راهِ ابریشم

نگاهی به چند رویداد هنری سال گذشته

صدا ۱۷:۰۳
فیلم "مردان وخدایان"، ساخته "زاویه بووآ" کارگردان فرانسوی
فیلم "مردان وخدایان"، ساخته "زاویه بووآ" کارگردان فرانسوی DR

وارد سال 2011 شدیم و در این روز اول سال نو شاید بد نباشد در حد برنامه راه ابریشم نگاهی کوتاه به رخداد های سینمائی و ادبی خاص سال گذشته در فرانسه بیافکنیم.

تبلیغ بازرگانی

یکی از فیلم های غافلگیر کننده سال گذشته، فیلمی بود که به دلیل موضوع مذهبی-عرفانی خود و نداشتن اکشن و یا همه عواملی که به مردمی شدن و موفقیت یک فیلم کمک می کنند، نمی توانست انتظار استقبال چندانی را بکشد. فیلم " مردان وخدایان"، ساخته "زاویه بووآ" کارگردان فرانسوی است که توانست 3 میلیون تماشاچی را به سالن های سینما بکشاند. این فیلم که در فستیوال کن نظر ها را جلب کرد و بسیار مورد توجه منتقدان قرار گرفت، فیلمی است که بر پایه داستان واقعی "دیر نشینان تیبرین" ساخته شده که در سال 1996 در الجزایر به قتل رسیدند.
در این فیلم، کار گردانی که در سال 1995 جایزه هیات داوران کن را برای فیلم "فراموش نکن که تو هم خواهی مرد" به دست آورد، زندگی 7 کشیش فرانسوی را در ماه های پیش از گروگان گیری و قتل آنها توسط " گروه اسلامی الجزایر"، به تصویر می کشد. کشیش هائی که به مردم محلی بسیار وابسته بودند و به آنها خدمت می کردند. در سراسر فیلم ما نحوه زندگی و به ویژه نیایش و عبادت آنها را می بینیم . فیلم "مردان و خدایان" در عین حال و شاید ناخواسته، فرمانبرداری محض از دستورهای دینی و زیر سئوال نبردن آنها توسط این کشیشان و فجایعی که اسلام گرایان افراطی در سال 1996 به نام مذهب انجام دادند، را پر رنگ می کند و بیننده در ذهن خود می پرسد مرز فرمانبرداری کجاست ؟ آیا خرد نباید در هر شرایطی حرفی برای گفتن داشته باشد ؟
دوفیلم دیگر کمدی نه چندان بی عیب یکی "دستمال های کوچک"، ساخته "گیوم کنه" با 5 میلیون تماشاچی و " گلدان" با شرکت "کاترین دوونو" در نقش یک زن شیک، بی عرضه و تابع که پس از مرگ شوهرش از خود مدیریت و کفایت نشان می دهد، با دو میلیون تماشاچی، به بازار فروش فیلم های فرانسوی رونق بخشیدند.
این هنرمندان واقعی در رقابت با هنرمندان نیمه واقعی و یا مجازی به ویژه در فیلم های سه بعدی قرار داشتند که از جمله آنها "ری پونس" ساخته استودیوی "والت دیسنی" است که 2 میلیون تماشاگر داشت. البته "آلیس در سرزمین عجایب"، ساخته "تیم برتن" از آن هم پیشی گرفت و شمار بینندگان خود را به 4 میلیون ونیم رساند.
منتها همه اینها در کنار موفقیت "آواتار" ساخته "جیمز کامرون" با 14 میلیون ونیم تماشاگر پریده رنگ می نماید. نباید فراموش کردکه "آواتار" درعین حال بهای این موفقیت را با داشتن رکورد فروش کپی های غیر قانونی آن پرداخت.
از سوی دیگر بنا به گزارش مرکز ملی سینما در فرانسه، سالن های سینمای این کشور، علیرغم بحران اقتصادی، از دسامبر 2009 تا دسامبر 2010 شاهد افزایش 6.8% شمار سینما رو ها نسبت به سال پیش بوده اند. سینما های فرانسه در سال گذشته 216 میلیون تماشاچی داشته اند که این پدیده ای تک است چون در دیگر کشورهای خارجی این شمار رو به کاهش بوده است. یکی از علل این موفقیت را استقبال از برخی از فیلم های فرانسوی ، کمک دولت به این سینما و نیز اختصاص مبلغی از فروش بلیط به سازمان های حمایت از سینما باید دانست. واریز این مبلغ شامل فیلم های خارجی هم می شود .بدین معنا که اگر یک فیلم آمریکائی خوب فروش کند، به سینمای فرانسه کمک می شود.

"ابراز انزجار کنید"

همانگونه که در زمینه سینما فیلم "مردان و خدایان" شگفتی آفرید، در دنیای کتاب نیز از چند هفته پیش، ورود یک جزوه 30 صفحه ای به پیش خوانها ، با عنوانی پرسش برانگیز "ابراز انزجار کنید" ، سر وصدای بسیاری به راه انداخت و در مدتی کوتاه 500.000 نسخه از آن به فروش رفت. این موفقیت به حدی غافلگیر کننده بود که جزوه 3 یوروئی کمیاب شد و ناشر آن "اندیژن" ناچار گردید چاپ این جزوه را به 850.000 نسخه برساند.
"استفان هسل" نویسنده 93 ساله این جزوه کسی است که در نهضت مقاومت فرانسه در زمان اشغال فرانسه توسط آلمان نازی فعال بود، در اردوگاه "بوخن والد" آلمانی ها زندانی شد، پس از فرار و پس از آزادی فرانسه از یوغ نازیها به دبیر خانه سازمان ملل متحد پیوست و به همکاری در تدوین منشور حقوق بشر پرداخت. او سپس مدتی نماینده پارلمان فرانسه بود.
اما پس از گذراندن این زندگی پر تلاطم و در حالی که شاید تصور می کرد دیگر جای چندانی برای مبارزاتی که او در جوانی انجام داده بود وجود ندارد، "استفان هسل"، در غروب زندگی اش، با مشاهده بحران اقتصادی به وجود آمده توسط نهادهای پولی جهان که میلیون ها نفر را در سراسر جهان بیکار کرد و به دامان فقر فرستاد، نتوانست فریاد بر نیاورد و همه را به مقاومت دعوت نکند.
"ابراز انزجار کنید" که از نظر خبری تازگی ندارد و شخص یا نهادی را هم مشخصأ مورد اتهام قرار نمی دهد، از دو بخش تشکیل شده : بخش کلی با برشمردن سریع مسائلی که سال گذشته مطرح شد و باید موجب انزجار همه می گردید و بخشی که او در آن به وضوح موضع می گیرد و از فلسطینیان دفاع می کند.
"استفان هسل" در این بخش می گوید : من می دانم که حماس، برنده انتخابات پارلمانی، نتوانست از پرتاب راکت به خاک اسرائیل پرهیز کند. اسرائیل نیز در پاسخ همه راههای غزه رابست. و گرچه بر این باورم که تروریسم را نمی توان پذیرفت، اما این را هم باید گفت وقتی کشوری توسط ارتش و ساز و کارهای نظامی بسیارنیرومندتر از امکانات خود اشغال می شود، از مردم آن نمی توان انتظار داشت از واکنش های خشونت بار بپرهیزند."
او می گوید : "برای ما، اعضای نیروی مقاومت، مقاومت کردن به معنای رد شکست و اشغال کشور توسط نازیها بود. پس احساس انزجار چندان دشوار نمی نمود. در پی آن هم مسئله استقلال مستعمره ها و استقلال الجزایر مطرح شد. اما امروز دلایلی که مارا به ابراز انزجار وا می دارند چندان روشن نیستند و یا جهان پیچیده تر شده است. ما نمی دانیم چه کسی دستور می دهد و چه جریانی بر ما حکومت می کند. ما با جهانی روبرو هستیم که در آن همه چیز به یکدیگر ربط پیدا کرده است. با این حال مسئولان سیاسی، اقتصادی، روشنفکران و مردم نباید در مقابل دیکتاتوری بین المللی بازارهای پولی سر فرود آورند چرا که آنها صلح را تهدید می کنند."
"استفان هسل" می افزاید : " در زمان جنگ دوم جهانی،اساس و پایه مقاومت را انزجار تشکیل می داد، ما امروز از نسل جوان می خواهیم میراث گذشته را زنده نگهدارد و آن را به نسل های بعدی منتقل کند. پس به آنها می گوئیم، "ابراز انزجار کنید".
در مورد خود "استفان هسل" که شاهد دگرگونیها و رویداد های مهم قرن بیستم بوده باید گفت که او در سال 1917 از یک پدر یهودی و مادری مسیحی در برلن به دنیا آمده در سال 1925 با آنها در فرانسه ساکن شده در سال 1937 ملیت فرانسوی را برگزیده است.
داستان زندگی مادرش که نقاش بود و هم زمان دو مرد عاشقش بودند دستمایه فیلم معرو ف "ژول و جیم" ساخته فرانسوآ تروفو شد. پدرش نیز آثار "پروست" را همراه با دوستش "والتر بنژامن" به آلامانی ترجمه کرد.
"استفان هسل" که مردی است بسیار سرزنده، مثبت، امیدوار و مبادی آداب، گفته می شود در پایان غذا از جا بر می خیزد و اشعار "بودلر" و "ورلن"، شعرای بزرگ فرانسه را از حفظ دکلمه می کند. گویا او صدها بیت شعر را از حفظ می داند.
حال چرا "ابراز انزجار کنید" با چنین موفقیتی روبرو شده است ؟ علت آن شاید این نباشد که کسی یک جمله انقلابی، البته انقلاب در آرامش، بر لب آورده است. و "هسل" خود می گوید ابراز انزجار لازم است اما کافی نیست . بلکه به این دلیل که ما در دورانی زندگی می کنیم که انسانها احساس می کنند کنترل زندگی و سرنوشت خود را از دست داده اند. در نتیجه در پی یافتن ارزش هائی هستند که این بی سر وسامانی ها را مهار کند. ارزش هائی انسانی و غیر مادی. در نتیجه به شخصیت شناخته شده ای چون "استفان هسل" که مبارزات گذشته و فعالیتش در راه تدوین منشور حقوق بشر برای همه روشن است، اطمینان می کنند. به هرحال دریافته اند که اگر می خواهند معنائی به زندگی خود بدهند می بایستی "ابراز انزجار کنند".

 

"در آن جهان که منم" با خانواده خسرو سینائی

گالری راه ابریشم در تهران، در ابتکار جالبی، نمایشگاهی را نه تنها با گرد هم آوردن آثاری در رشته های مختلف هنری از روز جمعه 31 دسامبر بر پا می کند بلکه آثار آفریده شده توسط یک خانواده هنرمند، خانواده خسرو سینائی، سینما گر، را به نمایش می گذارد.
"در آن جهان که منم"، نامی که برای این نمایشگاه جمعی بر پایه یکی از ابیات مولانا برگزیده شده، در عین حال نام اثر مشترکی است که گیزلا سینائی و فرح اصولی مشترکأ خلق کرده اند.
ما در گذشته در مورد "گالری راه ابریشم" و صاحب و مدیر آن آناهیتا قبائیان اتحادیه به مناسبت نمایشگاههای عکس و

گفتگو با آناهیتا قبائیان اتحادیه

عکاسی ایران صحبت کرده بودیم. دلیلش هم این بود که این گالری از آغاز کار هدف خود را دادن جائی خاص به عکس و نشان دادن ارزش هنری آن قرار داده بود. اما این بار این گالری به نشان دادن آثار هنری در زمینه های مختلف، نقاشی، فیلم، عکس و مجسمه می پردازد.
از "اناهیتا قبائیان اتحادیه" پرسیدم چگونه شد که به فکر برگزاری یک چنین نمایشگاهی افتاد که هنرهای گوناگون را در بر می گیرد.

شورشیان پشیمان افغان از خود می گویند

بیش از یک سال پیش، در شمال افغانستان رادیوئی به ابتکار ارتش فرانسه، به نام رادیو"سروبی"، دایر شد که نه تنها برنامه های بسیار مفیدی برای زنان افغان که از خانه بیرون نمی رفتند و تنها ارتباطشان با دنیا از طریق رادیو بود، ارائه می کرد بلکه یکی از هدفهایش این بود که افغان ها را با کار رادیو آشنا کند. یکی از خبرنگاران فرانسوی به نام "رافائل کرافت" این مسئولیت را به عهده گرفت. در این میان، مدیر یک دبیرستان، عزیز رحمان، بسیار به این پروژه علاقمند گردید و مدتی بعد ریاست رادیو سروبی به وی سپرده شد. در تابستان گذشته، "رافائل کرافت" به وی پیشنهاد کرد مستندی برای رادیوی "فرانس کولتور" بسازد. عزیز رحمان هم که تمام رویدادهای سیاسی کشورش را دنبال کرده تصمیم گرفت برنامه ای پیرامون افغان هائی تهیه کند که خانواده و قبیله خود را ترک می کنند تا به شورشیان بپیوندند. عزیر رحمان توانست با دو تن از این شورشیان نادم به گفتگو بنشیند و نشان دهد که این شورشیان یکدست نیستند و هر کدام انگیزه خود را دارند. این گفتگو همچنین نشان می دهد که مبارزات نیز در یک قالب خاص انجام نمی گیرند و بیشتر جنگ میان روسای قوم است.
این "مستند" در چارچوب برنامه "در اسکله" در روز 6 ژانویه و در ساعت 5 بعد از ظهر از "فرانس کولتور" پخش خواهد شد.

مرگ یکی از چهره های مهم موسیقی جاز

چون مرگ جزو زندگی است و به هیچ مناسبتی کار خود را تعطیل نمی کند، گر چه در روز آغاز سال نو هستیم با این حال نمی توانیم از مرگ پیانیست مهم جاز "بیلی تایلور" سخنی نگوئیم.
"بیلی تایلور" که در 89 سالگی، در روز سه شنبه گذشته در نیویورگ در گذشت، اکثر بزرگان موسیقی جاز را همراهی کرده بود.
او که از جمله با "بن وبستر" ساکسوفونیست بنام همکاری طولانی داشت، از نادر موزیسین های جاز بود که به درجات تحصیلی بالا نائل آمد و دکترا در موسیقی داشت. از این رو می خواست او را "دکتر تایلور" بنامند.
"بیلی تایلور"سالها بر پرده تلویزیون های معتبر آمریکا حاضر شد و در دانشگاه نیز موسیقی جاز را تدریس می کرد.
"بیلی تایلور" بنیادی را به نام "جاز موبیل" بر پا نهاد که هدفش بردن هنرمندان بنام و بزرگ به درون محله های فقیر نشین برای اجرای کنسرت بود.
در میان 300 قطعه ای که "بیلی تایلور"ساخت، قطعه "من آرزو داشتم بدانم آزادی چه طعمی دارد" ، توسط بسیاری اجرا شد و در سالهای 60 تبدیل به سرود غیر رسمی جنبش برای آزادیهای مدنی در آمریکا گردید.

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید