ایالات متحده / انتخابات

دو کاندیدای که بسیار همدیگر را افشا کردند

در این انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، بد بینی بیشتر از خوشبینی مطرح است. مخالفان هر دو جناح بسیار بیشتر و قاطع تر از موافقان هستند. شرط برنده شدن محبوبیت نخواهد بود. برنده کسی خواهد بود که کمتر از دیگری ایجاد نفرت میکند. علاوه بر مخالفان هریک از دو کاندیدا که بسیار بیشتر از پنجاه در صد هستند، هشاد در صد مردم که از این انتخابات و از این کمپین ابراز نارضایتی میکنند.

تبلیغ بازرگانی

در انتخابات هشت سال پیش، بعد از جورج بوش و «جنگ آغاز قرن»، ایالات متحده با انتخاب اولین رئیس جمهور سیاه پوست، یک تغیر تاریخی را به جهانیان ارائه کرد. کسی که بعد از باراک اوباما میاید هم میتواند تاریخی باشد. جانشین اوباما اگر هیلاری کلینتون باشد، به عنوان اولین زنُ میتواند حیثیت تاریخی داشته باشد، او با تجربیات و انرژی که دارد، خواسته است یک نوع «اعلی» بودن را به نمایش بگذارد. او در امور سیاسی بسیار تجربه دارد و تجربهءاو میتواند ضمانتی برای موفقیت او باشد. در مقابل، دونالد ترمپ، که کسی آنچنان انتظار او را نداشت، با افشای سیستم سیاسی بصورت عموم، خواسته است یک نوع تابو شکنی تاریخی را به جهانیان ارائه کند. او همچنان، موفقیت شخصی خود را ضامن موفقیت سیاست های آیندهء خود ساخته است.

هیلاری کلینتون ، نماد تداوم است. او به سیستم وفا دار است و بانک ها از او تشویشی ندارند. در برابر او ترمپ، هم انقلابی و تابو شکن است و هم نماد سرمایه و موفقیت امریکایی. او مثال زنده سرمایه داری است، که در محیط آزاد ایالات متحده، رشد کرده است. ولی این خواص متضاد، باعث شده اند که بسیاری از جمهوری خواهان از اینکه او پیشتاز بود در هراس بودند و از پشتیبانی از او خود داری کردند.

مسئلهء مهم رسواگری های بود که به این کمپین شکل جنگ تن به تن را داد. بصورت مرتب دو کاندیدا به همدیگر حمله شخصی میکردند و اکثر حملات هم در بارهء مسایل اخلاقی، و بالاخص، مسایل سکسی بود. گذشتهء ارتباطات اعضای خانوادهء کلینتون را، ترمپ افشا کرد و گذشتهء سکسی خود ترمپ را هیلاری کلینتون.

در این میان پیشرفت وسایل ارتباط جمعی هم اثر داشته است. بخصوص افشاگری های ویکیلیکس و انعکاس آن در شبکه های اجتماعی. در نهایت، بحث های این انتخابات از یک سو بسیار جذاب بودند، چون به داستان های گیرای تلویزیونی شباهت داشت و همه روزه پر از اخبار جدید و افشا گری های آبرو ریزانه و غافلگیر کننده بودند، و از سوی دیگر، به دلیل همین انحراف، محتوای سیاسی واقعی آن بسیار محدود بود.

* * *

نظر سنجی :

آخرین نظر سنجی ها حاکی از پیشرفت ترمپ هستند. در یک نظر سنجی «ای بی سی واشنکتن پست» ترمپ با 46 در صد آراء، در برابر کلینتون که تنها 45 درصد رای به دست میاورد، پیشی گرفته است و این برعکس شدن پیش بینی ها، اگرچه برای جمهوری خواهانی که بالاخره حاضر شدند از ترمپ پشتیبانی کنند و در حال کمپین در ایالت کلیدی فلوریدا هستند، باعث خوشی است، ولی بازار ها از این مسئله در تشویش هستند. برای سرمایه گزاران، پیروزی ترمپ معادل تردید در امور سیاسی و اقتصادی است. این واکنش منفی بازار ها، در اروپا هم محسوس است. علاوه بر وال ستریت، افت بورس های توکیو و هنگ کنگ را مفسران مرتبط به نتایج این نظر سنجی جدید میدانند.

بدنامی :

بعد از اینکه اف بی آی اعلان کرد که ایمیل های هیلاری کلینتون را دوباره بررسی میکند، دونالد ترمپ، با استفاده از فرصت، هیلاری کلینتون را به عنوان یک کاندیدای که «در برابر مشکلات حقوقی روز افزون قرار دارد»، معرفی کرد. صحبت از ایمیل‌های جدیدی است که در جریان تحقیقات از «آنتونی وینر»، معاون هیلاری کلینتون فاش شده‌اند. گفته شده است که در این ایمیل ها، آنتونی وینر تصاویر برهنۀ برای یک دختر ۱۵ ساله، در کارولینای شمالی فرستاده است. متعاقب این افشاگری، آنتونی وینز، از پست خود، در مجلس نمایندگان آمریکا کناره‌گیری کرد.

بار دیگر این مسئله باعث تنش در صفوف هواداران هیلاری کلینتون شد و خود او با ابراز این که «مردم آمریکا باید فوراً از حقیقت کامل با خبر شوند و اف‌بی‌آی باید این مساله را، به هر شکلی که است، بدون تاخیر تشریح کند.»، خواهان آن شده که آف‌بی‌آی، هر اطلاعاتی را که در این رابطه دارد، هرچه زودتر پخش کند.

البته حریف او، دونالد ترمپ، که خودش هم مورد اتهام بد رفتاری با زنان قرار گرفته بود، سعی میکند از این افشاگری حد اکثر استفاده را بکند. او این مسئله را با «واترگیت» مقایسه کرده و گفته است که از زمان واترگیت تا این چنین عمل، بی سابقه بوده است.

خود ترمپ هم به دلیل یک ویدئویی که مربوط به سال 2005 میشود، مورد اتهام بد رفتاری سکسی قرار دارد. ولی ترمپ، اعتراف کرده است، که این حرف ها مال او است، ولی سخنان او از شخصیتش نمایندگی نمیکنند. طی این کمپین مسایل سکسی بار ها مطرح شدند و این را نمایان ساختند که در امریکای امروز، زندگی خصوصی و شخصی کاندیدا ها هم مربوط به محیط سیاست میشود و کسی نمیتواند به دلیل خصوصی بودن مسایل آن را کتمان کند. هر دو کاندیدا از این افشا گری ها آسیب دیدند ولی هدف افشاگری های ترمپ علاوه بر شخص هیلاری کلینتون، شوهر او، رئیس جمهور سابق، که در زمان خودش هم، رابطه اش با مونیکا لیوینسکی باعث بدنامی شده بود، و بصورت عموم تمامی سیاستمداران واشنگن است. آماج افشاگری های ترمپ، سیستم سیاسی ایالات متحده، بطور عام است.

* * *

برای بررسی بیشتر این مسایل، با سه نفر از سه محل مختلف گفتگو های انجام دادم. شخص اول خانم «جیل بدولا گومه» است. او فرانسوی و امریکایی است و طرفدار حزب دموکرات میباشد. او در فرانسه زندگی میکند. شخص دوم «لطیف احمدی»، افغان است و در نیویورک زندگی میکند. شخص سوم «فهیم حیدر» هم افغان است که در کالیفرنیا زندگی میکند و عضو حزب جمهوریخواه است.

* * *

گفتگو را با خانم «جیل بدولا گومه»، آغاز میکنم که از هواداران حزب دموکرات است. او که در فرانسه زندگی میکند و ملیت فرانسوی و امریکایی دارد میگوید که مهمترین خیانت در طی این انتخابات، برکناری «ساندرز» بود. او میگوید که در در آخر ماه ژوئیه، «دی ان سی»، نهادی که هدف آن یافتن بهترین کاندیدای جناح دموکرات است، و در راس آن «دبی واسرمن شولتز» قرار دارد، در انتخاب هیلاری کلینتون تقلب کرد. کاندیدای که باید برنده میشد ساندرز بود، ولی آنچه به نام «استبلیشمنت» یاد میشود، خواهان پیروزی هیلاری کلینتون بود. به همین دلیل، آنان سعی کردند بالای تعداد گفتگو ها، زمان برگزاری آن، و رای دهی های محلی طوری اثر بگذارند، که به نفع هیلاری کلینتون تمام شود. آنان انتخابات را بار ها تکرار کردند، تا اینکه بصورت غیر واقعی، هیلاری کلینتون را برنده بسازند.

چگونه هیلاری موفق شد، ساندرز را از گود بیرون کند ؟

آنان انتظار پیشرفت برنی ساندرز را نداشتند. ساندرز با حضور بسیار کم در رسانه ها و بدون پشتیبانی شرکت های بزرگ موفق شد محبوبیت پیدا کند. در حالیکه هیلاری کلینتون موفق شده بود کمک این شرکت های بزرگ را به دست بیاورد و پول های کلانی از آنان برای کمپین خود بگیرد، برنی ساندرز موفق شد از مردمان عام، پول جمع آوری کند. اینکه میانگین مقدار پولی که مردم به برنی ساندرز کمک کردند، چیزی حدود 25 اورو بود، نمایندگی از مردمی بودن او، و مردمی بودن نیروی که از او پشتیبانی میکرد، بود.

او اضافه میکند که همچنانی که سازمان ملل در کشورهای جهان سوم، که احتمال تقلب در انتخابات دران زیاد است، نظر سنجی های با پرسش از کسانی که از دفتر رای دهی بیرون میایند انجام میدهند، در ایالات متحده هم این نوع نظر سنجی ها صورت گرفتند. معمولاً اگر تفاوت میان آرای حساب شده و نتایح این نوع نظر سنجی، بیشتر از دو درصد باشد، در صحت انتخابات تردید بوجود میاید، ولی در ایالات متحده در این چنین بررسی ها، گاهی تفاوت به 23 در صد هم میرسید. این هم باعث بدگمانی مردم در مورد این انتخابت شد. در کالیفرنیا، همچنان، کارتن های آراء یافت شد که شمارش نشده بودند. از سوی دیگر، در حالیکه آشنایی کلینتون و نزدیکان او، با ترمپ و هوادارانش، به دلیل روابط دیرینۀ آنان افشا شده بود، ساندرز بیشتر از پیش به عنوان کسی که خارج از «استبلیشمنت» است، به نظر میامد. ولی از نقطۀ نظر ابرازات سیاسی، ترمپ که با تبلیغات مخالفت میکرد، موفق شد، در میان همان عده مردمی نفوذ پیدا کند، که ساندرز هم در میان آنان نفوذ داشت. یعنی کسانی که مخالف سیستم سیاسی و «استبلیشمنت» هستند و میخواهند همه چیز تغیر کند.

* * *

با وجود موضع گیری های سخت دونالد ترمپ در برابر خارجی ها و مسلمانان، تعداد زیادی از افغان های ساکن امریکا از او پشتیبانی میکنند. با «لطیف احمدی»، این را بررسی میکنیم. لطیف احمدی یکی از افغان های ساکن نیویورک است. او در جواب به این سوتال که چرا از ترمپ پشتیبانی میکند، میگوید که ترمپ از نیویورک است. دلیل دومش این است که او سیاستمدار نه، بلکه «بزنس من» است و هیچگاهی دروغ نگفته است. هر چه میگوید راست میگوید. سخنان راست ترمپ، به گفتۀ لطیف احمدی این است که گفته است میخواهد فساد را از بین میبرد. فساد مالی که در کشورهای مانند افغانستان وجود دارد، در ایالات متحده بسیار بیشتر است. او همچنان گفته است که برای مردم کار پیدا میکند یعنی فرصت های اشتغالی ایجاد میکند. طرح های اقتصادی او که بالای موفقیت های شخصی خودش استوار است، باعث شده اند که او در مناطق مختلف ملکیت داشته باشد. این امکانات به او اجازه میدهد که برای طرح اشتغال خودش اعتماد مردم را به خود جلب کند.

ترمپ همچنان وعده داده است که مشکلات امنیتی کشور را برطرف کند. با در نظر داشت مشکلات فعلی پولیس با بسیاری از مردمان مناطق مختلف ایالات متحده، که بصورت مرتب دست به شورش میزنند، این وعدۀ ترمپ، بسیار مهم است.

در مسایل تجارت بین المللی هم، لطیف احمدی طرح ترمپ، مبنی برجلوگیری از ورود تولیدات کم ارزش چینی و بصورت عموم حفاظت بازار های کشور، را مثبت ارزیابی میکند. او مثال میدهد که ترمپ با طرح انتقال یک شرکت تولید اتومبیل به مکزیک مخالفت کرد. او همچنان میخواهد با روسیه به تفاهم برسد و رقابت سختی را که بین دو ابر قدرت وجود دارد، کاهش بدهد.

این مسایل ما را دوباره به سوال کلیدی میاورد که چرا مردم به این سخنان او اعتماد میکنند؟ در این باره لطیف احمدی میگوید که سیاستمداران بصورت عموم چیزهای را که میگویند عملی نمیکنند. مردم زمانی که به عملکرد ترمپ میبینند، متوجه میشوند که او یک شخص موثر است. به همین دلیل با وجودیکه بی اعتمادی در مورد هردو کاندیدا وجود دارد، این بی اعتمادی در بارۀ ترمپ کمتر از کلینتون است.

در بارۀ شورشیان خاور میانه هم نظرات ترمپ موجه تر به نظر میایند. کلینتون و نزدیکان او، به همدستی با این گروه ها متهم شده اند. ترمپ میخواهد به این برخورد دوپانه پایان بدهد.

* * *

از لطیف احمدی در بارۀ موفقیت کلینتون در رقابت با ساندرز میپرسم. لطیف احمدی سخنان جیل بدولا را تایید میکند و میگوید که ساندرز برنده شده بود، ولی با تقلب از میدان بیرون شد و ساندرز به گفتۀ لطیف احمدی بهترین آنان بود، ولی از میدان خارج شد. با مطرح کردن تفاوت های سیاسی از لطیف احمدی میپرسم که چگونه ممکن است که کسانی که هوادار ساندرز بودند، حالا از کلینتون که مانند ساندرز از حزب دموکرات است، پشتیبانی نمیکنند بلکه دنبال حریف آنان میروند ؟ او میگوید که پرونده های خانم کلینتون، میتواند دلیل این موضوع باشد. کلینتون با سایقۀ بیست و پنج ساله در نهاد های سیاسی، و با آنچه از ایمیل های او توسط ویکی لیکس افشا شد، ثابت کرده است که راز های سیاسی را نگهداری نمیکند. ولی ترمپ، نه این سابقۀ سیاسی را دارد و نه بد نامی که آن را همرایی میکند.

* * *

انتقاداتی هم بالای ترمپ وارد است. یکی اینکه بدگویی های او در برابر زنان افشا شد و دیگر اینکه تکس و کالیات خود را پنهان کرده بود. او در طی ده پانزده سال اخیر، با اعلان این که در معاملاتش ضرر کرده است، مالیات نداده است. در این رابطه لطیف احمدی از «خر» و «فیل» یاد آوری میکند، که نماد این دو حزب میباشند. خر نماد حزب دموکرات است و فیل نماد حزب جمهوری خواه. او میگوید که این یعنی این که جمهور خواهان بسیار نیرو مند هستند. نیرومندی آنان در ثروت و امکانات مالی آنان است.

در مورد بد رفتاری با زنان، لطیف احمدی میگوید که ماهیت این بد رفقتاری در هردو مورد یکی نبود. سخنان ترمپ، تنها یک نوع ابراز نظر بود، در حالیکه اتهاماتی که به جناح دموکرات وارد میشود، بسیار مهم تر بودند.

* * *

ولی این «استبلیشمنت»، که سرنوشت کاندیدا ها و در نهایت رئیس جمهور کشور را تعین میکند کی است ؟ در این باره خانم بدولا میگوید که استبلیشمنت، در قدم اول، عبارت است از «وال ستریت: و بصورت عموم بانک ها. او از سخنرانی خانم کلینتون در برابر بانک «گولدمان ساکس» یاد میکند که برای یک ساعت سخنرانی، این بانک به او 275 هزار دالر پرداخته است. علاوه بر بانک ها، کشورهای خارجی مانند اسرائیل و عربستان سعودی هم در این مسایل حضور دارند و بخش های مختلف صنعتی، میتوانند با کمک پولی به کاندیدا ها، از آنان پشتیبانی سیاسی کنند. نهاد کلینتون، یا کلینتون فوندیشن، هم در این معاملات نقش مهم بازی کرده است.

از عوام گرایی تا عوام فریبی :

لطیف احمدی، که از ترمپ پشتیبانی میکند، میگوید که سخنان او عوام فریبی نبود. یا لا اقل کمتر از خانم کلینتون عوام فریبانه بود. او بیشتر خود خانم کلینتون را متهم به فساد و احتمال دستبرد به انتخابات میکند. دلیل این بی اعتمادی به خانم کلینتون و اعتماد به دونالد ترمپ را لطیف احمدی به ترتیب شرح میدهد که، خانم کلینتون مدت بیست و پنج سال در داخل نهاد های حکومتی کار میکرد و به همین دلیل امکانات دستبرد به نتایح انتخابات رادارد. ولی دونالد ترمپ، در طی زندگی خود، کاری را که گفته است انجام میدهد، انجام داده است. لطیف احمدی میگوید که ترمپ هر بار قبل از آغاز سخنان خود، این را تصریح میکند که او سیاستمدار نیست، یعنی او مانند سیاستمداران دیگر، از دروغ برای اقناع مردم استفاده نمیکند.

* * *

«فهیم حیدر» عضو حزب جمهوریخواه است و از سالیان قدیم، با آنان آشنایی دارد. او از زمانی سخن میگوید که ریگان رئیس جمهور ایالات متحده بود و گورباچف به دیدار آنان آمده بود. در آن زمان، در محفلی که در آن ریگان و گورباچف حضور داشتند، برای اولین بار ... ترمپ را دیده بود. فهیم حیدر در آن زمان در ایجاد سازمانی سهم داشت، به نام جوانان افغان در امریکا.

او دونالد ترمپ را با این الفاظ تعریف میکند : بزنسمن، کاکه، گپ های درشت میزند، ولی در نهاد خود فعال و پر انرژی است و در بزنس بسیار تجربه دارد. «کاکه» به اصطلاح افغانی به عیار ها گفته میشود. او فوراً اضافه میکند که مردم از اوباما و کلینتون به ستوه آمده اند. چون بارگران سیستم بیمه بالای دوش طبقات متوسط است.

در باره سانردس میگوید که هیچ چانسی از اول نداشت و این را خودش هم میدانست. حرفی که میزد، شباهت به سخنان کمونیست های افغانستان داشت، ولی پولش را میخواست از پولدار ها و وال ستریت بگیرد. اگر او خدای نخواسته رئیس جمهور میشد و این کار ها را میکرد، پولدار ها از مملکت فرار میکردند، و والس ستریت، نیز، فرار میکرد. او از مردم فقیر و جوانان از هر نفری ۲۷ دالر گرفت و حالا هیچ. از کسانی پول گرفت که هیچ چیزی در سیاست نمیدانند. صدای خود را بلند کرد و بسیار مردم پشتش ایستاد شد، ولی بی فایده.

ترمپ چه میکند ؟ سیاست های آینده ترمپ :

در ساحه نظامی، میخواهد که کشور آنچنان قوی باشد که کسی نتواند او را چلنج بدهد. رشوت و فساد را از قرار داد های نظامی از بین میبرد. در بارۀ عساکری (سربازانی) که در کشورهای بیگانه مصروف عملیات هستند، ترمپ میخواهد که پول آن را خود آن کشورها بپردازند.ترمپ دیوار بین مکزیک و امریکا را میسازد و پولش را مکزیک خواهد داد. مردمی را که غیر قانونی آمده اند اخراج میکند، در مرحله اول کسانی را که جنایت کرده اند. مواد مخدر از مکزیکو میاید وجوانان به آن آغشته هستند. تجاوزی ها میایند، میکشند، غارت میکنند. در همۀ این مسایل قانون باید اعمال شود.

اعتماد به ترمپ در این هم است که او تنها نمیگوید ما این کار را میکنیم. او میگوید دولت ما فاسد است، و ما با مکزیک سالیانه ۵۸ ملیارد دلار کسر تجاری داریم. ما هر سال این پول را به آنان میپردازیم. او میگوید که این دیوار را به ارزش ۱۰ تا ۱۲ ملیارد دلار میسازد و این رقم را از همان پول میگیرد.

این، به گفتۀ فهیم حیدر، یک حرکت است، یک تحرک است. در زمینه های آموزش، پژوهش یا تحقیق، تولید و صنعت کارهای که از ایالات متحده بیرون رفته اند، باید واپس برگردند. قرار داد ایران دوباره مذاکره شود. در سیاست با سوریه تجدید نظر شود. ناتو باید پول بدهد ۷۸ فیصد پول ناتو را امریکا میدهد، بقیه را ۲۸ کشور دیگر. چین هم در امور مالی، با کاهش ارزش پولش یعنی با «دوالیاسیون»، تقلب میکند.

فساد های گذشته :

در انتقاد از گذشته ایالات متحده، فهیم حیدر به نام ترمپ و هوا داران او، نه تنها اوباما را مورد انتقاد قرار میدهد، بلکه جورج بوش را نیز به همان شدت، مورد انتقاد قرار میدهد و در بارۀ جنگ های جورج بوش میگوید که اگر در آن زمان ترمپ به جای او بود، وارد این جنگ ها نمیشد.

خانم کلینتون که در جنگ ویتام مخالف بود و در تظاهرات مخالفان شرکت میکرد، با آقای بیل کلینتون عروسی کرد، هردوی این دو به دروغگویی مشهور و بصورت عموم مجرم هستند. همچنان اوباما، که برای سوریه خط سرخ کشیده بود، ولی با وجودیکه سوریه این خط سرخ را رد کرد، کاری نکرد. در قرار داد با ایران پول نقد دادن و آن هم به اورو، کار خوب نبود. این کار بی سابقه بود.

«امریکان دریم»

فهیم جیدر میگوید که ترمپ دروغ نمیگویدو در بارۀ «امریکان دریم»، که میشود گفت عبارت است از امید به موفقیت که باعث تلاش در کار میشود، فهیم حیدر میگوید : حد اقل این «دریم» یا این خیال برای مردم این است که هر کس حق دارد یک خانه داشته باشد. هر شغلی که داشته باشد.

آقای ترمپ خودش ممثل نوعی از «امریکن دریم» است. او با کار، عرق ریزی و با شرایطی که برایش در این مملکت مهیا بود، به این جا رسیده است. او میخواهد این شرایط را برای دیگران هم مهیا کند. خودش یک آدم هفتاد ساله است، دیگر ضرورت شخصی ندارد. انرژی خود را صرف مردم میکند. و انرژی فراوان دارد. در روز های آینده پرواز های متعدد و میتینگ های زیاد در پیش دارد.

ترمپ به «دیتزبرگ» رفت، جاییکه ابراهام لینکلم شانزدهمین رئیس جمهور امریکا، وقتی دوران غلامی را به پایان رساند، سخنرانی کرده بود. ترمپ در آنجا برنامه صد روز اول خود را اعلان کرد.

برنامۀ صد روز اول

در سایت ترمپ آمده است که در صد روز اول، در صورت پیروزی ترمپ، صحبت از تصفیۀ نهاد های دموکراتیک کشور خواهد بود. مدت زمان کار اعضای کنگره کوتاه میشود، استخدام کارمندان فدرال به تعلیق در میاید، قانونگزاری محدود میشود، و عملکرد لابی ها، بخصوص لابی های خارجی هم محدود میشود. ایالات متحده از قرار داد های تجاری با اروپا و قرار داد دو جناح پاسیفیک خارج میشود و چین به عنوان تقلباکار در امور پولی، شناخته میشود. برنامه های استخراج مواد نفتی توسعه پیدا میکند و پایپ لاین «کی ستون» ساخته میشود.

فهیم حیدر میگوید که در صد روز اول، بر اساس آنچه در سایت خود ترمپ آمده است، «اوباما کر»، یا بیمهء اجتماعی که مورد افتخار اوباما است، از بین میرود. چون به گفتهء آنان، تقلب است. چونکه امور را به نفع فارمسی ها و به ضرر مردم تنظیم میکند. یک گروهی از مردم بیکار را به وجود میاورد که باید همه مصارف انان را حکومت بدهد. این طرز عمل مردم را هم تشویق میکند که بیاید در «مرستون» (محلی که از بینوایان پذیرایی میشود) زندگی کنند و پولش را طبقات متوسط باید بپردازند. استدلال در مورد رد کردن برنامه های اوباما، یکی این است که خارجی های تجاوزی ازان استفاده میکنند و دیگر اینکه، طبقات میانه آن را میپردازند. ۴۷ ملیون نفر در «مرستون» هستند. اخراج خارجی های غیر قانونی هم مطرح است و مهار کردن قاچاق مواد مخدر همزمان با ساختن دیوار مرزی با مکزیک.

دخالت های حکومت های دموکرات در امور اقتصادی کشور را هم فهیم حیدر تقلب ارزیابی میکند. آنان به «جنرال موتورز» و به بانک ها پول دادند. حکومت نباید وارد این مسایل شود. این ها مخالف قانون اساسی است و نباید قانون را شکست. فهیم حیدر از «توماس جفرسن» نقل میکند که میگوید، «ریشهء فساد حکومت و اجتماع در این است که حکومت وارد معامله با بزنس های شخصی میشود». انتقادات ترمپ در ادامه این سنت امریکا است. ادامهء سخنان او به شعار شباهت دارد. ترمپ نظرات جمهوریخواهان را پیاده میکند. بیت المقدس را پایتخت اسرائیل میسازد. از اسرائیل پشتیبانی میکند. به مصر سالیانه ۲،۵ ملیارد داده میشود. ترمپ میخواهد از مصر برای آرام ساختن خاور میانه استفاده کند.

فهیم حیدر از مهارت های ترمپ صحبت میکند، که هر روز و هر شب در تلویزیون هم صحبت از آن است. او از پیروزی های او در برابر جپ بوش، و دیگرانتوصیف میکند. او میگوید که ترمپ نبوغ دارد. همه علیه او هستند، ولی یک تنه با همه میجنگد. عربستان و دوبی و قطر و کویت را هم در نظر دارد. در بارهء داعش ترمپ میگوید که : من از اول گفتم چاه پطرول را از آنان بگیرید. به این ترتیب داعش از بین میرود. در حالیکه «دغلباز هیلاری»، با القاعده و داعش رابطه داشته است. نتیجه گیری فهیم حیدر این است که ترمپ یک ضرورت است : دنیا خراب شده است و یک نفری لازم است که رهبر قوی باشد. و سخنانش قابل اعتماد باشند.

مکانیسم یک خیال :

در مرحلهء اول خواب و خیال امریکایی این است که همه مانند ترمپ ثروتند میشوند. او توانسته است موفقیت خود را در ذهنیت مردم، قابل علمی کردن در سطح کشور معرفی کند. با ترمپ کشور همان موفقیتی را خواهد داشت که خود او بصورت شخصی داشته است. اینکه خودش موفق بوده است در حال حاضر برای فهیم حیدر و بسیاری از هواداران او کافی است و اینکه چگونه این موفقیت شخصی میتواند به موفقیت همگانی تبدیل شود، یا نشود، مطرح نیست. اینکه او میخواهد قانون اساسی، را که دیگران پایمال کردند، دوباره احترام کند، به عنوان احتمال دوم، جای ثبوت احتمال اول را میگیرد. در نهایت فهیم حیدر میگوید که اگر او پنجاه در صد آنچه را گفته عملی کند، هم کافی است.

* * *

پایان سخن :

با در نظر داشت بد بینی زیاد در برابر این دو کاندیدا، رای دهندگان بیشتر ضد آن یکی که بیشتر با او مخالفت دارند رای خواهند داد، تا به نفع کسی که با او موافق هستند. در صورت پیروزی کلینتون، بدگمانی در مورد تقلب و اینکه موفقیت او بر اساس تقلب باشد، بیشتر خواهد شد. در صورت موفقیت ترمپ، مشکل در آیندۀ کشور با نظرات غیر معمول او خواهد و اینکه چگونه او این نظرات را عملی خواهد کرد.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید