راهِ ابریشم

فستیوال فیلم‌های فارسی‌زبانان شهر سیدنی چه هدف‌هائی را دنبال می‌کند؟

صدا ۱۵:۵۸

برای دومین بار فستیوال "فیلم‌های فارسی‌زبانان" شهر سیدنی در استرالیا که از روز ۲۲ اوت تا اول سپتامبر در این شهر برگزار می‌شود، با برگزیدن فیلم هائی در ژانرهای گوناگون، تلاش بر این دارد که سینمای گوناگون فارسی زبانان را به تماشاگران استرالیائی بشناساند که از دید ما در آن سوی جهان زندگی می‌کنند و شاید به اندازه اروپا، ویترین‌های کافی برای شناختن فرهنگ‌های دیگر و حتا سینما نداشته باشند که به راحتی صادر می‌شود.

تبلیغ بازرگانی

به هر رو در این فستیوال که می‌خواهد سکوئی برای شناساندن گویش‌های نو آلترناتیو باشد و در عین حال دید منفی استرالیائی‌ها از ایران و ایرانیان و مهاجران فارسی زبان را اصلاح کند، افزون بر بخش اصلی فیلم‌های بلند و کوتاه، به مرور بهترین فیلم‌های پنجاه سال اخیر ایران می‌پردازد.

فستیوال، کار خود را با نمایش فیلم "یک خانواده محترم" ساخته "مسعود بخشی" آغاز می‌کند و با فیلم "مرغ و خورشت آلو" ساخته "مرجان ساتراپی"، به پایان می‌رساند.

این فستیوال از سه بخش تشکیل شده که عبارتند از: "فیلم‌های سال ۲۰۱۳ " که فیلم‌های تهیه شده در این سال و سال ۲۰۱۲ را دربر می‌گیرد؛ بخش بهترین "فیلم‌های پنجاه سال اخیر" (۱۹۶۹ تا ۲۰۰۹)، با ۱۵ فیلم؛ و بخش "بزرگداشت از یک هنرمند"، که امسال به "نیکی کریمی" هنرپیشه و کارگردان، اختصاص یافته که با نمایش فیلم‌های ساخته وی و حضور خود او انجام می‌گیرد.

گفتگو با امین پلنگی، مدیر هنری فستیوال "فیلم‌های فارسی زبانان" شهر سیدنی

برای آشنائی بیشتر با این فستیوال، در آغاز گفتگو با "امین پلنگی" مدیر هنری آن، از او پرسیدم چه انگیزه‌ای باعث شد به برگزاری این فستیوال بپردازند ومعیار‌هایشان برای برگزیدن فیلم‌های برجسته پنجاه سال گذشته چه بوده است؟

 

 

گفتنی است که در بخش بهترین‌های سینمای ایران "گاو" ساخته "داریوش مهرجویی"، "دونده" ساخته "امیر نادری"، "باشو غریبه کوچک" ساخته "بهرام بیضایی"، "کلوزآپ" ساخته "عباس کیارستمی"، "رنگ خدا" ساخته "مجید مجیدی"، "دو زن" ساخته "تهمینه میلانی"، "لاک پشت‌ها هم پرواز می‌کنند" ساخته "بهمن قبادی"، "گیلانه" ساخته"رخشان بنی‌اعتماد و محسن عبدالوهاب"، "چهارشنبه سوری" و "درباره الی" ساخته "اصغر فرهادی"، "آفساید" ساخته "جعفر پناهی" و "سفرقندهار" ساخته "محسن مخملباف" به نمایش در می‌آیند.

فیلم‌های "از تهران تا لندن" ساخته "مانیا اکبری"، "این یک رؤیاست" ساخته "محمود غفاری"، "چند کیلو خرما برای مراسم تدفین" ساخته "سامان سالور"، "تن‌ها دو بار زندگی می‌کنیم" ساخته "بهنام بهزادی"، "کهریزک: چهار نگاه" ساخته "رخشان بنی‌اعتماد، محسن امیر یوسفی، پیروز کلانتری و بهمن کیارستمی"، "جعبه‌ها" ساخته "احسان جعفری"، "بیشتر از دو ساعت" ساخته "علی عسگری"، "بوق" ساخته "روح‌الله مسرور"، "تالار عروسی بوف کور" ساخته "فرشید اخلاقی‌پور"، "زیر پرچم" ساخته "اسماعیل منصف"، "تهران ساعت ۲۵" ساخته "سیف‌الله صمدیان"، "بچه وقتی بچه بود" ساخته "آناهیتا غزنوی‌زاده"، "لبخند شکسته" ساخته "هیوا امین‌زاده" و "دوئت" ساخته "نوید دانش" حضور دارند.

امین پلنگی، درمورد نبود فیلم‌های خوب دیگری از سینمای ایران و از جمله فیلم‌های "محمد رسولف"، می‌گوید که علت برنگزیدن آن‌ها پخش پیش ترشان در استرالیا بوده است.

فیلم‌های "مثل یک عاشق" ساخته "عباس کیارستمی" محصول ژاپن و فرانسه، "سرزمین فلفل شیرین من" ساخته "هینر سلیم" محصول عراق، "پسران بزکشی" ساخته "سام فرنچ" محصول افغانستان و آمریکا، "سوزن" ساخته "آناهیتا غزنوی‌زاده" محصول آمریکا، هم در این جشنواره به نمایش در می‌آیند.

 

"مجمع فیلم‌های مستند" شهر "لوساس"

برای بیست و پنجمین بار، "مجمع فیلم‌های مستند" شهر "لوساس" در مرکز فرانسه، از تاریخ ۱۶ تا ۲۲ اوت، به نشان دادن فیلم هائی می‌پردازد که در اشکال گوناگون تعهد هنرمندان را در بر می‌گیرند؛ فیلم هائی که به فکر وا می‌دارند، به مقاومت تشویق می‌کنند و موج می‌سازند.

در کنار آن از عکاسانی هم دعوت شده که در عکس‌های خود یک مکان، یک سوژه و یا یک داستان را مطرح می‌کنند؛ به عبارت دیگر مجموعه نگاه‌هائی به زمانه معاصر برای درک بهتر تاریخ.

بلژیک و آلمان میهمانان اصلی امسال این فستیوال هستند و در بخش "تجربه‌های نگاه"، فیلم "ترانزیت" ساخته "کاوه بختیاری" کارگردان ایرانی-سویسی، به نمایش در می‌آید که حاصل رخنه  او در درون جمعی از پناه جویانی است که در آتن در انتظار روز و لحظه موعود برای گذشتن از مرز هستند و ما در گذشته درباره‌اش صحبت کرده‌ایم.

در توضیح محتوای این بخش، گردانندگان فستیوال، به متنی از "هانا آرنت" به نام "بشریت در دوران تاریک" اشاره می‌کنند که در سال ۱۹۶۰ نوشت. او می‌نویسد: «در میان همه آزادی‌هائی که وجود دارند و به ذهن ما می‌رسند، آزادی "حرکت" از نظر تاریخی از همه کهن‌تر و ابتدائی‌تر است. امکان رفتن به جائی که می‌خواهیم، پایه‌ای‌ترین دستاورد انسان آزاد است».

حال اگر آزادی رفت و آمد و حرکت امروز دست کم در جوامع غربی، کاملأ پذیرفته شده قابل لمس است، اما این پرسش را مطرح می‌کند که آیا تجربه دیدار با دیگری را ممکن می‌سازد؟ این پرسشی است که در مورد سینمای مستند نیز مطرح است، چرا که از نیم قرن پیش همه جهان شاهد افزایش نابرابری‌ها، فاجعه‌های زیست محیطی، پدیدار شدن مرز‌ها، دیوار‌ها و مکان‌های طرد تازه، اعم از دیدنی و نا‌دیدنی بوده است. در حالی که "لیبرالیسم نو" بر پایه ایده یک جهان بدون مرز شکل گرفت و ما را با دنیائی انسان‌زده روبرو ساخت که نتیجه آن بی‌تفاوتی است؛ این بی‌تفاوتی که می‌توان آن را به گونه‌ای همکاری با سیستم‌هائی دانست که امروزه از نظر سیاسی و اقتصادی مارا اداره می‌کنند، در ‌‌نهایت به دلایل گوناگون به مصادره هر چه بیشتر آزادی‌های فردی انجامیده.

با این وجود میلیون‌ها نفر از چندی پیش برپاخاستند و به این "دزدی" آشکاری که در جوامع ما رایج شده اعتراض کردند. ما شاهد انقلاب کشورهای عربی، تظاهرات دراسپانیا، یونان، برزیل و ترکیه بودیم و دیدیم که چگونه افراد با ریختن به خیابان‌ها، خطر کشته شدن را هم به جان خریدند و می‌خرند و این پدیده، نوید یک باور تازه را می‌دهد که بر مبنای آن، شهروندان قادرند از این پس آلترناتیو‌های سیاسی دیگری را پیشنهاد کنند.
در این بین آن‌ها هنوز نتوانسته‌اند مرز‌ها را بشکنند. بنابراین، فیلم‌های این بخش تلاش آنهائی را نشان می‌دهد که می‌خواهند با سر سختی و از راه‌های مختلف به جوامعی دست یابند که به روی آن‌ها آغوش نگشوده‌اند و چندان تلاشی برای شناخت آنان نمی‌کنند.

فستیوال "مجمع فیلم‌های مستند" شهر "لوساس"، غیرمسابقه‌ای است و بخش‌های مختلف دارد که امسال در بخش "جاده‌های مستند" به سینمای دو کشور میهمان، بلژیک و آلمان، توجه شده است.

سمینارهائی هم پیرامون این فیلم‌ها تشکیل می‌شود که در آن‌ها گفتگو و بحث پیرامون سینما انجام می‌گیرد. در بخش "تجربه نگاه" که از سال ۱۹۸۹ برپاشده، بین ۲۰ تا ۳۰ فیلم ساخته شده در کشورهای فرانسه زبان، به نمایش در می‌آید.
به سان سال‌های گذشته، فستیوال در میدان اصلی شماری از روستاهای پیرامون "لوساس" و در فضای باز، فیلم‌های برگزیده را نمایش می‌دهد.

 

کشف یک "باستر کیتون" دیگر

پس از کشف فیلم صامت "اورسن ولز"، خبر رسید که یک نسخه دیگر از یک فیلم صامت "باستر کیتون" در بوئنوس‌آیرس- پایتخت آرژانتین، کشف شده است.

"فرناندو پنا"- متخصص تاریخ سینما، که در سال ۲۰۰۸ در همین شهر کپی اصلی فیلم "متروپولیس" شاهکار "فریتس لانگ" را کشف کرده بود، بار دیگر موفق به کشف یک فیلم نادیده دیگر می‌شود.

ماجرا بدین شکل است که او به هنگام تماشای فیلمی که توسط دوستش "فابیو مانس"، پنج سال پیش، از یک کلکسیونر فرانسوی خریده بود، پی برد که صحنه‌هائی در این فیلم وجود دارد که در شناخته شده‌ترین ورژن فیلم کوتاه "باستر کیتون" وجود نداشت؛ از جمله در بخش نخستین و پایانی فیلم. به گفته "فرناندو پنا"، پنج دقیقه‌ای وجود دارد که ربطی یه کپی شناخته شده ندارد. به عنوان مثال، هنرپیشه آمریکائی فیلم که لقبش "هنرپیشه‌ای که هرگز نمی‌خندد" بود، به جای تعمیر رولز رویسش، آن را خراب می‌کند.

این فیلم که در سال ۱۹۲۲ ساخته شده و "مالک آهنگر" نام دارد، قرار است همچون فیلم "اورسن ولز" در فستیوال فیلم‌های صامت شهر "پورده نون" ایتالیا در ماه اکتبر به نمایش درآید.

گفتنی است که "فرناندو پنا" همراه با "فابیو مانس"- صاحب فیلم، برنامه «"فیلمو تکا" را دریکی از شبکه‌های تلویزیونی آرژانتین اجرا می‌کنند.

 

"الویس پریسلی" هنوز زنده است

Elvis Presley
Elvis Presley

"الویس پریسلی"، خواننده و هنرپیشه‌ای که به عنوان "سلطان راک"، این موسیقی و رقص را جهانی کرد، در روز ۱۶ اوت سال ۱۹۷۷، بر اثر استفاده بسیار از ذارو‌های آرام بخش و خواب آور، خوراک نامناسب و چاقی، در خانه خود در "ممفیس"، درگذشت.

جزئیات لحظات پایانی زندگی و مرگ وی که در پی خوردن پی‌ در پی معجونی از دارو‌ها برای مبارزه با بی‌خوابی در طول یک شب که یاد آور مرگ "مایکل جاکسون" می‌شود، بلعیدن چند همبرگر و عوارض جانبی این دارو‌ها، که به ایست قلبی این هنرمند انجامید، در بسیاری از جراید به چاپ رسید. جزئیاتی که بسیار از زندگی پر زرق وبرق ورؤیائی یک "سلطان"، به دور است.

به هررو مرگ الویس در ۴۲ سالگی شمار بسیاری را در سراسر جهان غمگین و عزادار کرد.

به مناسبت سالروز درگذشت وی در روز ۱۶ اوت، ما نیز مرور کوتاهی بر زندگی کوتاه وی انجام می‌دهیم تا ببینیم به چه دلیل لقب "سلطان راک" به او تعلق گرفت وتنها او در جهان، معرف این موسیقی به شمار آمد که البته در ورژن رادیوئی ما قطعات مهمی که به نام‌آوری وی کمک کردند هم شنیده می‌شود.

درسال ۱۹۳۹، موسیقی "بوگی ووگی" سیاهپوستان در آمریکا بسیار رایج شد. اما در جامعه‌نژادپرست آن سال‌ها، اجراکنندگان این موسیقی نمی‌توانستند از برخی حریم‌ها فرا‌تر روند.

پس از پایان جنگ دوم جهانی، همه آن تولیدکنندگان صفحه که علیرغم مقاومت‌ها، موسیقی سیاهپوستان را ضبط و ارائه می‌کردند در جستجوی سفید پوستی بودند که بتواند "ریتم‌ اند بلوز" را سیاهپوست وار بخواند.

الویس پریسلی، که در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمده بود، به مشاغل گوناگون از جمله کار در یک کارخانه وسائل الکتریکی، رانندگی کامیون ومشاغل کوچک دیگر می‌پرداخت.
خانواده الویس که در مرز فقر قرار داشت، به ناچار در همسایگی سیاه پوستان زندگی را سر می‌کرد و الویس اوقات فراغت خود را در محله‌های سیاهپوست‌نشین می‌گذراند و به موسیقی آن‌ها گوش می‌کرد.

الویس که از یازده سالگی تلاش به یاد گیری گیتارکرده بود، در سال ۱۹۵۳ به استودیوی "سام فیلیپس"، "سان رکوردز استودیو" مرا جعه کرد که درآن هرکس می‌توانست با پرداخت ۴ دلار یک صفحه ضبط کند. او می‌خواست صفحه‌ای برای روز مادر و هدیه به مادری که بسیار دوستش می‌داشت پر کند.
الویس دو ترانه رایج آن سال، یعنی "مای هپی نس" و "دتس ون یور هارت ایک بیگینز" را ضبط کرد.

"سام فیلیپس" که از جمله تولید کننده صفحات "جانی کش" بود و دنبال صدائی که صحبتش رفت می‌گشت، از الویس خواست یک تست صدا بگذراند. الویس نتوانست از اجرای ترانه‌ای که به او پیشنهاد شده بود برآید اما به جای ترک استودیو، باز هم گیتارش را به دست گرفت وترانه "دتس اولرایت ماما" اثر "آرتور کرودآپ" را اجرا کرد.
  سام فیلیپس، بسیار تحت تأثیر قرار گرفت و خواست که این ترانه درجا ضبط شود و در آن لحظه بود که "سلطان راک" متولد شد.

باز هم گفتیم "سلطان راک".. شاید بهتر باشد بگوئیم "احیا کننده". چرا که الویس سبک‌های بسیاری را از جمله "جاز"، "کانتری"، "ریتم‌اند بلوز" و موسیقی مذهبی سیاهپوستان "گاسپل"، را در هم می‌آمیخت؛ از این رو "جان لنون"- خواننده گروه "بیتل‌ها"، گفت که پیش از الویس هیچ چیز وجود نداشت.

از سوی دیگر همه عوامل اجتماعی و حتا سیاسی جهان، دست به دست هم داده نیاز به پدیده‌ای چون "الویس" را به وجود آورده بود.

جوانان آمریکائی، با رفاهی که دست کم جامعه سفید پوستان به دست آورده بود، از وقت آزاد بیشتری برخوردار شده خواستار مصرف بودند. بنابراین یک طبقه اجتماعی خاص، یعنی طبقه نسل جوان و نوجوان به وجود آمد که ایده آل خود را در ستارگان سینما و به ویژه "الویس" جستجو می‌کردند.
به موازت آن هم، آنان سال‌ها شاهد آغاز جنگ سرد و اوج "مک کارتیسم" یعنی فشار بر دگراندیشان به اتهام داشتن افکار کمونیستی، در جامعه آمریکا بودند و این مسائل بیش از هر زمان دیگر نیاز به رؤیا و داشتن زندگی بهتر را به وجود آورده بود؛ این رؤیا و خواست را تصویر الویس که از طبقه‌ای فقیر برخاسته به موفقیت دست یافته بود، به خوبی تحقق‌پذیر نشان می‌داد.

Elvis Presley  سلطان راک
Elvis Presley سلطان راک

الویس پریسلی، خود به تنهائی یک انقلاب فرهنگی بود. او در موسیقی و حتا مد جوانان هم تغییر به وجود آورد و زنگ خطری بود برای پدر و مادرهائی که حرکات پا‌ها، باسن وتکان‌های آن را عامل از راه به در رفتن فرزندانشان می‌دانستند؛ بنابراین تلویزیون اجازه نداشت تصویر تمام قد از او بگیرد و به نشان دادن بالا تنه‌اش بسنده می‌کرد. پس راه دیگری جز سینما  باقی نمی‌ماند. در نتیجه الویس در ۳۳ فیلم بازی کرد که شماری از آن‌ها کیفیت چندانی نداشتند وتن‌ها حسنشان دیدن حرکات بدن و شنیدن صدای الویس بود.

الویس بیش از یک میلیارد آلبوم به فروش رساند که ۴۰درصد آن در خارج از آمریکا به فروش رفت.

او ۷۳۷ ترانه ضبط کرد و ۱۱۱ صفحه طلائی ربود. پس از مرگش، طی ۲۴ ساعت،١٠ میلیون صفحه از او به فروش رسید.

 صدای الویس پریسلی، یعنی کسی که به "راک‌ اند‌رول" امکان داد به جمع مویسقی‌های مهم قرن بیستم بپیوندد، حتی ۳۶ سال پس از مرگش مجذوب می‌کند.

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید