دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

خطاطی های تازه "عبداله کیائی" گامی به سوی مینیمالیسم

صدا ۱۷:۴۵
توسط : شهلا رستمی

"عبداله کیائی" خطاطی که از سالها پیش توجه شماری از علاقمندان به این هنر را به خود جلب کرده و شاگردان بسیاری را هم با این هنر آشنا کرده است، در هر نمایشگاه خود بازدید کننده را در برابر تلاشی تازه در نو کردن و یا آفرینش سبک تازه ای در کنار سبک سنتی خطاطی قرار می دهد.

تبلیغ بازرگانی

آخرین نمایشگاه او که از روز 16 مارس در مکان بسیار زیبائی در کوچه "ویسکونتی"، یکی از کوچه های تاریخی پاریس در محله ششم آغاز شده تا روز 8 آوریل ادامه خواهد داشت، نیز حکایت از دست کم 2 نوآوری دارد. یکی در اندازه و دیگری در محتوا. بدین معنا که از نظر اندازه، "عبداله کیائی" طرح های کوچک تر و حتا در حد یک کارت پستال ارائه می کند و از نظر محتوا، گر چه کارهایش یاد آور قلم خطاط می شوند اما به مینمالیسم

گفتگو با عبدالله کیائی

خاصی کشیده شده اند و گاه نیز این احساس را به وجود می آورند که دوربینی به بخشی از مسیر یک قلم زوم شده تا آن را بزرگ تر نشان دهد.
از "عبداله کیائی پرسیدم این نیاز به نو آوری از کجا سر چشمه می گیرد؟

 

"تیم برتن" جادوگر

در روز 7 مارس نمایشگاهی از همه کارهای "تیم برتن" سینماگر خلاق آمریکائی، در سینماتک فرانسه آغاز به کار کرد که در سال 2009 در نیویورک پا گرفت و پس از موفقیتی تاریخی در این شهر و گشتن در شهرهای "ملبورن"، "تورونتو" و "لوس آنجلس"، سر انجام به سینما تک پاریس رسید.
این نمایشگاه که در شب افتتاحش صدها میهمان را در زیرباران در برابر در سینماتک نگاهداشته بود و در کنار آنها اکثر هنرمندان بنام در رفت و آمد به سینماتک بودند، شامل نقاشی ها، عکس ها، فیلم ها، اشیاء و مجسمه های کوچکی می شود که از ذهن خلاق "تیم برتن" تراویده اند.
او می گوید وقتی جوان بوده نمی توانسته خواست خود را بیان کند و نقاشی برایش وسیله ای برای جبران این کاستی بوده است. البته نه به شکل آگاهانه و روشنفکرانه. بلکه به شکلی نا خود آگاه و با توجه به تصاویری که در سرش موج می زد.نباید فراموش کرد که در "بربانک" حومه کوچکی از لوس آنجلس که در آن زندگی می کرد هیچ اتفاقی خاصی اعم از اجتماعی، فرهنگی و هیجان آور نمی افتاد. تنها نمایشی که وجود داشت نمایش فیلم های ترس آور و تخیلی در این شهرک بود. همه اینها بر تخیل پسر بچه ای که احساس تنهائی و کسالت می کرد تأثیر گذاشت.
"تیم برتن" که زاده کالیفرنیاست، در آغاز کلاس های انیمیشن "انستیتوی هنرهای" کالیفرنیا را دنبال کرد و سپس وارد کمپانی "والت دیسنی" شد و دو اولین فیلم انیمیشن خود را برای این استودیو ساخت. این فیلم ها حکایت از دنیای تخیلی و سلیقه بسیار خاص وی در پرداختن به تصاویر عجیب دارند.
سپس "پل روی بنز" که فیلم هایش در آن زمان بسیار محبوب کودکان بود، به "تیم برتن" امکان داد تا نخستین فیلم بلند خود "ماجراهای پی وی" را بسازد.
پس از ساختن چند فیلم نوبت رسید به فیلم های "بت من" و " مبارزه بتمن" که موفقیت بزرگی برای کمپانی "وارنر" به ارمغان آورد. سپس "ادوارد دست نقره ای" فصل تازه ای را در همکاری او با "جانی دپ" آغاز کرد که با فیلم های "اد وود" و "شوالیه بی سر" ادامه یافت. هم زمان با ساختن فیلم، "تیم برتن" به کار تولید فیلم های انیمیشن مهم از جمله "کریسمس غریب آقای جک" و "عروسی مردگان" در سال 2005 پرداخت
با "آلیس در سرزمین عجایب" (2010) ، "تیم برتن" به دنیای سه بعدی وارد شد اما درعین حال نشان داد که حتا وقتی فیلمی با شخصیت های واقعی می سازد، باز هم دنیای انیمیشن وسبک آن درفیلم حاضر است. گفتنی است که علیرغم توجه به تکنیک وصنعت، "تیم برتن" با تکنولوژی میانه خوبی ندارد و همواره با یک مداد بر روی یک کاغذ، یک روزنامه یا مقوا آثار خود را خلق می کند.

نتیجه این شده که ما در برابر سینماگری قرار می گیریم که دنیای درونی پر رنگ وجادوئی و نیز تخیل بی نهایت گسترده اش را با روشی خانگی به تماشاگر منتقل می کند. همین باعث شده که همه روزه صفی طولانی در برابر سینماتک فرانسه برای دیدن نمایشگاه آثار او تشکیل شود و شماری روز افزون و به ویژه جوانان از شهرستانها هم برای دیدن این آثار بیایند. این دنیای تخیلی و گاه تاریک و غریب باعث شده از صفت "برتن وار" برای فیلم هائی استفاده شود که کارگردانانشان فضائی تاریک، مبهم، غریب و گاه کابوس وار به وجود می آورند. در عین حال این آثار با کودکی که در درون هر بزرگسال نهفته مانده پیوند بر قرار می کند. از این روست که "تیم برتن" توانسته تا کنون همه گونه تماشاگری را، از نوجوان گرفته تا منتقد فیلم و بزرگسال، به دیدن فیلم های خود بکشاند. به ویژه این که او از مواد موجود یعنی افسانه های مردمی و قصه های شاه پریان و یا آثار سینمائی قدیمی استفاده می کند. باز هم همچون در قصه ها، او بر شخصیت های گوشه گیر و کسانی تکیه می کند که اجتماع آنها را درک نمی کند و در خود جایشان نمی دهد. از این رو برجسم این شخصیت ها آثار پارگی، بخیه و یا شکستگی های بند زده شده را می بینیم. "تیم برتن" با آفرینش موجوداتی غیر عادی، مفهوم "عادی" بودن را زیر پرسش می برد
یکی از نکات جالبی که در همه سخنانی که در مورد "تیم برتن" زده می شود این است که او گرچه همواره در درون سیستم هالی وود فعالیت کرده یعنی به کمپانی هائی چون "دیسنی"، "برادران وارنر"، "پارامونت" وابسته بوده با این حال استقلال خود را بیش از سینماگران دیگر حفظ کرده یک سینمای شخصی در درون ماشین بزرگ محدود کننده ای چون هالی وود پرورش داده است.
گفتنی است که برای یافتن همه این آثار، گروه مسئول بر پا کردن نمایشگاه همه جا را گشته خانه، استودیو های فیلم وخانه کودکی "تیم برتن" را مورد جستجوی دقیق قرار داده چیزهائی یافته است که به گفته خود "تیم برتن"، به دلیل نامرتب بودن، از وجود آنها اطلاعی نداشته است. با این حال این سینماگر از نتیجه کار ابراز خشنودی می کند و آن را راهی برای بازگشت به گذشته و زنده کردن شماری از خاطره ها و وابستگی هایش می نماید. نتیجه این کار برای بازدید کننده نمایشگاه نیز بسیار خشنود کننده است.
علاوه بر نمایش همه فیلم های "تیم برتن"، "سینماتک" فرانسه از او خواسته تا فیلم های محبوب خود را برای نمایش دوباره آنها برگزیند.

آفیش فسیتوال کن

پنجاه سال پس از مر گش در روز 5 اوت 1962، فستیوال کن از "مریلین مونرو" با اختصاص دادن آفیش خود به این ستاره، بزرگداشت به عمل می آورد.
عکسی که در این آفیش قرار داده شده توسط "اتو بت مان" به هنگامی گرفته شده که "مریلین مونرو" در صندلی عقب یک اتومبیل شمع یک کیک تولد را فوت می کند. شمعی که می تواند شمع 65 امین سالگرد فستیوال کن باشد که امسال به دلیل برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، با چند روز تأخیر نسبت به سال گذشته، از روز 16 مه تا 27 برگزار خواهد بود. 

     
وقتی که شهر به احیای بناهای فرسوده خود می پردازد

در روز 21 مارس، روز دوم فروردین، ایستگاه راه آهن "سن لازار"، اولین ایستگاه راه آهن منطقه پاریس وحومه، پس از 10 سال تعمیر، با جشن و نمایش دوباره گشایش یافت. البته ایستگاهی که در سال 1837 برای نخستین بار گشایش یافته بود طی این ده سال به کار خود ادامه داد، اما ازاین پس، مسافرانی که همه روزه از این ایستگاه استفاده می کنند، می توانند از ساعت 7:30 دقیقه بامداد تا هشت شب، ساعاتی طولانی تر از ساعات کار مغازه ها و فروشگاههای شهر، پیش از رفتن بر سر کار یا بازگشت به خانه، به 80 بوتیک تازه گشایش یافته این ایستگاه سر بزنند.
از جنبه اقتصادی این رویدادکه بگذریم به کار آئی و بهبود همه جانبه امکانات آن می رسیم که دسترسی مسافران وبه ویژه معلولان را بسیار ساده کرده استفاده از نور طبیعی را ممکن ساخته تا حد ممکن از پژواک و هیاهو در فضای ایستگاه کاسته است.
این ایستگاه که برای آخرین بار در سال 1930 تعمیر شد دروضعی نامناسب قرار داشت چرا که درآغاز، یعنی در سالهائی که "امپراتوری دوم" (1852-1870) نامیده می شود و منظور بازگشت دوباره سلطنت پس از یک دوره جمهوری در فرانسه است، بورژواها از این ایستگاه برای رفتن به شهرهای بندری در شمال غربی فرانسه استفاده می کردند. در آغاز قرن بیستم این ایستگاه به ایستگاه سفر به ینگه دنیا معروف شد چرا که مسافران آمریکا از این ایستگاه به بندر های "لوهاور"و "شربورگ" سفر می کردند تا در آنجا سوار کشتی های عازم نیو یورک شوند.
بعدها این ایستگاه، با 100 میلیون مسافر در سال، تبدیل به یک ایستگاه معمولی برای رفتن به برخی حومه ها وشهرهای غرب فرانسه و دومین ایستگاه پاریس و فرانسه و سومین ایستگاه اروپائی شد. این استفاده بیش از حد، گرچه با رسیدن متروی تندرو (ار او ار) کاهش یافت، اما به هر حال به فرسایش زود رس آن انجامیده بود.
شایداگر امروز "ژوست لیش" آرشیتکتی که در سالهای 1885تا 1889 کار های بزرگ سازی و تعمیر این ایستگاه بسیار زیبا و شماری دیگر ایستگاه راه آهن در فرانسه را هدایت کرد، زنده بود، از تغییرات مهمی که در آن به وجود آمده خشنود می شد...

به هر حال این ایستگاه به دلیل توجه "کلودمونه" به تصاویر شهری جاودانی شده است. ماجرا از این قرار است که "کلود مونه" که پس از سپری کرده چندین سال برای کشیدن طبیعت در "آرژانتوی" در نزدیکی پاریس مسکن گزیده بود، در پاریس ساکن شدو به تصاویر شهری علاقمند گردید.در آن سالها "دورانتی"، منتقد و "امیل زولا"، نویسنده، هنرمندان را به کشیدن تصاویردورانشان تشویق می کردند. "کلود مونه" هم که میخواست از دیگر همکاران خود، "مانه"، "دوگا"و "کای بوت" فاصله بگیرد، تلاش کرد عنوان "نقاش زندگی مدرن" را به خود اختصاص دهد.
از این رو در سال 1877 ، هنگامی که در محله "آتن نو" ساکن شد که ایستگاه "سن لازار" در آن قرار داشت، از مقامات مسئول خواست تا به او اجازه دهند در درون این ایستگاه نقاشی کند. او که همواره به تغییر نور و کشیدن مناظر در ساعات مختلف روز و شب علاقه داشت، در این ایستگاه که تحرک و این تغییر نور را تضمین می کرد، فضای مناسب کار خود را پیدا کرد و به کشیدن تابلوهائی دست زد که یکی از بخش های مهم کار وی به شمار می آیند.

"الکساندر ساکوروف" وسیاست

الکساندر ساکوروف" ، کارگردان بنام روسی، چندی است که به جمع اعتراض کنندگان به پراکنده کردن تظاهرات در روسیه پیوسته همراه با هنرمندان دیگر نامه ای را امضاء کرده که در آن دستگیری شماری تظاهر کننده در "سن پترزبورگ" را "شرم آور" می خواند.
"ساکوروف" می گوید : کدام منطق واخلاق به چنین برخوردی مجوز می دهد ؟ افرادی که دست به تظاهرات زدند چه گناهی مرتکب شده بودند ؟
پیش تر پلیس دومین شهر روسیه، که آفریننده "فاوست"، برنده شیر طلای فستیوال ونیز در آن زندگی می کند، به 20000 تظاهر کننده مخالف "ولادیمیر پوتین"، پس از پیروزی او در انتخابات، حمله کرد و به دستگیری صدها نفر پرداخت.
گفتنی است که "الکساندر ساکوروف" تاکنون به روشنی جهت گیری سیاسی نکرده بود و حتا در ماه سپتامبر گذشته گفته بود که آخرین فیلمش "فاوست" نمی توانست بدون حمایت و کمک مالی "ولادیمیر پوتین" چشم به دنیا بگشاید.
البته "الکساندر ساکوروف" تنها نیست و از ماه دسامبر به این سو شماری از شخصیت های فرهنگی روسیه از موج اعتراضات گسترده به رژیم حاکم در روسیه هواداری کرده اند.

"استینگ" به پاریس باز گشت

"

استینگ" خواننده انگلیسی، که چند ماه از شصت سالگی اش می گذرد، با گروهی تازه به پاریس باز گشت و در روزهای 13 و 14 مارس در سالن "زنیط" کنسرت داد.
برای دوره کنسرتهائی که این خواننده به مناسبت 25 سال قرار دادش با شرکت صفحه پر کنی "یونیورسال موزیک" سازمان داده، پیانو و کلاویه را حذف کرده به جای آن یک ویلنیست، یک خواننده زن که ویلن هم می نوازد، دو گیتاریست ویک پرکاشن برگزیده است. به گفته خود وی آنها شش نفر بر روی صحنه بودندکه سه نفر شان جوان و سه نفر دیگر مسن هستند. اما "استینگ" علیرغم پشت سر گذاشتن جوانی هنوز بسیار علاقمند دارد که از کنسرتها وصفحه های وی استقبال می کنند.
"استینگ" و این گروه تازه اش پیش تر در امریکا دوره کنسرتهائی داشته اند ومورد استقبال بسیار قرار گرفته اند.
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.