آیا اقدامات جمهوری اسلامی در منطقه، "مداخله" در امور دیگران است؟

صدا ۲۸:۳۷

یوسف عزیزی بنی طرف معتقد است که دولت ایران در بحرین یک سیاست دو رویانه و نفاق افکنانه را در پیش گرفته است. از یک طرف مردم کشور خودش را در تهران، کردستان، اهواز، بلوچستان و آذربایجان سرکوب می کند و از طرف دیگر ادعای حمایت از شیعیان را دارد.او می گوید دولت ایران از یک سو برای مردم شیعه بحرین دل می سوزاند و از طرف دیگر مردم شیعه اهواز را با قساوت سرکوب می کند.

تبلیغ بازرگانی

با گسترش هر چه بیشتر جنبش های اعتراضی در منطقه خاورمیانه، بسیاری از کشور های جهان که در این جنبش ها و نیز تحولات ناشی از آنها منافع و یا خساراتی برای خود قائلند ، می کوشند از طریق تاثیر گذاری بر روند این حوادث، از ثمرات منفی آنها در قبال خود بکاهند و نیز از دستاورد های مثبت شان به نفع خود بهره گیرند.

می توان گفت که این محاسبات ، بوسیله همه کشور های جهان انجام میگیرد و هر کدام به میزان توانائی ها و منافعی که در منطقه دارند، بر جهت یابی این جنبش ها تاثیر می گذارند.

این گرایش عمومی در دیپلماسی بین المللی در عین حال اعتراضاتی نیز بر می انگیزد و در ماههای پر حادثه اخیر، در موارد متعددی، کشور ها یکدیگر را به دخالت در امور داخلی دیگران متهم کرده اند.

اگر چه کشور های غرب از ظهور اولین علائم ناخشنودی ها ی مردمی و تجلی آنها در تظاهرات خیابانی نقش فعالی در روند حوادث بعهده گرفتند، اما از میان کشور های منطقه نام جمهوری اسلامی ایران بیش از بقیه دولت ها بعنوان مداخله کننده در حوادث سایر کشور ها مطرح شده است.

اخیراً سعد حریری نخست وزیر سابق لبنان با شدت بسیار به ایران انتقاد کرد که گویا در امور داخلی کشور های عرب " دخالت وقیحانه " می کند و البته او به هیچ وجه در این اعتراضات تنها نیست و بسیاری از شخصیت های سیاسی، مفسران و حتی مقامات رسمی دولتی در منطقه، در ماههای اخیر ایران را متهم به دخالت در امور کشور های همسایه کرده اند.

می توان بر این نکته انگشت گذاشت که شاید بیشترین اعتراضات مربوط به حوادث بحرین می شود که البته جمهوری اسلامی آشکارا نسبت به آن حساسیت ویژه ای از خود نشان می دهد و در مطبوعات کشور حوادث بحرین انعکاس وسیعی دارد.

در مجله رادیوئی زمینه ها و زمانه های این هفته، آقایان سعید محمودی استاد حقوق بین الملل در سوئد ، یوسف عزیزی بنی طرف، تحلیلگر و دبیر کانون مبارزه با نژاد پرستی و عرب ستیزی در ایران ، و مراد ویسی روزنامه نگار و مفسر مسائل خاور میانه شرکت کرده اند.

آقای سعید محمودی به عنوان یک کارشناس حقوق بین الملل تاکید می کند که هر نوع اظهار نظر ، حمایت لفظی و دفاع از حقوق کسانی که علیه دولت خود دست به اعتراض زده اند، مداخله محسوب نمی شود. او اضافه می کند که اگر کشوری از این حد بیشتر رفته باشد، و دست به ارائه کمک های تشکیلاتی ، مالی ، تسلیحاتی و غیره بزند، آنوقت " مداخله " نام میگیرد و خلاف حقوق بین الملل است.

سعید محمودی هم چنین توضیح می دهد اگر ایران در کشور های دیگر بقصد گسترش زبان فارسی و یا تقویت اقلیت های شیعی هزینه های سنگینی بعهده گیرد، از نظر حقوق بین الملل هیچ مانعی ندارد. البته بشرط این که به دخالت در امور دیگران- از جمله کوشش بقصد سرنگونی حکومت ها و نیز تغییر فضای سیاسی آن کشور ها - نیانجامد. او می گوید همه کشور ها در ترویج زبان خودشان و یا حمایت از اقلیت های مذهبی خودشان در هر جای دنیا، نه تنها حق دارند، بلکه وظیفه دارند. مشگل آن جا آغاز می شود که این اقدامات وسیله ای برای اهداف سیاسی شوند.

در همین زمینه مراد ویسی نیز بر حق ایران در گسترش مرزهای تمدنی و فرهنگی خود در کشور های منطقه پا فشاری می کند. بعقیده او کشور ایران طبیعتاً منافعی در خارج از مرزهای خود دارد و بطور تاریخی این منافع را پیگیری می کند. او یاد آوری می کند که معنی این کار گسترش مرز های جغرافیائی نیست. او می گوید هیچ ایرادی ندارد که ایرانی ها مایل باشند مرزهای تمدن خود را گسترش دهند. ولی برای آنها مهم این است که چه کسی این عملیات گسترش را بعهده می گیرد. کسی که اقداماتی را به نام ایران انجام می دهد، کوروش است یا بردیای دروغین ؟

یوسف عزیزی بنی طرف معتقد است که دولت ایران در بحرین یک سیاست دو رویانه و نفاق افکنانه را در پیش گرفته است. از یک طرف مردم کشور خودش را در تهران ، کردستان، اهواز ، بلوچستان و آذربایجان سرکوب می کند و از طرف دیگر ادعای حمایت از شیعیان ، یا دیگر ملت ها را دارد.

بنظر آقای عزیزی این کار برای فرافکنی از بحران ها و مخالفت های وسیع داخلی توسط رژیم ایران انجام می شود. او می گوید دولت ایران از یک سو برای مردم شیعه بحرین دل می سوزاند و از طرف دیگر مردم شیعه اهواز را با قساوت سرکوب می کند.

یوسف عزیزی در مخالفت با دیدگاه مراد ویسی که از حق ایران در گسترش زمینه تمدنی و فرهنگی دفاع کرده بود ، می گوید سئوال این جاست که این کار بر چه مبنائی انجام خواهد شد؟

او می پرسد این گسترش فرهنگی باید بر مبنای زبان فارسی و مذهب شیعه باشد؟ و همه بودجه کشور در این زمینه خلاصه بشود؟ در حالیکه بیش از پنجاه در صد از مردم ایران نه شیعه هستند و نه فارسی زبان؟ و این ها در محرومیت کامل از زبان ، فرهنگ و مذهب خودشان باشند؟ بلکه سرکوب هم بشوند این فرهنگ ها و مذاهب، مثل مذهب اهل تسنن در ایران، مثل زبان عربی، ترکی ، کردی و بلوچی در ایران؟ یوسف عزیزی نتیجه می گیرد که " این هم بنظر من بوی همان توسعه طلبی ازش می آید."
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید