راهِ ابریشم

فستیوال‌ها و رخدادهای تابستانی

صدا ۱۱:۲۰
Jazz in Marciac
Jazz in Marciac

تابستان فصل فستیوال هاست و فرانسه هم، علیرغم از دست دادن حدود ٢٠٠ فستیوال به دلیل کاهش کمک های نهادهای دولتی استانی، همچنان در صدر کشورهای دارنده بیشترین شمار فستیوال، برجا می ماند. در میان آنها می توان از "جاز در مارسیاک" نام برد که پدیده ای است نادر.

تبلیغ بازرگانی

"جاز در مارسیاک" قالبی کوچک برای رویدادی بزرگ

یکی از فستیوال‌های مهم موسیقی جاز تابستانی، فستیوال "جاز در مارسیاک" است که در دهکده ای برگزار می شود که 1300 نفر جمعیت دارد؛ اما طی فستیوال جمعیت آن به 200 هزار نفر می رسد. 800 تن از اهالی روستا برای بردن و آوردن میهمانان و خبرنگاران از 40 یا 70 کیلومتری روستائی که هیچ گونه وسیله رفت و آمد عمومی ندارد، بسیج می‌شوند و به دلیل نبود به جز یک هتل، از میهمانان در خانه‌های خود پذیرائی می کنند.

این فستیوال که در سال 1978 توسط افرادی علاقمند به جاز، بدون هیچ گونه چشم داشت مالی به وجود آمد، توانسته طی این 38 سال نام‌های بزرگ موسیقی جاز از جمله "ری چارلز" و "لیونل هامپتون" را به این دهکده بکشاند.

"جاز در مارسیاک" برای سی وهشتمین برگزاری خود که از روز 27 ژوئیه آغاز شده در روز 16 اوت پایان می پذیرد، از نمایندگان سبک‌های مهم جاز و به ویژه چهره های مهم این موسیقی میزبانی می کند. ریتم های برزیلی، اسپانیولی، کشورهای بالکان، آمریکا و آفریقائی-کوبائی، مخلوط شده با موسیقی جاز هم در این فستیوال مورد توجه قرار می گیرد.

بخش رسمی این فستیوال زیر یک چادر بزرگ برگزار می شود که گنجایش 5 هزار نفر را دارد و در صورت ریزش باران تماشاگران را محروم نمی کند. این محل در عین حال به همه امکان می دهد تا از کنسرت‌های متعدد رایگان لذت ببرند.

گرچه همه موزیسین‌هائی که به "مارسیاک" می آیند از توانائی و شهرت بزرگی برخوردارند، اما به ناچار می بایست به چند چهره به دلیل ویژگی خاص آنان بسنده کرد:

"وینتون مارسالیس" ترومپت نواز بنام، که از سال 1991 همه ساله در این فستیوال شرکت می کند و نام پدرخوانده آن را گرفته است، بار دیگر با ترومپت جادوئی خود علاقمندان به جاز را به این روستای کوچک می کشاند.

"چیک کره آ"، پیانیست بسیار مهم که تاکنون 20 جایزه "گرامی" را برای آلبوم های خود و نوآوری‌هایش در موسیقی جاز برده، یکی دیگر از میهمانان فستیوال "جاز در مارسیاک" است؛ او با آخرین آلبومش، "اثر انگشت"، یک گرامی دیگر را برای بهترین آلبوم موسیقی‌سازی و سازِ تنها ربود.
"ملودی گاردو"، خواننده و آهنگساز خوب آمریکائی که در سبک های جاز، پاپ، بلوز، راک، فولک" و حتا کلاسیک خوانده است، از میهمانانی است که معرف گونه گونی موسیقی های ارائه شده در فستیوال می شود.
او که کار هنری اش را در 16 سالگی آغاز کرد، توانست در سالهای 2005-2006 نام خود را بشناساند.

"ملودی گاردو" که در سال 2003 تصادف شدیدی کرد، توانست با تلاش بسیار و با موسیقی درمانی بر آسیب‌های جسمی‌اش پیروز شود.

یکی دیگر از چهره‌های توجه‌برانگیز، "لیزا سیمون" دختر "نینا سیمون" خواننده فقید جاز است که در نوع خود بی نظیر بود. او که از جایگاه مادرش در دنیای موسیقی جاز آگاه است، در سال 2009، همراه با شماری دیگر دوره کنسرت‌هائی را به نام "واقعیت را بخوانیم: موسیقی نینا سیمون"، به راه انداخت و توانست سرانجام آلبوم تنهای خود را به نام "همه چیز خوب است" راهی بازار کند؛ آلبومی که با آرانژمان ویژه اش سبک شخصی او را که آمیخته‌ای است از موسیقی جاز، سول و ترانه‌های مردمی آمریکا، به علاقمندان موسیقی‌های تلفیقی خوب بشناساند.

در میان میهمانان امسال فستیوال "جاز در مارسیاک" می توان همچنین از "ارکستر بونا ویستا سوسیال کلوب، دوره کنسرت‌های خداحافظی" نام برد که بازماندگان "بونا ویستا سوسیال کلوب "، آن را پایدار نگه داشته اند.

Orquesta Buena Vista Social Club Adios Tour
Orquesta Buena Vista Social Club Adios Tour

گروه کوبائی "بونا ویستا سوسیال کلوب" که چند سال پیش "ویم وندرز" کارگردان آلمانی در مستندی به همین نام آن را به جهانیان شناسانده بود و هنرمندان آن در شماری از کشورها و از جمله آمریکا کنسرت‌هائی اجرا کردند، در یک دوره کنسرت "خداحافظی"، در مارسیاک هنرنمائی کردند.
این ارکستر که نام یک کلوب بسیار بنام "هاوانا" را در سال‌های 40 بر خود دارد که در آن بزرگترین هنرمندان موسیقی کوبا هنرنمائی می کردند، در سال 1959 بسته شد؛ سپس در سال 1998 یعنی حدود 50 سال پس از بسته شدنش، بار دیگر بهترین هنرمندانی که بین سال‌های 1930 و 1950 در آن هنرنمائی کرده بودند، گرد آورده شدند و با فیلم "ویم وندرز" به شهرتی جهانی دست یافتند.

گفتنی است که شماری از هنرمندان کهن سال این ارکستر از جمله "کمپای سگوندو"، "روبن گونسالس" و "ابراهیم فررر"، یکی پس از دیگری طی سال‌های گذشته درگذشتند و کمی جوان‌ترها جای آنها را گرفتند. "دوره کنسرت‌های خداحافظی" گروه باز مانده، در ماه مارس، در آلبومی به نام "از دست دادن و بازیافتن"، شماری از قطعات ناشناخته نخستین دوران این گروه و قطعات دوران بازگشت به صحنه موسیقی جهانی را گنجاندند و راهی بازار کردند.

تنها فیلم ایرانی در فستیوال "لوکارنو"

Locarno film festival
Locarno film festival

فیلم "ما در بهشت" ساخته "سینا عطاییان دنا"، محصول مشترک ایران و آلمان، در بخش مسابقه‌ای شصت و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم "لوکارنو" سوئیس، شرکت دارد که از 5 تا 15 اوت در این شهر برگزار است.
این فیلم که با 18 فیلم دیگر در بخش مسابقه ای و برای ربودن جایزه "یوز پلنگ طلائی" رقابت می کند، داستان سفر "هانیه"،معلم جوانی را به تصویر می کشد که با خواهر متاهل خود در تهران زندگی می‌كند و هر روز برای رسیدن به محل كارش چند ساعت در راه است. هانیه تلاش می‌كند به مدرسه‌ای در تهران منتقل شود اما موفق نمی شود. او كه از زندگی روزمره‌اش خسته شده، در جستجوی یافتن راهی برای برون رفت از وضعیت خود برمی آید. "سینا عطاییان دنا" در این فیلم خشونت روزمره در زندگی انسان‌ها را نشان می دهد.

گفتنی است که سینا عطاییان دنا، سازنده نخستین فیلم "روتوسکوپیک" ایران به نام "مخصوصاً موسیقی" است که در سال 1388 در بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، به صورت مشترک با فیلم کوتاه "خام، پخته، سوخته"، ساخته "شهرام مکری"، تندیس جشنواره بهترین فیلم تجربی در بخش مسابقه بین‌الملل را ربودند.
جشنواره سینمایی "لوکارنو"، در کنار جشنواره‌های "برلین"، "کن" و "ونیز"، یکی از چهار جشنواره مهم فیلم در اروپا به شمار می‌آید.

فیلم کوتاه "افسانه سالاری" در "لوساس"

برای بیست و یکمین بار، "مجمع فیلم های مستند" شهر "لوساس" در مرکز فرانسه، از تاریخ 16 تا 22 اوت به نشان دادن فیلم‌هائی می پردازد که در اشکال گوناگون تعهد هنرمندان را در بر می گیرند؛ فیلم هایی که به فکر وا می دارند، به مقاومت تشویق می کنند و موج می سازند. در کنار آن از عکاسانی هم دعوت شده اند که در عکس‌های خود یک مکان، یک سوژه و یا یک داستان را مطرح می کنند. به عبارت دیگر مجموعه نگاه‌هائی به زمانه معاصر برای درک بهتر تاریخ گرد آورده شده‌اند.

Afsaneh Salari - Lussas
Afsaneh Salari - Lussas

در بخش "تجربه های نگاه"، فیلمی 10 دقیقه‌ای به نام "دگردیسی: راهنمای درمان حساسیت" ساخته "افسانه سالاری"، به نمایش درمی آید که از غوغا و کشت و کشتار در خاورمیانه سخن می گوید.
افسانه سالاری می گوید: «من از ایران می آیم. در بروکسل در امنیت کامل در کوچه ‌ای این شهر قدم می زنم، اما ذهنم به شدت مشغول خبرهائی است که از کشتارهای خاورمیانه می رسند. من راهی را می یابم و دگردیسی‌ام آغاز می شود .»

در توضیح محتوای این بخش، گردانندگان فستیوال به متنی از "هانا آرنت" به نام "بشریت در دوران تاریک" اشاره می‌کنند که در سال 1960 نوشت: «در میان همه آزادی‌هائی که وجود دارند و به ذهن ما می رسند، آزادی "حرکت" از نظر تاریخی، از همه کهن تر و ابتدائی تر است. امکان رفتن به جائی که می‌خواهیم، پایه‌ای‌ترین دستاورد انسان آزاد است.»
حال اگر آزادی رفت و آمد و حرکت امروز، دست کم در جوامع غربی کاملأ پذیرفته شده و قابل لمس است، اما این پرسش را مطرح می کند که آیا تجربه دیدار با دیگری را ممکن می سازد؟ این پرسشی است که در مورد سینمای مستند نیز مطرح است چرا که از نیم قرن پیش همه جهان شاهد افزایش نابرابری ها، فاجعه های زیست محیطی، پدیدار شدن مرزها، دیوارها و مکان‌های طرد تازه، اعم از دیدنی و نا دیدنی بوده است. در حالی که "لیبرالیسم نو" بر پایه ایده یک جهان بدون مرز شکل گرفت اما ما را با دنیائی انسان زده روبرو ساخت که نتیجه آن بی تفاوتی بود؛ این بی تفاوتی که می توان آن را به گونه ای همکاری با سیستم هائی دانست که امروزه از نظر سیاسی و اقتصادی مارا اداره می کنند، در نهایت به دلایل گوناگون، به مصادره هرچه بیشتر آزادی‌های فردی می انجامند.
با این وجود، میلیون‌ها نفر از چندی پیش برپاخاستند و به این "دزدی" آشکاری که در جوامع ما رایج شده اعتراض کردند. ما شاهد انقلاب کشورهای عربی، تظاهرات در اسپانیا، یونان، برزیل و ترکیه، بودیم و دیدیم که چگونه افراد با ریختن به خیابان‌ها خطر کشته شدن را هم به جان خریدند و می خرند و این پدیده، نوید یک باور تازه را به وجود می آورد که می‌گوید شهروندان قادرند از این پس آلترناتیوهای سیاسی دیگری را پیشنهاد کنند. آنها هنوز این آلترناتیوها را نیافته‌اند و نتوانسته اند مرزها را بشکنند؛ بنابراین، فیلم های این بخش، تلاش آنهائی را نشان می‌دهد که میخواهند با سرسختی و از راه‌های مختلف به جوامعی دست یابند که به روی آنها آغوش نگشوده اند و چندان تلاشی برای شناخت آنان نمی کنند.

اسپانیا میهمان اصلی امسال این فستیوال است و مستند در چین هم بخش دیگری از برنامه را تشکیل می‌دهد. در این بخش از جمله با فیلم چینی "دونگ" ساخته "جیا زانکه" روبرو می شویم که مسئله مهاجرت را می شکافد. در این فیلم "جیا زانکه" نقاشی به نام "لیو شیائو دونگ" را دنبال می کند که در سال 2005 به منطقه "سه گردنه" می رود و کارگران مهاجر را که برای ساختن سد به آنجا آمده‌اند و نیز ویران کردن شهر قدیمی را به تصویر می کشد؛ نقاشی که با سفر به نقاط دیگر، چهره های مهاجران را دستمایه خود می سازد.

فستیوال "مجمع فیلم های مستند" شهر "لوساس"، غیرمسابقه‌ای است و بخش های مختلف دارد که امسال در بخش "جاده‌های مستند" به سینمای دو کشور میهمان، بلژیک و آلمان، توجه شده است.

سمینارهائی هم پیرامون این فیلم ها تشکیل می شود که در آنها گفتگو و بحث پیرامون سینما انجام می گیرد. در بخش "تجربه نگاه" که از سال 1989 برپا شده، بین 20 تا 30 فیلم ساخته شده در کشورهای فرانسه زبان به نمایش در می‌آید.
به سان سال‌های گذشته، فستیوال در میدان اصلی، شماری از روستاهای پیرامون "لوساس" و در فضای باز هم فیلم های برگزیده را نمایش می دهد.

فستیوال "کلاسیک در فضای سبز" پاریسی ها را درتابستان دنبال می‌کند

"پارک فلورال" پاریس از روز اول اوت تا 13 سپتامبر، فستیوال "کلاسیک در فضای سبز" را برگزار می کند که طی

فستیوال "کلاسیک در فضای سبز"
فستیوال "کلاسیک در فضای سبز" DR

روزهای تعطیلات پایان هفته، انواع ژانرهای موسیقی کلاسیک را در فضای پر از گل و سبزه این پارک، در کنسرت‌هائی به علاقمندان ارائه می دارد که منظور از کلاسیک تنها موسیقی کلاسیک اروپا نیست.

از جمله برنامه‌های امسال، هر یکشنبه در ساعت یک بعد از ظهر، زیر عنوان "بیائید آواز بخوانیم"، علاقمندان می توانند در کارگاه آواز شرکت کنند ودر آن همراه با "ماریان سله سکویچ"، هم نوع صدای خود را کشف کنند و هم با هنر آواز و آواز چند صدائی آشنا شوند.
فستیوال "کلاسیک در فضای سبز"، امسال به موسیقی مجلسی و آثار موتزارت جای خاصی داده است.
طی این فستیوال، تماشاگران می توانند در ساعت 11 هر شنبه، کنسرت حدود 100 موزیسین غیرحرفه‌ای را دنبال کنند.
در کنار کنسرت‌ها گردش‌هائی همراه با راهنما در جنگل کنار این پارک- جنگل "ونسن"- و خود پارک برنامه ریزی شده است.
https://www.youtube.com/watch?v=ek9F19BmJi8

فستیوال "انترسلتیک" (میان سلتی) شهر "لوریان"

از روز 7 تا 16 اوت، برای چهل وپنجمین بار، یکی از بزرگترین و مهمترین فستیوال موسیقی اقوام سلتی که در اروپا پراکنده هستند، زیر نام فستیوال "انترسلتیلک" (میان سلتی)، در شهر "لوریان" در منطقه "برتانی" برگزار می گردد.
میهمانان امسال این فستیوال شبه جزیره "کورنوآی" - واقع در جنوب غربی انگلستان و جزیره "من"- بین ایرلند و انگلستان، هستند.

Festival Interceltique de Lorient
Festival Interceltique de Lorient

طی این 10 روز، 3,500 موزیسین، خواننده، رقصنده، هنرمند، دانشگاهی، فیلمساز از اسکاتلند، ایرلند، ویلز، شبه‌جزیره کورنوآی، جزیرۀ من، گالیس، آستوریا، برتانی، آمریکا، کانادا و استرالیا، برای اجرای برنامه به "لوریان" خواهند آمد و بیش از 400 خبرنگار این فستیوال را پوشش خواهند داد. 70 درصد از 120 نمایشی که بر صحنه‌ها اجرا میشوند، رایگان خواهد بود.

در اولین یکشنبه این فستیوال، رژه ای به راه خواهد افتاد که معمولأ 40 هزار تماشاگر را به خود جلب می کند. در کنار آن حاضرین در فستیوال، خواهند توانست در جشن‌ها و مراسم رقص نیز شرکت کنند.
گر چه فرانسه کشور فستیوال‌هاست ، اما فستیوال "انترسلتیک" ، استثناء به شمار می آید چرا که انواع موسیقی اقوام سلتی پراکنده در دنیا را برنامه ریزی می کند. در نتیجه می توان در این فستیوال آوازهای بسیار کهن، موسیقی فولک، راک، جاز و موسیقی سمفونیک را شنید.
فستیوال " انترسلتیک" نشان می دهد که فرهنگ های سنتی متحجر نیستند بلکه خواستار آمیزش با فرهنگ های دیگر و تجربیات تازه هستند.
http://culturebox.francetvinfo.fr/festivals/festival-interceltique-de-lorient/festival-interceltique-de-lorient-2015-la-grande-par...

ویلن "استرادیواریوس" گمشده، پس از ٣۵ سال باز یافته شد

این "استرادیواریوس" که در قرن هژدهم ساخته شد، در ماه مه 1980 گم شد، پس از 35 سال آن را در هتلی در "مَنهتن" نیویورک، یافتند و به دختران دارنده آن بازگرداند.

دارنده این ویلن استثنائی که 5 میلیون دلار ارزش دارد، ویلنیست آمریکائی لهستانی تبار"رومن توتن برگ" بود که در سال 2012 درگذشت. این ویلن همراه با دو آرشه کهنه از آپارتمان این موزیسین پس از یک کنسرت ربوده شد.

در روز 26 ژوئن گذشته، همسر یک موزیسین در گذشته دیگر، که "توتن برگ" به او مظنون بود، در هتل یاد شده این ویلن را به یک کارشناس نشان داد و او نیز بی‌درنگ پلیس را آگاه کرد. این زن به پلیس گفته است که از چنین ربایشی خبر نداشته است.

گفتنی است که "رومن توتن برگ"، از 11 سالگی به عنوان تک نواز با ارکستر فیلارمونیک ورشو کنسرت‌هائی اجرا کرد و سپس در سال 1938 به آمریکا مهاجرت نمود؛ او در 101 سالگی در گذشت.

و اما ویلنسترادیواریوس""

"آنتونیو جاکومو استرادیواری" که "استرادیواریوس" نامیده می شد و در سال 1655 در "کره مون" زاده شد و در همین شهر نیز در دسامبر 1737 در گذشت، سازنده ساز بود و در دوران فعالیت خود 600 ویلن، 50 ویلنسل، 12 آلتو و 3 گیتار ساخت.

"استرادیواریوس" که یکی از بنام ترین سازندگان ساز در جهان به شمار می آید، به گفته‌ای شاگرد "نیکولو آماتی" از خاندان مهم سازندگان ساز، و به گفته‌ای دیگر شاگرد "ژان باتیست روجری" بوده است.
به هر رو، سازهای دوران نخست کار او از نظر شکل، بیشتر شبیه سازهای "نیکولو آماتی" است.

اما در دوران دوم، یعنی سال‌های بین 1700 تا 1710، "استرادیواریوس" با نیاز دیگری در زمینه صدای ساز روبرو می شود و آن هم اجرای موسیقی در مکان‌های بزرگ بود؛ از این رو، او میبایستی سازهای خود را پرطنین‌تر کند. برای پاسخ به این نیاز به درازای ساز افزود و از گردی آن کاست.

در دوران سوم، "استرادیواریوس" به شکل کلاسیک تر و حجمی مناسبت تر باز می‌گردد و به گفته کارشناسان بهترین سازهای خود را بین سال‌های 1725 و 1727 می سازد؛ از این رو، این دوران "دوران طلائی" ویلن‌هائی است که نام‌های خود را دارند و جزو گنجینه‌های مهم به شمار می‌آیند.
اما از هزاران سازی که او ساخته، حدود 700 عدد آن‌ها به دوران ما رسیده‌اند که پاره ای از آنها بسیار خوب مانده‌اند. 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید