دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

فیلم "گرگ و گوسفند"، برگرفته از کودکی "شهربانو سادات"، کارگردان جوان أفغان

صدا ۱۳:۰۳
توسط : شهلا رستمی

فیلم "گرگ و گوسفند"،ساخته شهربانو سادات، که پس از جلب توجه بسیار در بخش پانزده کارگردانان فستیوال کن 2016 به روی پرده سینما ها آمد، تنها یک فیلم مستند- داستانی دیگر به سبک نئو رآلیسم نیست، بلکه زندگی دشوار یک روستای افغانستان را، با سبـُکی، به تصویر می کشد.

تبلیغ بازرگانی

این فیلم، که در جائی در مرکز افغانستان می گذرد که نامش را نمی دانیم، ما را با روستائیانی آشنا می کند که با شرایط سخت زندگی شان کنار می آیند. با این حال فیلم بسیار زن محور است چون کارگردان بیشتر دخترانی را نشان می دهد که چوپانند. و این بسیار برای کشوری جالب است که ما جز طالبان و زنان چادری به ندرت زنان دیگر آن را می بینیم.
شهربانو سادات که در ایران زاده شده ، در کودکی می خواسته رئیس جمهوری ایران شود و سپس در سال 2001 با خانواده اش به افغانستان بازگشته، نگاه یک غریبه ی آشنا را به محیطی دارد که کاملأ با کشوری که ترک کرده متفاوت است. این اختلاف سبب می شود که مردم محلی او را نپذیرند چون با فرهنگ و کنجکاو است، لهجه دیگری دارد و ظاهرش هم با دیگران هم خوانی ندارد.
این کارگردان جوان در نخستین فیلم بلندش به گرد کودکانی می گردد که مدام در رفت و آمد به کوهستان برای چراندن گله هایشان هستند و بزرگتر ها هم با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم می کنند. بزرگسالانی که همچون سرزمین ناهموار و نابارورشان، خشک و خشن هستند. اما زندگی بدون تغییر و بدون حرکت آنان با رسیدن طالبان دگرگون می شود.
در پروژه نخست، شهربانو سادات در نظر داشت فیلمی بر پایه داستان زندگی یک چشم پزشگ آمریکائی بسازد که به مدت بیش از 30 سال در افغانستان زیست و به درمان بیماریهای چشم افراد پرداخت . اما پس از کشته شدن وی به دست طالبان این پروژه به کنار گذاشته شد.

La réalisatrice afghane Shahrbanoo Sadat, « Wolf and Sheep ».
La réalisatrice afghane Shahrbanoo Sadat, « Wolf and Sheep ». Siegfried Forster / RFI

از شهربانو سادات پرسیدم چگونه این طرح تازه در ذهن وی نشسته است ؟

"اسپارتاکوس " صد ساله شد
"کرک داگلاس"، هنرپیشه بنام "هالی وود"، که در بیش از 80 فیلم نقش آفرینی کرد وسالها در بالای آفیش فیلم های پر فروش، چون "اسپارتاکوس"، " بیست هزار فرسنگ زیر دریاها"، "جدال در او کی کرال" و "وایکینگ ها" قرار داشت، امروز صد سالگی خود را جشن می گیرد.
او که فرزند والدینی اهل "چاووسی"، واقع در روسیه سفید امروز بود، که به دلیل یهود ستیزی امپراتوری روس به آمریکا گریخته بودند، در تهی دستی در شهر زادگاهش آمستردام می زیست. پدرش که کهنه فروش بود به سختی می توانست زندگی هفت فرزندش را تأمین کند. "کرک داگلاس" که "ایسور دانیله ویچ" نام داشت و همچون والدینش نام خود را آمریکائی کرده به "ایزی دمسکی" تغییر داده بود، به همین دلیل در دانشگاه با رفتار مغرورانه همکلاسی هایش روبرو می شد.

"ایزی دمسکی" که دلش می خواست هنرپیشه شود، ناچار بود جائی برای خود بیابد و دیگران را به احترام وادارد. از این رو با کشتی این احترام را به دست آورد.
او سپس در سال 1939 ، تصمیم گرفت به نیویورک برود و وارد کار تآتر شود. در آنجا بود که دوستی به او پیشنهاد کرد نامش را به "کرک داگلاس" تغییر دهد.
این نام هنری، در زمان خدمت سربازی به عنوان نام شناسنامه ای او ثبت شد.
پس از معاف شدن در پی بیماری، "کرک داگلاس" به نیو یورک بازگشت و کم کم با ایفای نقش های کوچک، پلکان هنری را پیمود و فهرست فیلم هایش طولانی تر شد.
"کرک داگلاس" که به دلیل برگزیده نشدن برای ایفای نقش "بن هور" ناخشنود شده بود، تصمیم به تهیه فیلمی با همان عظمت گرفت و داستان "اسپارتاکوس"، برده ای که امپرادوری روم را لرزاند، را برای این فیلم برگزید. او در آغاز، کارگردانی آن را به "آنتونی مان" سپرد اما دشواری های بسیار سبب شد که او را با "استانلی کوبریک" جایگزین کند. پیروزی شگفت انگیز این فیلم و نقشی که "کرک داگلاس" ایفا کرد او را به بالاترین جایگاه ستارگان هالی وود پرتاب کرد.
"کرک داگلاس" برای سه نقش آفرینی نامزد جوایز اسکار شد اما تنها اسکار خود را درسال 1996 برای همه فعالیت های سینمائی اش ربود.
او چند کتاب نیز نوشته که یکی، "سکته مغزی از خوشبختی"، از سکته مغزی وی درسال 1996 حکایت می کند که در پی آن صدایش خاموش شد و در افسردگی شدیدی فرو رفت. اما به کمک خانواده اش و عشق آنان، دوباره به زندگی باز گشت.
"کرک داگلاس" در پاسخ به این عمر دراز می گوید : نمی داند چرا و می افزاید شاید دلیلی برای زنده ماند وجود داشته باشد . او می گوید شاید یک دلیلش عشقی باشد که از 67 سال پیش با همسر دومش، "آن" ، که او نیز 97 سال دارد، تقسیم می کند !
به هر رو، امروز "مایکل داگلاس"، فرزند "کرک" و هنرپیشه بنام آمریکا، جشن بزرگی برای پدرش ترتیب داده است.
سینماتک فرانسه نیز به همین مناسبت با نمایش 7 فیلم در سراسر امروز به "کرک داگلاس" ادای احترام می کند..

"وایانا، افسانه ای از آن سر دنیا"

با "وایانا، افسانه ای از آن سر دنیا" ، که برپایه داستان های هائیتی و جزایر پلینزی، ساخته شده، استودیوی "دیسنی" 136 امین فیلم انیمیشن بلندخود را ارائه می دارد که هم اکنون بر پرده سینماهاست.
این فیلم، که داستان یک دختر سرکش و دلیر را به تصویر می کشد که با ترس ها و ممنوعیت ها مبارزه می کند وسر انجام قبیله خود را نجات می دهد، فیلمی است زیبا، پر تحرک و پر اندرز.
"وایانا" که قایق ران ماهری است برای پایان دادن به مرگ تدریجی جزیره ای که قومش در آن زندگی می کند وبه دلایل زیست محیطی دیگر پیرامونش ماهی ای وجود ندارد ، برای یافتن جزیره ای برای زیست، به کمک مادر بزرگی آگاه خود، ممنوعیت ها زیر پا می گذارد و در ماجراهای خود با نیمه خدائی به نام "مائوی" آشنا می شود. نیمه خدائی که توانائی این دختر جسور را ناچیز می شمارد اما سرانجام از کمک او برخوردار می شود و این همدستی پیروزی به دنبال می آورد.

جالب این جاست که به هنگام پیش نمایش این فیلم در یکی از جزیره هائی که الهام بخش سناریو نویس های فیلم بود، علیرغم بحث هائی که پیرامون آن در گرفته بود، اهالی پلینزی سرانجام آن را تأئید کردند.
پاره ای به چاقی شخصیت ها و پاره ای دیگر به نبود صدا های اهالی این جزیره ها در ورژن فرانسه آن ایراد می گرفتند که این مشکل با افزودن صدای ملکه زیبائی پیشین تاهیتی و فرانسه به یک نقش دوم، حل شد. به ویژه این که استودیوی دیسنی در حال آماده کردن نسخه ای در زبان تاهیتی است.
بیشترکسانی که فیلم را دیدند، می گفتند که این فیلم واقعآ از فرهنگ آنان سخن می گوید و از این خشنود بودند که پلینزی به فتح هالی وود رفته است.
نا گفته نماند که گروهی از سوی تهیه کننده فیلم برای جلوگیری از اشتباه در نشان دادن روستا ها و اسطوره های پلینزی فرانسه و همچنین گفتگو با کارشناسان محلی، پیش از ساختن آن، به این منطقه سفر کرده بود.

"برنار بوفه" و آینه های او

موزه هنر های مدرن شهر پاریس هم اکنون نمایشگاهی را به "برنار بوفه" (1928-1999) اختصاص داده که یکی ازنقاشان بنام قرن بیستم فرانسه و یکی از بحث برانگیز ترین آنان به شمار می آید.
از ورای حدود 100 تابلوی نقاشی از هنرمندی که بسیار پر کار بود و بیش از 8000 تابلو، آبرنگ، طرح ، لیتوگرافی و گراور آفرید، موزه هنرهای مدرن تلاش می کند خوانش دیگر از آثاری از "برنار بوفه" بدهد که بین سالهای 1940 تا 1999، سال خودکشی او، آفریده شده اند.
در این مرور بر آثار، تم های مهم بر گرفته در تابلوهای او چون دلقک ها، مذهب، اسطوره ها، ادبیات و تمثیل جای بزرگی پیدا کرده اند.
در کنار آنها بر اثاری تکیه می شود که چندان شناخته شده نیستند . از جمله آنها "نفرت از جنگ"، "پرندگان"، "زنان دیوانه" و شماری دیگر هستند.
و نظر به این که این نقاش در دوران خود توسط شماری پرستیده می شد اما شمار دیگری از وی نفرت داشتند و به ویژه منتقدان چندان توجهی به وی نمی کردند، نمایشگاه تلاش کرده از ورای متن های مختلف علل این برخورد های بسیار رادیکال را یا وی بشکافد، که به احتمال زیاد از رادیکال بودن خود هنرمند چه از نظر هنری و چه از نظر شخصی، ناشی می شود.
این نمایشگاه تا روز 26 فوریه 2017 برگزار خواهد بود.

Bernard Buffet, "Le Buveur". 1948. Huile sur toile. 100 X 65cm
Bernard Buffet, "Le Buveur". 1948. Huile sur toile. 100 X 65cm Crédits: Musée d'Art Moderne de la Ville de Paris/ Roger Viollet

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.