دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

دیتر کاسلیک- رئیس فستیوال برلن: ما دوستان ایرانی خود را فراموش نمی کنیم

صدا ۱۸:۱۰
توسط : شهلا رستمی

شصت ودومین فسیتوال فیلم برلن، "برلیناله" در حالی در روز ٩ فوریه آغاز شد که بر خلاف سال گذشته که فیلم «جدایی نادر از سیمین» در مسابقه شرکت داشت و همه جوایز مهم را ربود، امسال ایران دراین بخش شرکت ندارد وتنها نام اصغر فرهادی، کارگردان این فیلم در میان هیأت داوران دیده می شود؛ "برلیناله" در عین حال بسیار برخود می بالد که این فیلم ویازده فیلم دیگری که سال گذشته دراین فستیوال به نمایش در آمدند، نامزد شماری از جوایز اسکار شده اند.   

تبلیغ بازرگانی

نظر به این که همه ساله ما شاهد فعالیت های بسیاری پیرامون بخش های اصلی فستیوال برلن هستیم و این فعالیت ها از سالی به سال دیگر گسترده تر می شوند؛ از "دیتر کاسلیک"- رئیس جشنواره پرسیدم، آیا این گسترش تنها یک احساس است و یا واقعیت دارد و در این صورت چگونه می تواند در آینده یک ماشین عظیم را اداره و کنترل کند؟

Dieter Kosslick
Dieter Kosslick

دیتر کاسلیک می گوید: این حس شما هم درست و هم نادرست؛ چرا که ما از نظر بخش های مسابقه ای و دو بخش مستقل "پانوراما" و "فوروم" گسترشی پیدا نکرده ایم و در مجموع همه فیلم هائی را که برنامه ریزی کرده ایم، اعم از آنهائی که اولین نمایش جهانی ویا بین المللی خود را دارند شمارشان به ٤٠٠ فیلم می رسد که این هم تازگی ندارد چرا که حتی پیش از این که من مدیر فستیوال بشوم هم حدودأ همین تعداد وجود داشت؛ اما این احساس شما در جائی درست است که به برنامه های جانبی مربوط میشود.
 ما طی ده سال گذشته، ابتکارات تازه زیادی به خرج داده ایم. ازجمله ایجاد «کمپ استعدادها»، «بازار تولید مشترک»، «صندوق جهانی فیلم» و گسترده تر کردن بازار فیلم "برلیناله" که تبدیل به یکی از سه بازار جهانی فیلم شد.
البته چند بخش حاشیه ای دیگر مانند «سینمای آشپزی» را بوجود آوردیم که امسال هم این بخش را با نمایش یک فیلم فرانسوی آغاز می کنیم که درباره آشپزی فرانسوی است.
شما درست می گوئید که فستیوال یک ماشین عظیم است اما من آن را با بکار بردن طنز آلمانی اداره می کنم و خواهم کرد. البته اگر شما باور داشته باشید که یک چنین طنزی وجود دارد؟

 - خوب، بعنوان مدیر فستیوال، آیا امسال، تم یا موضوعی خاص را از ورای فیلم ها احساس کرده اید که شماری از کارگردانان، هر کدام در گوشه خود به آن پرداخته باشند؟

- " دیتر کاسلیک": شماری از فیلم ها اعم از مستند و یا داستانی و حتا فیلم شب گشایش که فیلمی است درباره انقلاب فرانسه و ماری آنتوانت، حکایت از این دارند که تاریخ یا زندگی خود را تکرار می کنند، انقلاب کشورهای عرب هم در تأئید این نظر می آیند.

فیلم های امسال هم فیلم هائی هستند درباره هنرمندان، فیلم هائی درباره آزادی وفیلم های دیگری درباره هنرمندان و آزادی در حکومت های دیکتاتوری و در سراسرجهان.
ازسوی دیگر ما به عنوان مثال در بخش مسابقه ای سه فیلم آلمانی داریم که هر سه به مسائل خانوادگی می پردازند اما در روابط این خانواده ها هم می بینیم که همه چیز خود را تکرار می کند.
بدین ترتیب می توان گفت که ما یک تم اصلی داریم و آن تغییرات بزرگ در جوامع بزرگ و تغییرات در جوامع کوچک تر مانند خانواده است؛ همه این فیلم ها از «تغییرات» سخن می گویند.

 - من نام شماری از ایرانیان را در بخش های مختلف از جمله "فوروم" و "پانوراما" دیدم اما این ها بیشتر ایرانی هائی هستند که در خارج از کشور زندگی می کنند؛ امسال چه اتفاقی رخ داد؟ در حالی که سال گذشته نه تنها ما با موفقیت فیلم «جدائی نادر از سیمین» شگفت زده شدیم در عین حال شمار زیادی فیلم ایرانی در بخش های مختلف دیدیم!

- " دیتر کاسلیک": ما نمی توانیم هر سال یک شاهکار داشته باشیم، هر سال نسبت به سال گذشته فرق می کند؛ ما امسال فیلم های چندانی نداریم.

ما سال گذشته ٧ فیلم از ایران داشتیم. امسال هم در بخش "فوروم"، «پذیرائی ساده» ساخته "مانی حقیقی" را داریم؛ محمدرضا فرزاد با فیلمش «سرزنش ها و آتش ها»، در بخش "فوروم گسترده" شرکت دارد؛ در کنفرانس ها هم فیلم "آزین فیض آبادی" را نشان می دهیم؛ ما فیلم هائی از ایران ویا در ارتباط با ایران داریم اما این درست است که همچون سال گذشته نیست؛ من امیدوارم سال آینده فیلم های بیشتری داشته باشیم.

ما با سینماگران ایرانی وبا جعفر پناهی در تماس هستیم و سینمای ایران را بسیار دوست می داریم. این سینما طی ده سال گذشته جای خاصی درفستیوال برلن داشت و شماری جایزه خرس طلائی و نقره ای را ربوده است.

"دیتر کاسلیک" نخواست در مورد فیلم های ایرانی ای که به فستیوال ارائه شده و یا کیفیت آنها صحبت کند اما پیرامون حمایت از هنرمندان ایرانی افزود:
- ما نه تنها از پناهی بلکه از همه کارگردان هائی که در دنیا زیر فشار قرار دارند ونمی توانند هنر خود را ارائه کنند  حمایت می کنیم و از این رو بحث هائی پیرامون هنر وهنرمند در اروپا، ایران آفریقا و در چین ترتیب خواهیم داد؛ کسانی که در جهان عرب، در دنیا و حتا در مجارستان از دیکتاتوری رنج می برند. ما دوستان ایرانی خود را فراموش نمی کنیم چرا که سال ها با آنها دم خور بودیم و فیلم های خوبی از آنها نشان داده ایم.

- آیا شما تنها از آنهائی حمایت میکنید که شناخته شده هستند یا از همه هنرمندانی که تحت فشار قرار دارند؟

- "دیتر کاسلیک": بله، بله، ما باید یاد آوری کنیم که حمایت ما تنها از پناهی نیست بلکه از کسان دیگر هم در ایران هست که شمارشان بالاست، ما در مورد هنرمندان به طور کلی صحبت می کنیم .

- به بخش مورد علاقه شماری این روزها، یعنی بخش «آشپزی» رسیدم که امسال نام «اطمینان کردن به ذائقه» بر خود گرفته. به چه دلیل ؟

- "دیتر کاسلیک": ما این نام را از یک کتاب آشپزی تازه برگرفته ایم که در فستیوال ارائه خواهد شد. این کتاب «آشپزی برلنی» اثر آقای "هافمن" است که برای نابینایان و به کمک آنها نوشته شده و حکایت از این دارد که چون نابینایان نمی توانند مواد خوراکی را ببینند و نمی دانند چگونه آشپزی کنند، باید به ذائقه شان رجوع و اطمینان کنند؛ ما این کتاب را برگزیدیم چرا که برای دیگران هم مهم است که ذائقه خود را تربیت کنند؛ بیشتر مردم نمی دانند طعم و ذائقه چیست چون ذائقه آنها تحت تأثیر خوراک های صنعتی که به آنها صدها عطر و اسانس افزوده میشود از بین رفته، در نتیجه اگر یک لیوان شیر را در مزرعه بنوشند آن را دوست نخواهند داشت برای این که هیچگاه یک لیوان شیر واقعی نخورده اند، چون شیر آنها همواره یا با کاکائو ویا با میوه مخلوط بوده است.
در نتیجه فیلم هائی را ارج می نهیم که آنها نیز در راه تشویق برای تغذیه خوب و خوراک سالم عمل می کنند، از مواد سالم و سنت آشپزی حرف می زنند؛ چون مشکل امروزی کشور های ما، حتا اسپانیا و ایتالیا هم این است که دیگر مردم به آشپزی مادر و مادر بزرگ توجهی ندارند، ما طی یک روز تمام با کودکان درباره دستورهای آشپزی مادر بزرگ ها و این که چگونه آنها باید این آشپزی را فرا گیرند و چه چیز های را باید بخورند صحبت خواهیم کرد.
برای ما در واقع سینما وسیله ای جوان و مدرن برای سخن گفتن از هنری دیرینه «هنر آشپزی» است تا نه تنها به قضاوت یک فیلم بنشینیم بلکه به آن چه که در دهان خود می گذاریم و آنچه که می خوریم هم توجه کنیم.

با سپاسگذاری از "دیتر کاسلیک"، برنامه شصت ودومین بخش مسابقه ای "برلیناله" را دنبال کنیم که در مجموع ١٨ فیلم را تشکیل می دهند که برای اولین بار در جهان به نمایش در می آیند و ١٧ تای آنها برای اولین بار برای ربودن خرس طلائی و نقره ای در رقابت خواهند بود.

در بخش "پانوراما"، ٥٣ فیلم به نمایش در می آید که ١٨ تای آنها در بخش اصلی، ١٥ تای دیگر در بخش ویژه پانوراما و ٢٠ فیلم دیگر در بخش مستند آن گنجانده شده اند.

تولیدات ٣٧ کشور اولین نمایش جهانی خود را خواهند داشت و٧ فیلم داستانی اولین کار بلند ٣٤کارگرادانشان هستند.

 ١٢فیلم از آلمان به نمایش در میآید و ٢٤ زن ١٦ فیلم خود را ارائه می دارند. فیلم «پذیرائی ساده» ساخته "مانی حقیقی"، در این بخش به نمایش در می آید.
در بخش "فورم گسترده" ، افزون بر نمایشگاه ها، ده فیلم به نمایش گذاشته می شود که در اندازه ها و "فورمات" های گوناگون هستند؛ فیلم هائی که به شکلی خاص یعنی با بازگشت به اشباح گذشتگان و نقش آنها در ساختار فیلم ساخته شده اند.
در این بخش، ازجمله «آخرین روزهای هوندوراس مستعمره بریتانیا» ساخته "کاترین سالیوان" و "فرهاد شرمینی" ازانگلستان و آمریکا به نمایش در میآید و در کنار آن نام "محمدرضا فرزاد" را با فیلمش «فالگوش» می بینیم که از انقلاب ایران از دید سینما صحبت می کند در حالی که "آزین فیض آبادی" یک جلسه دادگا ه را به تصویر می کشد که در آن متهم یک سینماگر است.

یکی از برنامه های بسیار جالبی که از سال ٢٠١٠ برپا  شده، برنامه «برلیناله به حومه می رود» است .
بدین معنا که هرهفت شب هفته، فرش سرخ فستیوال دریکی از حومه ها گسترده می شود و فیلم ها ی بخش های مختلف در آنها به نمایش در می آیند.

امسال گردانندگان فراتر رفته حتا به شهر "پستدام" هم رسیده اند. در واقع علت این است که برلن شهر بسیار بزرگی است و آنها می خواهند به جای کشاندن مردم از راه دوربه فستیوال، فستیوال را به نزدیکی آنها ببرند؛ از جمله آنها فیلم «پذیرائی ساده»، ساخته "مانی حقیقی" است که در بخش "فوروم" قرار دارد.

آینده سینما و ادامه حیات این هنر طبیعتأ اولین دلمشغولی یک فستیوال است؛ در برلن این دلمشغولی جنبه پر رنگ تر و گسترده تری داشته است که از ورای برنامه «کمپ استعدادها» متجلی می گردد.
امسال به مناسبت دهمین برگزاری این بخش، بیش از ١٥٠ کارشناس از همه کشورهای جهان به فستیوال خواهند آمد تا با گفتگوها، راهنمائی ها و تماس نزدیک با ٣٥٠ سینماگر با استعداد از ٩٠ کشور جهان بین روزهای ١١ تا ١٦ فوریه، بر 
  آینده ساختن فیلم تعمق کنند؛ از جمله به گویش سینمائی در دنیائی بپردازند که همه اجزای آن دیجیتالی شده است.
در این بخش "حبیب زرگر پور"  کارگردان ایرانی، در روز ١٣ فوریه در میز گردی با شماری دیگر به مسئله «تولید فیلم در دنیای کاملأ دیجیتالی و دگرگون شده» خواهد پرداخت.

در کنار همه برنامه ها، بخش جالبی که به نام بخش «خوراک» که از ٦ سال پیش آغاز به کار کرده و ما دو سال پیش در آن فیلم بسیار جالب «کتاب آشپزی» ساخته "محمد شیروانی" را دیدیم، ١٥فیلم را با موضوع «اطمینان کردن به ذائقه»  گنجانده که پس از نمایش آنها، تماشاگران می توانند در رستوران کنار محل نمایش غذاهائی را بخورند که سر آشپز با الهام از آنچه که در فیلم ها دیده، بدون پیش شناخت و چشیدن قبلی تهیه می کند.

نسخه به تازگی ترمیم شده فیلم «اکتبر» ساخته " ایزنشتین"، سینماگر تجربه گرای روس، برای اولین بار به نمایش در می آید.

به مناسبت صدمین سالگرد به وجود آمدن استودیویی بنام "بابلزبرگ" که شماری از فیلم های مهم تاریخ سینما در آن ساخته شده اند. جایزه «دوربین» که از سال ١٩٨٦ به وجود آمده و به شخصیت های سینما و یا نهادهائی داده میشود که فستیوال خود را مدیون آنها می داند، به این استودیو داده خواهد شد؛ طبیعتأ شماری از فیلم هائی که در آن ساخته شده اند از جمله «خنده آخر» ساخته "ویلهلم مورناو" (١٩٤٢)، «فرشته آبی» ساخته "یوزف فون اشترن برگ" ( ١٩٢٩ -١٩٣٠)،  «پیانیست» ساخته "رومن پولانسکی" ( ٢٠٠٢)، به نمایش در می آیند.

از "مریل استریپ" هنرپیشه خوب سینمای آمریکا برای یک عمر فعالیتش در زمینه سینما بزرگداشت به عمل خواهد آمد وچند فیلمی که در آن نقش آفرینی کرده ازجمله «بانوی آهنین» که در آن در نقش "مارگارت تاچر" نخست وزیر پیشین انگلستان را ایفا می کند و بزودی بروی پرده سینماها خواهد آمد، نمایش داده خواهد شد.

"آنجلینا ژولی"، هنرپیشه آمریکائی که به تازگی پشت دوربین رفته، اولین کارش را به عنوان کارگردان، بنام «سرزمین خون و عسل» در "برلیناله" ارائه می دارد که موضوع آن را فاجعه جنگ بوسنی تشکیل می دهد.

خبرهائی هم مبنی بر این که فیلم «سنگ صبور» دومین فیلم "عتیق رحیمی"، که برگرفته است از کتابش به همین نام به گوش می رسد که در بازار فیلم جشنوارۀ برلن رونمايي خواهد شد.
"عتیق رحیمی" اولین فیلمش «خاک و خاکستر» را نیز در سال ٢٠٠٤ بر مبنای کتابی که به همین نام نوشته بود ساخت که جایزه بخش "نوعی نگاه" فستیوال کن را ربود.
رمان «سنگ صبور» اولين كتاب فرانسوي‌زبان اين نويسنده‌ در سال ٢٠٠٨، جايزۀ "گنكور"- معتبرترين جايزۀ ادبي فرانسه را كسب كرد.
فیلم «سنگ صبور» كه در مرحلۀ پس از توليد قرار دارد گفته می شود بخت دار شرکت در جشنوارۀ كن ٢٠١٢ است.

 

جشنواره بین المللی فیلم های «زیست محیطی»

جشنواره بین المللی فیلم های «زیست محیطی» که از روز سه شنبه در پاریس و پنج سینما در حومه آن آغاز شده امسال ١١٦ فیلم را که از ٣٤ کشور می آیند به رایگان به نمایش می گذارد.

شماری فیلم مستند در دستور کار این فسیتوال قرار دارد که یکی از آنها «رده گاوها» هم اکنون بر پرده سینماهاست.

این فستیوال که در نوع خود در فرانسه تک است و فیلم های آموزنده ای پیرامون کار هائی که می توانند در دراز مدت به رشد و توسعه کشور ها کمک کنند ویا تجاوز های انسان را به محیط زیست، نشان می دهند همچنین بروی سینمای کره جنوبی و "کبک" کانادا زوم می کند و جلسه های بحث و گفتگو پیرامون «آب»- این کالای پر بها، تشکیل می دهد که موضع کنفرانس «ریو +٢٠ » خواهد بود. این کنفرانس قرار است در ماه ژوئن در شهر "ریو دوژانرو" ی برزیل تشکیل شود.

از جمله مستندها، فیلمی است به نام «خاک توهین دیده» که زندگی روزمره در شهر "پری پیات" را پس از فاجعه "چرنوبیل" نشان می دهد.

فیلم های دیگری هم که به ژانرفیلم های اضطراب آور تعلق دارند و خطرهای نیروی هسته ای را گوشزد می کنند، در برنامه فستیوال قرار دارد.
www.festivalenvionnement.com

 

مرگ "بن گازارا"، هنر پیشه قدیمی

"بن گازارا" ، هنر پیشه ای که در سالهای ٥٠، ٦٠ و ٧٠ جای خاصی درسینمای آمریکا داشت و از جمله در فیلم فراموش

Ben Gazzara
Ben Gazzara

نشدنی«گربه بر روی شیروانی داغ» ساخته "الیا کازان" نقش آفرینی کرده بود، در ٨١ سالگی در پی بیماری سرطان، جمعه گذشته در نیویورک در گذشت.

"بن گازارا" که در سال ١٩٥٩ با بازی در فیلم «کالبد شکافی یک قتل» ساخته "اتو پرمینجر" به محبوبیت دست یافت، کار بازی در تآتر، تلویزیون و سینما را باهم پیش می برد.
او در سال های ٧٠ یکی از هنرپیشگان مورد علاقه "جان کاساوتیس" بود که او را در فیلم هائی چون «شوهران»، «قتل یک چینی صحاف» و «شب گشایش» شرکت داد.

آخرین نقش او دریک فیلم کمدی فرانسوی بود به نام «رستوران جینو» ساخته "ساموئل بنشتریت".

"بن گازارا" که دریک خانواده مهاجر اهل "سیسیل" در روز ٢٨ اوت ١٩٣٠ بدنیا آمد؛ از نوجوانی در تآتر بازی می کرد و در ٢١ سالگی به شاگردی مدرسه مهم "اکتور استودیو" پذیرفته شد.
او در صدها فیلم بازی کرد اما همواره به سوی تآتر بازمی گشت.

 

«وچگونه «باردو، بریژیت باردو را آفرید

جوان های دیروز حتمأ فیلم «و خداوند زن را آفرید» را دیده اند که در زمان خود جنجال آفرید چرا که ما در آن برای اولین بار در سینما پیکر برهنه یک زن، "بریژیت باردو" را می دیدیم.

بریژیت باردو که با جهت گیری های رادیکال خود همواره همه را شگفت زده کرده است: در جوانی با دادن تصویری

ازیک زن آزاد که معیارهای خشک جامعه را نمی پذیرفت؛ ترک سینما در سنینی که دیگرهمکارانش هنوز نقش زنان دلربا را بازی می کنند؛ دفاع از حیوانات و فعالیت برای جلوگیری از کشتار بچه فوک ها برای ساختن مانتو و موضع گیرهای نژادپرستانه و بحث برانگیزش در زمان پیری.

ناگفتنی نماند که "بریژیت باردو" زنی که همچون "مریلین مونرو" ذهن هزاران مرد سراسر دنیا را بخود مشغول کرده بود، هرگز نخواست جلوی پیر شدن خود را بگیرد و امروز با صورتی پر از چین وچروک که ته مانده ای از زیبائی گذشته اش را نشان می دهد در همه جا حاضر می شود.

 

برای درک این که او چگونه یک اسطوره شد، کتابی که به تازگی "ماری دومنیک لو لیور" به بازار آورده می تواند مأخذ خوبی باشد.

 

خواهران "کارونی" نوائی دیگر در دنیائی کمابیش تک نوا

چندی پیش، در ساعات زود بامداد، نیمه خواب و نیمه بیدار به رادیو گوش می کردم که ناگهان صدای ملکوتی دو زن و نوای ویلن سل و کلارینت آنها به گوشم رسید. در بیداری به جستجوی آن صفحه رویائی گشتم و سرانجام معجزه گوگل امکان داد آن را بیابم.

فهمیدم که "جانا و لائورا- کارونی" دو خواهر آراژنتینی هستند که در خانواده ای به دنیا آمده اند که در آن خوانندگان اپرا با خوانندگان تانگو همسفره می شدند و ریشه های روس، ایتالیائی، اسپانیولی و سویس آنها باعث شده که علیرغم تحصیلات کلاسیک موسیقی، با چنین مهارتی تانگوی آرژانتینی وموسیقی های دیگر را در هم بیامیزند واجرا کنند.

این دو خواهر که در سال ١٩٧٤ در ژنو سویس به دنیا آمده اند، در یک سال و نیمی با پدر ومادرشان از "روساریو" ی آرژانتین سر در آوردند و در مدرسه ای به آموختن موسیقی پرداختند که یکی از ویژگی هایش تکیه بر موسیقی رنسانس و باروک آمریکای لاتین بود.

با اینکه این دو خواهر نمایش های بسیاری همراه با موسیقی برای کودکان به روی صحنه برده اند وکارهای زیبائی نیز ضبط کردند، چندان توجهی به صفحه ناب آنها «میلونگا کامپرا» که در سال ٢٠٠٨ توسط یک شرکت کوچک منتشر گردید، نشد.

به احتمال زیاد این برنامه رادیوئی خواهد توانست نظر ها را به این دوخواهر هنرمند و موسیقی جذابشان جلب کند.
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.