دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

"مونه" و غیبت "احساس طلوع خورشید"

صدا ۱۶:۴۷
© RMN
توسط : شهلا رستمی
۳۷ دقیقه

ساختمان زیبا و مجلل "گران پاله" از روز 22 سپتامبر تا 24 ژانویه 2011، با بیش از176تابلو، میزبان "کلود مونه" (1840-1926)، نقاش معروف فرانسوی ویکی از مهمترین چهره های سبک امپرسیونیسم، خواهد بود.

تبلیغ بازرگانی

در این نمایشگاه که بلافاصله پس از فصل امپرسیونیسم که به مدت دو ماه در خاستگاه آن منطقه نرماندی، در شمال فرانسه جریان داشت، تشکیل می شود، برخلاف تصور همه کسانی که می گویند کارهای "مونه" را که همه می شناسیم پس دیگر دیدن ندارد، آگاهی بسیاری در مورد این نقاش می دهد. چون بسیاری از این غافل هستند که علت چنین احساسی، اشباع شدن از دیدن تصاویر برخی از تابلوهای او ست که به کرات روی پوستر های بی کیفیت و یا حتا جعبه های شکلات آورده شده اند.
در این نمایشگاه، نه تنها بیننده جستجو گری این نقاش را که به کشیدن یک طرح از منظره ویا شیئی بسنده نمی کرد و حتا یک منظره را بار ها و در زمان های مختلف روز، به منظور نشان دادن آن در نوری خاص می کشید، در می یابد، بلکه با آثاری آشنا می شود که پیش تر به نمایش گذاشته نشده بودند.
البته در کنار این آثار، سری نقاشی های مونه از نیلوفرها، مناظر مختلف و طبیعت های بیجان او هم قرار داده شده اند.

"مونه" البته در آغاز کار و هنگامی که خیلی جوان بود به کلاس "اوژن بودن"، سردمدار موج امپرسیونیسم میرفت اما از سبک او خوشش نمی آمد. او به اصرار "بودن" به درون طبیعت رفت و باز هم به اصرار او کار بر منظره را در شرایط طبیعی آغاز کرد. این کار باعث شد او کم کم به این سبک کار عادت کند و بعد ها دیگر نتواند به جز در طبیعت، تصویری از طبیعت بکشد.

L'hiver près de Lavacourt. Claude MONET -1880
L'hiver près de Lavacourt. Claude MONET -1880 (DR)

اما "مونه" تنها به جستجوی نور نمی رفت، بلکه پا به دنیای غیر واقعی می گذاشت و دائم در تلاش ثبت لحظه بود. منتها نقاشی که کار خود را با بیان احسای ویا "امپرسیون" از شیئی یا منظره ای آغاز کرد و ادامه داد، هم به دلیل جستجو گری و هم به دلیل بیماری "آب مروارید"، کارهایش به سبک آبستر نزدیک شدند. یکی از نمونه های آن، نیلوفرهایش هستند. همین دلایل همچنین باعث شد رنگهای تند، خاص و غیرطبیعی تری به مناظرش بدهد. که از جمله رنگ بنفش بدنه درخت های سرو و رنگ پرتغالی سنگهای آسیاب اوست.
به هرحال در این مرور بر آثار مونه، تنها یک تابلو غایب است و آن همان تابلوی معروف "احساس طلوع خورشید" است که ماجرا آفرین شد و کلمه امپرسیونیسم را به وجود آورد که در آغاز با تمسخر به کسانی که به سبک مونه کار می کردند داده می شد وا مروزه یکی ازسبکهای مهم هنری به شمار می آید.
این تابلو در نمایشگاه دیگری که در موزه "مارموتان" ، موزه ویژه آثار "مونه"، پیرامون آثار هنرمندان "آبستره" کاری که از "مونه" الهام گرفته اند برگزار است، باقی مانده است.
به جای آن تابلوئی به موزه به امانت داده شده که بندر "هاور" را شب هنگام نشان می دهد. این تابلو که متعلق به یک مجموعه دار خصوصی است و در سال 1873 آفریده شده، بسیار ناشناخته است چون به معرض دید عموم گذاشته نشده است.
گفتنی است که بسیاری از علاقمندان از مدتی پیش جای خود را برای دیدن نمایشگاه همه آثار "کلود مونه"، که از سی سال پیش تاکنون انجام نگرفته، رزرو کرده اند و تصور می رود بیش از نیم میلیون نفر از آن دیدن کنند. ناگفته نماند که "مونه" نقاش محبوب فرانسوی ها، آمریکائی ها و ژاپنی هاست.

 

"فرشی از انسانها"

صادق تیرافکن، عکاس ایرانی که از سالها پیش جای خاصی در دنیای عکاسی و به ویژه گالری ها و موزه های مهم جهان باز کرده، آخرین سری از کارهای خود را به نام "فرشی از انسانها" در لندن ارائه می دارد. در این نمایشگاه، او با نو آوری، بریدن ازسبک دوبعدی و با استفاده از تم های سنتی ایرانی، از روز 15 سپتامبر تا 7 اکتبر در گالری "سلما فریانی"، علاقمندان به سبک عکس های خود را غافلگیر می کند و عکس را با مواد دیگر می آمیزد.

یکی از آنها عکس دیجیتالی از دختر مدرسه های اونیفورم پوش و روسری سفید بر سر است که در میان یک قابی از فرش قرار داده شده.

از صادق تیر افکن که در گذشته بیشتر با ترسیم خط بر بدن خود و بدن مدل هایش سبکی خاص برای خود بر گزیده بود پرسیدم چگونه و چرا از چندی پیش تغییر سبک داده است؟

 

گفتگو با صادق تیر افکن

با سپاسگذاری از صادق تیر افکن باید اضافه کنم که او در سال 1965 از والدینی ایرانی در بغداد به دنیا آمده و بعدها دانشکده هنرهای زیبای تهران را به پایان رسانده است.
او ازسالهای 1980 در شماری نمایشگاه فردی و دسته جمعی در کشورهای مختلف شرکت کرده است.

 

یک خاک، یک خانواده

از روز 16 سپتامبر تا سوم ژانویه 2011، 22 پرتره بسیار بزرگ از آثار رضا دقتی، عکاس-خبرنگار ایرانی، زیر عنوان " یک خاک، یک خانواده" در پارک "لاویلت" در محله نوزدهم پاریس به نمایش گذاشته شده است. این عکس ها که به ابتکار آرشیتکتی به نام" ب.چومی" برروی چهارچوب هائی قرمز قرار داده شده اند،در سراسر این پارک 55 هکتاری پخش هستند.
درشب افتتاح، بازدید کنندگان توانستند، مشعل به دست، همراه با رضا دقتی و توضیحات وی عکس ها را ببینند. بازدید کنندگان دیگر می توانند با داونلود توضیحات رضا دقتی به صورت "ام پی 3 " ، با عکس ها و داستانهائی که پشت هر کدام از آنها نهفته است آشنا شوند.

هدف رضا دقتی، با برقراری این نظم و با عکس هائی که از شهروندان رواندا، چین، افغانستان، مغولستان، پاکستان، قاهره و بیت المقدس گرفته این بوده که نشان دهد ما همگی اعضای یک خانواده هستیم و خانه مان کره خاکی است.

در کنار این نمایشگاه برنامه های دیگری از جمله جلسه بحثی زیر عنوان : "فتوژورنالیسم : شهادت دادن و میراث گذاشتن" با شرکت رضا دقتی، عتیق رحیمی و لیلی انور در روز 2 دسامبر در خواهد گرفت که ورودش برای همه رایگان است.
کارگاههای عکس وتهیه رپرتاژ برای کورکان 4 تا 12 سال در روزهای مختلف در نظر گرفته شده برنامه های قصه گوئی هم برای آنها فراموش نشده است.

 

آیا فیلم"غیرقانونی" می بایست غیر قانونی اعلام می شد؟

چهار سال پس از "بومی ها" که نخل طلای بهترین بازیگر را به شکل دسته جمعی برای هنرپیشگان این فیلم به ارمغان آورد، "رشید بوشارب" کارگردان الجزیره ای تبار فرانسوی با فیلم "غیرقانونی"، به بخش مسابقه ای فستیوال کن امسال بازگشت و هم اکنون فیلم بسیار بحث بر انگیز او به روی پرده سینما ها آمده است. "رشید بوشارب" که با فیلم قبلی اش مسئله فراموشی خدمات سربازان ملیت های مختلف را در کمک به ارتش فرانسه مطرح کرده بود، در "غیرقانونی" به مبارزات الجزایری ها برای استقلال و از ورای ماجراهای یک خانواده الجزایری به کشتار روز 8 مه 1945 در "سطیف" و دوران پس از آن می پردازد که به استقلال الجزایر انجامید.
این فیلم که به سبک فیلم های اسکورسیزه ساخته شده از آغاز تا پایان با ریتمی درست، لحنی دقیق و بدون غلو، ریشه ها و نسج گیری مبارزات ملت الجزایر را نشان می دهد وبسیار آموزنده است. با این حال فیلم که بسیار دقیق نوشته شده، به دقت فیلم برداری شده، کادر آن مناسب است و هنرپیشگانش بازی خوبی ارائه می دارند، از نداشتن خود جوشی رنج می برد و به نظر می آید که همه چیز در آن در کادری خشک و تغییر ناپذیر قرار داده شده اند.
گفتنی است که فیلم "غیر قانونی"، پیش از نمایشش بحث های بسیاری را برانگیخت و نماینده یکی از مناطق جنوب فرانسه که  نماینده حزب "او ام پ" در پارلمان فرانسه است،  بلافاصله پس از اعلام خبر گزینش این فیلم توسط فستیوال کن، با حسرت دوران مستعمره گی الجزایر، خواستار انجام تظاهرات درروزنمایش آن شد. از این روگروهک های وابسته به راست افراطی در نظر داشتند، طبق معمول همه افراط گرایان، پیش از دیدن فیلم و تنها بر مبنای موضوع آن، دست به تظاهرات بزنند. فستیوال کن هم که هیچ گونه دستوری را برای ممنوع کردن آزادی بیان نمی پذیرد، تصمیم گرفت آن روز خاص را روز یاد بود "همه قربانیان جنگ الجزایر اعلام کند.
در آن زمان "رشید بوشارب" اعلام کرد که نمی خواهد فیلمش کارزار خاطرات تلخ و گذشته سنگین میان فرانسه و الجزایر باشد. خود او نیز، برخلاف آنهائی که از این فیلم انتقاد می کنند، به هیچ وجه در فیلم قهرمان پروری نکرده. یعنی زیاده روی های هر دو طرف، "اف ال ان" (جبهه ازادی ملی) الجزایر و "دست سرخ" یا پلیس مخفی مأمور از میان برداشتن اعضای "اف ال ان" را بدون جهت گیری نشان می دهد.
به هر حال "خارج از قانون" جزو نادر فیلم هائی است که پیرامون رابطه فرانسه با الجزایر پس از سالها استعمار ساخته شده و از این رو ارزش خاصی پیدا می کند. "رشید بوشارب" که در پاریس متولد شده و ملیتش فرانسوی است این فیلم را به عنوان یک فیلم الجزایری به کن فرستاد.

 

مبارزه طبقاتی در "خدمتکار"

"خدمتکار" ساخته "ایم سانگ سو"، کارگردان کره ای، که هم اکنون بر پرده سینماهاست، با تصاویری بی تزئین اما شفاف وسرد ما را به دنیای سرد وبی رنگ مبارزات طبقاتی و یا بهره برداری بدون وسواس یک انسان از انسان دیگر می برد
در این فیلم که "ریمیک" ویا دوباره سازی فیلمی است به همین نام ساخته "کیم کی یونگ"،کارگردان دیگر کره ای در سال 1960 ،"ایم سانگ سو" با میزانسنی دقیق و بسیار شسته و رفته فیلمی بسیار کوبنده از رابطه میان خدمتکار و کارفرمای ثروتمندش اعطاء می کند. همین شسته رفتگی باعث می شود احساساتی در تماشاگر ایجاد نشود و فقط تلخی داستان در ذهنش باقی بماند. فیلم "خدمتکار" در عین حال همدستی دیگر زیر دستان با کسی که دستمزدشان را می دهد علیه هم طبقه ای های خود را دستمایه فیلم می کند و نشان می دهد چگونه طبقات محروم اجتماع خود به اسارت خویش کمک می کنند. درعین حال "خدمتکار" نشان می دهد که همه امید ها را نباید از دست داد چرا که سرانجام ظلم وسکوت بدون پاسخ نمی ماند و قیام درونی افراد این دایره بسته را در هم می شکند.
"ایم سانگ سو" در سال 2003 با فیلم "یک زن کره ای" در فستیوال سینمای آسیای شهر "دوویل" جایزه بهترین فیلم این فستیوال را ربود و در سال 2005، با فیلم "آخرین ضربه گروه پرزیدنت" به بخش "پانزده کارگردانان" کن راه یافت.

 

"لوبیچ"درهمه جا

تا روز 10 اکتبر،سینماتک و شماری از سینما های محله "لاتین" پاریس، محله ای که تقریبأ از آغاز حیات این شهر، محله علم و دانش و دانشجوئی بوده هنوز هم سینماهای آن مرور بر آثار کلاسیکی را در برنامه خود قرار می دهند که در جای دیگری دیده نمی شوند، شماری از آثار "ارنست لوبیچ" را به علاقمندان این سینماگر بسیار مطرح تاریخ سینما، ارائه می کنند.
"ارنست لوبیچ" که "پرنس کمدی" در آمریکا نامیده می شد، توانسته بود آثاری با ظرافت بسیار از موضوعاتی گاه پیش پا افتاده بسازد.

صحنه ای از فیلم to be or not to be
صحنه ای از فیلم to be or not to be

او که درسال 1892 در برلن زاده شده بود، کار خود را به عنوان هنرپیشه کاباره و تآتر آغاز کرد . سپس به عنوان هنرپیشه و سناریو نویس وارد استودیوی "بیوسکوپ" شد و اولین فیلم خود را در این استودیو درسال 1914 ساخت. پس از ساختن چند کمدی به ساختن فیلم های پر هزینه چون "چشم های مومیائی" و یا "کنتس دوباری" روآورد. او در سال 1922 به هالیوود سفر کرد و از آن پس به ساختن فیلم هائی خاص و به ویژه کمدی پرداخت. با رسیدن سینمای متکلم، لوبیچ جای خود را هر چه بیشتر به عنوان مهمترین کارگردان فیلم های فانتزی تثبیت کرد که در میان آنها میتوان از "سرناد برای سه نفر"، "بودن یا نبودن"، "دیوانه مکار" نام برد.
مروربرآثار "لوبیچ" با همکاری فستیوال لوکارنو، سینماتک سویس و سینماتک فرانسه ممکن شده است.

 

دیدارهای فیلم زنان مدیترانه

از روز 28 سپتامبر تا 5 اکتبر برای پنجمین بار دیدارهای فیلم زنان مدیترانه در شهر مارسی برگزار می شود. امسال شماری از کشورها و از جمله دو فیلم از دو زن کارگردان ایرانی،"زنان بدون مردان ساخته شیرین نشاط و "نگاه"، ساخته سپیده فارسی ویک فیلم دیگر"نیلوفر" ساخته سابین جمایل که در ایران زندگی کرده و فیلمش در دهکده ای در خاک عراق ومرز این کشور با ایران می گذرد، میهمان این دیدار ها هستند. در این دیدارها که به کمک گروهی علاقمند به سینما و به ویژه سینمای زنان به وجود آمده، پانزده فیلم بلند مستند و داستانی و پانزده فیلم کوتاه به نمایش در می آید و نمایش این فیلم ها با بحث و گفتگو همراه خواهد بود.

هدف برگزار کنندگان این دیدارها در دعوت از فیلم های زنانی که ازکشورهای حاشیه دریای مدیترانه می آیند ویا به اصطلاح دارای فرهنگ مدیترانه ای هستند، این بوده که این آثار را مطرح کنند و به تماشاگران بیشتری نشان دهند. به باور آنها به آثار زنان توجه چندانی نمی شود و فیلم های آنها به ندرت پخش کننده پیدا می کنند.
آنها بدون این که بخواهند یک "گتوی زنانه" به وجود بیاورند، میخواهند فیلم هائی را که از ارزش سینمائی برخور دارند،دوباره مطرح کنند. از جمله این فیلم ها، فیلم بسیار خوب "زنان بدون مردان" ساخته شیرین نشاط است که در فرانسه پخش کننده نداشت و طبیعتأ نمایش عمومی هم نداشتاست. این فیلم پس از تلاش گردانندگان این دیدارها برای دستیابی به آن، یک پخش کننده در فرانسه پیدا کرد که قرار است در اوائل سال نوی میلادی آنرا بر پرده سینما ها بیاورد.
فیلم "نگاه" ساخته سپیده فارسی گر چه چند سال پیش در پاریس اکران شد اما در شهرهای دیگر فرانسه به نمایش درنیامده است.
فیلم های این دیدار ها از یازده کشور بوسنی، فرانسه، یونان، ایران، اسرائیل، ایتالیا، لبنان، مراکش، فلسطین، تونس و ترکیه می آیند.
http://films-femmes-med.org/ffm2010/

پدیده "نینا هاگن"

در پایان سالهای هفتاد، "نینا هاگن" خواننده ای با صدائی قوی و اپرائی، با ظاهری عجیب و آرایشی عجیب تر از آلمان شرقی گریخت و در آلمان غربی، دنیای موسیقی پانک و شنوندگان موسیقی مدرن آن زمان را شگفت زده نمود. "نینا هاگن" در سال 1979 با آلبوم های "معذب" و "ریگه آفریقائی" به یکی از چهره های موفق موسیقی پانک تبدیل گردید. سپس به سفر میان نیویورک و لس آنجلس پرداخت و در میان این رفت و آمدها و با پروازهائی به کمک "ال اس دی"، در میان ابری از هذیان و گفتگو با خدا و موجودات سیاره های دیگر، گم شد.

این پدیده بار دیگردرسال 2010 ودر 55 سالگی، با صدائی پخته تر وجیغ های کمتروارد میدان شد و در روز 17 سپتامبر کنسرتی در "شهرک موسیقی" پاریس اجرا کرد ونشان داد که حالش خوب، موسیقی اش پر رنگ و صدایش تواناست.
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.