خویش‌خندی چیست؟ Qu’est-ce que l’autodérision

صدا ۰۸:۵۲

خویش‌خند به ضعف‌های خود می‌خندد. روان‌درمانگران خویش‌خندی را درمان بسیاری از بیماری‌های روانی، ضعف‌های شخصیتی و کژی‌های نفسانی می‌دانند. خویش‌خند حتی ناتوانی‌ها و رنجوری‌های روانی کسانی را هم که به خویش‌خندی او می‌خندند، به نوعی درمان می‌کند. زیرا آنان، بی آنکه اقرار کنند، با او احساس همدلی و هم‌هویتی می‌کنند.

تبلیغ بازرگانی

شنوندگان عزیز، سلام !
Chers auditeurs bonsoir

اگر در فرهنگ‌های فارسی به معنای واژه‌هایی مانند ریشخند، مسخرگی، بذله گویی، هزل، طنز، شوخی، دست انداختن، استهزاء، مضحکه، لطیفه، مُطایبه، مِزاح و جز این‌ها بنگرید، خواهید دید که همۀ آن‌ها را در زبان فارسی کم و بیش به یک معنا به کار می‌برند. درواقع، همۀ آن‌ها در نهایت، بیان کنندۀ کاری یکسان اند که در آن، کسی، گروهی، قومی، ملتی، پیروان مذهبی، چیزی یا حیوانی موضوع خنده قرار می‌گیرد. این کار در ایران پیشینۀ درازی دارد و اگر توجه کرده باشید، کسانی که در این کار مهارتی دارند، معمولاً نه خود خویشتن بلکه دیگران را دست می‌اندازند و بدین‌سان، سبب خندۀ حاضران می‌شوند. در سنت ایرانی اگر کسی خودش را دست بیندازد، دلقک نامیده می‌شود که واژه‌ای است تحقیرآمیز و شاید برگرفته از نام «مسخره» ای موسوم به طلحک است.

L’autodérision n’a jamais été une attitude comprise par les Iraniens. Car être capable de rire de soi nécessite un certain recul, ce qui n’est pas chose facile. En fait, se distancier de soi est un acte courageux et risqué, surtout dans un environnement où l’individu n’est pas en mesure de s’affirmer pleinement. Les psychothérapeutes pensent que l’autodérision permet à l’individu d’assumer sa singularité et de rendre acceptable un mal-être. Rire de soi avec un autre est en même temps un moyen de toucher à la vulnérabilité de tous les hommes

از طلحک، که مسخره‌ای در دربار سلطان محمود غزنوی بوده و به احتمال زیاد واژۀ «دلقک» از نام او گرفته شده، آگاهی زیادی نداریم. اما با توجه به معنای تحقیرآمیز دلقک در فارسی شاید بهتر باشد برای بیان حال کسی که خود را دست می‌اندازد و با این کار مایۀ خندۀ دیگران می‌شود، از واژۀ «خویش‌خندی» استفاده کنیم. معروف‌ترین «خویش‌خند» جهان اسلام ملانصرالدین است که با نامش آشنا هستید. او را مردی افسانه‌ای می‌دانند که نمونۀ سادگی و گاه بَلاهت بوده است. چرا او توانسته است مرزهای فرهنگ‌ها را درنوردد و در ذهن و زبان مردمان گوناگون جایگیر شود؟ کنایه‌ها و مثل‌هایی که به نام او ساخته‌اند، نمونه‌های عالی از سادگی و ظرافت طبع هستند. علت اصلی پایداری او را بی‌شک در «خویش‌خندی» او باید جست.

Le comique moqueur voire vengeur que l’on entend souvent dans les médias porte nécessairement un jugement non pas sur lui-même mais sur les autres et il faut bien admettre qu’il agit, quoi que l’on dise, hargneusement, sans assumer les conséquences de ses actes. Alors que dans l’autodérision, l’humoriste emprunte des voies plus rudes et plus subtiles qui sont celles de l’authenticité et de la bienveillance. Si dans certaines sociétés, la pratique de l’autodérision est mal vue, cela tient au fait qu’on la considère à tort comme une autohumiliation

خویش‌خندی را نباید با خودشکنی اشتباه کرد. خودشکن به کسی می‌گویند که از فروتنی خویشتن را بشکند. در حالی که در خویش‌خندی، آدمی خود را بالا می‌کشد تا بهتر بتواند روان خویش را بکاود و چیزهای غریب و غیرعادیِ نهفته در آن را بیابد و آشکار کند. روان‌درمانگران خویش‌خندی را درمان بسیاری از بیماری‌های روانی، ضعف‌های شخصیتی و کژی‌های نفسانی می‌دانند. خویش‌خند حتی ناتوانی‌ها و رنجوری‌های روانی کسانی را هم که به خویش‌خندی او می‌خندند، به نوعی درمان می‌کند. زیرا آنان، بی آنکه اقرار کنند، با او احساس همدلی و هم‌هویتی می‌کنند. خویش‌خند، هنگامی که به کژی‌ها و ضعف‌های خویش می‌خندد، درواقع، جدیت و نرمش‌ناپذیری آزاردهندۀ روانی‌اش را ترک می‌گوید و پا به جهان کودکی می‌گذارد.

L’autodérision en tant qu’humour sur soi n’a rien à voir avec les plaisanteries burlesques que certains comédiens pratiquent en se prenant sournoisement eux-mêmes comme objet afin de faire partager leurs préjugés sur les autres à un public acquis qui, naturellement, est prêt à tout leur pardonner simplement parce qu’ils sont drôles. Le fait de se tourner soi-même en dérision demande beaucoup de virtuosité, car il s’agit non seulement de rire de ses faiblesses et d’en faire rire les autres, mais aussi de faciliter de cette manière leur identification avec le personnage qu’on leur présente

از نمونه‌های موفق «خویش‌خندی» در میان ایرانیان، می‌توان از داستان‌های مصور مرجان ساتراپی به زبان فرانسه زیر عنوان «پرسپولیس» یاد کرد. یکی از مایه‌های اصلیِ موفقیت چشمگیر این داستان‌ها در فرانسه و دیگر کشورهای جهان بی‌شک خویش‌خندی صمیمانۀ نویسندۀ آن‌ها بود چنان که بیشتر خوانندگان با او احساس همدلی و هم‌هویتی می‌کردند. در این داستان‌ها مرجان ساتراپی اساساً به خویشتن می‌خندد. ساده دلی‌، ضعف‌ها، خوش خیالی‌ها، سختی‌ها و حتی زبونی‌های خود را با شوخ‌طبعی هنرمندانه توصیف و تصویر می‌کند.

L’artiste pratiquant l’autodérision sait comment émouvoir les autres en foulant au pied son ego, ce qui lui permet de prendre de la hauteur par rapport à ses motifs de souffrance. Dans la culture musulmane, le personnage mythique de Nasr Eddin dont les aventures sont racontées dans une dizaine de langues et dont la popularité va des Balkans à la Mongolie, est peut-être l’exemple le plus célèbre que l’on peut associer à une certaine forme d’autodérision. Pour ce qui est de l’Iran actuel, l’exemple le plus illustre est sûrement la bande dessinée autobiographique de Marjane Satrapi intitulée Persépolis

روان‌درمانگران خویش‌خندی را برای کسانی که دچار افسردگی، سرخوردگی و ناکامی هستند، توصیه نمی‌کنند. خویش‌خند باید بر خویشتن مسلط باشد تا بتواند با آگاهی از ضعف‌های خود، آن‌ها را به موضوع خنده تبدیل کند. به عقیدۀ بسیاری از روان‌درمانگران، طنزپردازانی که معمولاً دیگران را مسخره می‌کنند، بیشتر وقت‌ها گیر و گرفتاری‌های روانی‌خود را به آنان فرامی‌افکنند.

L’autodérision n’est possible qu’avec une bonne connaissance de soi. Rire de ses failles ne veut pas dire qu’on les nie mais, bien au contraire, qu’on les accepte. C’est pourquoi les psychotiques et les individus en dépression ne peuvent pas pratiquer cet art subtil

شاد و خرم باشید!

Je vous souhaite santé, bonheur et prospérité
Et j’espère vous retrouver dans la prochaine émission
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید