دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

تلویزیون فرانسه چه تصویری از ایران و ایرانیان می دهد؟

صدا ۱۷:۴۲

جمشید گلمکانی، مستند سازی که از او فیلم های بسیاری با مضمون های بیشتر سیاسی دیده ایم، در کتابی به نام "تصویر ایران در تلویزیون فرانسه" که در واقع رساله پایان دوره دکترای سینما و تلویزیون دانشگاه سوربن او را تشکیل می دهد، به کاویدن این تصویر، انگیزه و علل شکل گرفتن آن می پردازد.

تبلیغ بازرگانی

 نویسنده کتاب "تصویر ایران در تلویزیون فرانسه"، که در ٢٧٩ صفحه و توسط انتشاراتی "لارماتان" به بازار آمده، نگاه فرانسویان به ایران را در چندین بخش گنجانده و موضوع را بیشتر به سبک سناریو پرورش داده است. کتابی که می تواند به راحتی برای ساختن یک فیلم به کار گرفته شود.

کتاب "تصویر ایران در تلویزیون فرانسه" پرسش های بجائی را مطرح می کند اما گهگاه از بی طرفی دور میشود و حالت پند دهی به خود می گیرد؛ که این تنها مشکل فرم است نه محتوای کتاب که با حوصله و دقت تهیه و تدوین گردیده و می تواند راهنمای خوبی برای خبرنگاران خارجی باشد.
با خواندن این کتاب در آغاز این پرسش پیش می آید که چگونه این موضوع نگاه نویسنده را به خود کشانده است؟ جمشید گلمکانی می گوید:

جمشید گلمکانی

 
http://horizondoc.jimdo.com/l-ouvrage-l-image-de-l-iran-%C3%A0-la-t%C3%A9l%C3%A9vision-fran%C3%A7aise/

 

دو فیلم برنده جوایز اسکار و دو برخورد گونه گون 
شور و هیجان برای شناختن برندگان جوایز اسکار به پایان رسید و ما شاهد دوبرخورد کاملأ متفاوت دو کشور با فیلم های برنده شان بودیم.
 

که در اینجا منظور فیلم «جدائی نادر از سیمین» ساخته اصغر فرهادی است که به عنوان بهترین فیلم خارجی اولین جایزه اسکار را برای سینمای ایران به ارمغان آورد و دیگری «هنرمند» ساخته "میشل هازاناوسیوس" کارگردان فرانسوی بود که همه جوایز درجه یک یعنی بهترین فیلم، بهترین بازیگر مرد، بهترین کارگردانی، بهترین موسیقی و .. را بخود اختصاص داد.

اختلاف دراین است که در ایران بجز هنرمندان و مردم سینما دوست، کمتر مقامی به این جایزه ارزش نهاد و برخی هم آن را به باد انتقاد گرفتند. برخی از رسانه ها هم سخنان اصغر فرهادی را تحریف کردند و بگونه ای آنرا به دنیای سیاست و برنامه اتمی ایران وصل کردند.
خبرهای دیگر هم حکایت از این دارند،  گروهی از جوانان و دانشجویان کشور که در پی موفقیت اصغر فرهادی در كسب جایزه اسكار، در روز دوشنبه هشتم اسفند ماه، به پخش شیرینی و ابراز شادمانی پرداخته بودند بازداشت شده اند.  
 جرس به نقل از كانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها خبر می دهد که پنج جوان (سه پسر و دو دختر) كه مشغول شادمانی و پخش شیرینی بودند، درمیدان ولی عصر تهران با حمله نیروهای لباس شخصی و بسیج دستگیر شدند.
بنا براین گزارش، مأموران كه در میدان حاضر شده بودند جوانان را کتک زدند و بشكل زننده ای آنها را به یك خودروی نیروی انتظامی منتقل كردند

منابع خبری جرس و شاهدان عینی گزارش داده بودند که در روز دوشنبه عده ای از جوانان سبز و هنر دوست کشور، در خیابان ها به پخش شیرینی و شکلات در بین مردم پرداخته و مورد استقبال مردم واقع شده بودند

افزون بر سکوت مقامات حکومتی نسبت به این موفقیت جهانی و تحریف خبر، موفقیت این فیلم توسط  رسانه های وابسته به دولت  که جایزه فرهادی را «سیاسی» خوانده اند، سایت جرس می نویسد: بر مبنای گزارش ها، اعضای تحریریه اخبار صبحگاهی شبکه یک رادیو، برای خواندن خبر موفقیت اصغر فرهادی توبیخ شده اند.

یکی از هنرمندانی که همواره دور از هیاهوی سیاسی به پشتیبانی از هنر و هنرمندان پرداخته، رخشان بنی اعتماد- کارگردان سینماست؛ او در نامه ای سر گشاده زیر عنوان «جایزه ای ورای اسکار» نوشت: «اصغر فرهادی اولین جایزه اسکار را برای سینمای ایران گرفت؛ اما افتخاری بالاتر از جایزه اسکار به ملت ایران داد. کاش زمانی که این جایزه در موزه سینمای ایران جا می گیرد، برای ثبت نام در تاریخ، گفته های اصغر فرهادی کنار آن نوشته شود؛ نوشته شود تا بازخوانی شود و به یادها سپرده شود که در زمان واهمه های پنهان از واژه تحریم و تهدید و جنگ، در سحرگاه امروز، هشتم اسفند ماه ١٣٩٠، سینمای ایران توانست با زبان هنر، پیام صلح خواهی ملت خود را به جهان اعلام کند».

در حالی که در فرانسه، همه رسانه ها از یک هفته پیش در مورد سرنوشت فیلم "هنرمند"صحبت می کردند و موفقیت این فیلم خبر اول همه رسانه های شنودی و روزنامه ها بود؛ این هنرمندان که هم از اختلاف ساعت و هم جشن پس از مراسم بسیار خسته بودند، با شادی بسیار از راه دور با همه رسانه ها صحبت کردند و به هنگام ورود به فرانسه شماری به استقبالشان رفتند و با هیاهوی بسیار و همچون برندگان جام جهانی فوتبال از آنها استقبال کردند.

مطلب دیگری که به برنده شدن فیلم ایرانی، تنها با یک جایزه اسکار (چون نمی توانست به عنوان یک فیلم خارجی در رده های دیگر هم شرکت داده شود) اهمیت بیشتری می دهد، این است که نه تنها این فیلم در زمان ساختش دچار مشکل شد و به مدت دو ماه متوقف ماند، بلکه پس از گرفتن مهمترین جوایز فستیوال برلن در سال گذشته، باز همان بحث های بی منطق و نا امید کننده پیرامونش در گرفت؛ در نتیجه، تنها با محبوبیتی که نزد مردم کشورهای جهان بویژه در فرانسه و در فستیوال ها به دست آورد توانست جایزه اسکار را نصیب خود کند.

نباید فراموش کرد که گرچه فیلم "هنرمند" صامت وسیاه وسفید است، برخوردی تازه با سینما می کند و هنر پیشگانش بازی بسیار خوبی ارائه می دارند.

این فیلم در آمریکا ساخته شده و چند هنرمند آمریکائی در آن نقش آفرینی می کنند، موضوعش هم آمریکائی است.علاوه بر این از ماهها پیش برای موفقیت و بهتر شناساندنش به اعضای آکادمی اسکار، بر روی آن کار شده است. بدین معنا که "هاروی واینشتین"، پخش کننده مهم هالیوود و بینانگذار شرکت "میراماکس" در پایان سال های هفتاد که از چندان حسن شهرتی برخوردار نیست، به فیلمی علاقمند شد که می توانست در حد یک فیلم خوب تجربی تأثیر گذار باقی بماند؛ اما "واینشتن"، که به "مشت زن" معروف است از این فیلم بسیار دفاع کرد و آن را تبدیل به یک ملودرام مردمی نمود و چون موضوعش هم سینمای صامت آمریکاست توانست آن را دررده های گوناگون به مسابقه بگذارد.
گرچه "واینشیتن" بسیار در کار خود وارد است و گفته می شود وقتی می خواهد از فیلمی دفاع کند از شش ماه پیش، هر روز دسته گلی بدر خانه شماری از اعضای آکادمی اسکار می فرستد، اما در عین حال سرمایه گذاری همه جانبه،  روی چنین فیلمی می توانست برایش خطرناک باشد. وی ١٤ میلیون دلار برای تبلیغ فیلم در شماری از فستیوال ها خرج کرد، در همه مراسم، تلویزیون ها و سخنرانی ها شرکت کرد و سرانجام موفق شد.
او همچنین "ژان دوژاردن" هنرپیشه فیلم را که در فستیوال "کن" نیز جایزه بهترین بازیگر مرد را برای این فیلم ربود، آماده کرد؛ از او خواست زبان انگلیسی بیاموزد و حضور در رسانه های آمریکائی را یاد بگیرد. چرا که یک جایزه اسکار می تواند میزان فروش فیلم را بین ٣٠ تا ٥٠ در صد بالا ببرد. در نتیجه جوایز اسکار تبدیل به چیزی شبیه انتخابات ریاست جمهوری شده اند.
البته نقش مهم اینترنت را هم نباید فراموش کرد که این بازار داغ را داغ تر می کند چون هر کسی می تواند در آن مطلب بنویسد، از چیزی دفاع کند و یا بر علیه چیز دیگر سخن سر دهد؛ در نتیجه روزنامه ها هم ناچارند دنبال کنند. به گفته یکی از مشاوران پر سابقه آکادمی اسکار، "تونی آنجلوتی"  در گذشته برای داشتن مطلبی در روزنامه "لوس آنجلس تایمز" می بایستی التماس می کردیم اما امروز آنها نه تنها مطالب بسیاری می نویسند بلکه شماره ویژه هم چاپ می کنند. هنرپیشگان هم گاه  در سه روز در ٢٥ میهمانی حاضر می شوند و خودی نشان می دهند. 

در مورد "واینشتین" می توان گفت که ٣٠٠ فیلم در اختیار او تاکنون نامزد جوایز اسکار شده اند و ٨٦ جایزه برده اند. یکی از آنها فیلم  «شکسپیر عاشق» بود که توسط تلویزیون "بی بی سی" تهیه شد و در سال ١٩٩٨ اسکار بهترین فیلم را گرفت و "اسپیلبرگ" را با فیلم «باید سرباز رایان را نجات داد» شکست داد؛ "اسپیلبرگ" هم او را به بدگوئی از فیلمش در رسانه ها متهم نمود.

در میان فیلم های موفق شرکت "میراماکس" می توان از «پالپ فکشن» و «جکی براون» ساخته "ک.انتین تارانتینو"، «سکس، دروغ و ویدئو» ساخته "استیون زودربرگ"، «بیمار انگلیسی» و «آقای ریپلی پر استعداد» ساخته "آنتونی مینگلا " یاد کرد.

 
"مارتین اسکورسیزه" از سگ فیلمش دفاع می کند 
اگر "اسپیلبرگ"، "واینشتین" را عامل شکستش در اسکار می داند، " مارتین اسکورسیزه" کارگردان مهم دیگر و برنده ٥

جایزه اسکار در بخش های فنی جوایز "هشتادو چهارمین  مراسم اسکار" برای فیلم رویائی اش «هوگو کابره»، به دفاع از سگ حاضر در این فیلم"بلاکی" پرداخت.

در فیلم «هوگو کابره» که بزرگداشتی است از "ملیس" پدر سینماو تقدیسی است از پاریس، "بلاکی" به گفته "اسکورسیزه" بسیار حرفه ای تر از سگ کوچولوی فیلم «هنرمند» بازی می کند که از خود ادا در می آورد و جان صاحبش را نجات می دهد و برای این حضور، نامزد ربودن دو جایزه شده است.
او می گوید اگر سگ ها در نقش سگ خشن و شریرحاضر شوند، درست مانند هنرپیشگان نقش های منفی، حس خوبی در مردم بوجود نمی آورند و کسی هم به آنها جایزه نمی دهد.

 
در برابر این سخنان "اسکورسیزه"، سایت اینترنتی "خبرهای روز سگ ها"، که جایزه قلاده طلائی به سگ ها می دهد، تصمیم گرفت "بلاکی" را در فهرست نامزدهای این جایزه قرار دهد به شرطی که دست کم ٥٠٠ نفر از نامزدیش حمایت کنند...
گفتنی است که برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه نیز کاندیدا ها می بایستی امضای ٥٠٠ شهردار را گرد آوری کنند...

 
«بانوی آهنین» 
یکی دیگر از برندگان جوایز اسکار"مریل استریپ" هنرپیشه آمریکائی است که این جایزه را برای نقش آفرینی دقیق و بسیار ارزنده اش در فیلم «بانوی آهنین» ساخته "فیلیدا لوید"- کارگردان تآتر و سینمای انگلیسی، ربوده است.
 

این فیلم ماجرای بالا رفتن پله های قدرت وسیاست توسط "مارگارت تاچر"- نخست وزیر پیشین انگلستان، را به تصویر می کشد که امروز ٨٦ سال دارد و مبتلا به بیماری آلزایمر است.

فیلمی که بازی چشمگیر "مریل استریپ" که حتا لهجه آمریکائی خود را به لهجه انگلیسی تغییر داده رنگ صدای "مارگارت تاچر" را هم به صدای خود بخشیده، در میان دولت انگلستان هم بحث به وجود آورده است؛ بدین معنا که لرد "تبیت"- رئیس پیشین حزب محافظه کار، از مجلس عوام خواسته تا این تصویر به گفته وی «هیستریکی» که به نخست وزیر پیشین داده شده را به بحث بگذارد؛ که البته در نبود بازگردان دقیقی از واژه «هیستریک» می توان آن را به کسان وبویژه زنانی نسبت داد که بسیار زود از جا در می روند و حرکاتی عصبی می کنند. در حالی که حزب کارگر از این فیلم استقبال می کند که به گفته اعضای آن بار دیگر چهره یک نخست وزیر مشمئز کننده را به یاد ها می آورد.

به هرحال روشن نیست که تاریخ از اولین زنی که به بالاترین درجه سیاسی در انگلستان رسید و مدت کوتاهی انگلستان را از سقوط اقتصادی نجات داد اما با بی تفاوتی به فقر مردم، اعمال لیبرالیسم وحشی به سبک "ریگان"- رئیس جمهوری آمریکا، غرق در حق به جانبی و خود کامگی این کشور را دچار شدید ترین بحران اقتصادی نمود، چه به یاد خواهد آورد.

زنی که "فرآنسوآ میتران"- رئیس جمهوری درگذشته فرانسه، در موردش می گفت که او «چشمان کالیگولا و دهان مریلین مونرو را دارد».

زنی که کیف دستی اش شبیه به ساکی بود که همه چیز و از جمله فیش های بزرگی در آن پیدا می شد که بر روی آنها جملات قصار "کیپلینگ" و "شکسپیر" نوشته شده بود و همواره لباس هائی به رنگ آبی پر رنگ، به رنگ حزب محافظه کار بر تن می کرد.

فیلم که مرکز ثقل خود را بر قدرت قرار داده، به کمک تصاویر آرشیوها، به خشونت مبارزات زنی می پردازد که «بانوی خونخواه» نام گرفته بود؛ از جمله آنها جنگ "مالوئین" یا "فالک لند".
در نزدیکی آرژانتین است که هزینه بسیاری برای مردم در بحران و در مضیقه انگستان به بار آورد و ٢٨٥ سرباز این کشو را هم به کشتن داد. دیگری خشونت های به کار گرفته شده در ایرلند شمالی وبویژه در زندان "میز" است که به مرگ ١٠ زندانی از جمله "بابی سندز" انجامید که دست به اعتصاب غذا زده بودند. مبارزات بسیار خشن و تیراندازی به سوی سندیکالیست ها هم یکی دیگراز بخش های کتاب خشونت های "مارگارت تاچر" را تشکیل می دهد. 

از جنبه سینمائی، فیلم بخوبی و بکمک میزآنسنی دقیق و دکوپاژهای خاص، ما را به دنیای زنی می برد که تنهاست و همه چیز را فدای حرفه اش و یا رسیدن به قدرت و نگهداشتن آن در دست های آهنین خود کرده است. سرنوشتی که "مریل استریپ" آن را با سرنوشت پادشاه "لیر" مقایسه می کند.

"مریل استریپ" همچنین در پاسخ به این پرسش که ایا این فیلم می تواند نظر تماشاگران را نسبت به "مارگارت ثاچر" تغییر دهد، می گوید: «ممکن است دید زنان را تغییر دهد اما نه دید مردان را. چون ما در دنیای سیاست می بینیم که این حق به جانبی، خود محوری، وابستگی به عقاید سیاسی بدون نرمش از دیرباز وجود داشته و از میان هم نخواهد رفت».

 
در اعماق مشکلات نو جوانان در آمریکا
فیلمی که حضورش در سینماها به دلیل هیاهوی فیلم برتده جایزه اسکار «هنرمند» چندان حس نشد، فیلم بسیار خوب، درد آور و نگران کننده «بی تفاوت» ساخته "تونی کی"- کارگردان آمریکائی است که پرده از مشکلات نوجوانان آمریکائی، خشونت حاکم بر این جوانان وتنهائی و درماندگی آنان صحبت می کند.
 

در این فیلم "آدرین برادی"، هنرپیشه خوب آمریکائی در نقش "هنری بارت"- معلم جایگزین برای جایگزینی یک معلم غایب به مدت سه هفته دریک دبیرستان مشکل دار، هویدا می شود و رابطه او با شاگردانی از همه رنگ وبا مشکلات عاطفی-اجتماعی بزرگ کم کم ما را با زندگی پر از درد خود او آشنا می کند؛ کسی که در پی تجربه مشکلات شخصی، ظاهرأ بی تفاوت شده و یا دیگر نمی خواهد خود را درگیر دیگران کند.
اما رسیدنش به این دبیرستان و مرگ شخصی که پدر بزرگش نامیده می شود، یخ ظاهری او را آب می کند و نشان می دهد که زندگی، یک داستان از پیش نوشته شده نیست و ما نمی توانیم همه رویدادهای پیرامون خود را کنترل کنیم.

این فیلم به دلیل پرداخت خارج از معیارها و موضوع دردناکش به شدت تماشاگر را درگیر می کند و بی تفاوت از سینما به بیرون نمی فرستد؛ و این جالب است چون فیلم ما را در برابر بی تفاوتی نوجوانان نسبت به سرنوشت و آینده شان و بی تفاوتی والدینی که گویا از نقش خود استعفا داده اند و بی تفاوت هستند، قرار می دهد و آگاه و حساس می کند.

البته برای شماری این فیلم یک فیلم "ملودراماتیک" با داستانی تکراری توصیف شده و از این رو نقدش می کنند. اما به جز صحنه های نا لازم اعترافات خصوصی معلم در برابر دوربین آنهم با رنگی تند، می توان گفت فیلم به خوبی راه خود را می پیماید و بر مسائلی حاد انگشت می گذارد.

 
"سینه نوردیکا" موقعیتی برای دیدن فیلم های کشورهای اسکاندیناوی
چندی است که سینمای کشورهای اسکاندیناوی جلوه خاصی پیدا کرده و به تلاش نهادهای در پیوند با سینما و یا حمایت از سینمای این کشورها با سرمایه گذاری و حضور گسترده در فستیوال ها، فیلم های خوب این کشورها را که حرف تازه ای برای گفتن دارند، در سینما ها هم مطرح کرده اند.

از بزرگان این سینما چون "برگمن"، "اکی کاریسماکی"، "لارس فون تریر" وشماری دیگر که بگذریم، همه روزه شاهد رسیدن نفسی تازه ازاین کشورها به سینماها هستیم که از جمله آنها فیلم «اسلو، ٣١ اوت» ساخته "یوآکیم تریر"- کارگردان نروژی است که هفته آینده درباره آن صحبت خواهم کرد.

با این تحول، از ٤ سال پیش انجمن "ساگا نوردیک"، که هدفش گسترش همکاری های فرهنگی میان فرانسه و کشورهای اروپای شمالی است، به منظورشناساندن فرهنگ این کشورها دست به برگزاری شماری رویداد فرهنگی میزند که از جمله آنها "سینه نوردیکا" یا سینمای شمال است که به نمایش فیلم های دیده یا ندیده شده این کشورها اختصاص دارد.

از این رو، امسال نیز از تاریخ ٧ تا ١١ مارس، در سینمای "پانتئون" پاریس، پنج فیلم از سوئد و از جمله فیلم «سببه» ساخته کارگردان ایرانی تبار سوئدی- "بابک نجفی"، برنده خرس طلائی بهترین کارگردانی اولین فیلم در فستیوال "برلن" سال ٢٠١٠، ٧ فیلم از نروژ، ٤فیلم از دانمارک و یک فیلم از فنلاند ویکی دیگر از ایسلند را به نمایش می گذارد.

گفتنی است که در روز ٨ مارس در ساعت ٩ شب، مرجان ساتراپی- کارگردان ایرانی، درمورد یکی از فیلم های محبوب خود «فریادها و نجواها»، ساخته "اینگمار برگمن" سخن خواهد گفت و با تماشاگران به گفتگو خواهد نشست. 

 
یک "پارتیشن" تازه "موتزارت" پیدا شد

خبر رسید که یک "پارتیشن" تازه ای از "موتزارت"- آهنگساز بنام اتریشی سال های (١٧٥٦-١٧٩١)، در شهر سالزبورگ به دست آمده.
این "پارتیشن" که پنجمین پارتیشن تازه ای است که از شش سال پیش به این سو کشف می شود، می رساند که هنوز می توان منتظر کشف قطعات ناشناخته بیشتری، که توسط "موتزارت" ساخته شده باشیم؛ چرا که هر کدام از آنها در جائی جدا از مکان های دیگر به دست آمده است.

 
به عنوان مثال، در سال ٢٠٠٦، "پارتیشنی" در اسقف نشین سالزبورگ بدست آمد.
در سال ٢٠٠٨ یکی دیگر در کتابخانه شهر نانت در فرانسه کشف شد.
و درسال ٢٠٠٩، دو "پارتیشن" تازه در آرشیو "بنیاد موتزارت سالزبروگ". 
این "پارتیشن" تازه که برای ساز پیانوست و گفته می شود از کیفیت دیگر قطعات موتزارت برخوردار نیست، توسط یک خانم پژوهشگر موسیقی- "هیلده گارد هرمان اشنایدر" کشف شد.
این"پارتیشن" قرار است در روز ٢٣ مارس در سالزبورگ، شهر زادگاه موتزارت اجرا شود.

 
چکناوریان جوان بهترین گزینه برای بخش ویلن کلاسیک "یورویژن"

Emmanuel Tcheknavorian
Emmanuel Tcheknavorian

ژوری بر گزیننده نوازندگانی که راهی آزمون "یوروویژن" خواهند شد، "امانوئل چکناوریان" فرزند ١٦ ساله "لوریس چکناوریان" را برای شرکت در بخش ویلن کلاسیک این  آزمون که در وین- اتریش برگزارخواهد شد، برگزید. او نماینده اتریش در آزمونی خواهد بود که در ماه مه برگزار می شود.

گفتنی است که آزمون معتبر "یورو ویژن" در دو بخش موسیقی پاپ و کلاسیک برگزار می شود که امسال بخش پاپ آن در باکو برگزار خواهد شد و بخش کلاسیک آن در وین.

"امانوئل" که در خانواده ای اهل موسیقی پرورش یافته از خردسالی، به گفته پدرش "لوریس" در آغاز همراه با مادرش پیانو می نواخت و هنگامی که کمی بزرگتر شد برای او یک ویلن تهیه شد و پدرش دید که او در نوازندگی ویلن استعداد فوق العاده ای دارد.

 بیوگرافی او،  در وین به تحصیلات خود ادامه می دهد از ٧ سالگی به اجرای برنامه پرداخته و چند جایزه ملی و بین المللی هم تاکنون ربوده.
هیچ سخنی از ایران که احتمالأ زادگاه او و به احتمال زیاد زادگاه والدینش است نمی رود..

 
"کلر دونامور" و آلبوم تازه اش

Claire Denamur
Claire Denamur

در روز ٢٠ فوریه آلبوم تازه ای از "کلر دونامور" به بازار آمد که در فورمات "ای پی دیجیتال" (اگستندد پلی) است، که منظور صفحاتی است که از یک "سینگل" یا تک ترانه بزرگتر هستند و شامل ٤ تا ٧ قطعه می شوند اما در عین حال از یک آلبوم کوچکترند.
 این فورمات بیشتر توسط خوانند گان یا گروهائی به کار گرفته می شود که چندان شناخته شده نیستند.

صدای قوی و در عین حال ظریف "کلر دونامور" از چندی پیش در رسانه های بسیار شنیده می شود و کنسرت هائی که در راه دارد حکایت از علاقمندی شماری به سبک و صدای او می کنند.
 

 

 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.