راهِ ابریشم

آثار بهجت صدر در پاریس

صدا ۱۷:۳۴
توسط : شهلا رستمی
۴۱ دقیقه

برگزاری نمایشگاهی زیرعنوان "بزرگداشت " از آثار "بهجت صدر"، نقاش آزاده و پیشکسوت هنرتجسمی در ایران، در گالری "فردریک لا کروآ " درپاریس و نمایش فیلم مستند "زمان معلق" ساخته میترا فراهانی، فرصتی را فراهم کرد که باز خاطره این هنرمند را گرامی بداریم.

تبلیغ بازرگانی

کارهای آبستره بهجت صدر که در آغاز باعث رد او به عنوان نقاش شده بود بعدها از وی نخستین زن نقاش ایرانی را ساخت که سبک آبستره ، کولاژ و چینه چینی را بر گزیده بود.
در مورد زندگی نامه بهجت صدر، به ویژه پس از مرگش، مطالب بسیاری نوشته شد، اما کمتر از چگونگی نسج گیری خلاقیت در اوسخن رفت.
این کمبود را میترا فراهانی، نقاش و کارگردان جوانی که ازاو فیلم های پرسش برانگیز دیگری ازجمله "تابو" را درگذشته دیده ایم جبران کرد و با فیلم "زمان معلق" نه تنها به شکلی خاص یک هنرمند را مورد توجه قرار می دهد بلکه آن را با ساختاری نوهمراه می سازد که طبیعت هنرمند و رابطه اش را با دنیای اطراف پر جلوه تر می کند.

گفتگو با میترا فراهانی

در آغاز از میترا فراهانی پرسیدم چگونه شد که این هنرمند را برگزیده چرا که علیرغم نقش وی در دنیای هنر معاصر ایران چندان در باره اش صحبت نمی شد؟

 

بهجت صدر محلاتی در سال 1303 در اراک به دنیا آمد. او در سال 1320 وارد دانشسرای مقدماتی شد و درسال 1326 کنکور دانشکده هنرهای زیبا را گذراند. اما سرانجام توانست سال بعد وارد این دانشکده شود و درسال1333 ، فارغ التحصیل دررشته نقاشی شد. سپس در سال 1334 با گرفتن بورسی به فرانسه سفر کرد و در این سال مدال "انگر" را گرفت. سال بعد به ایتالیا رفت و در نمایشگاهی در این کشور شرکت کرد. این فعالیت ها ادامه داشت و او همواره بین ایران و اروپا و آمریکا در رفت وآمد بود و نمایشگاههای متعددی برپا نمود. بهجت صدر در ماه اوت سال 2009 به دنبال ایست قلبی در جزیره "کرس" در جنوب فرانسه درگذشت.

 

"ارنست پینیون ارنست" و خلسه

"ارنست پینیون ارنست"  ازهنرمندانی است که شاید همه او را به خوبی نشناسند، اما بسیاری از کنار آثار وی که شبح وار دیوارهای شهرهای مختلف را پوشانده گذشته اند و حتمأ از خود پرسیده اند این آثار راچه کسی آفریده ؟ آیا نقاش بوده و یا کسی است که جای خاصی ندارد و دیوارهای سفید را جای مناسبی برای بازگو کردن آثار خود به شمار آورده است.
البته "ارنست پینیون ارنست" به این شخصیت های شبح وار بسنده نکرد بلکه نقاشی با مداد و مرکب را هم به "سریگرافی" ها ئی افزود که در آغاز ، در اندازه های بزرگ، روی کاغذ کشیده می شدند و سپس نقش آنها بر دیوارها افکنده می شد. باد وباران و گذر زمان رنگ شماری از آنها راشسته و برخی هم ناپدید شده اند.

"ارنست پینیون ارنست" تصاویر زندگی روزمره را با تصاویر مذهبی در هم می آمیزد. در همه این شخصیت ها درد و رنجی را که در وجودشان وجود داشته می بینیم. از سوی دیگر به شخصیت های اسطوره ای که از شاهکارهای نقاشی ایتالیا الهام گرفته اند، درد ورنجی عرفانی می افزاید. در کنار آنها، سری نقاشی هایش که مردان زندانی شده در کابین های تلفن را به تصویر می کشند، حکایت از اضطراب قرن دارند.
"ارنست پینیون ارنست" که در سال 1942 زاده شد، کوچه و خیابان را کارگاه و حتا موزه خود نمود. از این رو می توان او را یکی از پیشگامان هنر خیابانی دانست.
در نمایشگاهی که "خلسه" نام گرفته، این هنرمند این بار چهره تخیلی 7 قدیسه یا "زنان مقدس" را از روز 15 اکتبر تا 17 ژانویه 2011 در "بازیلیک سن دنی" در حومه شمال پاریس ارائه می دارد.

 

"نام مردم" اشاره ای به هویت و ریشه های انسانها

دریک کمدی ساده و پر تحرک، با عنوانی ساده تر "نام مردم"، "میشل لوکلر"، کارگردان فیلم، مسئله هویت، پیش داوری و خارجی ستیزی را با سبکی بسیار خاص و پر طنز مطرح می کند. دو هنرپیشه ای که بسیار خوب در نقش شخصیت های فیلم می گنجند و جلوی کاریکاتور ویا کلیشه ای شدن داستان را می گیرند، تماشاگر را به تعمق وا می دارند.
کار گردان فیلم توانسته به خوبی از چهره های "ژاک گامبلن" و "سارا فورستیه" دو هنرپیشه اول فیلم که معرف هیچ تیپ و یا اقلیت خاص نیستند استفاده کند و هر کدام را معرف خانواده ای مخلوط سازد. "ژاک گامبلن" در نقش "آرتور مارتن"، نامی بسیار فرانسوی و در عین حال نام یک مارک لوازم خانگی، در اصل یهودی است و خانواده "مارتن" او را به فرزندی پذیرفته اندو "سارا فورستیه" در نقش "بهیه کاسمی"، از پدری عرب و مادری فرانسوی به دنیا آمده. این دو با یکدیگر آشنا می شوند. و می بینیم چگونه عشق، علیرغم شیطنت ها و مو ضع گیریهای عجیب سیاسی این دختر جوان افسار گسیخته و پر شر وشور ، آرتور را که چندان هم جوان نیست از پیش داوریهایش رها می سازد.
یکی دیگر از نکات جذاب فیلم ، نزدیک کردن آن به سینمای مستند است. بدین معنا که در بخش هائی از آن یکی از روزنامه نگاران رادیوی پر شنونده " فرانس انتر" و سپس نخست وزیر پیشین سوسیالیست فرانسه، "لیونل ژوسپن" را در نقش خود می بینیم.
در جائی از فیلم وقتیکه شخصیت فیلم می گوید بسیار طرفدار ژوسپن است و تنها آرزویش ملاقات با اوست، دختر جوان، به عنوان کادو "لیونل ژوسپن" را وارد خانه اش می کند و ژوسپن نیز با طنز به نقد خود می پردازد.
نخست وزیر پیشین فرانسه که پذیرفت در این صحنه سه دقیقه ای بازی کند می گوید از این کار بسیار لذت برده اما نخواسته سخنانی در ارتباط با سیاست بگوید. از این رو به طنز رو آورد و در پاسخ به جوانی که طرفدارش بود می گوید : " طرفدار ژوسپن بودن این روزها بس باور نکردنی و نایاب است. درست مثل این است که در جزیره "ر" در شمال غربی فرانسه به دنبال یک اردک چینی بگردیم"
"لیونل ژوسپن" همچنین به هنگام نمایش این فیلم در شب آغاز بخش "هفته منتقدین" فستیوال کن حاضر شد و همچون یک هنرپیشه واقعی، تن به پرسش و پاسخ خبرنگاران داد.

 

"غریبه ای که دردرون من است"

فیلم " غریبه ای که در درون من است" ساخته "امیلی عاطف" کارگردان فرانسوی-ایرانی ساکن آلمان که در بخش "هفته منتقدین" فستیوال کن سال 2008 به نمایش در آمد، اکنون بر پرده سینماها آمده است.
در این فیلم، آمیلی عاطف ، به همه کلیشه های موجود در ارتباط با عشق مادری پشت پا می زند و می فهماند که باید افسردگی پس از زایمان را جدی گرفت.
ماجرا از این قرار است که یک زوج جوان و عاشق، دارای فرزندی میشوند. اما پس از زایمان، مادر جوان نمی تواند فرزندش را دوست بدارد و جرأت هم نمی کند در این مورد با کسی صحبت کند و در نتیجه در افسردگی شدید فرو می رود.
فیلم "غریبه ای که در درون من است" به آرامی پیش می رود و بیننده را با سهیم کردن در تبلور نا آرامی درون زن جوان، با خود همگام می سازد. بازی خوب هنرپیشه زن آن را هم نباید فراموش کرد.
گفتنی است که در آلمان، کشوری که هنوز زنانش، به جز در بخش شرقی و کمونیست سابق آن، زیر فشار کهن الگوها در ارتباط با مادر بودن هستندو حتا از سپردن کودکشان به مهد کودک احساس گناه می کنند، حدود 80000 زن از افسردگی پس از زایمان رنج می برند و کسی در موردش صحبت نمی کند. این افسردگی که هنوز به عنوان یک بیماری شناخته نشده، می تواند حتا پس از بهبودی، لطمه های زیادی به روابط مادر و فرزند بزندو پیامد های درد ناکی داشته باشد.

 

فصل فستیوال ها

اکتبر، نوامبر و دسامبر ار ماههای پر فستیوال سال به شمار می آیند. با این حال سینمای ایران امسال نیز یا جزو غایبین است و یا حضوری بسیار کمرنگ دارد.
فستیوال "شبهای سیاه" شهر "تالین" در استونیا که از روز 19 نوامبر تا 5 دسامبر برگزار می شود، تنها یک فیلم ایرانی، آنهم "تسویه حساب"، ساخته تهمینه میلانی را در برنامه خود قرار داده که داستان انتقام چهار زن از مردان را به تصویر می کشد که در زندان با یکدیگر آشنا شده اند.

تهمینه میلانی درمصاحبه ای که پیرامون این فیلم بحث برانگیز در ایران، که سه سال پس از ساخته شدنش، سرانجام در نوروز گذشته اکران شد و یکی از پر فروش ترنن فیلم ها بود می گوید که ماجرای این فیلم از یک داستان واقعی بر گرفته شده است . او می افزاید :" درسال 81 كه در زندان بودم با رييس اين باند آشنا شدم. او دختري بود كه به دليل فشارهاي اجتماعي و خانوادگي كه بر او وارد شده بود كينه‌ي بسيار عميق و حس انتقام‌جوي شديد نسبت به جامعه داشت . من ايده فيلمم را از او گرفتم."
تهمینه میلانی درباره سكانسهائي كه در فضاي زندان گرفته شده و اينكه چقدر به فضاي واقعي زندان زنان نزديك است می گوید: فضاي تصوير شده از زندان عين واقعيت است و بند عمومي زندان‌ها همين شكل است.
او می افزاید فضاي زندان پر از زنان جوان است و متاسفانه سن بزهكاري به شدت پايين آمده است. من عین فضائي را كه خودم از زندان زنان ديدم به تصوير كشيدم با اين تفاوت كه در زندان زنان كسي روسري ندارد و براي اينكه اين موضوع را توجيه بكنم، مردان لوله‌كش وارد زندان مي‌شوند كه حجاب زنان فيلم توجيه شود."

 

فستیواال "تورینو" جایزه بزرگ خود را به "جان بورمان" می دهد

فستیواال فیلم شهر "تورینو" در ایتالیا که به فیلم های اول و دوم کارگردانان جهان اختصاص دارد و از روز 26 نوامبر تا دو دسامبر دراین شهر جریان خواهد داشت، امسال جایزه بزرگ خود را که ازسال پیش برای بزرگداشت از سینماگرانی بر پانهاده که به گونه ای موج تازه ای در سینما به وجود آورده اند و یا گویشی تازه وارد سینما کرده اند، به "جان بورمن" اعطاء می کند.
"جان بورمن" کارگردانی است که متأثر از تئوریهای "کارل گوستاو یونگ" روانشناس بنام، به اسطوره های پایه ای جوامع بشری و روانشناسی فردی و اجتماعی در فیلم هائی خود بسیار پرداخته این اسطوره ها را رو در روی زندگی واقعی قرار می دهد.
از"جان بورمن" فیلم های بسیاری ازجمله" نقطه بدون بازگشت" (1965)، "نبرد در اقیانوس آرام" (1968)، "رهائی" (1972 )، "اگسکالیبور" (1981)، "جنگل زمرد" (1985" و "دم پلنگ"(2006) را به یاد داریم . گفتنی است که او برای فیلم "رهائی" درسال 1972 نامزد جایزه اسکار شد.
در بخش "جشن متحرک" فستیوال فیلم تورینو امسال دو زیر مجموعه قرار داده شده که یکی " شخصیت ها در منظره " نام دارد که در آن 30فیلم کوتاه، بلند وخیلی بلند که مرزهای بین مستند و فیلم داستانی را می شکنند، گنجانده شده است. درمیان این فیلم ها که در سال 2010 در کشورهای مختلف مورد توجه بوده اند اما در ایتالیا به نمایش در نیامده اند، فیلم شکارچی، ساخته "رفیع پیتز"، کارگردان ایرانی دیده می شود. این فیلم که به خوبی مسائلی حساس چون رابطه با قدرت، فساد پذیری افراد در قدرت و ناتوانی مردم عادی را در گرفتن حق خود با قرار دادن شخصیت ها در فضای بسته و تقریبأ تنها ا زراه استفاده از دیالوگ مطرح می کند، درفستیوال برلن سال گذشته نیز شرکت داشت، "شکارچی" علیرغم شرکت در بسیاری از فستیوال ها نتوانست آن گونه که باید مخاطب خود را پیدا کند. یک دلیل آن را می توان انتظار بی جای تماشاگران خارجی از فیلم های ایرانی دانست که غالبأ به قصه، فرم و پرداخت خاص فیلم های ایرانی عادت کرده اند و به سینماگران ایرانی به شکلی نا خود آگاه اجازه استفاده از گویشی دیگر را نمی دهند. در نتیجه شماری فیلم بی ارزش آمریکائی و غیره به همه جا راه پیدا می کنند اما مترادف ایرانی آنها، حتا با کیفیت بالاتر بختی نمی یابد.
فیلم "سلام اصفهان" ساخته ساناز آذری که نامزد جایزه "کالت" نیز هست، از بلژیک در بخش "منظره و شخصیت ها"در میان 26 فیلم دیگر گنجانده شده است . این فیلم دو جایزه مهم، "کورسیکا دوک" و جایزه "تماشاگران جوان را در فستیوال فیلم های مستند جزیره کرس، در جنوب فرانسه ربود که از روز 16 تا 21 نوامبر برگزار بود. مبلغی که این جوایز را همراهی می کند، 1000 یورو برای هر کدام است.
گفتنی است که تاله دریاوند، سینماگر دیگر ایرانی تبار نیز تقدیر ویژه هیأت داوران فستیوال را برای فیلمش "سفر" دریافت کرد. این دو فیلم در سال 2011 از شبکه 3 تلویزیون فرانسه-کرس پخش خواهند شد.
فستیوال فیلم تورینو امسال به ابتکار تازه ای دست زده و آن از این قرار است که شرکت کنندگان در فستیوال می توانند به وسیله تلفن همراه ، نظر خود را نسبت به فیلم های مسابقه ای بیان کنند و آراء تازه شده را هم مدام دریافت نمایند. از این رو فیلمی که در پایان روز بیشترین آرا را به خود اختصاص دهد، در فهرستی قرار داده می شود تا در پایان فستیوال فیلمی که بیشترین ارا را از آن خود کرده برنده تماشاگران اعلام شود.
گفتنی است که کانادا وانگلستان جای خاصی در بخش مسابقه ای فستیوال بین المللی فیلم شهر تورینو یافته اند.
سر انجام این که فیلم "شکارچی" ساخته رفیع پیتز همچنین در بخش "افق ها ی نو" فستیوال فیلم شهر تسالونیکی در شمال یونان ،که به فیلم هائی با گویش نو ومستقل اختصاص یافته، در میان 20 فیلم منتخب گنجانده شده است . باعث خوشحالی است که فستیوال شهر تسالونیکی، علیرغم بحران مالی –اقتصادی این کشور، امسال برگزار می شود.

 

گروه "چشمان سیاه" در کنسرت

گروه "چشمان سیاه" که از17 سال پیش موسیقی یهودیان و کولیان اروپای مرکزی را اجرا می کند، در روزهای 3، 4 و 5 دسامبر در سالن "آلامبرا" در پاریس به اجرای کنسرت خواهد پرداخت .
این گروه تازه ترین آلبوم خود به نام "تیگانیسکا" را در ماه نوامبرراهی بازار کرده است.
بنیان گذاران این گروه، که از شش موزیسین برخاسته از گروههای قومی و ملیت های مختلف تشکیل شده، دو برادر به نامهای اولیویه و اریک اسلابیاک هستند که ویلن می نوازند. آنها در آغاز ویلن کلاسیک می زدند وسپس نظر به علاقه به موسیقی کولی ها، سبک خاص نواختن ویلن در این موسیقی را برگزیدند. موسیقی این گروه که به زبان "یدیش"( دیالکتی مخلوط از زبان قدیمی آلمانی عبری و زبانهای اسلاو) می خواند، بسیار شبیه ونزدیک به موسیقی بالکان یا به عبارت دیگر موسیقی کولی هاست .
نام گروه نیز برگرفته از ترانه معروف روسی" چشمان سیاه" است.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید