برنامه دو زبانه

زبان بی‌طرف نیست Langage et parti pris

صدا ۰۸:۰۲
DR

زبانی که ما برای بیان ایده‌ها و توصیف واقعیت‌ها به کار می‌بریم، به هیچ وجه بی‌طرف نیست. واژه‌ها افزون بر معنای حقیقی‌شان دارای معناهای مجازی نیز هستند و ما با آن‌ها نه تنها واقعیت را توصیف می‌کنیم بلکه باورها و اندیشه‌هامان را نیز بیان می‌کنیم که لزوماً واقعی نیستند و بیشتر وقت‌ها آفریدۀ خیال‌اند.

تبلیغ بازرگانی

شنوندگان عزیز، سلام !
Chers auditeurs bonsoir

آیا بی‌طرفی هنگام داوری و ارزیابی ممکن است؟ به راستی تا کجا می‌توان بی‌طرفی را در گفتار و نوشتار حفظ کرد؟ آیا هنگام داوری و ارزیابی می‌توان از تربیت فرهنگی خود دست کشید و پیشداوری‌های موروثی را فراموش کرد؟ هنگامی که یکی می‌خواهد دربارۀ چیزی، موضوعی، رویدادی یا کسی داوری کند، آیا می‌توان از او انتظار داشت که یک لحظه عقاید سیاسی، فلسفی، علمی، هنری یا ادبی‌اش را فراموش کند؟ آدمیان هر اندازه هم نیت خوبی داشته باشند، هنگامی که می‌خواهند عملی ناپسند یا پسندیده‌را توصیف کنند و یا خطایی را نشان بدهند، نمی توانند ادعای بی‌طرفی کنند. محدودیت‌های آدمیزاد بیش از آن است که او بتواند هنگام داوری یکسره بی‌طرف بماند و هرقدر در جهت بی‌طرفی بکوشد جانبداری‌اش سرانجام دست‌کم در زبانی که به کار می‌برد، به گونه‌ای ظاهر می‌شود.

L’impartialité totale dont beaucoup se vantent est une hypocrisie. Imaginer un homme détaché pendant un certain laps de temps de ses opinions politiques, philosophiques, scientifiques, artistiques ou littéraires, est une illusion. L’homme juge toujours en fonction de ses préjugés culturels, de son éducation et de ses opinions. Il ne peut donc prétendre être impartial. Quelle que soit sa bonne volonté, son jugement sera toujours tendancieux. C’est d’abord par les mots que la partialité s’exprime

زبانی که ما برای بیان ایده‌ها و توصیف واقعیت‌ها به کار می‌بریم، بی‌طرف نیست. زیرا واژه‌ها افزون بر معنای حقیقی‌شان دارای معناهای مجازی نیز هستند. برای مثال، واژۀ «درگذشته» را در فارسی در نظر بگیرید که به معنای «فوت کرده» و «مرده» است. هنگامی که می‌گوییم «پادشاهِ درگذشته»، منظور پادشاهی است که مرده است. حال اگر به جای «درگذشته» واژۀ «مرده» را به کار ببریم و بگوییم «پادشاهِ مرده»، شکی نیست که شنونده یا خواننده احساس خواهد کرد که ما از پادشاهی که فوت کرده، با احترام یاد نمی‌کنیم. یا واژۀ «فقید» را در نظر بگیرید که به معنای «گم شده» است. این واژه را در فارسی برای مرده‌ای که بخواهند از او با احترام زیاد یاد کنند، به کار می‌برند.

Les mots ont un pouvoir énorme. Un simple changement de mot dans une phrase peut complètement transformer la pensée que l’on essaie de transmettre. Quelle différence entre « il est mort » et « il s’est éteint » ! Ces deux phrases nous renvoient à la même réalité, mais chez l’auditeur, chacune d’elles produit une impression distincte. Le verbe « s’éteindre », bien qu’il soit l’équivalent de « mourir », transmet un certain respect pour le défunt

با زبان نه تنها واقعیت را توصیف می‌کنیم بلکه باورها و اندیشه‌هامان را نیز بیان می‌کنیم که لزوماً واقعی نیستند و بیشتر وقت‌ها آفریدۀ خیال‌اند. برای مثال، هنگامی که از خدا، خلقت، آخرت، برابری، عدالت و جز این‌ها سخن می‌گوییم، فراموش می‌کنیم که همۀ آن‌ها ساختۀ ذهن ما هستند. وانگهی، مردمان گوناگون برداشت‌های گوناگون از آن‌ها دارند. خدای یهودیان با خدای مسیحیان یکی نیست. چنان که خدای مسلمانان نیز با خدای مسیحیان فرق می‌کند. حال اگر از آسمان‌به زمین بیاییم و به مفاهیمی مانند حق، برابری و ملت بیندیشیم، می‌بینیم که در هرجا تصور خاصی از آن‌ها وجود دارد که بازگو کردن آن به زبانی جز زبان آن‌جا دشوار است.

Mais c’est surtout dans le jargon qu’on appelle aussi le sociolecte, c’est-à-dire le parler propre aux représentants d’une profession ou d’un groupe spécialisé, que l’on décèle le plus la partialité. Un jargon se caractérise par un lexique particulier dont le but est l’efficacité de l’expression, la précision et l’absence d’ambiguïté. Mais puisque ses mots sont considérablement connotés, ses locuteurs peuvent suggérer des idées tendancieuses sans que les personnes extérieures en aient conscience

می‌گویند گویش‌های حرفه‌ای را برای روشنی و دقت هرچه بیشتر ساخته‌اند تا اهل حرفه بتوانند مفاهیم و ایده‌های خاص خود را بدون ابهام بیان کنند. این گویش‌ها برای غیرحرفه‌ای‌ها کم و بیش نامفهوم‌اند. واژه‌های آن‌ها بار معنایی سنگین‌تر و دلالت‌های ضمنی وسیع‌تری دارند. از همین رو، گویندگان آن‌ها می‌توانند اندیشه‌های جانبدارانه را، بی آنکه حساسیتی برانگیزند، با آن واژه‌ها بیان کنند. گویش‌های حرفه‌ای گویش‌های گروهی‌اند و باید میان آن‌ها و گویش تکنیکی فرق گذاشت. در گویش تکنیکی به سبب آنکه برای بیان واقعیتِ عریان ساخته شده، جانبداری دشوار است، اما در گویش حرفه‌ای با وجود اصطلاح‌ها و تعابیر خاص می‌توان جانبدارانه سخن گفت.

Le jargon n’est pas un technolecte qui sert à exprimer des réalités avec une objectivité froide. Un technolecte est constitué d’une terminologie officielle dont chaque terme a un sens bien défini. Alors que le jargon est rempli d’expressions avec des connotations permettant de formuler de façon biaisée toute pensée partisane. C’est pourquoi on ne peut pas prendre pour argent comptant les revendications de certains journalistes prétendant à l’objectivité de leurs dires

آدم بی‌طرف، آدمی خنثی است و آدم خنثی آدمی مرده است. این سخن را شارل رُنوویه، فیلسوف قرن نوزدهم فرانسه، گفته است. اگر در این سخن اندکی دقیق شویم و مصداق‌های آن را در واقعیت‌های روزمرۀ جست و جو کنیم، خواهیم دید که بی‌طرفی در نهایت امر توهمی بیش نیست.

Forger un langage impartial est un but impossible à atteindre. Car le langage ne reflète pas le monde tel qu’il est, mais la vision que nous en avons, déterminée par une multitude de croyances. Nous décrivons par le langage plutôt une réalité qui n’a d’existence que dans notre imagination

شاد و خرم باشید!

Je vous souhaite santé, bonheur et prospérité
Et j’espère vous retrouver dans la prochaine émission

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید