برنامه دو زبانه

نقش موزه‌ در ساختن هویت ملی Musée et Identité nationale

صدا ۱۴:۵۲

وظیفۀ موزۀ ایران باستان، نشان دادن استمرار تاریخی کشور و در عین حال، مشروعیت بخشیدن به نظام حاکم بود. قصد رهبران جمهوری اسلامی نیز با ساختن موزۀ جداگانه‌ای برای دورۀ اسلامی ایران، برکشیدن و نواختن اسلام بود که در ایدئولوژی عصر پهلوی‌ها تأکید درخوری بر آن نمی‌شد.

تبلیغ بازرگانی

شنوندگان عزیز، سلام!
Chers auditeurs bonsoir

موزه، ‌تاریخ دور و درازی دارد. این نام از «موزه ‌یون» یونانی گرفته شده که در یونان باستان به پرستشگاه «میوزها»، ارباب هنرها، یعنی به معبد نُه دختر زئوس که هرکدام الهۀ یکی از هنرها بودند، گفته می‌شد. در دورۀ رنسانس در ایتالیا به گالری‌هایی هم که در ‌آن‌ها اشیاء هنری را گردآوری می‌کردند، موزه می‌گفتند. اما موزه به گونه‌ای که امروز می‌شناسیم، اختراع قرن هیجدهم و محصول فلسفۀ روشنگری است. در فرانسه، نخستین موزۀ عمومی در سال 1694 در شهر بزانسُن ساخته شد. اما در شهرهای دیگر این کشور، موزه‌ها پس از سال 1789 یعنی پس از انقلاب فرانسه پدیدار شدند. زیرا انقلابیان می‌خواستند آثار هنریِ کلکسیون‌های سلطنتی یا کلکسیون‌هایی را که از اشراف و جماعت‌های کلیسایی مصادره کرده بودند، در دیدرس شهروندان قرار دهند. از آن زمان بود که موزه به عنوان نمایشگاه رسمیِ هنر به یکی از عناصر اصلی حیات فرهنگی فرانسه تبدیل شد. هدف اصلی موزه‌ها به عنوان نهاد دولتی در آغاز این بود که میراث جمعی ملت را در دیدرس همگان قرار دهند.

Le musée tel que nous le connaissons aujourd’hui est une invention du 18e siècle. Bien que l’on puisse faire remonter son origine à la Renaissance, voire même à la fin du 3e siècle à Alexandrie, c’est la révolution française de 1789 qui met en place les premiers musées pour rendre accessible à tous le patrimoine collectif de la Nation. Ainsi, les citoyens auront accès aux œuvres d’art des collections royales ou à celles que les révolutionnaires viennent de confisquer aux nobles et aux congrégations religieuses. Les musées vont exposer l’art mais aussi la science, la technique, l’histoire et tout ce qui témoigne du progrès et de la modernité, deux concepts phares de la Révolution française. Plus tard, quand la Révolution s’étendra au-delà des frontières nationales, les armées républicaines rapporteront en France les trésors des collections européennes qui viendront enrichir le patrimoine des musées

نمایش آثار تاریخی و فرهنگی و ابژه‌های هنری در این موزه‌ها برپایۀ طرحی از تاریخ گذشته صورت می‌گیرد. به عبارت دیگر، موزه‌ها با نمایش آثار تاریخی و ابژه‌های هنری به بازگویی گزارشی از گذشته می‌پردازند که سپس تاریخ ملی خوانده می‌شود. وظیفۀ آن‌ها یادکرد گذشتۀ جمعی است. به همین سبب، هر اثر تاریخی و هر ابژۀ هنری را در آن‌ها به نمایش نمی‌گذارند. اشیاء و حتی طرز نمایش آن‌ها باید پاسخ‌گوی نیازهای طرحی اندیشیده از تاریخ گذشته باشند. موزه‌ها به توصیف عینی آثار تاریخی و ابژه‌های هنری نمی‌پردازند. در آن‌ها قرار گرفتن آثار و ابژه‌ها در کنار هم از منطق خاصی پیروی می‌کند. درواقع، آن‌ها نمایشگر روایت خاصی از تاریخ هستند و وظیفۀ موزه ‌داران این است که به اشیاء عرضه شده در موزه‌ها معنا و ارزشی سازگار با آن روایت تاریخی بدهند. برخلاف کتاب‌های تاریخی، موزه‌ها با تاریخ رابطه‌ای دیداری و گاه شنیداری ایجاد می‌کنند.

Les musées ne sont pas des espaces neutres. Les objets évoquant les événements du passé n’y sont pas impartialement rassemblés et présentés. Les conservateurs de musée attribuent aux objets exposés une signification et une valeur en conformité avec un certain schéma du passé. Comme le fait l’histoire nationale, ils suppriment ou négligent les événements qui contredisent les « vérités » prétendument établies par le récit national. En Europe, depuis la fin du 19e siècle jusqu’à l’entre-deux-guerres, les fondateurs de musées d’ethnographie nationale ont toujours répété qu’ils se consacraient à une entreprise patriotique de la plus haute importance, revendiquant explicitement le soutien des autorités. La façon dont l’histoire est racontée dans ces musées a une importance majeure pour le sentiment d’identité collective. Mais à l’orée du 20e siècle et surtout entre les deux guerres mondiales, l’institution muséale, comme l’histoire nationale, devient l’objet de nombreuses critiques

در ایران، علاقه به ایجاد موزه در نیمۀ دوم قرن نوزدهم پدیدار شد. ناصرالدین شاه پس از سفرش به فرنگ و دیدن شگفتی‌های آن دیار به فکر تأسیس موزه افتاد و بدین‌سان، موزه‌ای در ارگ سلطنتی ساخته شد که در آن مجموعه‌های خصوصی به نمایش گذاشته می‌شد. اما فکر تأسیس موزه‌ای که محل گردآوری و نگهداری میراث فرهنگی ایران باشد، در آغاز قرن بیستم پدید آمد. در سال 1916 ادارۀ عتیقه‌جات یا باستان‌شناسی در ساختمان قدیم ادارۀ معارف در شمال مدرسۀ دارالفنون زیر نظر ایرج میرزا جلال الملک تأسیس شد که سپس موزۀ ملی نام گرفت. ده سال بعد، در سال1926 گروهی از سرآمدان فرهنگی کشور انجمنی به نام «انجمن آثار ملی» تشکیل دادند که بر پایۀ اساسنامۀ آن، دولت در سال 1928 آندره گُدار، باستان‌شناس و معمار فرانسوی، را به عنوان مدیر باستان‌شناسی در ایران استخدام کرد.

En Iran, le premier musée voit le jour à la fin du 19e siècle après le retour de Nasseraddine Shâh, souverain Qâdjâr, d’un voyage en Europe lors duquel il a été ébloui par le progrès fulgurant des sociétés européennes. Il ordonna donc la création d’un musée à la Citadelle Royale qui allait recueillir des collections privées. Mais l’idée de fonder un musée dans le dessein de rassembler et de conserver le patrimoine culturel de l’Iran est apparue au début du siècle dernier. En 1916, à l’instigation des élites culturelles du pays, un musée archéologique sous le nom de « Bureau des antiquités » fut créé à Téhéran qui s’appellera par la suite « le Musée National ». Mais c’est en 1937 sous Reza Shâh qu’un véritable musée national baptisé « Musée de l’Iran ancien » fut inauguré. La mise en place de ce musée a été confiée à André Godard, architecte et archéologue français

یک سال پس از استخدام آندره گُدار، مجلس قانون عتیقه‌جات را تصویب کرد که بر پایۀ آن تمامی آثار و بناهای تاریخی کشور آثار ملی شناخته شدند و قرار شد بخش مهمی از یافته‌های کاوش‌های باستان‌شناختی در ایران بماند و در موزه نگهداری شود. در زمان وزارت علی اصغر حکمت در مقام وزیر معارف بود که تأسیس موزه‌ای در میدان مشق تهران به تصویب رسید. نقشۀ ساختمان این موزه را که «موزۀ ایران باستان» نامیده شد به آندره گُدار واگذار کردند که در سال 1934 آن را آماده کرد. ساختمان موزه در همان سال آغاز شد و موزه در سال 1937 گشایش یافت. به آندره گدار جدا از مدیریت کاوش‌های باستان‌شناختی و نگهداری ابژه‌های یافته شده، کشیدن نقشۀ ساختمان کتابخانۀ ملی ایران را نیز واگذار کردند. با بنیان‌گذاری موزۀ ایران باستان، برای نخستین بار، ایران دارای یکی از مهم‌ترین مراکز گردآوری و نگهداری آثار تاریخی و باستان‌شناختی شد.

Le gouvernement iranien confia à André Godard le poste de directeur des services archéologiques d’Iran. Il mit au point une politique de fouilles archéologiques et de conservation des objets découverts. En tant qu’architecte, il dessina non seulement les plans du « Musée de l’Iran ancien » mais aussi ceux de la Bibliothèque Nationale de Téhéran. Le musée dont la construction débuta en 1934 fut inauguré en 1937 par Reza Shâh. Sur une superficie de 7500 m2, il accueillait de nombreux objets des périodes préhistorique, antique et islamique. Le but était de présenter au peuple aussi bien qu’aux visiteurs étrangers la richesse de l’héritage historique et culturel de l’Iran, notamment celui de l’Iran ancien, et de mettre en évidence la continuité historique du pays depuis les premiers souverains achéménides jusqu’à aujourd’hui

در ساختن نمای بیرونی موزۀ ایران باستان، آندره گُدار از بنای طاق کسری در تیسفون الهام گرفته است. رنگ سرخ آجرهای آن نیز یادآور معماری عصر ساسانیان است. مانند همۀ موزه‌های ملی در جهان، وظیفۀ این موزه نیز در درجۀ نخست، نشان دادن استمرار تاریخی کشور و در عین حال، مشروعیت بخشیدن به نظام حاکم بود. از نمای بیرون ساختمان گرفته تا ابژه‌ها و آثار عرضه شده در موزه، همه بر تاریخی شکوهمند و پرافتخار گواهی می‌دهند که از گذشته‌های بسیار دور آغاز شده است. درست است که در این موزه آثار دورۀ اسلامی ایران را نیز به نمایش گذاشته بودند، اما در آن بیشتر بر تاریخ پیش از اسلام ایران تأکید می‌شد. از همین رو، در سال 1996، طی مراسمی با حضور رئیس جمهوری اسلامی، وزیر فرهنگ کشور و چند وزیر پیشین این وزارتخانه، بخش مربوط به دورۀ اسلامی رسماً از بنای اصلی موزه جدا شد و به صورت موزۀ مستقلی درآمد. بی‌شک، قصد رهبران جمهوری اسلامی، برکشیدن و نواختن دورۀ اسلامی ایران بود که در ایدئولوژی عصر پهلوی‌ها تأکید درخوری بر آن نمی‌شد.

Le Musée de l’Iran ancien, conformément à l’idéologie de la dynastie Pahlavi, avait le regard plutôt tourné vers la période préislamique de l’Iran. Mais en 1996, lors d’une cérémonie en présence du président de la République islamique et de plusieurs ministres de la culture qui s’étaient succédés depuis l’instauration du régime, la partie consacrée à la période islamique de l’Iran fut officiellement séparée du bâtiment principal du Musée de l’Iran ancien pour devenir un musée à part entière. Aujourd’hui, ces deux musées dont l’un avoisine l’autre sur une superficie de 20 000 m2, constituent ensemble le Musée National d’Iran. Ainsi, les dirigeants actuels du pays ont officiellement inséré l’islam dans la mémoire collective des Iraniens. Autrement dit, ils ont greffé l’islam, et notamment sa version chiite, sur l’identité laïque des Iraniens que les élites du début du siècle dernier, encouragées par le pouvoir politique, avaient édifiée et dans laquelle l’islam était plus ou moins relégué au second plan

شاد و خرم باشید!

Je vous souhaite santé, bonheur et prospérité
Et j’espère vous retrouver dans la prochaine émission

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید