برنامه دو زبانه

همگرایی میان اسلام و مسیحیت Convergences entre l’islam et le christianisme

صدا ۰۸:۳۹
DR

مسیحیت نیز در مقام دین یکتاپرست و جهانی همواره در پی برانداختن دین‌های دیگر بوده است و نابردباری خاص اسلام نیست. برادری مسیحی نیز برادری صرفاً دینی است و جنبۀ اقتصادی و اجتماعی ندارد. اما انکار نمی‌توان کرد که فردیت نه در اسلام بلکه در مسیحیت بنیاد نظری برای ظهور یافته است.

تبلیغ بازرگانی

شنوندگان عزیز، سلام !
Chers auditeurs bonsoir

در هفته‌های گذشته در دو برنامۀ پیاپی از ایده‌های بحث‌انگیز کلود لِوی استروس دربارۀ اسلام سخن گفتم که واکنش‌های تندی را در میان شنوندگان برانگیخت. مطرح کردن آن ایده‌ها دو علت داشت. نخست آنکه امروز نویسندگان و متفکرانِ غربیِ مخالفِ حضور اسلام در کشورهای اروپایی به آن‌ها استناد می‌کنند. دوم آنکه آن ایده‌ها به هرحال مسلمانان را به اندیشیدن وامی‌دارند. لِوی استروس آن‌ها را در حدود 60 سال پیش در کتاب «گرمسیریان غمگین» مطرح کرده است و باید گفت که از آن زمان تاکنون بیشتر جامعه‌های اسلامی دگرگون شده‌اند چنان که دیگر نمی توان خرده‌گیری‌های او را به سراسر جهان اسلام تعمیم داد.

Les considérations de Claude Lévi Strauss sur l’islam auxquelles j’ai consacré récemment deux émissions ont été largement commentées par les auditeurs. Comme vous le savez, l’anthropologue français les a développées dans son livre « Tristes tropiques » il y a 60 ans. Sont-elles encore scientifiquement admissibles ? Il est évident qu’aujourd’hui on ne peut pas les prendre pour argent comptant, il convient de les nuancer. Examinons les plus catégoriques d’entre elles

از نظر لوی استروس، مسلمانان به رغم ادعای بردباری دینی و تسامح، همواره در پی برانداختن دین‌های دیگر بوده‌اند. پرسش این است که آیا مسیحیان جز این کرده‌اند؟ درست است که پس از رواج مسیحیت در امپراتوری روم، دین‌ها و کیش‌های پیشینِ امپراتوری توانستند مدتی به حیات خود ادامه دهند، اما از زمانی که این دین زیر تأثیر فلسفۀ افلاطون و خواست این فیلسوف در جهت زورآور کردن حقیقت فلسفی در عالم سیاست، به ایدۀ حقیقت مطلق گروید و خود را تنها دین حقیقی اعلام کرد که یگانه خدای حقیقی آدمیان را به آن فراخوانده است، مسیحیان دین‌ها و الوهیت‌های دیگر را گمراهی و بت‌پرستی شمردند و از قرن چهارم میلادی کمر به نابودی آن‌ها بستند.

Selon Lévi Strauss, dans l’esprit des musulmans l’islam est supérieur aux autres religions et doit les vaincre. Par conséquent, le fait de prétendre qu’il les tolère n’a aucun sens. Mais Lévi Strauss oublie de dire que ce n’est pas une particularité propre à l’islam. Sur ce plan, le christianisme n’a rien à envier à cette religion. On sait qu’à partir du 4e siècle, le christianisme et sa théologie reprennent de la philosophie platonicienne l’idée de vérité absolue et commencent à professer ce qu’ils considèrent comme la seule vraie foi et à combattre les autres divinités et religions

به گفتۀ لوی استروس، اسلام با این ادعا که دینی همه‌گیر و جهان‌رواست، دین‌های دیگر را در وضع بحران دائمی قرار داده است. پرسش این است که آیا مسیحیت در مقام دین یکتاپرست و جهانی چنین ادعایی نکرده است؟ می‌دانیم که پیش از رواج این دین در امپراتوری روم، رومیان خدایانی را که از سرزمین‌های بیگانه می‌آمدند، می‌پرستیدند. نمونۀ آشکار آن پرستش میترا، خدای هند و ایرانی، بود. اما پس از گرویدن کنستانتین اول، امپراتور روم، به مسیحیت در سال 312 و رواج یافتن این دین در قلمرو امپراتوری، رفته رفته همۀ دین‌ها و خدایان نه در وضع بحران دائمی بلکه در معرض نابودی قرار گرفتند. کلیسا فرمان ویران کردن پرستشگاه‌ها از جمله پرستشگاه‌های میترا را داد و با استناد به مکاشفۀ یوحَنّا در انجیل نه تنها با مشرکان بلکه با مسیحیان مخالف خود نیز به جنگ و ستیز برخاست.

En se définissant comme catholique et orthodoxe, c’est-à-dire universelle et conforme à la seule vraie foi, l’Eglise chrétienne s’est livrée à une lutte sans merci non seulement contre les païens, mais aussi les chrétiens professant une foi contraire. Selon Lévi Strauss, le souci de fonder une tradition a systématiquement conduit les musulmans à détruire toutes les traditions antérieures. Mais il oublie de dire que c’était aussi le cas du christianisme dès qu’il a été politiquement ou socialement en situation dominante. Combien de temples païens ont-ils pu échapper à sa folie de destruction

لوی استروس به درستی می‌گوید که برادری اسلامی برادری صرفاً دینی و فرهنگی است و جنبۀ اقتصادی و اجتماعی ندارد. ولی آیا برادری مسیحی جز این است؟ اگر منظور او از برادری اقتصادی و اجتماعی کمک به درماندگان است، در اسلام این کار پیشینۀ درازی دارد. کافی است ادبیات کلاسیک کشورهای اسلامی را بخوانیم و متوجه این موضوع بشویم. تازه، آنچه امروز زیر عنوان همبستگی اقتصادی و اجتماعی در کشورهای غربی مطرح است، ربط زیادی به برادری مسیحی ندارد. ژوزف راتزینگر، پاپ پیشین، آن را یادگار عصر روشنایی می‌دانست و می‌دانیم که دولت‌ها برای ایجاد پیوستگی ملی به آن نیاز داشتند.

Quant à la fraternité musulmane qui, selon Lévi Strauss, ne repose que sur une base culturelle et religieuse et n’a aucun caractère économique ou social, il convient de dire que cette fraternité n’est pas pour autant différente de celle des chrétiens. Lévi Strauss pensait peut-être à la solidarité économique et sociale qui n’est qu’une idée relativement nouvelle datant des Lumières à laquelle sont attachés les Etats nationaux dans les pays occidentaux afin de préserver leur cohésion nationale

از میان خرده‌گیری‌های ‌لوی استروس به اسلام، شاید مسئلۀ نبود فردیت در میان مسلمانان از همه مهم‌تر باشد. این نکته که تنهایی در اسلام بی‌معناست و مسلمان در میان امّت زندگی می‌کند و حتی مردۀ او نیز در درون امت جایگیر می‌شود، نکته بسیار بامعنایی است. حقیقت این است که فردیت در مسیحیت بنیاد نظری برای ظهور یافته است.

Une des considérations les plus justes de Lévi Strauss sur l’islam est peut-être le manque de solitude et l’absence d’individualité dans l’islam. Il est vrai que le christianisme, et non pas l’islam, a mis la personne humaine au centre de son message

شاد و خرم باشید!

Je vous souhaite santé, bonheur et prospérité
Et j’espère vous retrouver dans la prochaine émission
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید