برنامه دو زبانه

هیچ کشوری از جنگ داخلی در امان نیست Aucun pays n’est à l’abri d’une guerre civile

صدا ۱۴:۱۸

پس از انقلاب ١٣۵٧ ایران آنچه در کردستان و ترکمن‌صحرا و دیگر جاهای کشور گذشت به ویژه در شهر نقده، چیزی جز جنگ داخلی نبود. امروز، بحث‌ها و کشاکش‌های هویتی از سویی و پافشاری رهبران جمهوری اسلامی بر ایدئولوژی شیعه از سوی دیگر، ایران را نیز در معرض خطر جنگ داخلی قرار داده است.

تبلیغ بازرگانی

شنوندگان عزیز، سلام!
Chers auditeurs bonsoir

جنگ داخلی چه نوع جنگی است؟ آیا آتش این نوع جنگ در کشورهای معینی افروخته می‌شود یا همۀ کشورها می‌توانند در معرض خطر چنین جنگی باشند؟ جنگ داخلی نتیجۀ چه علت‌های عینی و ذهنی است؟ آتش افروزان این جنگ معمولاً چه کسانی هستند؟ چرا با پدید آمدن اینترنت و گسترش آن، خطر این نوع جنگ بیشتر شده است؟ دشمن در جنگ داخلی، چگونه ساخته می‌شود؟ برخلاف جنگ‌های دیگر که دشمن در آن‌ها ناشناخته و بیگانه است، در جنگ داخلی، دشمنانْ آدم‌های خودی و آشنا هستند که به غیرخودی تبدیل شده‌اند. از همین رو، مکانیسم جدایی فکنی دشمنانه در جنگ داخلی به منظور کاربستِ خشونت و توجیه آن به مراتب بی‌رحمانه‌تر و پیچیده‌تر‌از جنگ‌های دیگر است. به گفتۀ پی‌یر کُنزا، خشونت در این نوع جنگ در زمان صلح آغاز می‌شود، در زمان جنگ به اوج خود می‌رسد و پس از پایان جنگ نیز ادامه می‌یابد.

Une crise politique peut très facilement servir d’élément déclencheur à une guerre civile dans un pays où les conditions requises pour son éclatement sont réunies. Quelles sont les caractéristiques les plus communes des guerres civiles ? Dans une guerre civile, comme le dit Pierre Conesa, les deux parties sont des semblables. C’est une guerre entre « Eux » et « Nous » dans un espace clos. Les marqueurs identitaires des guerres civiles sont les familles, les intellectuels et les institutions religieuses plus que les armées et les stratèges. La guerre civile est une épuration schizophrène par affirmation d’une identité exclusive d’une partie du corps social contre toute autre et visant à son exclusion géographique ou physique. Selon Pierre Conesa, si l’identité nationale est difficilement installée, les différentes identités qui la composent coexistent mal

در جنگ داخلی فرقی میان خط جبهه و پشت جبهه نیست. در آن، معمولاً بخشی از پیکر جامعه بخشی دیگر را به کل طرد فیزیکی و جغرافیایی می‌کند. به گفتۀ پی‌یر کُنزا، روان‌شناسی جنگ‌های داخلی را باید در زمان بلندِ تاریخ مشترک گنجانید. جنگ داخلی رواندا و نسل‌کشی توتسی‌ها یا جنگ داخلی در یوگسلاوی سابق و نسل‌کشی بوسنیایی‌ها در سربْرِنیتسا مثال‌های گویایی هستند که در سال‌های پایانی قرن بیستم روی دادند، اما هردو از گذشته‌ای دست‌کم پنجاه ساله سیرآب می‌شدند. دولت بریتانیای کبیر در زمان ملکه ویکتوریا، که ثروتمندترین دولت جهان در آن زمان بود، گذاشت تا قحطی بزرگِ ایرلند و آفت سیب‌زمینی در آن سرزمین، مردم ایرلند را تا حد ممکن از پای درآورد. از سال 1848 تا سال 1851 میان پانصدهزار تا یک میلیون ایرلندی از گرسنگی مردند و نزدیک به دو میلیون ایرلندی ترک دیار کردند و به آمریکا رفتند. بنابراین، برای یافتنِ علت پشتیبانی آمریکایی‌های ایرلندی‌‌تبار از ارتش جمهوری‌خواه ایرلند نباید جای دوری رفت.

La définition de l’identité nationale est une tâche très difficile. Elle peut à la fois calmer et créer les conditions de la crise. A partir du moment où les identités sectorielles coexistent mal en son sein, il y a toujours un risque de conflagration civile par suite d’une crise politique ou l’affaiblissement voire l’effondrement du pouvoir fédérateur. La Syrie actuelle nous en offre un exemple. Le titisme (du nom du maréchal Tito) en est un autre : il avait imposé pendant plus de quarante ans à l’ancienne Yougoslavie l’idée yougoslave, c’est-à-dire l’idée de réunir les Slaves du Sud en un seul Etat en se basant sur les affinités linguistiques entre Serbes, Croates et Slovènes. Pourtant les identités serbe, croate et slovène y ont survécu. Les souvenirs de la collaboration d’une organisation croate avec les nazis et de la résistance des Serbes fidèles au monarque yougoslave déchu étaient vivaces et pas obligatoirement selon l’iconographie diffusée par le régime titiste

به گفتۀ پی‌یر کُنزا، نویسندۀ کتاب «آفرینش دشمن»، خطر جنگ داخلی همۀ کشورهایی را که نتوانسته‌اند هویت ملی فراگیرنده و پذیرا بسازند، تهدید می‌کند. به عبارت دیگر، اگر هویت ملی در یک کشور درست تعریف نشده باشد و پس از مدتی پذیرش عام نیافته باشد، هویت‌های طبیعیِ مردمانِ گوناگون آن کشور نه تنها به حیات خود ادامه خواهند داد، بلکه در هم‌زیستی با هویت ملی دچار مشکل خواهند شد. از همین رو، با یک بحران سیاسی، کشور ممکن است با نافرمانی و سرکشی‌و در بدترین حالت، با جنگ داخلی رو به رو شود. کروات‌های کاتولیک و صرب‌های ارتدکس از زمان جدایی امپراتوری روم غربی و امپراتوری روم شرقی از هم جدا شدند، آنگاه با دو شاخه شدن کلیسای امپراتوری روم در سال 1054 میلادی و سپس با مرزکشی میان امپراتوری اتریش- مجارستان و امپراتوری عثمانی از یکدیگر جدا ماندند. هردو آنان کم و بیش به یک زبان سخن می‌گویند و در نهایت، دین مشترک دارند. آنان در سال 1919 باهم متحد شدند اما در پایان قرن بیستم به جان هم افتادند و همدیگر را کشتار کردند.

Le rôle des intellectuels et de la hiérarchie religieuse dans la gestation de la crise conduisant à une guerre civile est très important. Il suffit de regarder les origines du déclenchement des guerres civiles sous cet angle pour constater que dans la plupart des cas, leur rôle a été déterminant. Quand des pans entiers du corps national se voient exclus du champ restreint de l’histoire nationale en ce sens qu’ils n’y trouvent ni leur passé ni leur présent, leurs intellectuels se mettent à réécrire l’histoire à travers un prisme ethnique. Le récit ainsi produit va évidemment contredire des vérités et des faits établis par l’histoire que l’on enseigne aux enfants. Il en est de même pour la hiérarchie religieuse. Dès le début de la crise syrienne, les oulémas sunnites ont appelé au djihad contre le pouvoir alaouite de Bachar al-Assad. Dès 1987, l’Eglise orthodoxe serbe évoquait les conditions de vie de ses coreligionnaires du Kosovo en accusant les Kosovars de génocide

خیلی‌ها گمان می‌کنند که ایران از خطر جنگ داخلی در امان است، اما کافی است تاریخ صد سال گذشتۀ این کشور را از نظر بگذارانیم تا ببینیم که هر زمان قدرت مرکزی در آن ضعیف شده، مردمانی که به دلیل قومی یا دینی علاقه‌ای به هم‌زیستی با دیگران نداشته‌اند، سر بلند کرده‌اند. در تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان، کسروی داستان نیرو گرفتن آسوریان را در ارومی و کشتاری را که آنان در شهرهای آذربایجان به راه انداختند، نوشته است. در پی هم‌پیمان شدن آسوری‌ها و ارمنیان با روس‌ها در جنگ جهانی اول، غرب آذربایجان عرصۀ تاخت و تاز نزدیک به بیست هزار سپاهی آسوری و ارمنی شد که بخشی از آنان از عثمانی و قفقاز آمده بودند و می‌خواستند به اسطوره‌های تاریخی خود واقعیت ببخشند و آن منطقه را از ایران جدا کنند. در این جنگ‌ها هزاران مسلمان و کلیمی بی‌گناه آذربایجان کشته شدند. پس از دفع آسوریان و ارمنیان، شکاک‌ها به فکر چیره شدن بر آن منطقه افتادند و خونریزی‌ها در آنجا کردند که داستانش را کسروی به تفصیل آورده است.

Dans une guerre civile, l’«Autre» est en trop et doit être éliminé de l’espace géographique commun. La terre est au centre des préoccupations des belligérants. Kobané est le nom kurde de Aïn al-Arab, ville du nord de la Syrie près de la frontière turque dont l’organisation de l’Etat islamique tente depuis plusieurs mois de s’emparer. Elle est habitée par des Kurdes, des Arabes, des Turkmènes et des Arméniens. A qui appartient cette ville ? C’est probablement l’aboutissement de cette guerre qui va en décider. Quand le rejet de l’Autre par différenciation prend des formes visibles, la guerre civile devient possible voire inévitable. Slobodan Milošević, président de la Serbie, disait : Est serbe toute terre où sont enterrés des Serbes

معمولاً رهبران کشورهایی که در آن‌ها جنگ داخلی روی داده یا در حال حاضر درگیر جنگ داخلی هستند، از به کار بردن اصطلاح «جنگ داخلی» خودداری می‌کنند. در پاکستان از زمان استقلال آن کشور، جنگ داخلی پنهان و آشکار میان مهاجر مسلمان و پنجابی و میان سنی و شیعه ادامه دارد. پس از انقلاب 1357 ایران نیز آنچه در کردستان و ترکمن‌صحرا و دیگر جاهای کشور گذشت به ویژه در شهر نقده، چیزی جز جنگ داخلی نبود. امروز، بحث‌ها و کشاکش‌های هویتی از سویی و پافشاری رهبران جمهوری اسلامی بر ایدئولوژی شیعه از سوی دیگر، ایران را نیز در معرض خطر جنگ داخلی قرار داده است.

La manifestation identitaire est volontairement provocatrice. Mais la différentiation ethnique entretenue verbalement et dans la vie quotidienne conduit inévitablement à la guerre civile. Sans aller jusque-là il y a au cœur de l’Europe des situations tendues. Ainsi, en Belgique dans la partie flamande, le code de l’habitat et « le principe d’habiter dans sa propre région » permettent de refuser un logement à quelqu’un ne parlant pas flamand. Nous ne sommes pas dans une guerre civile, mais tous les ingrédients d’une situation explosive sont réunis. De même, des pays comme l’Irak et la Syrie sont entrés dans des phases durables de violence chroniques avec un risque important de débordement régional. Selon Pierre Conesa le Kurdistan irakien qui gère sa quasi-indépendance peut servir de référence aux 30 millions de Kurdes et déstabiliser la région. On voit bien qu’aucun pays de cette région n’est à l’abri d’une guerre civile

شاد و خرم باشید!

Je vous souhaite santé, bonheur et prospérité
Et j’espère vous retrouver dans la prochaine émission

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید