دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

آسیب‌های وارده به میراث فرهنگی و طبیعی ایران در دوران صلح

صدا ۱۴:۱۸
توسط : شهلا رستمی

آسیب‌های وارده به میراث فرهنگی و طبیعی ایران، نمایشگاهی در "گران پاله" از آثار تاریخی در خطر، نمایشگاه نقاشی های "شوئنبرگ"، آهنگساز بنام و سینما موضوعات "راه ابریشم" این هفته را تشکیل می دهند.

تبلیغ بازرگانی

ميراث فرهنگی و طبيعیِ ايران در دورانِ جمهوری اسلامی

"ميراث فرهنگی و طبيعیِ ايران در دورانِ جمهوری اسلامی" ، نام کتابی است به نگارندگی شکوه میرزاگی، شاعر، نويسنده و بنيانگذارِ بنیاد میراث پاسارگاد، که به تازگی منتشر شده است.

انتشار این کتاب که در شش بخش و 275 صفحه ، به ویرانی تدریجی وسیستماتیک میراث فرهنگی ایران طی چهارده سال گذشته از ورای رخدادها و خبرهای ناگواری می پردازد که از ایران رسیده است، تا حدودی هم زمان شد با کنفرانس ابوظبی در روزهای 2 و 3 دسامبر که در آن به چگونگی پاسداری از میراث فرهنگی در خطر پرداخته شد.
این پاسداری که به گونه ای "طرح مارشال بین المللی" برای نجات این میراث به شمار می آید و فرانسوا هولاند، رئیس جمهوری فرانسه، از نزدیک آن را دنبال و حمایت کرده است، با ایجاد صندوقی برای رسیدن به این هدف ، گامی بزرگ به سوی هدفی بسیار ارزشمند برداشت.

"فرانسوآ هولاند"، رئیس جمهوری فرانسه، کشوری که نقش بزرگی در برپاساختن این کنفرانس داشته گفت که جایگاه این صندوق که قرار است 100 میلیون دلار گرد آوری کند، در ژنو خواهد بود و فرانسه 30 میلیون دلار از این مبلغ را تأمین خواهد کرد.

در بیانیه پایانی کنفرانسی که هزار نفر، از جمله وزرای شماری کشورها، سرمایه داران و نمایندگان جامعه مدنی شرکت داشتند، افزون بر ایجاد این صندوق که هدفش پیش گیری از ویرانی میراث فرهنگی در شرایط اصطراری است، بر ایجاد یک شبکه بین المللی پناهگاه برای پاسداری موقت از اشیاء پر بها در کشورهای مجاور مناطق تنش زده و یا کشوری دیگر، با تکیه بر قوانین بین الملی، تاکید شد.

این کنفرانس ، که در پی شماری ویرانگری توسط جهادیون در سوریه، عراق و پیش از آن در افغانستان ومالی، و بلند شدن صداهائی برای پاسداری از میراث فرهنگی بشری در برابر کورذهنی و جهالت تشکیل شد، گر چه بسیار خشنود کننده بود، اما نابخردی های دیگر را در سرزمین هائی در بر نمی گیرد که در آنها، چون در ایران، جنگی درکار نیست، بلکه بی مسئولیتی، نادانی و طمع مالی تیشه به ریشه میراث گذشتگان می زند.

کتاب " ميراث فرهنگی و طبيعیِ ايران در دورانِ جمهوری اسلامی" برهمین پدیده انگشت می گذارد و پرسش هائی چون : چگونه این ویرانگری امکان و ادامه یافته ؟ چرا جز اندک رسانه ای، کسی برای آین میراث دلسوزی نمی کند و مردم را به واکنش وا نمی دارد ؟ را مطرح می کند.

شکوه میرزادگی در آغاز کارنامه پاسداری از میراث فرهنگی را پیش و پس از انقلاب ورق می زند و به گزینش بخش هائی از میان صدها مقاله و گزارش و بیانیه هائی که طی 14 سال گذشته نوشته شده اند، می پردازد. سپس در 6 بخش : تاريخ و تاريخ زدائی، تخريب میراث فرهنگی، میراث فرهنگی غیرملموس (جشن ها و آیین های ایرانی)، محيط زيست، توریسم و بخش پایانه، شماری از معضلات این زمینه را می شکافد.

او در آغاز کتابش به کنوانسیون هائی اشاره می کند که در نیمه دوم قرن بیستم به وجود امدند که یکی از آنها «کنوانسیون حفظ میراث فرهنگی و طبیعی جهان» است. کنوانسیونی که در سال 1972 به تصويب رسيد. این کنوانسیون دولت های عضو را موظف به پاسداری و حمایت از آثار فرهنگی، تاریخی، و طبیعی خود می کند و می گوید : «ویرانی یا انهدام هر قسمت از میراث فرهنگی و طبیعی موجب فقر شدید میراث همه ی ملل جهان می شود».

شکوه میرزادگی سپس می افزاید که : مردمان ما به اهمیت بخشی از فرهنگ امروز بشری یعنی «میراث فرهنگی غیرملموس» و "حافظه ی جهانی" آگاهی کافی ندارند و با آن بیشتر برخوردهای ناسیونالیستی افراطی می کنند ..
او سپس به این باور می رسد که "يکی از بزرگترين هزينه هايی که مردم ايران به اين انقلاب پرداخت کردند، در ارتباط با ميراث فرهنگی، تاريخی و طبيعی سرزمين مان است

گفتگو با شکوه میرزادگی

."

هزينه ای جبران ناپذير که سبب شده است که شکوه ميرزادگی، با برپايی بنیاد میراث پاسارگاد، در پی کشيدن آژیر خطر برای جهانيان باشد و هشدار دهد که بخشی از ميراث فرهنگی و طبيعیِ يکی از تاريخی ترين فلات جهان در خطر ويرانی و نابودی ست.

در آغاز گفتگو با شکوه میرزادگی از او خواستم نخست نظرش را در مورد کنفرانس ابوظبی و کارآئی آن در آینده بدهد.

شایسته یاد آوری است که کتاب "ميراث فرهنگی و طبيعیِ ايران در دورانِ جمهوری اسلامی" توسط انتشاراتی "اچ اند اس مدیا" در لندن به چاپ رسیده وتوسط آمازون پخش می شود .

چه چیزی مهم تراست ؟ نجات جان انسانها یا سنگ ها؟ پرسشی که در نمایشگاه "گران پاله" مطرح شده است

از کتابی سخن رفت که به غفلت در پاسداری از میراث فرهنگی ایران می پرداخت. همچنین به کنفرانس ابوظبی برای تعیین بودجه و مکان هائی برای پاسداری از آثار تاریخی در خطر به دلیل جنگ و نابخردی ها اشاره شد. در همین حال باز هم خبر باز پس گرفتن محوطه تاریخی "پالمیرا" توسط داعش رسید.

از این رو نمایشگاهی به نام "مکان های ابدی : از بامیان تا پالمیرا" در "گران پاله" مارا همراه با تصاویر سه بعدی گرفته شده توسط هواپیماهای بدون سرنشین از مکان های تاریخی ، تصاویر دیجیتالی از پالمیرا و دیگر مکان های تاریخی ی در تهدید، به دیدن جهانی می برد که یا می بایست به پاسداری آنها شتافت ویا در سوگواری از ویران شدنشان نشست.

این نمایشگاه که توسط مجموعه موزه های ملی فرانسه و به ویژه موزه لوور برگزار شده، "پالمیرا"، "قلعه حسن" در سوریه، "خرس آباد " در شمال عراق و مسجد بزرگ بنی امیه در دمشق را در بر می گیرد. تصاویر سه بعدی گرفته شده در 360 درجه به روی دیوارها افکنده می شوند و امکان می دهند که بازدید کننده خود را در دل محوطه های تاریخی تصور کند.

فرانسوآ هولاند برگزاری این نمایشگاه را یک مبارزه نامید . او سپس پرسش هائی را مطرح کرد که در ذهن همه می گذرد . از جمله این که "هنگامی که مردم یک کشور توسط رژیم سوریه، محتدینش و داعش نشان گرفته شده اند، آیا می بایست دغدغه میراث فرهنگی را داشت ؟

چه چیزی مهم تراست ؟ نجات جان انسانها یا سنگ ها؟ او در پاسخ می گوید : این دو به یکدیگر وابسته هستند. بنابراین می بایستی هم جان مردم و هم سنگ ها نجات داد.

این نمایشگاه که ورود به آن رایگان است تا روز 9 ژانویه برگزار خواهد بود.

"شوئنبرگ"، آهنگساز "روح" را نقاشی می کند

همراه با قطعاتی که "آرنولد شوئنبرگ"، آهنگساز اتریشی در آغاز قرن بیستم ساخت و موسیقی کلاسیک را دگرگون کرد، به نقاشی هم پرداخت و پرتره دوستان و شخصیت های زمان خود را، چون "مالر" و "کاندینسکی" را کشید.
هم اکنون تابلوهای پر از پیچ و تاب او، که حکایت از درونی ناآرام دارند، در نمایشگاهی به نام "روح را کشیدن" (نقاشی کردن)، در موزه "هنر و تاریج یهودیت" در پاریس به نمایش گذاشته شده اند.

در این نمایشگاه که تا روز 29 ژانویه ادامه خواهد داشت، نقش هائی را می بینیم که به تجربیات خود وی باز می گردند. از جمله تابلوی "پیروزمند" است که از تجربه او در جنگ جهانی نخست در جبهه آلمان بر آمده. در این تابلو، چشمان سرخ هستند. یکی از آنها به شدت باز و دیگری نیمه بسته است. این پیروزمند که از یک پایه همچون گلدان در آمده، لبخند می زند اما چندان خوشبخت تر از شکست خورده به نظر نمی رسد. شکست خورده در تلاش است که غم خود را زیر نقابی که موهای سرخش را نشان می دهد، پنهان کند. این تابلو که حکایت از علاقه "شوئنبرگ" به کاریکاتور می کند، با "سوئیت شماره دوی" او هم خوانی پیدا می کند.

"آرنولد شوئنبرگ"، در واقع با روح یا جان دم خور است چون آن را هم از راه چشم و هم از راه گوش مطرح می کند.
او با گله از برخورد با یهودیان و ایراد هائی که به آنها می گیرند، می گوید دیگر امید آشتی با انسان های دیگر را از دست داده و آن را یک رویا می داند. از این رو تنها به کارهائی می پردازد که برای نجات زندگی لازم باشند. "شوئنبرگ" می افزاید : حال ممکن است یک نسل دیگر در آینده بتواند این رویا را در سر بپروراند اما چنین آرزوئی برایش ندارم و آماده ام هر کاری را که بتوانم در راه بر انگیخنن بیداری، انجام دهم...

" شوئنبرگ" سپس به "کاندینسکی" می نویسد : من برای همیشه در صوت غرق خواهم شد."
این نمایشگاه که با همکاری نزدیک "مرکز آرنولد شوئنبرگ" در وین بر پا شده ، نخستین نمایشگاهی است که به آثار این آهنگسازِ نقاش، پس از نمایشگاهی اختصاص داده می شود که در سال 1995 در موزه هنرهای زیبای پاریس برگزار شد.

فیلم "تونی اردمن" بهترین فیلم اروپا شد

"

مارن آده"، کارگردان آلمانی، که پیش از فیلم "تونی اردمن" دو فیلم دیگر ساخته اما در فرانسه شناخته شده نبود، گرچه از فستیوال کن دست خالی بازگشت اما به عنوان بهترین فیلم اروپا برگزیده شد. این فیلم همچنین جایزه بهترین سناریو، بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری را برای هر دو هنرپیشه آن ربود.

"مارن آده"، ما را با "تونی اردمن" ، با طنز و هوشمندی بسیار، به اندیشه پیرامون معنای زندگی، خوشبختی و پیوند با دنیای پیرامونمان کشاند.

او پدری را در برابر دوربین نشان می دهد که دخترش، گر چه در کار خود موفق است و به خوبی زندگی اش را اداره میکند، چندان شاد و خوشبخت به نظر نمی رسد . این پدر که بسیار شوخ است، با دلقک بازیهای خود دخترش را که بسیار جدی، خشک، فاقد هر گونه ذوق زندگی است و در کار پول در آر و اضطراب آمیز خود غرق است، خشمگین می کند اما کم کم در او زندگی می دمد.

کارگردان تمام دردهای جوامع کاپیتالیستی، هواداران محیط زیست و ضد بازار آزاد را به شکلی نامحسوس مطرح می کند. اما چون شعار نمی دهد، درناخود آگاه بیننده تأثیر می گذارد، همانگونه که در شخصیت اصلی فیلم ، "ساندرا مولر"، در نقش "اینس" اثر می گذارد.

"ساندار مولر" در سال 2006 جایزه بهترین بازیگرزن را برای ایفای نقش در فیلم "رکوئیم" به دست آورد
بازی "پیتر سیمونی شک" را هم در نقش پدر نباید نادیده گرفت که بیننده را در طول فیلم (2:14) با خود می برد.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.