در باغ هوس ها و رنج های زنانه

صدا ۱۲:۳۷
لیلی سلیمانی، نویسندۀ فرانسوی زبان مراکشی-الجزایری
لیلی سلیمانی، نویسندۀ فرانسوی زبان مراکشی-الجزایری Photo Jérôme Bonnet

"در باغ دیو"*، نخستین رُمان لیلی سلیمانی، نویسندۀ فرانسوی زبان مراکشی-الجزایری، ششمین "جایزۀ ادبی مأمونیه" در مراکش را دریافت کرد. دریافت جایزۀ ادبی مأمونیه (که به نویسندگان فرانسوی زبان اهدا می شود)، توسط لیلی سلیمانی از دو جهت دست کم حائز اهمیّت است : اول اینکه لیلی سلیمانی نخستین زنی است که "جایزۀ ادبی مأمونیه" را کسب می کند. دوم اینکه، جایزۀ ادبی مأمونیه، آنهم در کشوری مسلمان، اینبار به رُمانی اهدا شده که موضوع اش "نمفومانی" (nymphomanie) است که می توان آن را در اینجا با کمی اغماض به "مردخوارگی"، و نه صرفاً نوعی عطش سیری ناپذیر سکس در نزد زن، برگرداند.

تبلیغ بازرگانی

رُمان "در باغ دیو" روایت بی پردۀ اعتیاد جنسی زنی به نام "اِدل روبنسون" و تلاش دائمی، اندوهناک و دردناک وی برای دستیابی نه به لذت جنسی، بلکه به هدف "وصف ناپذیری" است که در قیاس با آن لذت جنسی تنها به وسیله ای می ماند. در واقع، زندگی "ادِل"، همانند زندگی یک معتاد، بیشتر به دنیایی جهنمی، به تلاطم و آشوب و سرگشتگی دائمی در جستجوی یک ناشناخته می ماند.

"در باغ دیو" را انتشارات معتبر "گالیمار" در فرانسه منتشر کرده است و در دنیای فرهنگ فرانسوی انتشار کتاب و به ویژه نخستین کتابِ یک نویسنده توسط "گالیمار" خود امتیاز و موفقیتی درخور محسوب می شود.

خود لیلی سلیمانی می گوید که منبع الهام او در نگارش "در باغ دیو" رسوایی جنسی "دومینیک استروس –کن"، سیاستمدار معروف فرانسوی و رییس پیشین صندوق بین المللی پول، بوده است که افشای جنجال های جنسی اش عاقبت به نابودی چند دهه زندگی و آیندۀ سیاسی او منجر شد.

لیلی سلیمانی در وصف این الهام می افزاید : "در حالی که نوزادم را شیر می دادم، نمی توانستم چشم از صفحۀ تلویزیون بردارم که بی وقفه صحنه های دستگیری دومینیک استروس-کن را توسط پلیس آمریکا به اتهام تجاوز به یک زن خدمتکار هتل نشان می داد. از دیدن صحنه ها در جای خود میخکوب شده بودم و از خود می پرسیدم که چگونه می توان به همین سادگی هستی و زندگی خود را به تباهی کشید.

با تأمل در این ماجرا به مرور این فکر در من شکل گرفت که دربارۀ "نمفومانی"، اعتیاد به سکس در نزد زن مطالعه کنم."
لیلی سلیمانی می افزاید : من همیشه مایل بودم دربارۀ امیال جنسی زنانه صحبت کنم، به ویژه در کشوری همانند مراکش که تابوها و ممنوعیت هایش رابطۀ عجیبی با زنانگی با جسم زنانه به وجود می آورند. زیرا، در این کشور همه چیز در خفا، در نوعی ناخوشی دائمی روی می دهد."

لیلی سلیمانی می گوید : "در همین عوالم کتاب های "مادام بووواری"، "ترز دِکه رو"، یا "آنا کاره نین"... را از نو خواندم و یک روز صبح شخصیت "اِدل روبنسون" همانند وحی ای الهی، نوعی موسیقی ملال آور، بر من نازل شد."

لیلی سلیمانی بر این گمان است که در میل جنسی چیزی عمیقاً اندوهبار و دردناک نهفته است.

در رُمان "در باغ دیو" خود "اِدل روبنسون" در رنج و تألم زندگی دوپاره اش به سرعت در می یابد که آنچه در "مردخوارگی" مهم است نه دست یابی به لذت جنسی، حس و لمس کردن جسم دیگری، بلکه وضعیتی است که در آن جسم به تصاحب درمی آید. او می گوید : مهم پی بردن به صورتکی است که بیهودگی زندگی را می پوشاند و در انتهای یک هم آغوشی فرومی افتد. به همین خاطر است که لیلی سلیمانی می گوید که شهوت همانند مادۀ مخدر پوچی و یکنواختی زندگی را هرگز جبران نمی کند.

***

 سینماهای فرانسه این روزها آخرین فیلم نبیل عیوش به نام Much Loved یا "محبوبه" را به نمایش گذاشته اند. فیلم "محبوبه" که در آخرین جشنوارۀ سینمایی کن با استقبال خوبی روبرو شد، در خود مراکش با تیغ سانسور روبرو شده و مقامات این کشور به بهانۀ "ضدیت فیلم با اخلاق عمومی و منزلت زن مراکشی" از نمایش آن جلوگیری کرده اند.

"

محبوبه" روایت صریح روسپیگری در جامعۀ امروز مراکش است. چهار شخصیت زن این واقعیت را در فیلم "محبوبه" به نمایش می گذارند. همانند رُمان "در باغ دیو"، فیلم "محبوبه" نیز با یکی از بزرگترین تابوهای جوامع بشری از جمله جامعۀ مراکش، یعنی با سکس و از این رهگذر با روسپیگری سر و کار دارد و در بیان آن بسیار پی برده و صریح سخن می گوید.

در واقع، در فیلم "محبوبه" جهان رسمی وجود خارجی ندارد و آنچه به نمایش گذاشته شده خستگی و رنج و افسردگی کارگران جنسی است که تنها مایملک و دارایی شان، یعنی جسم شان را به تاراج می گذارند، ولی در نبردی دائمی انسانیت شان را حفظ می کنند ...

فیلم "محبوبه" از این منظر اثری سیاسی است، زیرا، نه فقط یکی از تابوهای بزرگ جامعۀ مذهبی مراکش را به چالش می کشد، بلکه می کوشد بحث دربارۀ تن فروشی را به حوزۀ عمومی نیز بکشاند. با این حال، دولت مراکش با سانسور فیلم "محبوبه" خواسته است وانمود کند که چنین پدیده ای در قلمرو وارثان مدعی پیامبر، در مراکش، وجود خارجی ندارد.

***

جایزۀ ادبی سنگور که از سال دو هزار و شش میلادی به وجود آمده در سال جاری میلادی به رمان "باغ های تسلی" نوشتۀ پریسا رضا، نویسندۀ ایرانی تبار فرانسوی، اهدا شده است. این جایزه به نخستین رمُان یک نویسنده به زبان فرانسوی اهدا می شود و هدف آن تشویق نویسندگانی است که از خلال زبان فرانسه به خلاقیت هنری روی می آورند.

"باغ های تسلی" نخستین رُمان پریسا رضا است که به زبان فرانسوی منتشر شده و انتشار آن توسط انتشارات معتبر "گالیمار" فی نفسه موفقیتی بزرگ به شمار می رود. اکنون این موفقیت با دریافت جایزۀ ادبی سنگور بُعد تازه ای نیز یافته است. خود خانم پریسا رضا در اولین واکنش پس از دریافت جایزۀ ادبی سنگور گفته است که اولاً از دریافت جایزۀ ادبی سنگور بسیار خرسند است به ویژه اینکه اصلاً انتظار چنین خبر مسرت بخشی را نداشت و ثانیاً آنچه فرای دریافت این جایزه برای او مهم است و به نویسندگان جوان نیز توصیه می کند این است : باید نوشت. زیرا، نوشتن یک نیاز انسانی است و مهمتر از همه انتقال تجارب مشترک بشریت است.

* Dans le jardin de l’ogre

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید