کتاب‌ها و اندیشه‌ها

سیاست خارجی آمریکا در ده سال آینده

صدا ۰۶:۵۴

جورج فریدمن مدیر کل "آژانس اطلاعات و مراقبت راهبردی آمریکا" است که خود او در سال 1996 پایه گذاشته است. پیش از پایه ریزی این نهاد، فریدمن مشاور ارتش و دولت آمریکا در زمینه دفاع و امنیت ملی بود و به مدت بیست سال نیز در کالج دیکینسون آمریکا علوم سیاسی تدریس کرده بود.

تبلیغ بازرگانی

فریدمن به دلیل آثارش در حیطۀ "پیش بینی های راهبردی" شهرتی جهان یافته و اثر او تحت عنوان "صد سال آینده، سناریویی برای سدۀ بیست و یکم" که در سال 2011 منتشر شد با استقبالی مهم روبرو شد. کتاب جدید فریدمن تحت عنوان "دهۀ آینده" که تقریباً به طور همزمان به زبان های انگلیسی و فرانسوی منتشر شده تنها به فاصلۀ یک سال پس از "صد سال آینده" به چاپ رسیده و در عین حال هدفی مشابه را در دورنمایی کوتاه تر دنبال می کند.
در کتاب "دهۀ آینده" *جورج فریدمن در توضیح این دورنمای کوتاه گفته است که یک دهه مدت زمان جالبی برای بررسی راهبردی است، زیرا، هم به اندازۀ کافی طولانی است تا نیروهای غیرشخصی و جهانی بتوانند وارد کار شوند و هم به حد کافی کوتاه است تا تصمیم های فردی رهبران بتوانند بر روند رویدادها اثر بگذارند. در کتاب "دهۀ آینده"، جورج فریدمن پیشنهاداتش را به رهبران آمریکا در زمینۀ سیاست خارجی ارایه کرده است.
او از همان آغاز به صراحت نوشته است که دولت آمریکا به عنوان "امپراتوری" باید به منظور تأمین منافع اش از سیاست "تفرقه بیانداز و حکومت کن" استفاده و بهره برداری کند. تنها به این وسیله است که به گمان جورج فریدمن دولت آمریکا از ظهور قدرت های منطقه ای در دهۀ پیش رو جلوگیری خواهد کرد.
مدیر آژانس اطلاعات و مراقبت راهبردی آمریکا معتقد است که ظهور یک قدرت جهانی در دهۀ آینده غیرمحتمل است. اما، ظهور حتا یک قدرت منطقه ای می تواند تسلط آمریکا بر صادراتش و همچنین واردات مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز این کشور را مورد تهدید قرار داده و در درازمدت به خطر بیاندازد. برای پیشگیری از چنین تهدید و خطری، دولت آمریکا، به گمان جورج فریدمن، باید رقابت های منطقه ای را تشدید کند. با این اقدام دولت آمریکا، به گمان فریدمن، خواهد توانست با هزینه ای بسیار اندک قدرت مسلط جهانی باقی بماند بی آنکه نیازی به اعزام نیروهای نظامی به نقاط مختلف جهان داشته باشد، چنانکه طی ده سال اخیر ناگزیر از انجام آن در چارچوب مبارزه با تروریسم بوده است.
بر پایۀ این استدلال، جورج فریدمن تأکید می کند که اولویت دولت آمریکا در خاورمیانه جلوگیری از پیشروی ایران است. فریدمن می افزاید : اما، از آنجا که آمریکا موفق به استقرار ثبات در عراق نمی شود، بهتر است دولت واشینگتن با تغییر سیاست سنتی اش به اتحاد با ایران روی آورد. به اعتقاد فریدمن، افکار عمومی آمریکا چنین تغییر سیاستی را به سرعت می پذیرند، مشروط به این که این تغییر به عنوان راهبردی در جهت مبارزه با تروریسم معرفی شود. اتحاد آمریکا و ایران، به نوشتۀ جورج فریدمن، دولت اسرائیل را خواهد رنجاند، اما، عربستان را به وحشت خواهد انداخت. به نوشتۀ فریدمن، وحشت عربستان از ائتلاف آمریکا با ایران یکی از امتیازهای راهبرد پیشنهادی برای سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه طی دهۀ آینده است، زیرا، این راهبرد به آمریکا اجازه می دهد تا نفوذ بیشتری بر تصمیم های سیاسی عربستان اعمال کند. افزون بر این، ائتلاف با دولت ایران، به نوشتۀ فریدمن، به آمریکا امکان می دهد که با سهولت بیشتری اسرائیل را کنترل کند و مانع این کشور از حمله به ایران به عنوان متحد آمریکا شود.
در حوزۀ اروپا و آسیا، جورج فریدمن به رهبران آمریکا پیشنهاد می کند که با ائتلاف محتمل مسکو و برلین مخالفت کند. زیرا، همانطور که آلمان به منابع انرژی روسیه نیازمند است، روسیه نیز محتاج تکنولوژی آلمان است.
ائتلاف آلمان و روسیه، به گمان جورج فریدمن، می تواند به نزدیکی بیشتر روسیه و اتحادیۀ اروپا منجر شود. فریدمن معتقد است که اتحاد روسیه و اروپا به پیدایش قدرتی منجر خواهد شد که از نظر جمعیت، تکنولوژی، قابلیت های صنعتی، منابع طبیعی هم سطح آمریکا و ای بسا برتر از این کشور خواهد بود. برای جلوگیری از اتحاد مسکو و برلین، دولت آمریکا باید، به گمان جورج فریدمن، از ابزار کشورهای اروپای شرقی، نظیر لهستان، مجارستان، اسلواکی و رومانی استفاده کند که سنتاً نسبت به روسیه و آلمان بدبین هستند. جورج فریدمن در عین حال به دولت آمریکا پیشنهاد می کند که از سیاست پشتیبانی از گرجستان چشم پوشی کند که به گمان او کشوری راهبردی به شمار نمی رود و حضور آمریکا در آن موجب واکنش روسیه می شود.
جورج فریدمن سپس نوشته است که دولت آمریکا برای کنترل چین و ژاپن باید بیش از هر زمان از کره جنوبی پشتیبانی و همزمان پیوندهایش را با استرالیا تقویت کند که به دلیل موضع راهبردی اش می توان از آن در صورت وقوع جنگ در منطقه استفاده کرد. نویسندۀ آمریکایی سپس تأکید می کند که در چارچوب چنین راهبردی دولت آمریکا نباید سنگاپور را از یاد ببرد که تنگۀ ملکه را در کنترل خود دارد.
در خود قارۀ آمریکا تنها قدرت نوظهور برزیل است. به گفتۀ جورج فریدمن "تنها مشکلی که برزیل می تواند برای آمریکا به وجود آورد این است که ادامۀ توسعۀ اقتصادی این کشور موجب توسعۀ قدرت دریایی و هوایی برزیل شود به طوری که این کشور بتواند کل اقیانوس اطلس را از سواحل خود تا غرب آفریقا تحت کنترل بگیرد. به گفتۀ جورج فریدمن برای مقابله با این احتمال دولت آمریکا باید راهبرد توازن قوا در منطقه را دنبال کند و در این چارچوب علاوه بر تقویت آرژانتین با دیگر کشورهای آمریکایی جنوبی همکاری کند.
فریدمن از رهبران آمریکا می خواهد که در قبال قارۀ آفریقا از خود سخاوت بیشتری نشان بدهند. به گمان او کمک مالی آمریکا به منظور توسعۀ اقتصادی کشورهای آفریقایی تصویر ایالات متحد آمریکا در خارج را بهبود خواهد بخشید. به نوشتۀ فریدمن اگر کمک آمریکا به قارۀ آفریقا باعث شود که اروپا نیروی نظامی بیشتری را در اختیار آمریکا برای مداخلۀ بعدی نظامی اش بگذارد، می توان گفت که سرمایه گذاری در آفریقا بیهوده نبوده است.
به نظر جورج فریدمن دهۀ آینده دورۀ انتقالی تعیین کننده ای خواهد بود. او با استناد به جنگ ها و درگیری های نظامی جهان مسلمان پیش گویی می کند که تروریسم دولتی همچنان بخش های مهمی از جهان را در ماتم فرو خواهد برد و به تهدید بیشتر آزادی های اساسی در لوای مبارزه با تروریسم منجر خواهد شد.

George Friedman, La Prochaine décennie,  ZDL Editions, Suisse, 2013, 325 p.
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید