دسترسی به محتوای اصلی
راهِ ابریشم

نمایش عروسکی ایرانی در فستیوال "شارل ویل مزیر"

صدا ۱۷:۵۰
توسط : شهلا رستمی

فستیوال جهانی نمایش های عروسکی شهر "شارل ویل مزیر" در فرانسه که از روز 20 تا 29 سپتامبر در این شهر جریان داشت و یکی از فستیوالهائی است که حتا کسانی را که نسبت به نمایش عروسکی بی تفاوت هستند شگفت زده می کند، در هفدهمین برگزاری خود از گروه "داروک" از ایران با نمایش "سند باد" دعوت کرده بود.

تبلیغ بازرگانی

فستیوال جهانی نمایش های عروسکی شهر "شارل ویل مزیر" که توانسته جای بزرگی میان اهالی این هنر و علاقمندان به هنرهای چند وجهی در سراسر جهان بیابد، بدین ترتیب ، باردیگر به این بخش از هنرهای ایران امکان داد تا در صحنه ی فستیوالی حضور پیدا کند که تبدیل به چشم اندازی بزرگ برای فرم های تازه تآتر عروسکی و اشیاء شده است
این فستیوال امسال نیز همه روزه برنامه هائی از گروههای مختلف دنیا را چه در سالن نمایش و چه در خیابان ومکانهای دیگر ارائه می دارد.
گروه داروک تا کنون شماری از نمایشنامه را در شکل های عروسکی به روی صحنه برده ، با آخرین کار خود "سند باد"، شیوه کار با عروسکهای کاغذی را برگزیده است.

گفت‌و گو با فاطمه سوزنگر

داستان نمایش، که توسط "فاطمه سوزنگر" کارگردانی شده و از هزار و یک شب برگرفته شده است، سند باد عاشق را نشان می دهد که دنبال معشوقش می گردد. در این جستجو او وارد معبدی می شود که یک ابوالهول نگهبان آن است. او سندباد را متهم به دزدی می کند اما سند باد ماجرای چگونگی غرق کشتی اش و شنا به سوی ساحل را برای او بازگو می کند. سندباد می گوید در ساحل پیرمردی به نام دوالپا را دیده که در ازای کمک به وی از او می خواهد او را به دوش بکشد وبه خانه اش ببرد. اما پیرمرد دیگر از پشت او پائین نمی آید و او را مجبور به دزدی از معبد می کند. سرانجام سندباد برای رهائی از این دوآلپا، به وی شراب می خوراند و او را مست می کند. درنتیجه پیر مرد از پشت او به زمین می افتد.
پس از شنیدن این قصه، ابوالهول نیز تصمیم می گیرد که شراب سند باد رابچشد
از فاطمه سوزنگر پرسیدم این گروه از کی به وجود آمد و شیوه کار آن به طور کلی چگونه است و آیا سبک نمایش عروسکی را به نسبت داستان برمی گزیند؟

چین هم به "هالی وود" خود دست می یابد

در هفته گدشته، چین چهره ی غافلگیر کننده ی دیگری از خود نشان داد و
با شرکت شماری از ستارگان آمریکائی و آسیائی، گروه بزرگ چینی سینما، "واندا"، زنگ آغاز نخستین طرح "شهرک سینمای" ی خود را زد. این شهرک که در "کینگ دائو" قرار گرفته، می رود تبدیل به مرکزی شود که در آن بیش از صد فیلم در سال ساخته خواهد شد وبا "هالی وود" رقابت خواهد کرد.
در میان هنرمندانی که بر روی فرش قرمز مراسم گشایش این مجتمع گام نهادند، "نیکول کید من"، "لئوناردو دی کاپریو"، "جان تراولتاکاترین زتا جونز" و "چانگ زی یی" دیده می شدند.
رئیس "آکادمی هنر ها و علوم سینما"، "شریل ایزاکس"، که همه ساله جایزه های اسکار را در لس آنجلس تقسیم می کند، نیز حضور داشت و در سخنان خود گفت نهادی که او سرپرستی می کند بسیار از پیاده شدن چنین طرحی خشنود است.
ساختمان این مجتمع بزرگ به مساحت 376 هکتار که 200 هکتار آن به تولیدات سینمائی اختصاص خواهد یافت، آغاز شده اما از سال 2016 آغاز به کار خواهد کرد. این شهرک دارای 20 استودیو، از جمله بزرگترین استودیوی جهان به مساحت 10.000 متر مربع خواهد بود.
این طرح همچنین یک موزه مجسمه های مومی، یک مرکز نمایشگاهها، یک سالن سینما با گنجایش 3000 نفر، یک مرکز خرید و هفت هتل را در بر می گیرد.
برای ساختن این شهرک سینمائی "شرقی" 6.1 میلیارد یورو سرمایه گذاری شده تا چین بتواند به یک "ابر قدرت" فرهنگی نیز تبدیل شود.
مفسران این کار "وانگ جیان لین"، رئیس گروه "واندا" ویکی از ثروتمندترین سرمایه داران چینی بنا به جدولی که توسط مجله "فوربس" در ماه سپتامبر منتشر شد، را یک دیوانگی محض خواندند.
گفتنی که شهر بندری "کینگ دائو" ، برای آبجویش معروف است.
گروه "واندا" که بزرگترین صاحب سینما در دنیا به شمار می آید، به کارهای ساختمانی و خرده فروشی نیز می پردازد.
"زندگی آدل"، برنده نخل طلای امسال کن به سینما ها آمد

"

زندگی آدل" فیلم سه ساعته "عبداللطیف کشیش"، کارگردان فرانسوی-تونسی، که دست کم می بایست یک ساعت آن را کم می کرد، پس از هیاهوهای بسیار در مطبوعات و رسانه ها به دنبال فاش ساز های هنرپیشگان و این که سازنده اش می گفت فیلم به دلیل این که توسط هنرپیشگانش به لجن کشیده شده، نباید نمایش داده شود، سر انجام در تاریخ مقرر به روی پرده سینما ها آمد.
فیلم با نشان دادن زندگی یک دختر 15 ساله به نام "آدل" آغاز می شود که تجربه ای ندارد و تمایلات جنسی خود را در جنس مخالف جستجو می کند. تا این که روزی با دختری با موهای آبی برخورد می کند و کم کم عاشق او می شودو با این دختر خود را کشف می کند. آدل سپس دچار تزلزل می شود و سرانجام به گونه ای بلوغ دست می یابد.
ناگفته نماند که "آدل اگزارکوپولوس" درنقش "آدل" غوغا می کند.
"عبدالطیف کشیس" با هوشمندی به شکل گرفتن تمایلات جنسی در دختران نو جوان می پردازد. دو شخصیت اصلی فیلم او را دخترانی تشکیل می دهند که به خانواده هائی با سطح فرهنگی نابرابر تعلق دارند. او این اختلاف طبقاتی را که سرانجام با عث جدائی آنها می شود از ورای چند تلنگر نشان میدهد. کارگردان از برخورد شدید همکلاسی های آدل، که از طبقه پائین تراجتماع می آید، با همجنس گرائی سخن می گوید. در حالی که اطرافیان و خانواده دختر بورژوا به گونه ای دیگر رفتار می کنند. و گرچه "عبدالطیف کشیش" سکس و معضل شکوفائی تمایلات جنسی را در مرکز فیلم خود قرار می دهد، هیچ گاه از احساسات و اختلافات طبقاتی غافل نمی شود. بنابراین بی پروا و حتا در حد پرونوگرافی، نزدیکی جنسی این دو دختر را نشان می دهد. اما چون در واقع این صحنه ها را همچون صحنه رقص طراحی می کند و احساس در انها می گنجاند، تا حد زیادی از شوکه شدن برخی می کاهد. منتها تکرار زیاد آن خسته کننده می شود. به ویژه این که نخستین صحنه بسیار طولانی است.
گفتنی است که "زندگی آدل" اقتباسی است آزاد از یک داستان مصور به نام "آبی نیز یک رنگ گرم است" اثر "ژولی مارش" که در سال 2010 منتشر شد و جایزه مردم را در فسیتوال مهم داستانهای مصور شهر "آنگولم" در سال 2011 ربود.
"عبداللطیف کشیش"، که نامش با فیلم "گریز" که آن نیز به نوجوانان و مسائلشان می پرداخت، مطرح گردید و با فیلم "دانه وماهی سفید"، فیلمی بی نهایت طولانی در شماری از فستیوالها جایزه گرفت، در فیلم زندگی "آدل" هم، افزون بر معضل جوانان، از دلبستگی های همیشگی اش، نشان دادن صحنه های طولانی خوردن غذا، کتاب و ادبیات دور نمی شود.
فیلم "زندگی آدل" جایزه نخل طلای فستیوال کن را از دست یک هیات داوران متفق القول به ریاست "استیون اشپیلبرگ" برای کارگردان و دو هنرپیشه اش
گرفت.
"استیون اشپیلبرگ"، و دیگر اعضای هیأت داوران، در کنفرانس مطبوعاتی پایان فستیوال دادن این جایزه را توجیه کردند.
"استیون اشپیلبرگ" گفت : "این فیلم بسیار خوب از یک عشق سخن می گوید. ما با دیدن این فیلم به جای این که معذب شویم، احساس کردیم بخت این را داشته ایم که به تماشای فیلمی بنشینیم که از یک عشق بزرگ و شکست آن سخن می گوید. برای نشان دادن آن کارگردان به خود مهمیز نزده بلکه به شخصیت ها زندگی بخشیده، با گزینش این فرم از خود شهامت نشان داده است. "
ابن فیلم اما خیلی زود حواشی بسیاری پیدا کرد.
بدین معنا که کمی پیش از نمایش آن در فستیوال کن در روز 23 مه، در بیانیه ای، سندیکای "اسپیاک- س ژ ت"، سندیکای حرفه ای های سمعی و بصری و سینما، شرایط سخت و تا حدی غیر قانونی کارگران و تکنیسین های فیلم را بر ملا کرد.
بیانیه می گوید که این پرسنل از شرایطی ناپذیرفتنی صحبت می کنند و شماری نیز در وسط فیلمبرداری از کار دست کشیده استعفا داده اند. این کارگران و تکنیسین ها می گویند عبداللطیف کشیش 16 شانزده ساعت کار را 8 ساعت اعلام می کرده و برخی ناچار بودند 11 ساعت در روز کار کنند. اما برای ساعات کار اضافی که قرار بوده 100 یورو مالیات در رفته به آنها پرداخته شود، مالیات در نرفته داده شده است.
ساعات کار مدام و بدون خبر تغییر می کرده کارگران را در روزهای استراحت و یا شب با تلفن بر سر کار احضار می کرده اند. گاه نیز برای رسیدن فوری به محل کار آنها را ناچار می کرده اند که با سرعت 180 کیلومتر در ساعت برانند.
سپس "لئا سادو"،شخصیت مهم دیگر فیلم، از شرایط دشوار کار و روش های "کشیش" در جراید صحبت کرد وکشیش هم به وی پاسخ داد و گفت چون او متعلق به یک خانواده مرفه است، ارزش کاری را که به او سپرده شده نمی داند. ...این ماجرا ادامه پیدا کرد و به فاش سازیهای دیگر انجامید.

"پاپا یکشنبه می آید" اما یکشنبه تبدیل به کابوس می شود

فیلم "پاپا یکشنبه می آید"، ساخته "رادو جوده"، کارگردان جوان رومانیائی، سینمای بسیار پیروزمند این کشور در سالهای اخیر را، بار دیگر پس از فاصله ای کوتاه، بر پرده سینما های فرانسه نمایندگی می کند.
در این فیلم، که به علت کم پولی در چهار روز فیلم برداری شده، ما "ماریوس"، پدر جوانی را می بینیم که از همسرش جدا شده. او روز یکشنبه برای تحویل گرفتن دختر کوچکش وبردن او به تعطیلات، به خانه همسر پیشینش میآید. همسر وی که با دوست تازه و پدر و مادرش زندگی می کند می خواهد از سپردن فرزند به پدرش سر باز زند. در این میان اتفاقات گوناگون می افتد و "ماریوس" را که حسابی از جا در رفته، ناچار به کارهائی می کند که تصورش را نمی کرد.
"پاپا یکشنبه می آید"، گرچه سراسر در یک آپارتمان کوچک می گذرد، نظر به این که با هوشمندی دردسر زوج هائی را نشان می دهد که باید به نوبت بچه های خود را ببینند، به درام های خانوادگی با طنز و نکته سنجی مناسب نگاه می کند. از این رو فیلمی می شود تأثیر گذار. ضرب آهنگ وبازیهای خوب هنرپیشگان آن هم نقش مهمی در این تأثیر گذاری پیدا می کنند. گفتنی است که "رادو جوده" به دلیل بی پولی به مدت شش ماه با هنرپیشگانش، که همگی از تآتر می آیند، تمرین کرده است تا بتواند از روزهای فیلمبرداری بکاهد.
عجیب اینجاست که منتقدین چندان از این فیلم صحبت نمی کنند در حالی که به جز پایانی شلوغ و کمی سردرگم، این فیلم از بسیاری از فیلم هائی که پیرامونشان تبلیغ بسیار می شود و در اینجا منظورم فیلم های فرانسوی و از جمله فیلم بی محتوای "زندگی روز مره، ایزابل چایکا" ست.

تندیس "هارون الرشید" هم قربانی جهادیون شد

جهادیون وابسته به القاعده، گروه "حکومت اسلامی در عراق و لبنان" ، یکی از تندیس های "هارون الرشید"، خلیفه عباسی را با گفتن این که باید با بت پرستی مبارزه کرد، در شهر "رقه"، در شمال شرقی سوریه، ویران کردند.
به گفته دیده بان حقوق بشر سوریه، این گروه تهدید کرده است که همه "بت" ها را در شهر خواهد شکست.
این که "هارون ارشید" (765-809) خلیفه ای مهم خاندان عباسی بود که بغداد را به پایتختی برگزید و به این شهر جلوه خاصی بخشید، و از این رو می بایست تندیسش به عنوان برگی ازتاریخ این منطقه نگهداری شود، در آن شکی نیست بنابراین ویران کردن آن توسط مشتی نادان باید هشداری برای همه بشریت به شمار آید.
"هارون ارشید" را در غرب به عنوان خلیفه داستانهای هزار ویک شب می شناسند. او شهر "رقه" را دوست می داشت و در آن زندگی کرده بود.
گفتنی است که در روز 12 فوریه گذشته نیز جهادیون وابسته به جبهه "النصرت"، سر تندیس شاعر مهم دوران عباسی "ابو علا المعری" را از بدنش جدا کردند چرا که او شاعری بود که اسلام و مذاهب دیگر را مورد انتقاد قرار داده بود.
در روز 26 سپتامبر نیز در همین شهر "رقه"، که تا دیروز زیر کنترل نیروهای دولتی سوریه نبود، تندیس های دوکلیسا توسط همین گروه "حکومت اسلامی در عراق و لبنان" به آتش کشیده شدند و صلیب و زنگ آنها را ویران کردند. این گروه در تلاش است در این شهر اسلام افراطی طالبانی برقرار کند.

"شب سفید" یا شب بی خواب امشب است

برای دوازدهمین بار، شهرداری پاریس، برنامه "شب سفید" یا "شب بی خواب" را امشب، 5 اکتبر، برپا می کند. بدین مناسبت، در شماری از مکانهای پر تحرک شرق شهر پاریس، در مسیری که نقشه اش ار پیش تعیین شده شماری برنامه گوناگون و مکانهائی برای رقص پیش بینی شده است.
شب زنده داران خواهند توانست چیده مانهائی را که در این مسیر قرار داده شده ببینند و از یک برنامه آتش بازی چینی که بر روی یگ کشتی در حال حرکت به روی رودخانه سن انجام می گیرد، لذت ببرند.
"فوجیکو ناکایا" تندیس هائی را در میدان نوسازی شده "رپوبلیک" با به وجود آوردن مه قرار می دهد، "حسن خان"، یکی از سردمداران موسیقی الکترونیک مصری، یک مجموعه صوتی و نورانی را ارائه می دارد، "پاله نیلسن"، میدان "باستیل" و استالینگراد را تبدیل به یک زمین بازی بزرگ می کند و شماری هلیکوپتر با آهنگ یک کوارتت زهی، ساخته اشتوکهاوزن، بر روی رودخانه سن باله ای غریب می آفرینند.
به هر رو هنرمندانی که از پنج قاره جهان آمده اند، مسیر ساحل رودخانه سن، کانال "سن مارتن"، محله "ماره" و "منیل مونتان" را در جا به فضائی جادوئی تبدیل می کنند.
بازدیدهائی همراه با راهنما برای خانواده ها و افراد دارای مشکلات جسمی پیش بینی شده است.
خطوط 1 و 5 متروی پاریس به این مناسبت تمام شب باز خواهند بود. البته این برنامه ویژه پاریس نیست بلکه در حومه و چند شهر دیگر فرانسه هم برگزار می شود.
quefaire.paris.fr/nuitblanche/programme
quefaire.paris.fr/articles/147
 

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

اخبار جهان را با بارگیری اَپ ار.اف.ای دنبال کنید

این صفحه یافته نشد

صفحۀ مورد توجۀ شما یافته نشد.