است که هر بخش مجزای افتصاد، هر شرکت و هر فردی را درگیر خود می کند.

وی می گوید: "این درگیری هم اکنون اتفاق افتاده است. بیش از همه در اروپا این خودآگاهی نسبت به ضرورت رویکرد به انرژی های پاک ایجاد شده است. انسان ها امروز هنگام مصرف و سفر و همچنین تغذیه خود به این فکر می کنند که رفتار آن ها چه تاثیری بر محیط زیست دارد؟ به عنوان یک نمونه، در حالی که در گذشته انسان همه چیز را قربانی خودرو می کرد، جوانان امروز در شهرها گسترش پارک ها، راه های ویژه دوچرخه و حوزه های پیاده روی ممنوع برای خودروها را طلب می کنند. تا سال های دهه هفتاد، در آمریکا هرکسی می خواست خانه ای با باغچه و استخر در حومه شهر داشته باشد. این چیزی بود که اکثر مردم از یک زندگی خوب می فهمیدند. از دید حفاظت از محیط زیست و جلوگیری از گرمایش زمین، این یک فاجعه بود. نیاز به زمین های بیشتر برای ایجاد خیابان ها، نیاز به حامل های سوخت بیشتر، و میلیون ها انسانی که هر روز از حومه ها برای کار به شهرها می راندند و شب ها وقت زیادی را در ترافیک می گذراندند. حالا در دوران پس از کرونا یک شانس وجود دارد: مسئله حالا برسر یک جهان دیگر، یک جهان بهتر است".

انرژی های پاک در اروپا، آمریکا و چین

اشتیگلیتس که به تازگی در مصاحبه دیگری با خبرگزاری فرانسه هشدار داده است که در دوران پساکرونا نباید به سمت ریاضت اقتصادی رفت، در گفت و گو با وینر تسایتونگ در مقایسه برخورد  آمریکا، اروپا و چین با انرژی های تجدید شونده می گوید: " زمان سرمایه گذاری روی انرژی خورشیدی، ایالات متحده آمریکا به طور قطعی عقب ماند. چین امروز در زمینه این تکنولوژی سلطه مطلق دارد. اروپا نیز در زمینه انرژی های تجدیدشونده بسیار پیشروتر از آمریکا است. آمریکائی ها چهل سال تمام شعار می دادند که برای ما فرقی نمی کند که چیپس سیب زمینی تولید کنیم یا چیپ های کامپیوتر. امروز می فهمیم که این برداشت درست نبود.

استاد اقتصاد  دانشگاه کلمبیای نیویورک، اروپا را، در سطح کلان، پیشروی مطلق انرژی های پایدار می داند. او می گوید: هیچ حوزه اقتصادی در این سیاره به اندازه اروپا مالیات ارزش افزوده بر مصرف انرژی که در مقایسه کم هم هست نمی بندد. اروپا در زمینه چرخش سبز بسیار پیشرو است. در مقابل چین همچنان برای تولید انرژی به شدت از نیروگاه های ذغالی استفاده می کند. صنایع چین هنوز مصرف انرژی بهینه ندارند، اما چین در عین حال بزرگ ترین تولیدکننده تکنولوژی انرژی خورشیدی در سراسر جهان است و روی وسایل حمل و نقل عمومی و خودروهای برقی سرمایه گذاری کم نظیری کرده است. در نهایت باید بگویم: کشورهای معینی در بخش خاصی از این روند پیش افتاده اند و کشورهای دیگر در بخش دیگر.

چین و آمریکا، جنگ اقتصادی یا رقابت دو سیستم؟

در زمینه جنگ افتصادی احتمالی آمریکا و چین که بسیاری از کارشناسان اقتصادی جهان آن را بارها مطرح کرده اند، پروفسور اشتیگلیتس می گوید: "به نظر من رقابت آمریکا با چین تنها جنبه اقتصادی ندارد. حتی اگر دونالد ترامپ آن را نفهمیده باشد. مسئله این دو کشور بر سر رقابت دو سیستم است. غرب به دموکراسی و حقوق بشر باور دارد، در حالی که چین دموکراسی و حقوق بشر را طور دیگری معنا می کند.

رئیس جمهوری چین به تازگی گفته است که توزیع رفاه را بر همه چیز مقدم می داند. اشتیگلیتس در برابر این ادعا می گوید: "نابرابری اجتماعی در چین هنوز هم به طرز هولناکی بالا است. اکنون به نظر می رسد که چین تصمیم دارد اقتصاد برنامه ریزی شده خود را مورد تجدیدنظر قرار  دهد. رهبری چین در پکن می ترسد که یک اقتصاد غیرمتمرکز قدرت دولت مرکزی را محدود کند. ممکن است پکن در جست و جوی یک برنامه قانونی باشد که توجه بیشتری به توزیع رفاه در مناطق روستائی داشته باش و همزمان قدرت دولت مرکزی در حوزه اقتصاد حفظ شود.

جو بایدن، کارنامه ای موفق، به استثنای افغانستان

خبرنگار روزنامه اتریشی در ادامه نظر اشتیگلیتس را درباره کارنامه جو بایدن تا امروز می پرسد. اشتگلیتس تاکید می کند که به استثنای دو هفته آخر در رابطه با مسئله افغانستان سیاست بایدن با موفقیت کامل همراه بوده است، سیاست اقتصادی او ترقی خواهانه است، اما نه به اندازه برنی سندرز یا الیزابت وارن رادیکال. بایدن یک روند سوسیال دموکراتیک را دنبال می کند که به خاطر آن اکثریت دموکرات ها و مردم آمریکا را در پشت سر خود دارد.

 در مورد خروج پر هرج و مرج نیروهای آمریکا از افغانستان استاد اقتصاد آمریکائی می گوید: "دست های جو بایدن تا حدودی بسته بود. دونالد ترامپ با طالبان پیمانی را امضا کرد که به موجب آن آمریکا متعهد شد نیروهای خود را از افغانستان خارج کند. به این ترتیب، بایدن دو راه بیشتر نداشت. یا باید این پیمان را دفن می کرد و نیروهای آمریکا را از افغانستان بیرون نمی برد، که در این صورت اعتبار آمریکا آسیب می دید، یا این که به پیمانی که خلف او بسته بود عمل می کرد و به همین موقعیت غیرقابل تصور تخلیه نیروها می رسید. با این حال تعداد انسان هائی که توانستند پرواز کنند، چشم گیر بود.

در پاسخ به این نظر  که اروپائی ها احساس می کنند به اندازه کافی طرف مشورت و همکاری آمریکا قرار نگرفته اند، اشتیگلیتس توضیح می دهد: "بایدن باید اروپائی ها را خیلی بیشتر در جریان تصمیم خود برای خروج نیروها قرار می داد. ظاهرا بعضی ها در پایتخت های اروپائی این را ممکن فرض نمی کردند که جو بایدن به این کار تن بدهد".

خبرنگار اتریشی در پایان می گوید: "در نهایت اروپائی ها بسیار بیش از آمریکائی ها درگیر مسئله افغانستان هستند. به این دلیل آن ها همکاری و هماهنگی بیشتری از آمریکا انتظار داشتند.

برنده نوبل اقتصاد در پاسخ می گوید: "درست است. اما بایدن قول داده بود که نیروهای آمریکا را از افغانستان بیرون می کشد. مردم آمریکا هم این را از او انتظار داشتند. بنابراین خروج نیروها غافلگیرکننده نبود. شاید تاسف بار باشد که ابتکار بیشتری به خرج داده نشد. شاید یک راه طلائی میان خروج نیروها و حضور بخش معینی از آن ها در محل وجود می داشت.

از نظر اشتیگلیتس اروپائی ها و اتریشی ها باید هوشیارانه و با روی باز روند اوضاع افغانستان را زیر نظر بگیرند. او امیدواری نشان می دهد که شاید طالبان واقعا نسبت به بیست سال پیش تغییراتی کرده باشند.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید