دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

به یاد "محمد نوری" که با دلی عاشق "پا روی دنیا" گذاشت

صدا ۱۷:۳۷
توسط : شهلا رستمی
۳۸ دقیقه

نوای محمد نوری، خواننده ای که عاشقانه می خواند، در روز شنبه گذشته، 31 ژوئیه خاموش شد. خاموش در جسمش و نه در دل همه آن ایرانیانی که سالها ترانه های زیبا، خاص و کهنه ناشدنی او را می شنیدند و زمزمه می کردند.

تبلیغ بازرگانی

علیرضا شفقی نژاد

انعکاس گسترده خبر درگذشت این هنرمند در همه رسانه های ایران حکایت از این داشت که محمد نوری توانسته بود شمار بالائی از ایرانیان را در سنین و سطوح مختلف مجذوب هنر وشخصیت خود کند.

از علیرضا شفقی نژاد رهبر ارکسترو کری که در گذشته "کر محمد نوری" نام گرفته بود و اکنون به نام کر فیلارمونیک فعالیت می کند، خواستم از ویژگیها و میراث محمد نوری برایمان بگوید و دلیل ایجاد "کری" به نام او را توضیح دهد :

 

"ارنست پینیون ارنست" و هنر خیابانی

بیش از چهل سال است که مرد های سایه ای و شخصیت های شبح وار "ارنست پینیون ارنست"، دیوارهای شهر پاریس و شماری از شهرهای دیگر جهان را در نوردیده ، ازجمله در نیس (زادگاه این هنرمند)، پاریس، گرونوبل، ناپل، الجزیره، رام اله نگاه کنجکاوان را به سوی خود کشانده اند.
"ارنست پینیون ارنست" که در سال 1942 زاده شد، کوچه و خیابان را کارگاه و حتا موزه خود نمود و از این رو می توان او را یکی از پیشگامان هنر خیابانی دانست.
البته "ارنست پینیون ارنست" به این شخصیت های شبه وار بسنده نکرد بلکه نقاشی با مداد و مرکب را هم به "سریگرافی" ها ئی افزود که در آغاز ، در اندازه های بزرگ، روی کاغذ کشیده می شدند و سپس نقش آنها بر دیوارها می افتاد. در نتیجه شماری با گذشت زمان رنگ باخته یا حتا ناپدید شدند.
هم اکنون در شهر "لاروشل" در شمال غربی فرانسه، نمایشگاهی از 300 اثر این هنرمند برگزار است که تا روز 22 اوت ادامه خواهد داشت. نمایشگاهی که ما را به تفکر در مورد وضع هنر در جوامع امروزی وا می دارد.
"ارنست پینیون ارنست" تصاویر زندگی روزمره را با تصاویر مذهبی در هم می آمیزد. در همه این شخصیت ها درد و رنجی را که در وجودشان وجود داشته می بینیم. از سوی دیگر به شخصیت های اسطوره ای که از شاهکارهای نقاشی ایتالیا الهام گرفته اند، درد ورنجی عرفانی می افزاید. در کنار آنها، سری نقاشی هایش که مردان زندانی شده در کابین های تلفن را به تصویر می کشند، حکایت از اضطراب قرن دارند.
"ارنست پینیون ارنست" سیاست را هم فراموش نمی کند و از این رو با نقاشی های خود گاه نقش معترض و گاه نقش بیدار کننده اذهان را ایفا می کند.
به عنوان مثال، در سال 1974، وقتی که شهر نیس خواهر خواندگی خود با شهر "کیپ تاون"را اعلام کرد، "ارنست پینیون ارنست" تمام شهر را با تصاویر سیاهپوستانی پر کرد که پشت میله قرار داشتند.
مثال دیگر این که این هنرمند در سال 1971، به مناسبت سالگرد صدمین سال این رویداد سیاسی و ارتباط دادن آن با سرکوب تظاهر کنندگان مخالفین "الجزایر فرانسوی" ده سال پیش تر از آن در ایستگاه"شاورن"، پله های این ایستگاه متروی پاریس را با تصاویر جنازه مبارزان سرکوب شده "کمون" پاریس پر کرد..
آخرین کار او، کشیدن تصاویر متعددی از "محمود درویش" در مناطق مختلف فلسطین و از جمله دیواری است که اسرائیل پیرامون این مناطق کشیده است.
با دیدن این آثار حافظه آغاز به کار می کند واین همان تعریفی است که "ارنست پینیون ارنست" به هنر می دهد.

وقتی سیرک هم متعهد می شود

تا کنون فکر می کردیم که تنها باز ماندگان جنبش های کار گری دانشجوئی مه 68 هستند که ازمفهوم دمده آرمان گرائی صحبت می کنند. اما با شگفتی دریافتیم که حتا یک سیرک هم می تواند آرمان گرا باشد و به دفاع از محیط زیست، طبیعت و از این گونه مسائل بپردازد.
هم اکنون یک گروه سیرک استرالیائی به نام "آکروبات" نمایشی را در تآتر "سیته اونیورسیتر" پاریس به نام "پروپاگاندا" (تبلیغ) ارائه می دارد که در نهایت سادگی و با لباس های کارگری، یک ستاره سبز... و آوازهای مردمی، به دلیل فکری که پشت آن نهفته، مهارت تکنیکی هنرمندانش و نیز طنز و دلقک بازی، بسیار جذاب می شود. بندبازانی که گاه به چارلی چاپلین شباهت پیدا می کنند، گاه لخت می شوند و گاه جنبه های مضحک شخصیت های عجول امروزی را نشان می دهند، به تماشاگر چهره ای از سیرک را نشان می دهند که تاکنون تجربه نکرده است. "پروپاگاندا" همچنین به تبعیت ما از تمام پیام هائی که توسط رسانه ها داده می شود، می خندد. در پایان، این نمایش، با قرار دادن یک دوچرخه سوار ماهر درکنار اتومبیلی که از ورای بلند گویش هزاران ناسزا را نصیب وی میکند، پیام زیست محیطی خود را می رساند. نمایشی که تا روز 15 اوت ادامه خواهد داشت.

"وودی آلن" و همسر رئیس جمهوری فرانسه

وودی آلن ، سینماگری که نزد فرانسویان از محبوبیتی خاص برخوردار است، به گفته خود وی، از هفت سال پیش، یعنی سال ساختن "همه می گویند من ترا دوست دارم"، دلش میخواسته به پاریس بازگردد و در این شهر یک فیلم کمدی-عاشقانه بسازد. شهری که دلش میخواسته مدتی در آن زندگی کند چون به باور "وودی آلن، پاریس پایتخت رمانتیک جهان است. در نتیجه سناریوئی عاشقانه برای فیلمی که در این شهر می گذرد نوشت.
فیلم "نیمه شب در پاریس، که ماه گذشته در پاریس بخشی از آن فیلم برداری شد، ماجرای سفر یک خانواده آمریکائی را برای انجام معاملات به پاریس به تصویر می کشد. اما در عین حال "وودی آلن" در یک مقطع زمانی نمی ماند و سکانس هائی را هم به پاریس سالهای 1920 اختصاص می دهد. و با استفاده از "فلاش بک" ها، تأثیر سبک زندگی پاریسی را بر یک زوج آمریکائی نشان دهد.
علاوه بر جنبه مالی فیلم که به گفته "وودی آلن" بسیار ارزان تر از نیویورک تمام می شود، آن چه خبرنگاران و حتا کنجکاوان را به محل فیلمبرداری کشانده بود، حضور" کارلا برونی" ، مانکن پیشین، خواننده و همسر رئیس جمهوری فرانسه در میان هنر پیشه گان معروف دیگر بود.
"وودی آلن" در مورد انتخاب "کارلا برونی" می گوید : وقتی با مسئول کستینگ یا برگزیننده هنرپیشگان صحبت از "کارلا برونی" برای ایفای نقش یک رئیس موزه بسیارشیک، با هوش و زیبا کردم، او گفت محال است او بپذیرد. چندی بعد، موقعیتی دست داد و ملاقاتی با زوج سارکوزی- برونی داشتم. در این ملاقات از "کارلا برونی" پرسیدم آیا مایل است این نقش را ایفا کند ؟ او بلافاصله با خوشحالی پذیرفت . شواهد حکایت از این دارند که "کارلا برونی" ناچار شده برخی از سکانس ها را دست کم 30 بار تکرار کند.. به هر حال گر چه "کارلا برونی" با دوربین بیگانه نیست ، اما بازی در فیلم کسی که از دستور دادن به وی خودداری نمی کرد، آنهم تحت محافظت شماری محافظ و زیر نگاه شوهری که بر سر صحنه حضور می یافت، کارچندان آسانی نمی توانست باشد. فیلم برداری بخشی از "نیمه شب در پاریس" که در آن "کارلا برونی" بازی می کند در اوایل ماه اوت به پایان رسید وباعث شد رئیس جمهور و همسرش تعطیلات تابستانی خود را دیر تر آغاز کنند.

فرانسه و کاستن از مالیات تهیه کنندگان خارجی فیلم

از جنبه مالی فیلم "وودی آلن" صحبت رفت، خبرها حکایت از این دارند که تلاش دولت فرانسه در کاهش مالیات تهیه کنندگان خارجی و تشویق آنان برای تهیه فیلمشان در این کشور بی ثمر نمانده، شهر پاریس بیشتر و بیشتر کارگردانان مهم را به سوی خود می کشد. سال گذشته " کریستوفر نولان"، کارگردان انگلیسی، به مدت 6 روز چند صحنه از فیلمش "اینسپشن" را در این شهر فیلمبرداری کرد وامسال قرار است "مارتین اسکورسیزه" به مدت 10 روز، همراه با "جود لاو" و هنرپیشگان دیگر برای گرفتن چند سکانس از فیلم تخیلی آینده اش "ابداع" به فرانسه بیاید. این فیلم داستان یک جوان یتیم را به تصویرمی کشد که در پاریس سالهای 1930 ساعت ساز است و دزدی هم می کند.
"مادونا" خواننده معروف هم، در همین روزهای آغازین ماه اوت برای فیلمبرداری چند سکانس از دومین فیلمش که یک درام تاریخی است و زندگی "ادوارد" هشتم، پادشاه انگلستان را به تصویر می کشد، چند روزی را در پاریس خواهد گذراند.

"اینسپشن" یا هنر رخنه به نا خود آگاه

کمی پیش تر صحبت از فیلمبرداری سکانس هائی از فیلم "اینسپشن"، به معنای رخنه در ناخود آگاه افراد به هنگام خواب و کاشتن فکری در آن، در پاریس صحبت رفت. این آخرین فیلم "کریستوفر نولان" کارگردان انگلیسی" که در گذشته با "بی خوابی" و به ویژه "شوالیه سیاه" تماشاگران بسیاری را جلب کرده بود ، هم اکنون به روی پرده سینما ها امده است.
در این فیلم شخصیتی به نام "دوم کاب" که در راه یافتن به اعماق ناخود آگاه افراد در زمانی که خواب هستند و مقاومتشان کم است تخصصش دارد، همراه با همکارانشان مآمور می شوند در ذهن یک شخص، به جای کشف، یک فکر دیگر را القا کنند. این سفر پر ماجرا و پر از اکشن به دنیای رویا ها و واقعیت که احتمالأ هدفش نشان دادن تأثیر پذیری ما از تبلیغات گوناگون و خطر های آن است، بسیار دور می رود و بیننده را سر در گم می کند. "لئوناردو دی کاپریو، که شماری تنها به دلیل نام وی برای دیدن این فیلم رفته اند و با تحسین از فیلم صحبت می کنند، چندان بازی خاصی ارائه نمی دارد. شایید بدین دلیل است که او از آن دسته هنرپیشگانی است که در دید برخی ار تماشگران چون من، همواره شبیه نقش های دیگرش عمل می کند و تغییر چهره نمی دهد.
اگر بخواهیم "اینسپشن" را تعریف کنیم، باید آن را در مقام مقایسه با "گزارش اقلیت" اثر فوق العاده دقیق و پر معنای "استیون اسپیلبرگ" قرار دهیم که از خطرات ره یافتن به درون نا خود آگاه افراد و بهره بردای نادرست از آن صحبت می کرد بدون این که تماشاگر را گیج کند.

هنر "وزین" برای همه

همواره در اذهان همه کلیشه ای وجود داشته که برخی هنر ها و موسیقی ها بر هنرهای دیگر و یا موسیقی های دیگر برتری دارند. از جمله عقاید رایج، برتری موسیقی کلاسیک و لزوم احترام بیشتر به آن نسبت به موسیقی های دیگر است. البته یک دلیل آن، طبیعت خود این موسیقی است که نیاز به انظباط بیشتر و سالن های تآتر مناسب دارد. اما بخش دیگر آن به همه گیر شدن، دسترسی آسان و استفاده ی بیش از حد از موسیقی مربوط می شود که ما را لحظه ا ی رها نمی کند. از آسانسور گرفته تا فروشگاهی که در آن خرید می کنیم و یا یک میهمانی رسمی، یک موسیقی کیلومتری و یا بسیار بلند، ما را حتا از صحبت کردن معمولی با مخاطبمان محروم می کند و ناچار می شویم فریاد بزنیم. در نتیجه وقتی مردم به کنسرت می روند هم به حرف زدن و شلوغ کردن ادامه می دهند. تقصیری هم ندارند چون موسیقی آن حرمتی را که داشت از دست داده و تبدل شده به گونه ای موسیقی متن.
برگردیم به معضل موسیقی کلاسیک و معرفی آن به عنوان موسیقی نخبگان..
برای مبارزه با این پیش داوری، پارک" فلورال" در حاشیه جنگل "ونسن" در حومه پاریس، همچون سالهای گذشته، در روزهای آخر هفته 7 اوت تا 26 سپتامبر، کنسرتهائی مجانی با اجرای ارکستر ها و گروههای معتبر کلاسیک ،در کادر برنامه "کلاسیک در باغ"، به علاقمندان این موسیقی ارائه می دارد.
طی این روزها به مناسبت دویستمین سالگرد تولد "شوپن" و "شومان"، شماری از قطعات این دو آهنگساز اجرا خواهند شد.

www.classiqueauvert.fr/classiqueauvert/programmation.html

 

فستیوال "انترسلتیک" (میان سلتی) شهر "لوریان"

فستیوال های بسیار جذاب و جالب تابستانی در فرانسه، کشوری فستیوال خیز، همچنان جریان دارد و درهر گوشه ای از آن فستیوالی برگزار می شود که ازنظر هنری و ویژگی قابل توجه هستند. یکی از آنهائی که جمعیت بسیاری را به خود جلب می کند و طی آن شهر نیز با فستیوال همپا می شود، فستیوال "میان سلتی" شهر "لوریان" است که از 40 سال پیش به منظور حفظ فرهنگ "سلتی"، به وجود آمد. البته این فستیوال به موسیقی سلتی ها محدود نماند و کم کم طی این سالها دامنه پوشش خود را به همه آن مناطقی کشاندکه سلتی ها به آن مهاجرت کرده بودند. درنتیجه بزرگتر و معروف تر شدو هم اکنون یکی از مهم ترین فستیوال های منطقه "برتانی" در شمال غربی فرانسه به شمار می آید.

در فستیوال"میان سلتی"، که از 6 تا 15 اوت برگزار می شود،. علاوه بر موسیقی ویژه سلتی ها، موسیقی های تلفیقی نیز اجرا می شود وهمه ساله کنکور ملی یکی از سازهای ویژه سلتی ها، "باگاد" برقرار است. گفتنی است که "نی انبان" و ویلن هم از سازهای ویژه سلتی ها هستند.

فستیوال "میان سلتی" شهر "لوریان" یکی از رویدادهای مهم فرهنگی تابستانی در فرانسه به شمار می آید که بسیار مورد توجه رسانه ها هم هست. چرا که همه ساله حدود 500 خبرنگار این فستیوال را پوشش می دهند و امسال میزبان 4500 نوازنده، خواننده، طراح صحنه، پژوهشگرو سینماگر خواهد بود که از مناطق سلتی نشین به "لوریان"می آیند..
این فستیوال که هدفش گرد هم آوردن هنرمندان سلتی یا به باور برگزار کنندگان حفظ بخشی از تاریخ اروپاست، همه ساله یک کشور میهمان یا منطقه ای دارد که در آن سلتی ها می زیستند و امسال منطقه "برتانی" میهمان مهم فستیوال است. این منطقه بخشی از فرانسه، ایرلند و ویلز را در بر می گیرد. در نتیجه یکی از گروههای معروف ایرلندی،"کرانبری"، پس از 7 سال غیبت و 38 میلیون آلبومی که فروخته به فستیوال "میان سلتی" باز می گردد.

به طور کلی این مناطق عبارتند از ،"آستوریا"، در شمال غربی اسپانیا، "برتانی" در شمال غربی فرانسه "،"کورنوآی" در جنوب غربی انگلستان، "اسکاتلند، در شمال انگلستان، "گالیس" در شمال غربی اسپانیا، جزیره "من" در ایرلند، ایرلند و "ویلز.
علاوه بر توجه به سازهای ویژه سلتی ها ، نی انبان، فلوت، چنگ سلتی، ویلن، زنبورک و "بمبارد"، سازی شبیه به قره نی، که توسط یک ارکستر بزرگ 50 نفره نواخته خواهند شد، گروههای راک و پاپ که از این سازها استفاده می کنند هم حضور پر رنگی خواهند داشت. فستیوال امسال با رژه ای از رقصندگان اهل "برتانی" فرانسه در خیابان آغاز شد و 40.000 نفر با آن همراهی کردند. طی این روزها 120 برنامه اجرا خواهد شد که 70% آنها مجانی هستند. انتظار می رود بیش از 700.000نفر در این فستیوال شرکت کنند. به هر حال علاوه بر 20 هتل و شماری اتاق در خانه های اهالی این شهر ، 7 دبیرستان نیز با نصب 800 تختخواب برای سکنی دادن این جماعت در نظر گرفته شده اند.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.